پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳
۰۹:۵۲ - ۰۷ خرداد ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۳۰۱۵۵۳
چهره ها در سینما و تلویزیون

گفت‌وگو با داریوش کاردان؛ بازیگر سینما وتلویزیون

طنــز من نیشـدار است

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران,داریوش کاردان
داریوش کاردان، مجری، دوبلور، طنزپرداز، کارگردان و بازیگر تلویزیون بعد از سال‌ها کم‌کاری در عرصه تصویر با اولین تجربه سینمایی‌اش آشوب به کارگردانی کاظم راست‌گفتار بر پرده سینماها حضور دارد.

او سال‌ها مجری برنامه‌های مختلف تلویزیونی بود که ازجمله آنها می‌توان به «نوروز ۷۵ و نوروز ۷۶»، «صندلی داغ»، «شبکه سه و نیم»، «برنامه اقتصادی هامار»، «ماه من سلام» و... اشاره کرد که کاردان را به دلیل تسلط و صراحت لهجه در اجرای آنها به شهرت رساند. کاردان البته بازیگر خوبی هم هست و سریال‌های «معمای شاه»، «سال‌های مشروطه»، «کلاه پهلوی» و... ازجمله آثاری است که او در آنها نقش‌آفرینی کرده است. با کاردان به بهانه بازی در فیلم «آشوب» به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

بعد از سال‌ها کم‌کاری در بازیگری و اجرا با بازی در فیلم سینمایی «آشوب» که درواقع اولین تجربه سینمایی شما هم محسوب می‌شود، دوباره به این عرصه برگشتید، چه شد که بازی در این فیلم را پذیرفتید؟

آقای راست‌گفتار، کارگردان فیلم از دوستان من هست و قبلا چندین بار برای بازی در فیلم‌های مختلف از من دعوت کرده بود که بنابه دلایلی آن پروژه‌ها خوابید و نشد که همکاری کنیم، اما به هر حال همیشه دوست داشتم در کنار آقای راست‌گفتار کاری انجام بدهم و وقتی پیشنهاد بازی در نقش «مهندس سپاسی» را به من داد، با این‌که کوتاه بود (که البته اکثر نقش‌های این فیلم کوتاه هستند)، آن را پذیرفتم. البته من قبلا هم پیشنهاد بازی در سینما را داشتم که کارهای شاخصی هم بودند، اما چون نقش را دوست نداشتم آنها را رد کردم.

 

«مهندس سپاسی» چه ویژگی‌هایی داشت که برای شما جذاب بود و اساسا از چه زاویه‌ای خواستید او را به تصویر بکشید که برای مخاطب باورپذیرتر باشد؟

در طول سال‌هایی که در حوزه هنر و بازیگری فعالیت می‌کنم، همیشه سعی کرده‌ام نقش‌های خاص بازی کنم. آدمی که نقشش را بازی می‌کنم یا باید خیلی خوب باشد یا خیلی بد یا معتاد یا قاتل یا...، به هر حال غیرعادی باشد. دوست ندارم نقش یک آدم عادی را بازی کنم و آدم‌هایی که تا به حال نقششان را بازی کردم، همگی ویژگی‌های موردنظرم را داشتند. «مهندس سپاسی» هم آدمی است که به قدری ظلم کشیده و در حقش اجحاف شده که دیگر تبدیل به گرگ شده و انسان‌های مستعد را شکار می‌کند. این شخصیت البته در عین این‌که قربانی می‌گیرد، خودش هم یک قربانی است.

 

اغلب نقش‌هایی که شما بازی کردید منفی هستند. چرا بازی در نقش‌های منفی را به مثبت ترجیح می‌دهید؟

نه، واقعا تمرکزی روی نقش منفی یا مثبت ندارم، فقط همان‌طور که گفتم دوست دارم نقش خاص بازی کنم. در کارنامه کاری‌ام هم نقش مثبت دارم. مثلا نقشی که در سریال «نردبام آسمان» داشتم یا نقش‌های دیگر، اما به هر حال وقتی نقش منفی پیشنهاد می‌کنند اگر جای کار داشته باشد آن را رد نمی‌کنم، ضمن این‌که خیلی‌ها هم از نقش منفی فرار می‌کنند و ما جای آنها را پر می‌کنیم.

 

پس مثل اغلب بازیگران بر این باور نیستید که حضور در نقش‌های منفی، بازیگر را در ذهن مخاطب ماندگارتر می‌کند؟

نه، قبول ندارم. به نظر من بازی‌ خوب است که ماندگار می‌شود. اتفاقا مردم نقش‌های منفی را به دلیل دافعه‌ای که دارد، دوست ندارند، اما در عین حال اگر نقش منفی‌ای خوب درآید، مسلما در ذهن مردم می‌ماند. مثلا من در «کلاه پهلوی» نقش جوانشیر را که شخصیتی بسیار منفی و منفور بود، بازی کردم و حتی کلی هم بابت آن حرف نامربوط شنیدم که مثلا عجب آدم پستی در این سریال بودی و...، این حرف‌ها البته مرا این باور می‌رساند که توانستم نقشم را خوب بازی کنم و به قول معروف از پس آن برآمدم.

 

برای ارائه نقش «مهندس سپاسی» چقدر به مابه ازاهای بیرونی‌اش در جامعه یا کتاب‌های تاریخی رجوع کردید؟

ما به ازای بیرونی این شخصیت در عالم سیاست در تمام طول تاریخ ایران و جهان زیاد است. کم نبودند و نیستند آدم‌هایی که با فرصت‌طلبی جذب نیروهای حاکم می‌شوند و در این بین به دنبال امیال شخصی خودشان هستند و بعضا ممکن است خدمات شایانی هم انجام دهند!

 

شما از زمان ورود به دنیای بازیگری تا به حال، غالبا در آثار تاریخی نقش‌آفرینی کردید و گویا به بازی در نقش‌های تاریخی علاقه‌مندید. این گرایش و علاقه از کجا نشأت می‌گیرد؟

به نظرم برای علاقه نمی‌شود دلیل پیدا کرد. آدم گاهی از کسی یا چیزی خوشش می‌آید و وقتی می‌گویند چرا؟ نمی‌تواند برایش دلیل قانع‌کننده‌ای بیاورد. من هم به تاریخ علاقه دارم، اما این‌طور نیست که صرفا اصرار به بازی در کارهای تاریخی داشته باشم.

 

در سال‌های دور از کارگردانان و تهیه‌کنندگان موفق برنامه‌های طنز تلویزیونی بودید، اما دیگر به فعالیت‌هایتان در این عرصه ادامه ندادید. قصد ندارید دوباره آن جنس طنزها را در تلویزیون بسازید؟

من همیشه این قصد را داشتم و دارم، اما واقعا الان و بعد از این‌همه سال دیگر نمی‌توانم بروم تلویزیون و درخواست برنامه‌سازی کنم. با وجود این در یکی دو سال گذشته خودم پیشقدم شدم و چند طرح پیشنهاد دادم، اما انگار زبان طنز من کمی نیشدار است یا از من خوششان نمی‌آید!

 

خب این اقتضای کارهای من است و طنزی که می‌سازم نیشدار است. امیدوارم مسئولان فرهنگی کشور طنز را و خنداندن مردم را جدی بگیرند و کمکی کنند به نشاط جامعه. در جامعه ما خندیدن دیگر دارد محو می‌شود و من دلم می‌خواهد مردم بخندند. آرزویم این است که روزبه‌روز برنامه‌ها و فیلم‌های طنز (به معنای واقعی کلمه) بیشتر شود.

 

 

  • 13
  • 5
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
محمدرضا احمدی بیوگرافی محمدرضا احمدی؛ مجری و گزارشگری ورزشی تلویزیون

تاریخ تولد: ۵ دی ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

حرفه: مجری تلویزیون

شروع فعالیت: سال ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی حسابداری و تحصیل در رشته مدیریت ورزشی 

ادامه
رضا داوودنژاد بیوگرافی مرحوم رضا داوودنژاد

تاریخ تولد: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر

شروع فعالیت: ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۲

تحصیلات: دیپلم علوم انسانی

درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

ادامه
فرامرز اصلانی بیوگرافی فرامرز اصلانی از تحصیلات تا شروع کار هنری

تاریخ تولد: ۲۲ تیر ۱۳۳۳

تاریخ وفات : ۱ فروردین ۱۴۰۳ (۷۸ سال)

محل تولد: تهران 

حرفه: خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا، نوازندهٔ گیتار 

ژانر: موسیقی پاپ ایرانی

سازها: گیتار

ادامه
علیرضا مهمدی بیوگرافی علیرضا مهمدی؛ پدیده کشتی فرنگی ایران

تاریخ تولد: سال ۱۳۸۱ 

محل تولد: ایذه، خوزستان، ایران

حرفه: کشتی گیر فرندگی کار

وزن: ۸۲ کیلوگرم

شروع فعالیت: ۱۳۹۲ تاکنون

ادامه
زهرا گونش بیوگرافی زهرا گونش؛ والیبالیست میلیونر ترکی

چکیده بیوگرافی زهرا گونش

نام کامل: زهرا گونش

تاریخ تولد: ۷ جولای ۱۹۹۹

محل تولد: استانبول، ترکیه

حرفه: والیبالیست

پست: پاسور و دفاع میانی

قد: ۱ متر و ۹۷ سانتی متر

ادامه
سوگل خلیق بیوگرافی سوگل خلیق بازیگر جوان سینمای ایران

تاریخ تولد: ۱۶ آبان ۱۳۶۷

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۸۷ تاکنون

تحصیلات: لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر تهران

ادامه
شیگرو میاموتو سفری به دنیای بازی های ویدیویی با شیگرو میاموتو

تاریخ تولد: ۱۶ نوامبر ۱۹۵۲

محل تولد: سونوبه، کیوتو، ژاپن 

ملیت: ژاپنی

حرفه: طراح بازی های کامپیوتری و نینتندو 

تحصیلات: کالج هنر کانازاوا

ادامه
عین القضات همدانی زندگینامه عین القضات همدانی عارف و شاعر قرن ششم هجری

تاریخ تولد: سال ۴۹۲ هجری قمری

محل تولد: همدان، ایران

حرفه: حکیم، نویسنده، شاعر، مفسر قرآن، محدث و فقیه

مدت عمر: ۳۳ سال

درگذشت: در ششم جمادی‌الثانی سال ۵۲۵ هجری قمری

ادامه
اسماعیل محرابی بیوگرافی اسماعیل محرابی؛ بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۵ فروردین ۱۳۲۳

محل تولد: تنکابن، مازندران

حرفه: بازیگر سینما و تلویزیون

شروع فعالیت: ۱۳۴۵ تاکنون

تحصیلات: لیسانس تئاتر

ادامه
دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی

دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی شهاب حسینی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است که تا به حال در آثار فاخری مانند محیا، دلشکسته، شهرزاد و... به نقش آفرینی پرداخته است. این هنرمند در هر یک از هنرنمایی های خود دیالوگ های ماندگاری دارد که در ادامه این مقاله از سرپوش قصد داریم به بخشی از آنها اشاره کنیم. بیوگرافی کوتاه از شهاب حسینی سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. وی اصالتا تن کابنی است و تحصیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه تهران برای مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. وی در سال ۱۳۷۳ با پریچهر قنبری ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند پسر به نام های محمد امین و امیرعلی است. فعالیت هنری شهاب حسینی با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو شروع شد. از جمله جوایز این هنرمند می توان به موارد زیر اشاره کرد: - او برای بازی در شمعی در باد (۱۳۸۲) و رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳) نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد.  - حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. -  او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. - او در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نیز با ایفای نقش در فیلم فروشنده توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی؛ درباره شهاب حسینی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی فیلم سینمایی دلشکسته در نقش امیرعلی: - هر کی ریــش گـذاشت مسلمـــون نیـست، هـــرکی پیـشونیش رو داغ کـــرد، مــرد خــدا نیست. - تو همه ی اعتقادا اشتباه میشه. همیشه ام یه عده گرگن تو لباس میش! -  من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم - ما فردا میایم خواستگاری، دیگه نمی خوام خواهرم باشی می خوام نفسم باشی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در فیلم دلشکسته سریال شهرزاد در نقش قباد: -شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم. - ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم. -  آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده. -  میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین ۱۰-۱۲ ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟ - قباد : فقط یه سوال، خیلی دلم می خواد جوابشو بدونم، تو هنوزم دلت باهاشه؟ شهرزاد : فراموشی زمان می بره، فقط فکر می کنم اگه من به هر دری زدم، و اونی نشد که می خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا - موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه ی وجودم دوست دارم. عاشقتم - قباد : سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد : دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار -قباد : این کارو باهام نکن شهرزاد. اینطوری خردم نکن. من هنوز دوستت دارم، خیلی بیشتر از قبل. همه چیو خراب نکن شهرزاد : برو قباد، پشت سرتم دیگه نگاه نکن -  من چی کار به کسی داشتم، داشتم زندگیمو می کردم. با بدبختی خودم سر و کله می زدم. اصلا روحمم خبر داشت همچین کسی تو این دنیا زندگی می کنه؟ کی نشونم داد؟ شما. بعدشم که فرستادینم تو بهشت تازه می خواستم بفهمم زندگی یعنی چی؟ تازه طعمش داشت زیر دهنم مزه مزه می کرد که یقه مو گرفتین ترپ انداختینم وسط جهنم. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال شهرزاد سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا: -تو را به جای همه دوست میدارم-تو را به خاطر عطر نان گرم برفی که اب میشود -برای بخشش اولین گناه-تو را برای دوست داشتن دوست میدارم-تو را به خاطر تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم ...  - همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛همين  - مظفر:منوببخش ...یافراموش کن! حبیب:میبخشم...ولی فراموش نمیکنم!!!  -حبيب: فقط چرا فكر مي كنيد كه سفر اعزام ممكنه منتفي بشه؟ دكتر: اين مملكت پسرجان،سرزمين گسل و زلزله و پس لرزه است!آدم از فردا روزش - این و خداوند باید جواب بده ، باید جواب این سوال رو بده ! اگه تو این دنیا هیچ جایی برای آرامش وجود نداره ؛ و اگه تمام رویاهای ما از عشق ، عدالت و آزادی فقط ی خیال بیهودس! پس چرا ما رو آفرید ؟!... -ميدوني چيه تقي جان؟من بر خلاف مرحوم پدرم،ازسياست چيز زيادي نميدونم! همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛ همين دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال مدار صفر درجه سایر فیلم ها: -یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره ... (درباره الی) - میدونی برتر از عشق بی فرجام چیه؟فرجام بدون عشق... (برف روی شیروانی داغ) - من زندگی مو باختم حاج اقا منو از زندون می ترسونی؟برو از خدا بترس ... (جدای نادر از سیمین) - جنگ احساس مسولیته نه شلیکه گلوله ... (شوق پرواز) - هر چه تو اوج میگیری دنیا از دید تو بزرگتر می شود و تو از دید دنیا کوچکتر می شوی ... (شوق پرواز) - تو کویر ادم به خدا نزدیک تره چون اسمون به زمین نزدیک تره ... (پلیس جوان) - میدونی چیت حرص ادمو درمیاره؟اینکه حالت از من بده ولی حس واقعیتو بهم نمیگی خب چیه هر چی هست بیا به خودم بگو فکر میکنی چیزیمه؟فکر میکنی چون چیزیمه عرضه ندارم پس چون عرضه ندارم دیگه.....این منصفانه نیست چون من دارم سعی خودمو میکنم غلطی تا حالا نتونستم بکنم چون نمیتونم تمرکز کنم رو کاری ک باید بکنم نمیتونم تمرکز کنم چون همه ی وقتمو اون چرت وپرتا ی مزخرف و دغدغه های احمقانه پر کرده دانشکده ی مزخرف و شاگردای خنگ و... (پرسه در مه) گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش