چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳
۱۱:۲۴ - ۱۸ آذر ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۹۰۴۸۱۴
چهره ها در سینما و تلویزیون

انتقاد از هنرپیشه‌ها در تشییع فرج حیدری

فرج الله حیدری,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران
پیکر مرحوم فرج الله حیدری در حالی به سمت آرامگاه ابدی بدرقه شد که برخی سینماگران نسبت به بی توجهی هنرپیشه‌هایی که جلوی دوربین این فیلمبردار مطرح شده‌اند در مراسم تشییع اش انتقاد کردند. 

به گزارش ایسنا، صبح یکشنبه هجدهم آذر ماه مراسم تشییع فرج الله حیدری فیلمبردار باسابقه سینما در خانه سینما خیابان وصال با حضور جمعی از سینماگران مانند رضا صفایی، مهدی میامی، اکبر اصفهانی، مهدی احمدی، حبیب‌الله اسماعیلی، گلاره عباسی، مازیار میری، همایون اسعدیان، تورج منصوری، نیما شاهرخ شاهی و حسین فرح بخش برگزار شد. 

 

تورج منصوری که اجرای این مراسم را برعهده داشت، در ابتدا با بیان اینکه نمی‌دانم باید از روزهای خوشی فرج الله حیدری بگویم یا روزهای سخت و تنهایی او، گفت: او مرا به یاد سفری می‌اندازد که در آن دریانوردی را دیدم که حالش بد بود چون سه سال خشکی را ندیده و دلتنگ بود. آنجا متوجه شدم ما هم مثل دریانوردان هستیم و مرگ در آب، مرگ آسان تری است و شاید هر دریانوردی بخواهد در آب بمیرد.

 

این فیلمبردار افزود: حتما هر سینماگری هم دلش می‌خواهد در حال کار بمیرد و چیزی که مرگ این همکار ما را تسریع کرد زندگی در خشکی بود، او خشک شد. 

 

وی گفت: من با فرج کار نکرده بودم ولی با او زیاد حرف زده بودم و از دلتنگی‌هایش خبر داشتم. در طول راه فکر می‌کردم چه باید بگویم چون معلوم است که همه غمگین و متاسف هستیم. اما می‌خواهم بگویم فرج حیدری ماهی‌ای بود که چند سال از آب بیرون بود و یک چیزی او را شکست که آن هم فوت پسرش بود و بعد از آن نتوانست کمر راست کند. این ماهی این‌بار از آب بیرون افتاد چون آب با او بی‌مهری کرد. خدا روح او را غرق آرامش کند و برای کسی این اتفاق سخت را (داغ فرزند) پیش نیاورد. 

 

منصوری یادآور شد: او سه سال آخر به ایران برگشت و بخاطر دوری طولانی ناچار خانه نشین شد و بنا به وضعیت و شرایط سینما فرصت کار فراهم نشد. به همین دلیل مدتی برای او در تنهایی سپری شد ولی دیگر نتوانستیم او را از آن تنهایی بیرون آوریم.  من از طرف انجمن فیلمبرداران تاثر عمیق را اعلام و آرزو می‌کنم بعد از مرگ به یاد هم نیفتیم و نگذاریم وقتی اینجا خوابیدیم بگوییم ای داد بیداد، یکی دیگر از ما هم رفت. ما قطره‌های آبی هستیم که اسمش سینماست. 

 

او سپس از رییس هیات مدیره خانه سینما دعوت کرد تا سخنانی را مطرح کند. 

 

همایون اسعدیان گفت: معمولا رسم است وقتی اینجا قرار می‌گیریم از هم تعریف میکنیم که امیدوارم برای من هم همین‌طور باشد.

 

وی افزود: من فیلم اولم را با فرج حیدری کار کردم و خیلی از او یاد گرفتم و مدیون شجاعتش هستم. صحنه‌هایی در فیلم هست که اگر او نبود من جرات گرفتن آن ها را نداشتم و همه را فرج‌ حیدری انجام داد و من خیلی از ترفندهایش را بلد نبودم. 

 

او ادامه داد: متاسفم که این سالها این طور گذشت ولی می‌خواهم گله کنم که بسیاری از هنرپیشه‌های ما با زیبایی شناسی فرج حیدری و جلوی دوربین او مطرح شدند و الان حضور ندارند و فقط در مراسمی شرکت می‌کنند که بیشتر دیده شوند. جای تأسف است که این چندمین مراسمی است که به این شکل در خانه سینما برگزار می‌شود. 

 

سپس فراز حیدری پسر این فیلمبردار که نمی‌توانست صحبت کند، گفت: عزیزترین رفیقم را از دست داده‌ام و فقط می‌توانم از همه تشکر کنم. 

 

در پایان منوچهر شاهسواری مدیر عامل خانه سینما نیز در سخنانی بیان کرد: یکی از موقعیت‌های دراماتیک خانه سینما همین است که همه ما را متهم می‌کند اینجا فقط به محل تشییع تبدیل شده است. اما واقعیت تلخی که با آن مواجه هستیم همان است که دوستان دیگر گفتند و اینکه فراموش می‌کنیم آنچه ساخته می‌شود، محصول زحمت افراد زیادی است.

 

وی گفت: سینما اگر روزهای خوشی را دیده حتما افراد زیادی بابت آن زمان کشیده‌اند و حتما یکی از آن‌ها فرج حیدری است که غریزی سینما را یاد گرفته بود. مرگ امر مقدر همه ماست و چه بهتر که در آغوش دوستان و فضایی که برایمان دلپذیر است آن را تجربه کنیم. امیدوارم این لحظه برای "فرج" خوب باشد. 

 

در پایان نوه این هنرمند قطعه شعری را برای پدربزرگش خواند و در حالی که  اشک می‌ریخت، گفت: کسی که اینجا خوابیده دوست و همبازی من بود نه فقط پدربزرگم.

 

نماز میت آخرین بخش این مراسم بود و پس از آن حاضران برای خاکسپاری در قطعه هنرمندان راهی بهشت زهرا شدند. 

 

فرج‌الله حیدری از فیلمبرداران مطرح ایرانی ۱۵ آذرماه در سن ۶۲ سالگی بر اثر ایست قبلی درگذشت.

 

فرج‌الله حیدری در سال ۱۳۳۵ در تهران متولد شد. او دارای مدرک تحصیلی دیپلم ریاضی بود و فعالیت خود در سینما را با دستیاری فیلمبرداری فیلم «کوچه مردها» ساخته سعید مطلبی در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد.

 

او تاکنون مدیر فیلمبرداری بیش‌ از ۳۰ فیلم سینمایی و فیلمبردار نزدیک به ۲۰ اثر سینمایی بوده است.

 

فیلمبرداری «سام و نرگس» و «می‌خواهم زنده بمانم» به کارگردانی ایرج قادری و «روز شیطان» به کارگردانی بهروز افخمی از جمله کارهای مرحوم حیدری بوده است.

 

همکاری با فیلم‌های «قاعده بازی» احمدرضا معتمدی و «پارک‌وی» فریدون جیرانی در سال ۸۵ از آخرین کارهای این فیلمبردار است. فیلمبرداری فیلم «کارناوال مرگ» در سال ۸۷ آخرین کار وی در سینما محسوب می‌شود.

 

  • 18
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
محمدرضا احمدی بیوگرافی محمدرضا احمدی؛ مجری و گزارشگری ورزشی تلویزیون

تاریخ تولد: ۵ دی ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

حرفه: مجری تلویزیون

شروع فعالیت: سال ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی حسابداری و تحصیل در رشته مدیریت ورزشی 

ادامه
رضا داوودنژاد بیوگرافی مرحوم رضا داوودنژاد

تاریخ تولد: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر

شروع فعالیت: ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۲

تحصیلات: دیپلم علوم انسانی

درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

ادامه
فرامرز اصلانی بیوگرافی فرامرز اصلانی از تحصیلات تا شروع کار هنری

تاریخ تولد: ۲۲ تیر ۱۳۳۳

تاریخ وفات : ۱ فروردین ۱۴۰۳ (۷۸ سال)

محل تولد: تهران 

حرفه: خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا، نوازندهٔ گیتار 

ژانر: موسیقی پاپ ایرانی

سازها: گیتار

ادامه
علیرضا مهمدی بیوگرافی علیرضا مهمدی؛ پدیده کشتی فرنگی ایران

تاریخ تولد: سال ۱۳۸۱ 

محل تولد: ایذه، خوزستان، ایران

حرفه: کشتی گیر فرندگی کار

وزن: ۸۲ کیلوگرم

شروع فعالیت: ۱۳۹۲ تاکنون

ادامه
زهرا گونش بیوگرافی زهرا گونش؛ والیبالیست میلیونر ترکی

چکیده بیوگرافی زهرا گونش

نام کامل: زهرا گونش

تاریخ تولد: ۷ جولای ۱۹۹۹

محل تولد: استانبول، ترکیه

حرفه: والیبالیست

پست: پاسور و دفاع میانی

قد: ۱ متر و ۹۷ سانتی متر

ادامه
سوگل خلیق بیوگرافی سوگل خلیق بازیگر جوان سینمای ایران

تاریخ تولد: ۱۶ آبان ۱۳۶۷

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۸۷ تاکنون

تحصیلات: لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر تهران

ادامه
شیگرو میاموتو سفری به دنیای بازی های ویدیویی با شیگرو میاموتو

تاریخ تولد: ۱۶ نوامبر ۱۹۵۲

محل تولد: سونوبه، کیوتو، ژاپن 

ملیت: ژاپنی

حرفه: طراح بازی های کامپیوتری و نینتندو 

تحصیلات: کالج هنر کانازاوا

ادامه
عین القضات همدانی زندگینامه عین القضات همدانی عارف و شاعر قرن ششم هجری

تاریخ تولد: سال ۴۹۲ هجری قمری

محل تولد: همدان، ایران

حرفه: حکیم، نویسنده، شاعر، مفسر قرآن، محدث و فقیه

مدت عمر: ۳۳ سال

درگذشت: در ششم جمادی‌الثانی سال ۵۲۵ هجری قمری

ادامه
اسماعیل محرابی بیوگرافی اسماعیل محرابی؛ بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۵ فروردین ۱۳۲۳

محل تولد: تنکابن، مازندران

حرفه: بازیگر سینما و تلویزیون

شروع فعالیت: ۱۳۴۵ تاکنون

تحصیلات: لیسانس تئاتر

ادامه
دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی

دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی شهاب حسینی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است که تا به حال در آثار فاخری مانند محیا، دلشکسته، شهرزاد و... به نقش آفرینی پرداخته است. این هنرمند در هر یک از هنرنمایی های خود دیالوگ های ماندگاری دارد که در ادامه این مقاله از سرپوش قصد داریم به بخشی از آنها اشاره کنیم. بیوگرافی کوتاه از شهاب حسینی سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. وی اصالتا تن کابنی است و تحصیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه تهران برای مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. وی در سال ۱۳۷۳ با پریچهر قنبری ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند پسر به نام های محمد امین و امیرعلی است. فعالیت هنری شهاب حسینی با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو شروع شد. از جمله جوایز این هنرمند می توان به موارد زیر اشاره کرد: - او برای بازی در شمعی در باد (۱۳۸۲) و رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳) نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد.  - حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. -  او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. - او در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نیز با ایفای نقش در فیلم فروشنده توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی؛ درباره شهاب حسینی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی فیلم سینمایی دلشکسته در نقش امیرعلی: - هر کی ریــش گـذاشت مسلمـــون نیـست، هـــرکی پیـشونیش رو داغ کـــرد، مــرد خــدا نیست. - تو همه ی اعتقادا اشتباه میشه. همیشه ام یه عده گرگن تو لباس میش! -  من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم - ما فردا میایم خواستگاری، دیگه نمی خوام خواهرم باشی می خوام نفسم باشی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در فیلم دلشکسته سریال شهرزاد در نقش قباد: -شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم. - ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم. -  آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده. -  میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین ۱۰-۱۲ ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟ - قباد : فقط یه سوال، خیلی دلم می خواد جوابشو بدونم، تو هنوزم دلت باهاشه؟ شهرزاد : فراموشی زمان می بره، فقط فکر می کنم اگه من به هر دری زدم، و اونی نشد که می خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا - موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه ی وجودم دوست دارم. عاشقتم - قباد : سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد : دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار -قباد : این کارو باهام نکن شهرزاد. اینطوری خردم نکن. من هنوز دوستت دارم، خیلی بیشتر از قبل. همه چیو خراب نکن شهرزاد : برو قباد، پشت سرتم دیگه نگاه نکن -  من چی کار به کسی داشتم، داشتم زندگیمو می کردم. با بدبختی خودم سر و کله می زدم. اصلا روحمم خبر داشت همچین کسی تو این دنیا زندگی می کنه؟ کی نشونم داد؟ شما. بعدشم که فرستادینم تو بهشت تازه می خواستم بفهمم زندگی یعنی چی؟ تازه طعمش داشت زیر دهنم مزه مزه می کرد که یقه مو گرفتین ترپ انداختینم وسط جهنم. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال شهرزاد سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا: -تو را به جای همه دوست میدارم-تو را به خاطر عطر نان گرم برفی که اب میشود -برای بخشش اولین گناه-تو را برای دوست داشتن دوست میدارم-تو را به خاطر تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم ...  - همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛همين  - مظفر:منوببخش ...یافراموش کن! حبیب:میبخشم...ولی فراموش نمیکنم!!!  -حبيب: فقط چرا فكر مي كنيد كه سفر اعزام ممكنه منتفي بشه؟ دكتر: اين مملكت پسرجان،سرزمين گسل و زلزله و پس لرزه است!آدم از فردا روزش - این و خداوند باید جواب بده ، باید جواب این سوال رو بده ! اگه تو این دنیا هیچ جایی برای آرامش وجود نداره ؛ و اگه تمام رویاهای ما از عشق ، عدالت و آزادی فقط ی خیال بیهودس! پس چرا ما رو آفرید ؟!... -ميدوني چيه تقي جان؟من بر خلاف مرحوم پدرم،ازسياست چيز زيادي نميدونم! همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛ همين دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال مدار صفر درجه سایر فیلم ها: -یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره ... (درباره الی) - میدونی برتر از عشق بی فرجام چیه؟فرجام بدون عشق... (برف روی شیروانی داغ) - من زندگی مو باختم حاج اقا منو از زندون می ترسونی؟برو از خدا بترس ... (جدای نادر از سیمین) - جنگ احساس مسولیته نه شلیکه گلوله ... (شوق پرواز) - هر چه تو اوج میگیری دنیا از دید تو بزرگتر می شود و تو از دید دنیا کوچکتر می شوی ... (شوق پرواز) - تو کویر ادم به خدا نزدیک تره چون اسمون به زمین نزدیک تره ... (پلیس جوان) - میدونی چیت حرص ادمو درمیاره؟اینکه حالت از من بده ولی حس واقعیتو بهم نمیگی خب چیه هر چی هست بیا به خودم بگو فکر میکنی چیزیمه؟فکر میکنی چون چیزیمه عرضه ندارم پس چون عرضه ندارم دیگه.....این منصفانه نیست چون من دارم سعی خودمو میکنم غلطی تا حالا نتونستم بکنم چون نمیتونم تمرکز کنم رو کاری ک باید بکنم نمیتونم تمرکز کنم چون همه ی وقتمو اون چرت وپرتا ی مزخرف و دغدغه های احمقانه پر کرده دانشکده ی مزخرف و شاگردای خنگ و... (پرسه در مه) گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش