۰۸:۳۳ - ۱۹ مهر ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۷۰۴۲۳۱
فیلم و سینمای ایران

زن خوب، زن بد!

سریال شهرزاد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

به گزارش فرادید، شانزده هفته پیش اولین قسمت از فصل دوم شهرزاد به بازار آمد. با توجه به فروش فصل اول و جذاب بودن سریال مخاطبان برای دیدن فصل دوم بی‌تاب بودند. فصل دوم با برطرف کردن ابهاماتی از بخش اول شروع شد اما کم‌کم به سمت بی داستانی و پر حاشیه شدن رفت. اما باز مخاطب را پای کار نگه می‌داشت.

 

مخاطبانی که در فصل اول بی صبرانه زندگی شخصیت‌ها را دنبال می‌کردند حالا در پی یافتن جواب سؤالات خود بودند. در این بین خبرهایی از ساخته شدن فصل سوم رسید که خود باعث ریزش مخاطب شد. بیننده‌ها حس کردند سر کار گذاشته‌شده‌اند و این بازی ادامه دارد. سریال در فصل دوم بسیار کش‌دار و بی‌هدف بود. شخصیت‌ها عجیب از چشم مخاطب افتادند و تک به تک نقش‌ها در غالب‌هایی فرو رفت که اصلاً باب میل بیننده نبود.

 

سریال شهرزاد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایرانقباد به خاطر ارتباط با کلفت خانه به شدت منفور شد

قباد به خاطر ارتباط با کلفت خانه به شدت منفور شد و تنها بزرگ این خاندان دیوان‌سالار که قدرت نفوذی داشت (عمه بلقیس) در قسمت آخر کشته شد. این موضوع خبر می‌دهد که در فصل سوم اگر هنوز کششی برای بیننده‌ها داشته باشد تنها کسی که می‌تواند بار قصه را به دوش بکشد افسر آگاهی با بازی نفس‌گیر امیر جعفری است.

 

کلفت خانه (اکرم) که حالا از قباد باردار است، از ابتدای سریال با نقشی نامعقول و کاملاً غیرمنطقی تمام زندگی‌اش را پیش برده و جالب این است که همیشه برنده قصه او بوده. در فصل اول او شاگرد خیاطی بود و توانست با یک گوش ایستادن ساده شهرزاد و فرهاد را زمان فرار از شهر لو بدهد، این گوش ایستادن تا سکانس‌های پایانی فصل دوم نه تنها قطع نشد بلکه تنها راهی برای پیش برد اهداف این شخصیت سیاه است.

 

در قصه‌ای که هنوز تمام نشده یک شخصیت تمام زندگی‌ها را به ترتیب به هم می‌زند تا خودش به سرانجام بهتری برسد و خانواده آشفته‌اش را سروسامان دهد و این کارها را به هر قیمتی انجام می‌دهد. اما مهم‌تر از همه روش عجیب اوست که مثل یک جاسوس در همه صحنه‌ها حضور دارد. گویا برای نویسندگان مهم نبوده که حضور این فرد در این صحنه‌ها چقدر با منطق جور در بیاید آنها فقط به این فکر کرده‌اند که این دختر با سطح فرهنگی و خانوادگی همه امورات خود را با شنیدن رازهای دیگران به ثمر برساند.

 

سریال شهرزاد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران در آن سال‌ها عاشقان این‌گونه با هم مکالمه می‌کردند؟

ولی باید از نویسنده پرسید این با کدام منطقی هماهنگ است که در هر ساعتی، در هر اتفاقی و در هر خانه‌ای او برای گوش ایستادن سر بزنگاه باید از راه برسد؟ یعنی او هرگز نه می‌خوابد نه کار دیگری در خانه‌های مردم دارد که همیشه آماده برای شنیدن حرف‌های درگوشی است، اصلاً او از کجا خبردار می‌شود که دو نفر در یک زیرزمین قرار است با هم پچ‌پچ کنند که به خودش جرئت و اجازه می‌دهد دنبال مشاور دست اول رئیس خاندان راه بیفتد و سر از کار او در بیاورد؟

 

یا چطور ممکن است هر وقت کسی در حال صحبت تلفنی است که موضوعش می‌تواند به نفع این فرد تمام شود باز او همان موقع سر برسد؟ و جالب این است که در تمام این موارد هم موفق بوده و کار خود را به نتیجه رسانده است.

 

اشتباه دیگری که در تحریف تاریخ در فصل دوم رخ داد ماجرای دزدیدن دکتر مصدق از زندان بود، در هیچ بخشی از تاریخ زمانی که مصدق در زندان ارتش بود، در سال‌های ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۵ هیچ گروه سیاسی‌ای قصد فراری دادن او را نداشتند، چطور چنین موضوع مهمی که سندیت تاریخی ندارد در این سریال نیمه تاریخی تا این حد باید پر رنگ نشان داده شود تا حدی که پیش بینی می‌شود بازیگر نقش فرهاد بابت این کار سر خود را به باد دهد. یعنی هیچ نکته حقیقی دیگری در تاریخ درسال های بعد از کودتای مصدق نبوده که بتواند برای نقش فرهاد انتخاب شود؟

 

سریال شهرزاد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایرانشخصیت رضا کیانیان (شاپور بهبودی) به قدری زننده بود که امکان هیچ‌گونه ایجاد ارتباطی با او نبود

و سؤال اصلی اینجاست که چرا کسی که یک‌بار تا پای چوبه دار رفته و عشقش را در این راه از دست داده، بعد از گذراندن آن‌همه مشقت برای رسیدن به معشوق دست‌نیافتنی‌اش توانسته او را داشته باشد و زندگی آرامی را پیش بگیرد دوباره با یک بی منطقی بی‌دلیل دوره افتاده و کارهای سیاسی بچه‌گانه می‌کند؟ در حالی که بارها از طرف عشق و همسرش و حتی پدرش ازاین گونه کارها منع می‌شود.

 

ظاهراً حالا که معشوق را در بر دارد دیگر نیازی به نگه‌داری او نمی‌بیند و فقط دنبال آرمان‌های کودکانه خود می‌رود. نوشتن اعلامیه علیه خانواده بزرگ و پر قدرت دیوان‌سالار که یک پای زندگی همسر خودش هم هست به هیچ عنوان نمی‌تواند از یک ذهن کارآمد سیاسی بیاید. این تنها نمادی از یک تب تند و جوگیری شبه سیاسی است که در هر دوره‌ای از تاریخ خیلی‌ها را درگیر خود کرد.

 

این شخصیت درباره عشقش هم زیاده‌روی می‌کند، چطور یک بچه فوکولی (به اصطلاح خانواده قباد) می‌خواهد یک تنه در مقابل سیل عظیم خاندان دیوان‌سالار بایستد که انقدر برای آنها شاخ و شانه می‌کشد؟ خانواده‌ای که از قانون هم می‌گذرند مگر از یک پسر اتو کشیده می‌ترسند؟

 

همسر او شهرزاد که در فصل اول اتفاقاتی که برایش می‌افتاد خیلی دل مخاطب را به درد می‌آورد در این فصل تبدیل به یک زن آوانگارد و مبارز شده که برای حقوق زنان می‌جنگد و حتی از فرزندش می‌گذرد تا خودش زندگی خوب‌تر و با عشقی داشته باشد.

 

انتخاب او بین زندگی کردن با عشق یا با فرزند در کنار مردی که دوستش ندارد، تصمیمی است که هر زنی با توجه به شخصیت خودش باید درباره آن قضاوت کند، اما اینکه او تا این حد از پدر فرزندش بیزار شده در حالی که در فصل قبل نشانه‌هایی از عشق و علاقه به او دیده می‌شد کمی ناگهانی و عجیب است.

 

سریال شهرزاد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایرانتنها کسی که می‌تواند بار قصه را به دوش بکشد افسر آگاهی است

تا حدی که حتی زمان صحبت کردن نگاهش را از او می‌دزدد و از آن سو عشق بی حد وحصر قباد به زنی که ترکش کرده و حتی با بهانه بچه هم حاضر نیست برگردد، ساختن غار تنهایی در میان عکس‌های شهرزاد و خراب کردن تمام روز و شب‌هایش با یاد او باز هم کمی سورئال است، مگر یک مرد چقدر می‌تواند بی‌تاب یک زن بماند و برای بازگشت او از هر قدرتی استفاده کند که در نهایت به چه نتیجه‌ای برسد؟

 

آیا قباد نمی‌فهمد که این زن حتی اگر برگردد با او زندگی کند، نمی‌تواند دیگر نقش معشوقه و همسر ایده آل او را بازی کند؟

 

و چرا باید شهرزاد تا این حد شخصیت سفید و بی ایرادی داشته باشد؟ مگر می‌شود یک انسان در همه موارد خوب‌ترین باشد، بر بالین هووی سابقش برود برای درمان او تلاش کند، سنگ صبور پدر شوهرش باشد، مدام برای همسر با شعر و غزل حرف بزند، از فرزندش بگذرد که ثابت کند حقوق زن باید دیده شود و در همه حال به داد همه برسد و نگران زندگی خواهرانش باشد.

 

یعنی یک نقطه خاکستری در وجود این زن نیست؟ سؤال این است که اگر او و همسرش یکسره برای هم شعر نخوانند و با اشعار عاشقانه حرف نزنند، آیا امکان برقراری ارتباط باهم را ندارند؟ آیا واقعاً در آن سال‌ها عاشقان این‌گونه با هم مکالمه می‌کردند؟

 

شخصیت رضا کیانیان (شاپور بهبودی) که ناگهان در این فصل وارد داستان شد به قدری چندش‌آور و زننده بود که امکان هیچ‌گونه ایجاد ارتباطی با او نبود. مرد عیاش دائم‌الخمری که به خاطر عقده‌های فراوان کودکی‌اش هرگونه حمله‌ای به همسرش می‌کند و رفتار بیمارگونه‌ای با او دارد بخش تلخ و سیاه سریال را بیشتر کرده است.

 

سریال شهرزاد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایرانچرا باید شهرزاد تا این حد شخصیت سفید و بی ایرادی داشته باشد؟

مکالمه بین عروس (شهرزاد) و پدرشوهر (هاشم) در قسمت پایانی بعد از مرگ بلقیس که عشق از دست رفته هاشم بود تنها قسمت دل‌نشین و زیبای این فصل بود که آن‌هم انقدر کوتاه بود نتوانست به جذاب شدن سریال کمکی بکند.

 

 این فصل خیلی سریع در ۱۵ قسمت تمام شد. پایان‌بندی فصل دوم با تصاویری از فصل بعدی نشان از شروع یک فصل پر اضطراب و پر درد می‌دهد، تصویر شهرزاد که در روزی که به نظر می‌رسد عروسی خواهرش باشد مشتی خاک باغچه را بر سرش می‌ریزد و از حال می‌رود می‌تواند آغاز یک غم بزرگ باشد.

 

سریال شهرزاد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران اکرم مثل یک جاسوس در همه صحنه‌ها حضور دارد

حالا باید منتظر ماند و دید که در فصل سوم آیا مخاطب دوباره می‌تواند جذب این سریال شود یا باز هم شهرزاد با ریزش طرفدارانش به کار خود پایان می‌دهد.

 

مانلی فخریان

 

 

  • 15
  • 2
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقمبا این خبر مخالفم
4.4 stars from 17 votes
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
جمشید مشایخی,بیوگرافی جمشید مشایخی,عکس جمشید مشایخی بیوگرافی جمشید مشایخی + عکس

نام اصلی: جمشید مشایخی

زمینه فعالیت: سینما و تلویزیون

تولد: ۵ آذر ۱۳۱۳

جاجرود، استان تهران

ملیت: ایرانی

سال‌های فعالیت: ۱۳۳۵ تاکنون

ادامه
علیرضا فغانی,بیوگرافی علیرضا فغانی,عکس علیرضا فغانی بیوگرافی علیرضا فغانی داور فوتبال + عکس

نام کامل: علیرضا فغانی

زاده: ۱ فروردین ۱۳۵۷

محل تولد: کاشمر، ایران

پیشه: داور فوتبال

قد: ۱۷۶ سانتیمتر

میزان تحصیلات: فوق دیپلم زبان انگلیسی

ادامه
لعیا زنگنه,بیوگرافی لعیا زنگنه,عکس های لعیا زنگنه بیوگرافی لعیا زنگنه/ عکس های لعیا زنگنه و همسرش

نام اصلی: لعیا زنگنه

زمینه فعالیت: بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

تولد: ۱۳۴۴ تهران، ایران

محل زندگی: تهران

مدرک تحصیلی: کارشناسی تئاتر از دانشگاه هنر تهران

سال‌های فعالیت: ۱۳۷۱ تا کنون

ادامه
سید مجید حسینی,بیوگرافی سید مجید حسینی,عکس های سید مجید حسینی بیوگرافی سید مجید حسینی-فوتبالیست (+تصاویر)

نام کامل: سید مجید حسینی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد:  ۳۱ خرداد ۱۳۷۵

زادگاه: کرج

پست: مدافع هافبک دفاعی

قد: ۱٫۸۳ متر

ادامه
مرتضی پورعلی گنجی,بیوگرافی مرتضی پورعلی گنجی,عکس های مرتضی پورعلی گنجی بیوگرافی مرتضی پورعلی گنجی، فوتبالیست ایرانی (+تصاویر)

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۳۰ فروردین ۱۳۷۱

زادگاه: بابل، ایران

پست: مدافع میانی

قد: ۱٫۸۴ متر

ملیت: ایرانی

ادامه
روی پاتریسیو,بیوگرافی روی پاتریسیو,عکس روی پاتریسیو بیوگرافی روی پاتریسیو + عکس

نام کامل: روی پدرو دوس سانتوس پاتریسیو

عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۱۵ فوریهٔ ۱۹۸۸

زادگاه: Marrazes, پرتغال

قد: ۱٫۹۰ متر 

پست: دروازه‌بان

ادامه
برناردو سیلوا,بیوگرافی برناردو سیلوا,عکس برناردو سیلوا بیوگرافی برناردو سیلوا + عکس

نام کامل: برناردو موتا ویگا د کاروالیو سیلوا

عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۱۰ اوت ۱۹۹۴ 

زادگاه: لیسبون، پرتغال

قد: ۱٫۷۳ متر

پست: هافبک / وینگر

ادامه
دیگو کوستا,بیوگرافی دیگو کاستا,دیگو دا سیلوا کوستا بیوگرافی دیگو کاستا، مهاجم تیم فوتبال اسپانیا (+تصاویر)

نام کامل: دیگو دا سیلوا کوستا

بازیکن تیم ملی اسپانیا

تولد: ۷ اکتبر ۱۹۸۸

زادگاه: لاگارتو، برزیل

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: مهاجم

ادامه
پپه,په په,بیوگرافی پپه بیوگرافی پپه، بهترین مدافعان قرن ۲۱ + عکس

نام اصلی: کپلر لاوران لیما فریرا

تیم ملی: پرتغال (از ۲۰۰۷)

تولد: ۲۶ فوریهٔ ۱۹۸۳

زادگاه: ماسیو، برزیل

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: مدافع میانی

ادامه
میلاد محمدی,بیوگرافی میلاد محمدی،عکس میلاد محمدی بیوگرافی میلاد محمدی بازیکن سرعتی فوتبال + عکس

نام کامل: میلاد محمدی کشمرزی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۷ مهر ۱۳۷۲

زادگاه: تهران، ایران

قد: ۱٫۷۴ متر 

پست: مدافع کناری، هافبک

ادامه
تیاگو,بیوگرافی تیاگو آلکانتارا,عکس های تیاگو بیوگرافی تیاگو آلکانتارا، بازیکن خوش تکنیک اسپانیا (+ تصاویر)

نام کامل: تیاگو آلکانتارا دو ناسیمنتو

عضو تیم ملی اسپانیا

تولد: ۱۱ آوریل ۱۹۹۱

زادگاه: سن پیترو ورنوتیکو، ایتالیا

قد: ۱۷۲ سانتی‌متر

پُست: هافبک میانی

ادامه
آندره سیلوا,بیوگرافی آندره سیلوا,عکس های آندره سیلوا بیوگرافی آندره سیلوا، جانشین رونالدو در پرتغال (+تصاویر)

نام کامل: آندره میگل والنته دا سیلوا

تیم: عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۶ نوامبر ۱۹۹۵

زادگاه: دو مونته، پرتغال

قد: ۱٫۸۵ متر

پست: هافبک

ادامه
سعید آقایی,بیوگرافی سعید آقایی,سعید آقایی بازیکن تیم ملی فوتبال بیوگرافی سعید آقایی (+ تصاویر)

چکیده ای از بیوگرافی سعید آقایی :

نام اصلی: سعید آقایی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۲۰ بهمن ۱۳۷۳

زادگاه: تبریز، ایران

پست: دفاع چپ / هافبک

ادامه
عزت الله انتظامی,دیالوگ‌های ماندگارعزت الله انتظامی,آثارعزت الله انتظامی,

عزت‌الله انتظامی که درگذشت طبعا خاطره‌بازی با نقش‌های ماندگارش شروع شد. مردی که سال ۱۳۸۲ به عنوان چهره ماندگار فرهنگ انتخاب شد اما واقعیت این است که عزت‌الله انتظامی از آن دسته هنرمندانی بود که به نشان‌ها و عناوین اعتبار می‌دهند نه برعکس. تعداد نقش آفرینی‌های به یادماندنی‌اش آنقدر زیاد است که انتخاب از میان‌شان کار دشواری است اما در کارنامه‌اش چند نقش هست که بیشتر از بقیه به یاد مانده‌اند. دیالوگ های ماندگار عزت الله انتظامی را در بهترین فیلم‌هایش مرور می‌کنیم:   گاو ۱۳۴۸ بازی در فیلم «گاو» مهرجویی هم کارنامه انتظامی و هم سینمای ایران را به دو بخش تقسیم کرد. مش حسن به گاوش خیلی وابسته است و درآمدش از این گاو است. وقتی از ده بیرون رفته گاو می‌میرد و اهالی روستا جرات نمی‌کنند واقعیت را به مش حسن بگویند. کم‌کم مش حسن از دوری گاوش دیوانه می‌شود. مش حسن(گاو): من مش حسن نیستم. من گاو مش حسن‌ام.   کمال‌الملک ۱۳۶۳ دومین همکاری او با علی حاتمی در فیلم درخشان «کمال‌الملک» بود که نقش ناصرالدین‌شاه را بازی می‌کرد. شاه قاجاری که کمال‌الملک در خدمت او بود و البته آزارش هم به هنرمند نقاش کم نرسید. اما ناصرالدین شاه قدر هنر نقاش را بیشتر از بقیه می‌دانست.   ناصرالدین شاه (کمال‌الملک): هنر مزرعه بلال نیست که هر سال محصولش بهتر شود. از ستاره‌های آسمان هم یکی می‌شود کوکب درخشان، الباقی‌ … سوسو می‌زنند.   هامون در نقش‌های فرعی هم درخشان بود. در فیلم «هامون» شاهکار مهرجویی در سال ۱۳۶۸ نقش وکیل هامون را بازی می‌کرد که می‌خواست او را قانع کند از مهشید طلاق بگیرد. وکیلی که معلوم نشد آخرش دغل‌باز است یا به بهترین شکل به وظیفه‌اش عمل می‌کند.   دبیری (هامون): تقصیر خودته، دانشمند هوشمند،…گول بورژوازی فاسد رو خوردی، می‌خواستی پولدار بشی خودتو فروختی.   اجاره‌نشین‌ها عزت‌الله انتظامی با بازی در فیلم «اجاره‌نشین‌ها» کمدی درخشان داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۵ نشان داد که حتی می‌تواند به عنوان یک بازیگر کمدی هم درخشان باشد. او در این فیلم نقش عباس آقا سوپرگوشت را بازی می‌کرد. مردی که چند طبقه ساختمان دارد و آن را اجاره داده اما حاضر به تعمیر ساختمان نیست و دائم با مستاجرها درگیری دارد.   عباس آقا سوپرگوشت (اجاره‌نشین‌ها): تو به من گفتی دو تا گلدون می‌خوای بذاری سر پشت بومت که باصفا بشه نه اینکه ورداری سرتاسر سقف خونه مردم رو برینی بهش.     ناصرالدین شاه آکتور سینما فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما» ساخته محسن مخملباف در سال ۱۳۷۰ ادای دینی به تاریخ سینمای ایران بود و چه کسی بهتر از عزت‌الله انتظامی برای بازی در نقش اول آن؟!   ناصرالدین شاه (ناصرالدین شاه آکتور سینما): آخر چرا گاو؟کجای ما به گاو می‌رود؟   عکاسباشی: اگر حس بگیرید همه جایتان. این درس اول بازیگری است.   خانه خلوت «خانه خلوت» بهترین فیلم کارنامه مهدی صباغ‌زاده محصول ۱۳۷۰ داستان روزنامه‌نگاری است که حالا نمی‌تواند خودش را با شیوه نوشتاری جدید تطبیق بدهد. همین باعث افسردگی‌اش شده در حالی که تقلا می‌کند چیز جدیدی بنویسد. امیر جلال‌الدین (خانه خلوت): مردان بی عار، زنان بی کار، تلفن‌های خر تو خر، موضوع خوبیه، اما فکر نمی‌کنم چاپ کنن.   حاجی واشنگتن همکاری‌های انتظامی با علی حاتمی همه کارهای دیدنی از کار درآمدند. از جمله فیلم مهجور و کمتر قدردیده «حاجی واشنگتن» محصول ۱۳۶۱ که سال‌ها توقیف بود. داستان اولین سفیر ایران در آمریکا در دوره قاجار و مصایبی که بر اثر بی پولی و بی‌کفایتی شاه سرش می‌آید.   حاجی واشنگتن (حاجی واشنگتن): فکر و ذکرمان شد کسب آبرو. چه آبرویی. مملکت رو تعطیل کنین دارالایتام دایر کنین درست‌تره. مردم نان شب ندارند. شراب از فرانسه می‌آید. قحطی است. دوا نیست. مرض بیداد می‌کند. نفوس حق‌النفس می‌دهند. باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم‌ها خمار از تراخم است. چهره‌ها تکیده از تریاک. اون چهار تا آب انبار عهد شاه عباس هم آبش کرم گذاشته.   روسری آبی یکی از متفاوت‌ترین بازی‌های انتظامی را در فیلم «روسری آبی» رخشان بنی اعتماد سال ۱۳۷۳ دیدیم. در نقش مردی ثروتمند که بچه‌هایش دوره‌اش کرده‌اند ولی عاشق یکی از کارگرهایش می‌شود. بچه‌ها مخالفند و غوغا راه می‌اندازند. رسول رحمانی (روسری آبی):‌ رسول رحمانی امروز مرد. اینکه اینجا ایستاده، می‌خواد با نوبر کردانی، دختر غربتی پاپتی بی کس و کار، بمونه تا بمیره.. خوشبختی اون چیزی نیست که هر کسی از بیرون ببینه. خوشبختی تو دل آدمه. دل که خوش باشه، خوشبختی.   خانه‌ای روی آب در فیلم «خانه‌ای روی آب» بهمن فرمان‌آرا محصول ۱۳۸۰ نقش پدر قهرمان داستان را بازی می‌کرد که حالا در خانه سالمندان بود. مردی متشخص که البته با فرزندش در گذشته چالش زیادی داشت. پدر (خانه‌ای روی آب): آقای دکتر شما که خونه‌تون بزرگه، قصره، چند طبقه است، نوکر داری، کلفت داری، منم که هنوز روپام، منو چرا آوردی انداختی اینجا؟   گاوخونی سال ۱۳۸۱ در فیلم «گاوخونی» بهروز افخمی اقتباس از کتاب جعفر مدرس صادقی نقش پدر مستبدی را بازی کرد که هنوز در خاطرات پسرش زنده بود.   پسر: بابا راست می‌گن که مادرم از دست تو دق کرد و مرد؟ پدر (گاوخونی): نه من از دست مادرت دق کردم.   پسر: ولی وقتی تو مردی مادر من زنده نبود.   پدر: زنده نبود ولی هر شب خوابش رو می‌دیدم.   پسر: منم هر شب خواب تو رو می‌بینم.   پدر: پس بپا دق نکنی.   حکم اولین و تنها همکاری عزت‌الله انتظامی با مسعود کیمیایی خیلی دیر و سال ۱۳۸۴ اتفاق افتاد. یکی از آخرین نقش‌های خوب انتظامی و یکی دیگر از رضاهای ماندگار فیلم‌های کیمیایی. این‌بار انتظامی در نقش یک گنگستر ظاهر می‌شود که چند جوان نوچه‌اش هستند.   رضا معروفی (حکم): خدا رحمت کنه صادق هدایت رو. یه چیزی تو جوونی بهم گفت که تا دنیاست توی گوشمه. گفت آدمیزاد یه سرمایه بزرگ داره. خودکشی. نه از ترس، دنیا تنگه. بهت توهین شد، طاقت نیاوردی، سراغت نیومدن، خوردی به بن بست برو سراغ سرمایه‌ت. پول دفنتو آماده کن مزاحم کسی نباشی.   صوفیا نصرالهی  

ویژه سرپوش
شاید از دست داده باشید