۰۷:۲۶ - ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۱۲۰۵۳۱۹
فیلم و سینمای ایران

گفت و گو با حسن یکتاپناه کارگردان فیلم «غیرمجاز»

فیلم غیرمجاز,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

روند حرکتی حسن یکتاپناه در سینمای ایران شکل عجیبی دارد. سینماگر با استعداد که با دستیاری کارگردانانی چون علی حاتمی، عباس کیارستمی، ابراهیم فروزش و تهمینه میلانی آغازی امیدآفرین در این وادی داشت، در کارگردانی نیز با قدرت آغاز کرد و با همان نخستين فیلمش که جمعه نام داشت، در بخش نوعی نگاه فستیوال کن موفق به دریافت جایزه ارزشمند دوربین طلايی کن شد؛ اما این آغاز قدرتمند بسان شهابی زودگذر به‌سرعت مسیر افول را پیش گرفت.

 

یکتاپناه که با نخستين فیلمش جمعه در همان سالی که بهمن قبادی با فیلم زمانی برای مستی اسب‌ها دوربین طلایی کن را گرفت، با او در این جایزه شریک بود و بعدتر هم فیلمش را در حدود چهل فستیوال مختلف جهانی موفق دید، برخلاف حرکت رو به رشد بهمن قبادی روند قهقرایی را در پی گرفت و در کوتاه زمانی از سینمای ایران محو شد.

جمعه در نمایش‌های فستیوالی خود جوایز متعددی را نصیب سازنده‌اش کرد که مهمترین آنها جایزه مخصوص هیأت داوران توکیو فیلمکس، جایزه هیأت داوران براتیسلاوا، جایزه تماشاگران ‌هامبورگ، بهترین بازیگر نقش اول در فستیوال چهره‌های عشق مسکو و... بود.

 

او برای ساخت دومین فیلمش که داستان ناتمام نام داشت سه ‌سال صبر کرد و آن را در ‌سال ۱۳۸۲ ساخت. فیلمی که آن نیز موفق بود و در ‌سال ۲۰۰۴ یوزپلنگ نقره‌ای فستیوال لوکارنو و بهترین فیلم آسیایی نت – پک را از آن خود کرد و البته این جایزه تنها یکی از جوایز بین‌المللی فیلم بود. این کارگردان که به نظر می‌رسید مسیر موفقیت را یافته و به‌سرعت در آن جهت در حال حرکت است، اما، برای ساخت سومین فیلمش حدود چهارده ‌سال انتظار کشید و بالاخره در ‌سال ٩٥ فیلم غیرمجاز را پس از سال‌ها دوری از سینما جلوی دوربین برد.

 

فیلمی با بازی میلاد کی‌مرام و لیلا زارع که داستانی درباره دختران فراری را روایت می‌کند. غیرمجاز داستان دختر جوانی است که در پی یافتن نامزد خود به تهران می‌آید. او در این راه با ناملایماتی روبه‌رو می‌شود که توقع آن را ندارد. طبیعی است که آغاز گفت‌وگو با کارگردانی چون حسن یکتاپناه درباره دلایل دوری طولانی‌مدت او از سینما باشد.

 

 آقای یکتاپناه عزیز شما با این‌که به نظر می‌رسید در مسیر موفقیت هستید، اما به یک‌باره توقف چهارده‌ساله‌ای در کارنامه‌تان پیدا شد که غیرمنتظره بود. می‌توانید بگویید که چرا بین فیلم دوم شما با فیلم غیرمجاز که در حال حاضر اکران است، این فاصله طولانی سیزده - چهارده ساله پیش آمد؟

 می‌شود گفت این امر دلیل غیرسینمایی داشت؛ درواقع چون همسرم به بیماری سرطان مبتلا شده بود و باید در خارج از کشور درمان می‌شد، ناچار بودیم چند سالی خارج از کشور زندگی کنیم.

 

 آن‌جا امکان فعالیت سینمایی نداشتید؟

کارکردن در اروپا خیلی دشوار است. من خودم آن‌جا در کشور اتریش در همان اولین سال‌های زندگی یک فیلمنامه‌ای نوشتم، با این هدف که کار کنم اما وقتی پیش رفتیم، دیدم کار‌کردن در آن‌جا برایم بسیار دشوار است.

 پس حسابی گیر شرایط افتاده بودید.

 

بله؛ آن‌جا کار‌کردن برای من دشوارتر از آن بود که بشود تصورش را کرد و از سوی دیگر هم روند درمانی همسرم اجازه نمی‌داد به ایران بازگردم و این‌جا کار کنم؛ به‌ هر حال یک مدت زمان خیلی طولانی درگیر این جریان بودم.

 

 این امکان را نداشتید که خودتان با سرمایه شخصی کارهای جمع و جور کوچک بسازید؟

خب من فیلم‌هایم را با هزینه‌های دولتی آنچنانی نساخته بودم. فیلم‌های مستقل و کم‌هزینه‌ای بودند که تازه تا آن زمان هنوز هیچ‌کدام پروانه نمایش هم نگرفته بودند. فیلمسازی که باید یک فیلمش به ثمر بنشیند تا بتواند با پول آن فیلم بعدش را بسازد در چنین شرایطی دیگر کاری ازش برنمی‌آید که؛ من هم به این دلیل دیگر پولی نداشتم تا فیلم جدیدم را بتوانم بسازم. من برای اولین فیلمم سه‌گانه‌ای با سوژه مهاجرت ساختم که متاسفانه پروانه نمایش نگرفت و مرا از سینما زده کرد. در خارج از ایران هم که خواستم فعالیت کنم، به این دلیل که تمرکز من بر روی سوژه‌های اجتماعی بود و هنوز هم هست، آن‌جا هم نتوانستم کار کنم.

 

  پس غیرمجاز باید انباشت انگیزه‌های شما در تمام این سال‌ها باشد؛ درست است؟

بگذارید این‌گونه بگویم که وقتی به ایران بازگشتم، تمام تلاشم را کردم تا فیلمی بسازم که در عین ‌حال که موضوعی اجتماعی دارد، این توانایی را هم داشته باشد که با تعداد بیشتری از مخاطبان ارتباط

برقرار کند.

 

  آیا رنگی از فیلمنامه‌های دوران دوری از ایران را در غیرمجاز هم می‌شود دید؟

این شکلی به ماجرا نگاه نکرده‌ام؛ اما در کل دختر فیلم غیرمجاز هم به نوعی مهاجر است. دختری که از خانه فرار کرده و سرگشتگی‌ها و گمگشتگی‌هایش را در تهران دنبال می‌کند.

 

 فیلمسازی بعد از این همه دوری با تمام آمال و انگیزه‌هایی که دارد، باید فیلمنامه‌ای را خیلی پسندیده باشد تا ریسک معرفی دوباره خود را با آن به انجام رساند.

 

درست است.

 

 غیرمجاز چه داشت که باعث شد برای بازگشت‌تان پس از سال‌ها به عرصه سینما این سناریو را انتخاب کنید؟

اولین خصوصیتی که این متن داشت، این بود که به رویکرد اجتماعی من در سینما بسیار نزدیک بود. باید همچنین اشاره کنم به داستانش درباره دختران فراری که هم بسیار زیبا بود و هم این‌که نگاه عمیقی به مسائل و مصایب این قشر انداخته بود.

 

  آیا فیلم راحت ساخته شد؟ بیشتر منظورم به مجوزها و ممیزی‌هاست که قاعدتا در مورد دختران فراری باید حساسیت‌هایی را باعث شده باشد.

وقتی اول بار متن را بازنویسی کردیم و به ارشاد فرستادیم، ارشاد با اعطای مجوز ساخت به فیلم غیرمجاز مخالفت کرد. دلیل‌شان هم این بود که فیلمنامه و داستان خیلی تلخ است. ما بعد از این حرف‌ها نشستیم و به قولی قصه را تلطیف کردیم تا که توانستیم موافقت ارشاد را برای ساخت فیلم بگیریم.

 

  غیرمجاز حداقل از نظر انتقادی چندان موفق جلوه نکرده و منتقدانی که روی این فیلم نقد نوشته‌اند، بیشترشان به این نکته اشاره کرده‌اند که این فیلم در قیاس با فیلم‌های سابق‌تان چون جمعه و داستان ناتمام چند گام عقب‌تر می‌ایستد. شما این نقدها را می‌پذیرید؟

خب هر منتقدی حق دارد نظرش را درباره هر فیلمی ابراز کند؛ اما من به‌شخصه فکر می‌کنم که غیرمجاز سینمایی‌تر از آثار قبلی‌ام است. به‌ هر حال اگر یادتان باشد فیلم‌های پیشین من مستند‌گونه بود؛ اما این یکی سر و شکل و ساختاری نزدیک به سینمای داستانی دارد. نکته مهم دیگر که باعث تفاوت این فیلم با آن قبلی‌هاست، موضوعش است. موضوع فیلم‌های اول من مهاجرت و فرار مغزها بود و این مسأله هنوز هم از دغدغه‌های اجتماعی من است.

 

 چرا این موضوع را رها کردید؟ با تجربه سال‌ها خارج‌نشینی، فکر نمی‌کنید اگر سومین فیلم‌تان را هم درباره مهاجرت می‌ساختید، می‌توانستید خیلی موفق‌تر به موضوع بپردازید؟

گفتم که مهاجرت هنوز هم از دغدغه‌های اجتماعی من است. این یک موضوع مهم و به روز است که هیچ وقت نه قدیمی می‌شود و نه از مد می‌افتد و همیشه از هر زاویه‌ای که به این موضوع نگاه شود، جالب است. می‌دانید تمایل به مهاجرت در میان اقوام و ملیت‌های مختلف وجود دارد، حتی در جوامعی که ظاهرا مشکل چندانی هم ندارند؛ مثلا ژاپنی‌ها و فرانسوی‌ها که وقتی در جریان تحقیقاتم دیدم که چقدر دوست دارند به آمریکا مهاجرت کنند، واقعا شگفت‌زده شدم. ماجرای مهاجرت قصه همیشگی آدم‌ها است و ربطی به جهان سومی‌بودن ندارد.

 

 یعنی می‌خواهید بگویید که دلیل برتری فیلم‌های اولیه‌تان در قیاس منتقدان موضوع درگیرکننده‌تر آنها بوده است؟

دقیقا؛ این را قطع به یقین می‌گویم که دو فیلم ابتدایی من شاید به دلیل موضوع و مضمون‌شان مورد توجه اهالی سینما و منتقدان و کارشناسان قرار گرفته است؛ وگرنه به نظر شخص من که کارگردان هر سه این فیلم‌ها هستم، از نظر ساختاری فیلم غیرمجاز بیشتر به سینما نزدیک است.

 

 وقتی می‌خواستید غیرمجاز را بسازید، آیا تردید نداشتید که نزدیک‌شدن به موضوع دختران فراری که بارها و بارها در سینما به آن پرداخته شده، ممکن است نتیجه مد نظرتان را حاصل نیاورد؟

بعضی سوژه‌ها هستند که هیچ‌گاه کهنه نمی‌شوند؛ مثل مهاجرت که گفتم. به نظرم دختران فراری نیز مثل مهاجرت موضوعی است که هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود؛ چون همیشه هست. وقتی موضوعی در جامعه اتفاق می‌افتد، نمی‌شود گفت چون یک نفر سال‌ها پیش در این مورد فیلم ساخته پس باید ببوسیم و بگذاریمش کنار؛ اصلا خود سینما هم به نظر من تکرار است. دقیقا مثل زندگی که هر روز بیشتر لحظات‌مان به تکرار می‌گذرد پس به نظر من سینما تکراری نمی‌شود. در هر موضوعی می‌شود فیلمی ساخت که تکراری نباشد و در این بین اگر کاری تکراری جلوه می‌کند، تقصیر موضوع و مضمون آن نیست. بگذارید واضح‌تر بگویم: نوع پرداخت به سینما است که باعث تکرار یا تنوع در آن می‌شود.

 

 چه شد که دغدغه دختران فراری سراغ‌تان آمد؟

وقتی به آمار فرار دختران نگاه می‌کنید، می‌بینید که‌ این معضل با گذر سال‌ها نه‌تنها کاهش پیدا نکرده، بلکه ‌سال ‌به ‌سال بیشتر هم شده است. مخصوصا این‌که فضای مجازی اعتماد‌به‌نفسی به جوانان داده است که خیلی سریع تصمیم می‌گیرند و متحمل پیامدهای بسیار گسترده‌ای هم می‌شوند. مشکلی که در این بین احساس می‌شود این است كه به‌رغم این‌که آمار فرار دختران از خانه در سال‌های اخیر افزایش چشمگیری پیدا کرده اما در این مدت فعالیت‌های فرهنگی ما برای پیشگیری و درمان این معضل اجتماعی تقریبا در حد هیچ بوده است.

 

 خب شاید همه چیز را هم فرهنگسازی حل نکند. وقتی دختری چنین تصمیمی را می‌گیرد آیا به این دلیل نیست که سراب پیش رو را با تمام خطرهایش نسبت به فضایی که پشت سرش بوده است، فریبنده‌تر می‌بیند؟

در این زمینه باید خیلی کارها کرد؛ اما متاسفانه در این مدت نه قوانین تغییری پیدا کرده‌اند نه اتفاق دیگری افتاده و مثلا آموزش و پرورش در این حوزه کاری برای آشنا‌کردن دختران با مخاطرات چنین راهی کرده است. این درست است که زمانی که دختری از خانه فرار می‌کند، به این دلیل است که امکان ادامه زندگی در آن خانه برایش امکان‌پذیر نیست، به دلایلی چون ناامنی، تنبیه، اعتیاد والدین یا هر دلیل دیگری اما بیایید فرض کنیم دختری را بعد از نخستين فرار دستگیر می‌کنند؛ در این صورت نیروی انتظامی نخستين کاری که می‌کند این است كه دختر را بار دیگر به خانواده تحویل می‌دهد.

 

این به این معناست که بدون این‌که عوامل فرار تغییر کرده باشند، دختر دوباره به ناچار تحویل همان محیط می‌شود و طبیعی است که دوباره فکر فرار به سرش می‌زند. این یک اشتباه بزرگ است. از طرف دیگر خانواده‌های‌مان نیز آموزش لازم را برای برخورد با نوجوانان و جوانان ندیده‌اند. باید فرهنگی در خانواده‌ها حاکم باشد که اگر دختری از سوی جامعه با تهدید یا خطری روبه‌رو شود، بتواند به راحتی این مسأله را با خانواده‌اش در میان بگذارد اما شرایط را به گونه‌ای ساخته‌ایم که دختران به دلیل حجب و حیا و ترس از آبرویی که دارند، این مسائل را در خانواده بیان نمی‌کنند و در معرض خطر قرار می‌گیرند و متاسفانه روز به روز این اتفاق‌ها بیشتر می‌شود.

 

 خب در مقاطعی فیلم‌های تأثیرگذاری چون دختری با کفش‌های کتانی رسول صدرعاملی و چند نمونه‌ دیگر به خوبی به مسائلی مهم درباره این موضوع اشاره کردند و بیست ‌سال پس از آن مقطع مهم تاریخی شما در غیر مجاز چه نگاهی به موضوع فرار دختران دارید که نه فیلم‌تان تکراری باشد، نه به دام ممیزی بیفتید و هم این‌که حرف تازه و باب طبع روز بزنید؟

آن فیلم‌هایی که نام بردید همه فیلم‌های بسیار خوب و قابل دفاعی بودند اما در غیرمجاز نخستين تلاش من بر این بوده که پرداختی ساده به این سوژه داشته باشم. جوری که اگر دختر نوجوانی در ایلام این اثر را می‌بیند با کاراکتر قهرمان فیلم ارتباط برقرار کند. راحت بگویم می‌خواستم فیلمی عامه‌پسند بسازم. حسم بهم می‌گفت این قصه نیازی به میزانسن‌های پیچیده ندارد؛ اگر چه بخشی از تعهد و شغل من ایجاب می‌کند که به جنبه بصری و هنری کار هم توجه داشته باشم، اما نمی‌خواستم فیلمی پر از رنگ و نور و حرکت بسازم. به ‌هر حال دختر داستان ما یک دختر ساده شهرستانی است و باید کاری می‌کردم كه فیلم همان سادگی‌ را داشته باشد.

 

 این را قبول دارید که غیرمجاز در بعضی جاها شبیه فیلم‌های خانم تهمینه میلانی از کار درآمده است؟

من سال‌ها با خانم میلانی کار کرده‌ام و طبیعی است اگر تأثیراتی از ایشان گرفته باشم. به ‌هر حال نمی‌توانم بگویم تحت‌ تأثیر خانم میلانی نبوده‌ام  وقتی که دو نفر شباهت‌هایی داشته باشند دل به همکاری با هم می‌دهند؛ و از این نظر شباهت‌هایی که میان فیلم من و آثار ایشان هست، قطعا به دلیل این شباهت‌ها بوده و اجتناب‌ناپذیر است. من شاید از تمام آنهایی که با آنها همکار بوده‌ام، تأثیراتی گرفته باشم. یادم است که حتی زمانی که فیلم جمعه را ساخته بودم، مردم می‌گفتند که عباس کیارستمی این فیلم را ساخته است.

 

امین فرج‌پور

 

 

 

shahrvand-newspap​er.‎​ir
  • 16
  • 5
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقمبا این خبر مخالفم
3.8 stars from 21 votes
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
جمشید مشایخی,بیوگرافی جمشید مشایخی,عکس جمشید مشایخی بیوگرافی جمشید مشایخی + عکس

نام اصلی: جمشید مشایخی

زمینه فعالیت: سینما و تلویزیون

تولد: ۵ آذر ۱۳۱۳

جاجرود، استان تهران

ملیت: ایرانی

سال‌های فعالیت: ۱۳۳۵ تاکنون

ادامه
علیرضا فغانی,بیوگرافی علیرضا فغانی,عکس علیرضا فغانی بیوگرافی علیرضا فغانی داور فوتبال + عکس

نام کامل: علیرضا فغانی

زاده: ۱ فروردین ۱۳۵۷

محل تولد: کاشمر، ایران

پیشه: داور فوتبال

قد: ۱۷۶ سانتیمتر

میزان تحصیلات: فوق دیپلم زبان انگلیسی

ادامه
لعیا زنگنه,بیوگرافی لعیا زنگنه,عکس های لعیا زنگنه بیوگرافی لعیا زنگنه/ عکس های لعیا زنگنه و همسرش

نام اصلی: لعیا زنگنه

زمینه فعالیت: بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

تولد: ۱۳۴۴ تهران، ایران

محل زندگی: تهران

مدرک تحصیلی: کارشناسی تئاتر از دانشگاه هنر تهران

سال‌های فعالیت: ۱۳۷۱ تا کنون

ادامه
سید مجید حسینی,بیوگرافی سید مجید حسینی,عکس های سید مجید حسینی بیوگرافی سید مجید حسینی-فوتبالیست (+تصاویر)

نام کامل: سید مجید حسینی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد:  ۳۱ خرداد ۱۳۷۵

زادگاه: کرج

پست: مدافع هافبک دفاعی

قد: ۱٫۸۳ متر

ادامه
مرتضی پورعلی گنجی,بیوگرافی مرتضی پورعلی گنجی,عکس های مرتضی پورعلی گنجی بیوگرافی مرتضی پورعلی گنجی، فوتبالیست ایرانی (+تصاویر)

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۳۰ فروردین ۱۳۷۱

زادگاه: بابل، ایران

پست: مدافع میانی

قد: ۱٫۸۴ متر

ملیت: ایرانی

ادامه
روی پاتریسیو,بیوگرافی روی پاتریسیو,عکس روی پاتریسیو بیوگرافی روی پاتریسیو + عکس

نام کامل: روی پدرو دوس سانتوس پاتریسیو

عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۱۵ فوریهٔ ۱۹۸۸

زادگاه: Marrazes, پرتغال

قد: ۱٫۹۰ متر 

پست: دروازه‌بان

ادامه
برناردو سیلوا,بیوگرافی برناردو سیلوا,عکس برناردو سیلوا بیوگرافی برناردو سیلوا + عکس

نام کامل: برناردو موتا ویگا د کاروالیو سیلوا

عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۱۰ اوت ۱۹۹۴ 

زادگاه: لیسبون، پرتغال

قد: ۱٫۷۳ متر

پست: هافبک / وینگر

ادامه
دیگو کوستا,بیوگرافی دیگو کاستا,دیگو دا سیلوا کوستا بیوگرافی دیگو کاستا، مهاجم تیم فوتبال اسپانیا (+تصاویر)

نام کامل: دیگو دا سیلوا کوستا

بازیکن تیم ملی اسپانیا

تولد: ۷ اکتبر ۱۹۸۸

زادگاه: لاگارتو، برزیل

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: مهاجم

ادامه
پپه,په په,بیوگرافی پپه بیوگرافی پپه، بهترین مدافعان قرن ۲۱ + عکس

نام اصلی: کپلر لاوران لیما فریرا

تیم ملی: پرتغال (از ۲۰۰۷)

تولد: ۲۶ فوریهٔ ۱۹۸۳

زادگاه: ماسیو، برزیل

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: مدافع میانی

ادامه
میلاد محمدی,بیوگرافی میلاد محمدی،عکس میلاد محمدی بیوگرافی میلاد محمدی بازیکن سرعتی فوتبال + عکس

نام کامل: میلاد محمدی کشمرزی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۷ مهر ۱۳۷۲

زادگاه: تهران، ایران

قد: ۱٫۷۴ متر 

پست: مدافع کناری، هافبک

ادامه
تیاگو,بیوگرافی تیاگو آلکانتارا,عکس های تیاگو بیوگرافی تیاگو آلکانتارا، بازیکن خوش تکنیک اسپانیا (+ تصاویر)

نام کامل: تیاگو آلکانتارا دو ناسیمنتو

عضو تیم ملی اسپانیا

تولد: ۱۱ آوریل ۱۹۹۱

زادگاه: سن پیترو ورنوتیکو، ایتالیا

قد: ۱۷۲ سانتی‌متر

پُست: هافبک میانی

ادامه
آندره سیلوا,بیوگرافی آندره سیلوا,عکس های آندره سیلوا بیوگرافی آندره سیلوا، جانشین رونالدو در پرتغال (+تصاویر)

نام کامل: آندره میگل والنته دا سیلوا

تیم: عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۶ نوامبر ۱۹۹۵

زادگاه: دو مونته، پرتغال

قد: ۱٫۸۵ متر

پست: هافبک

ادامه
سعید آقایی,بیوگرافی سعید آقایی,سعید آقایی بازیکن تیم ملی فوتبال بیوگرافی سعید آقایی (+ تصاویر)

چکیده ای از بیوگرافی سعید آقایی :

نام اصلی: سعید آقایی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۲۰ بهمن ۱۳۷۳

زادگاه: تبریز، ایران

پست: دفاع چپ / هافبک

ادامه
عزت الله انتظامی,دیالوگ‌های ماندگارعزت الله انتظامی,آثارعزت الله انتظامی,

عزت‌الله انتظامی که درگذشت طبعا خاطره‌بازی با نقش‌های ماندگارش شروع شد. مردی که سال ۱۳۸۲ به عنوان چهره ماندگار فرهنگ انتخاب شد اما واقعیت این است که عزت‌الله انتظامی از آن دسته هنرمندانی بود که به نشان‌ها و عناوین اعتبار می‌دهند نه برعکس. تعداد نقش آفرینی‌های به یادماندنی‌اش آنقدر زیاد است که انتخاب از میان‌شان کار دشواری است اما در کارنامه‌اش چند نقش هست که بیشتر از بقیه به یاد مانده‌اند. دیالوگ های ماندگار عزت الله انتظامی را در بهترین فیلم‌هایش مرور می‌کنیم:   گاو ۱۳۴۸ بازی در فیلم «گاو» مهرجویی هم کارنامه انتظامی و هم سینمای ایران را به دو بخش تقسیم کرد. مش حسن به گاوش خیلی وابسته است و درآمدش از این گاو است. وقتی از ده بیرون رفته گاو می‌میرد و اهالی روستا جرات نمی‌کنند واقعیت را به مش حسن بگویند. کم‌کم مش حسن از دوری گاوش دیوانه می‌شود. مش حسن(گاو): من مش حسن نیستم. من گاو مش حسن‌ام.   کمال‌الملک ۱۳۶۳ دومین همکاری او با علی حاتمی در فیلم درخشان «کمال‌الملک» بود که نقش ناصرالدین‌شاه را بازی می‌کرد. شاه قاجاری که کمال‌الملک در خدمت او بود و البته آزارش هم به هنرمند نقاش کم نرسید. اما ناصرالدین شاه قدر هنر نقاش را بیشتر از بقیه می‌دانست.   ناصرالدین شاه (کمال‌الملک): هنر مزرعه بلال نیست که هر سال محصولش بهتر شود. از ستاره‌های آسمان هم یکی می‌شود کوکب درخشان، الباقی‌ … سوسو می‌زنند.   هامون در نقش‌های فرعی هم درخشان بود. در فیلم «هامون» شاهکار مهرجویی در سال ۱۳۶۸ نقش وکیل هامون را بازی می‌کرد که می‌خواست او را قانع کند از مهشید طلاق بگیرد. وکیلی که معلوم نشد آخرش دغل‌باز است یا به بهترین شکل به وظیفه‌اش عمل می‌کند.   دبیری (هامون): تقصیر خودته، دانشمند هوشمند،…گول بورژوازی فاسد رو خوردی، می‌خواستی پولدار بشی خودتو فروختی.   اجاره‌نشین‌ها عزت‌الله انتظامی با بازی در فیلم «اجاره‌نشین‌ها» کمدی درخشان داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۵ نشان داد که حتی می‌تواند به عنوان یک بازیگر کمدی هم درخشان باشد. او در این فیلم نقش عباس آقا سوپرگوشت را بازی می‌کرد. مردی که چند طبقه ساختمان دارد و آن را اجاره داده اما حاضر به تعمیر ساختمان نیست و دائم با مستاجرها درگیری دارد.   عباس آقا سوپرگوشت (اجاره‌نشین‌ها): تو به من گفتی دو تا گلدون می‌خوای بذاری سر پشت بومت که باصفا بشه نه اینکه ورداری سرتاسر سقف خونه مردم رو برینی بهش.     ناصرالدین شاه آکتور سینما فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما» ساخته محسن مخملباف در سال ۱۳۷۰ ادای دینی به تاریخ سینمای ایران بود و چه کسی بهتر از عزت‌الله انتظامی برای بازی در نقش اول آن؟!   ناصرالدین شاه (ناصرالدین شاه آکتور سینما): آخر چرا گاو؟کجای ما به گاو می‌رود؟   عکاسباشی: اگر حس بگیرید همه جایتان. این درس اول بازیگری است.   خانه خلوت «خانه خلوت» بهترین فیلم کارنامه مهدی صباغ‌زاده محصول ۱۳۷۰ داستان روزنامه‌نگاری است که حالا نمی‌تواند خودش را با شیوه نوشتاری جدید تطبیق بدهد. همین باعث افسردگی‌اش شده در حالی که تقلا می‌کند چیز جدیدی بنویسد. امیر جلال‌الدین (خانه خلوت): مردان بی عار، زنان بی کار، تلفن‌های خر تو خر، موضوع خوبیه، اما فکر نمی‌کنم چاپ کنن.   حاجی واشنگتن همکاری‌های انتظامی با علی حاتمی همه کارهای دیدنی از کار درآمدند. از جمله فیلم مهجور و کمتر قدردیده «حاجی واشنگتن» محصول ۱۳۶۱ که سال‌ها توقیف بود. داستان اولین سفیر ایران در آمریکا در دوره قاجار و مصایبی که بر اثر بی پولی و بی‌کفایتی شاه سرش می‌آید.   حاجی واشنگتن (حاجی واشنگتن): فکر و ذکرمان شد کسب آبرو. چه آبرویی. مملکت رو تعطیل کنین دارالایتام دایر کنین درست‌تره. مردم نان شب ندارند. شراب از فرانسه می‌آید. قحطی است. دوا نیست. مرض بیداد می‌کند. نفوس حق‌النفس می‌دهند. باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم‌ها خمار از تراخم است. چهره‌ها تکیده از تریاک. اون چهار تا آب انبار عهد شاه عباس هم آبش کرم گذاشته.   روسری آبی یکی از متفاوت‌ترین بازی‌های انتظامی را در فیلم «روسری آبی» رخشان بنی اعتماد سال ۱۳۷۳ دیدیم. در نقش مردی ثروتمند که بچه‌هایش دوره‌اش کرده‌اند ولی عاشق یکی از کارگرهایش می‌شود. بچه‌ها مخالفند و غوغا راه می‌اندازند. رسول رحمانی (روسری آبی):‌ رسول رحمانی امروز مرد. اینکه اینجا ایستاده، می‌خواد با نوبر کردانی، دختر غربتی پاپتی بی کس و کار، بمونه تا بمیره.. خوشبختی اون چیزی نیست که هر کسی از بیرون ببینه. خوشبختی تو دل آدمه. دل که خوش باشه، خوشبختی.   خانه‌ای روی آب در فیلم «خانه‌ای روی آب» بهمن فرمان‌آرا محصول ۱۳۸۰ نقش پدر قهرمان داستان را بازی می‌کرد که حالا در خانه سالمندان بود. مردی متشخص که البته با فرزندش در گذشته چالش زیادی داشت. پدر (خانه‌ای روی آب): آقای دکتر شما که خونه‌تون بزرگه، قصره، چند طبقه است، نوکر داری، کلفت داری، منم که هنوز روپام، منو چرا آوردی انداختی اینجا؟   گاوخونی سال ۱۳۸۱ در فیلم «گاوخونی» بهروز افخمی اقتباس از کتاب جعفر مدرس صادقی نقش پدر مستبدی را بازی کرد که هنوز در خاطرات پسرش زنده بود.   پسر: بابا راست می‌گن که مادرم از دست تو دق کرد و مرد؟ پدر (گاوخونی): نه من از دست مادرت دق کردم.   پسر: ولی وقتی تو مردی مادر من زنده نبود.   پدر: زنده نبود ولی هر شب خوابش رو می‌دیدم.   پسر: منم هر شب خواب تو رو می‌بینم.   پدر: پس بپا دق نکنی.   حکم اولین و تنها همکاری عزت‌الله انتظامی با مسعود کیمیایی خیلی دیر و سال ۱۳۸۴ اتفاق افتاد. یکی از آخرین نقش‌های خوب انتظامی و یکی دیگر از رضاهای ماندگار فیلم‌های کیمیایی. این‌بار انتظامی در نقش یک گنگستر ظاهر می‌شود که چند جوان نوچه‌اش هستند.   رضا معروفی (حکم): خدا رحمت کنه صادق هدایت رو. یه چیزی تو جوونی بهم گفت که تا دنیاست توی گوشمه. گفت آدمیزاد یه سرمایه بزرگ داره. خودکشی. نه از ترس، دنیا تنگه. بهت توهین شد، طاقت نیاوردی، سراغت نیومدن، خوردی به بن بست برو سراغ سرمایه‌ت. پول دفنتو آماده کن مزاحم کسی نباشی.   صوفیا نصرالهی  

ویژه سرپوش
شاید از دست داده باشید