۰۸:۴۹ - ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۵۰۵۱۶۸
امنیتی و دفاعی

گفت وگو با همسر محسن حججی شهید مدافع حرم

خانواده شهید محسن حججی,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,دفاع و امنیت

حالا کسی نمانده که ماجرای سر بریده شهید مدافع حرم محسن حججی را نشنیده باشد؛ جوانی که تیرماه ۱۳۷۰ در اصفهان به‌دنیا آمد و مردادماه ۱۳۹۶ در سوریه به شهادت رسید.

 

حالا همه جا پر است از قصه رشادت جوانی دهه هفتادی که ایمان و عشق روئین‌تنش کرده؛ جوانی که آرزویش شهادت بوده. آرزویی که حالا یک طور خاص، یک شکل غریب، رنگ حقیقت گرفته؛ محسن سرش را داده و بال درآورده و پرواز کرده سمت آسمان.

 

با «زهرا عباسی» همسر این شهید مدافع حرم، به بهانه شهادت همسر جوانش به‌گفت‌وگو نشسته‌ایم.شیرزنی که تمام‌قد پشت همسرش ایستاده و می‌گوید: «شهادت محسن افتخار خانواده ‌ماست.»

 

خانم عباسی چند وقت با شهید حججی زیر یک سقف زندگی کردید؟

ما ۱۱ آبان ۹۱ عقد کردیم؛ ۹ مرداد ۹۳ ازدواج کردیم و زیر یک سقف رفتیم. تنها فرزندمان علی هم ۲۴ فروردین ۹۵ به‌ دنیا آمد.

 

در این چند روز تصاویر زیادی از همسر شما منتشر شده که نشان می‌دهد در کار جهادی خیلی فعال بوده.

بله همین طور است. محسن از همان نوجوانی در کارهای فرهنگی فعال بود، همیشه در اردوهای جهادی شرکت می‌کرد. یکی از اعضای فعال موسسه شهید حاج احمد کاظمی بود و کلا فعالیت‌های جهادی‌اش را از همین‌جا شروع کرد و حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم حتی مسیر زندگی‌اش را هم از همین موسسه پیدا کرد و ادامه داد. محسن همیشه در پایگاه بسیج فعال بود، این اواخر در فضای مجازی از نظر فرهنگی بسیار فعال بود.

 

می‌گفت مقام معظم رهبری وقتی که فرموده‌اند: «جواب کار فرهنگی باطل، کار فرهنگی حق است»، تکلیف ما را در انجام کار فرهنگی روشن کرده‌اند و ما نباید این عرصه فرهنگی را خالی بگذاریم و واقعا دغدغه‌اش کار فرهنگی بود. محسن خیلی زیاد کتاب می‌خواند، هروقت هم جایی به مشکل می‌خورد و گیر می‌کرد، می‌گفت حتما کتاب کم خوانده‌ام که اینجوری شده.

 

چطور شد که مدافع حرم شد؟

قضیه‌اش طولانی است... محسن همیشه فعالیت‌های‌ جهادی و فرهنگی داشت، اما موقعی که به‌ خواستگاری من آمد هنوز عضو سپاه نبود، یعنی بحث مبارزه و... هنوز در زندگی‌اش مطرح نشده بود، با این حال علاقه زیادی به شهادت داشت. یادم است سر سفره عقد که نشسته ‌بودیم، به من گفت: «الان فقط من و تو، توی این آینه مشخص هستیم، از تو می‌خواهم که کمک کنی من به سعادت و شهادت برسم.»

 

من هم همان‌جا قول دادم که در این مسیر کمکش‌ کنم. در این چند سال هم همیشه همه تلاشم این بود که این خواسته‌ای را که سر سفره عقد از من داشت، انجام بدهم. حتی خودم از او خواستم که اگر امکان دارد، عضو سپاه بشود. گفتم خیلی دوست دارم همسرم سپاهی باشد.

 

محسن چون خودش هم علاقه داشت، از این پیشنهاد استقبال کرد و فقط گفت: «زهرا اگر من این مسئولیت را قبول کنم، هرجایی که اسمی از اسلام بیاید، می‌روم و از اسلام دفاع می‌کنم، چه مرزهای کشور خودمان باشد، چه یک کشور دیگر... تو با این قضیه مشکلی نداری؟» گفتم نه... مشکلی ندارم.

 

واقعا نداشتید؟

نه، واقعا نداشتم. چون این راهی بود که محسن انتخاب کرده ‌بود، راهی بود که او را به آرزویش می‌رساند. بعد هم محسن با توجه به سوابق فعالیت‌های جهادی‌اش و خصوصیاتی که داشت توانست به عضویت سپاه دربیاید و از همان موقع که عضو سپاه شد، بحث مدافعان حرم پیش آمد و تنها آرزوی همسرم این بود که اعزام به سوریه، قسمت او هم بشود.

 

چرا این آرزو را داشت؟

می‌گفت اگر ما ۱۴۰۰ سال پیش نبودیم که یار و یاور اهل بیت باشیم، حالا این فرصتی است که به ما داده شده و نباید آن را از دست بدهیم. حتی دفعه اولی که می‌خواست اعزام شود، من باردار بودم. محسن آمد با خوشحالی گفت که بالاخره با کلی خواهش، اسم من درآمده و با اعزامم موافقت شده، ‌می‌خواهم بروم سوریه اما تو به کسی نگو بارداری که مخالفت نکنند. من هم همین‌کار را کردم و محسن چند روز قبل از محرم ۹۴ اعزام شد و بعد از اربعین ۹۴ به خانه برگشت.

 

دفعه دوم کی اعزام شد به سوریه؟

۲۷ تیر اعزام شد.

 

این بار خداحافظی برایش سخت‌تر نبود؟ بالاخره علی به دنیا آمده بود و به‌عنوان یک پدر و یک همسر وابستگی محسن به خانواده‌اش قطعا بیشتر شده بود.

شاید باورتان نشود، اما محسن واقعا راحت از من و فرزندمان دل کند. چون عشق اصلی‌اش خدایی بود. همه می‌دانستند که چقدر من و محسن به همدیگر علاقه داشتیم، همه غبطه می‌خوردند به عشق بین من و شوهرم. اما او همیشه می‌گفت زهرا در عشق من به خودت و پسرمان علی شک نکن ولی وقتی که پای حضرت زینب(س) بیاید وسط، زهرا جان من شماها را می‌گذارم و می‌روم.

 

از اسارت محسن چطور باخبر شدید؟

سه‌شنبه بود که عکس محسن را در تلگرام دیدم.

 

همان عکس معروفی که محسن را اسیر داعشی‌ها نشان می‌دهد؟

بله همان عکس را دیدم. من تلگرام محسن را روی گوشی خودم نصب کرده بودم، یک دفعه دیدم در یکی از گروه‌هایی که با دوستانش داشت، عکسی را فرستادند و گفتند برای آزادی این اسیر دعا کنید. من عکس را باز کردم و دیدم این اسیر، محسن من است.

 

چه حالی داشتید؟

انتظار اسارتش را نداشتم به‌خاطر همین شوکه شدم، اما چون محسن از من خواسته بود کمک کنم در مسیر شهادت باشد، آرزو کردم که به همان هدفش برسد. می‌دانستم اگر محسن الان هم شهید نشود،‌ اول و آخر شهید می‌شود،‌چون مسیرش شهادت بود و با تمام وجودش شهادت را می‌خواست.

 

همسر شما در این عکسی که منتشر شده،‌ آرامش عجیبی دارد،‌ آنقدر که این آرامشش نظر همه را جلب کرده و در این چند روز خیلی‌ها از اسیری می‌گویند که بدون ذره‌ای ترس مقابل داعشی‌ها ایستاده. خودتان محسن را در این عکس چطور دیدید؟

همان طور که بود دیدم. شما این عکس را نگاه کنید، انگار نه انگار که شوهر من تیر خورده و اسیر دست داعشی‌هاست، عکس طوری است که انگار محسن، آن نیروی داعشی را اسیر گرفته. به چشم‌های شوهر من نگاه کنید، اصلا ترس در این چشم‌ها نیست، همه‌اش شجاعت است، دلیری است، ‌محسن در این عکس مثل کوه باصلابت است.

 

خبر شهادت محسن را کی شنیدید؟

ساعت ۳ بامداد چهارشنبه... من اصلا خواب به چشمم نمی‌آمد، بعد از این‌که عکس اسارتش را دیدم مدام فکر می‌کردم الان محسن در چه حالی است، یک دفعه دیدم در گروه‌های تلگرامی زدند که شهید بی‌سر، شهادتت مبارک ... دیدم این شهید بی‌سر، محسن من است. همان موقع فهمیدم محسن به آرزویش رسید.

 

من افتخار کردم که محسن شهید شده،‌گفتم خدایا شکرت که محسن به آرزویش رسید. همان موقع فکرکردم چقدر شوهر من پیش اهل بیت عزیز بود که از هرکدام یک نشانه‌ گرفت و شهید شد. دیدم دشمن برای امام علی(ع) خنجر کشید، برای همسر من هم خنجر کشید، سر شوهر من را مثل امام حسین(ع) از تن جدا کردند، محسن مثل علی‌اکبر جوان بود، مثل حضرت زینب(س) اسارت کشید... دیدم ارادت شوهر من به اهل‌بیت آنقدر زیاد بود که از هرکدام یک نشانه گرفت و شهید شد.

 

یعنی تصویر پیکر بی‌سر همسرتان را هم بعد از شهادت دیدید؟

بله من تصویر بدن بی‌سرش را دیدم، خیلی‌ها به من گفتند این عکس را نبین، گفتند تو همان عکسی را ببین که محسن استوار ایستاده و اسیر شده، این یکی را نگاه نکن. اما من گفتم نه این طور نگویید، مگر حضرت زینب(س) در مجلس یزید نفرمودند که «ما رأیت الا جمیلا.» من هم هیچ چیز جز زیبایی در این مسیر، در این عکس نمی‌بینم.

 

فکر می‌کنید وقتی علی بزرگ شد و این عکس را دید چه احساسی نسبت به آن داشته باشد؟

اگر علی آن جوری که من دوست دارم، تربیت و بزرگ شود،‌ قطعا به این عکس افتخار می‌کند و قطعا همین مسیر را انتخاب می‌کند و ان‌شاءالله مثل پدرش شهادت نصیب او هم می‌شود. علی با همین دوتا عکس یعنی اسارت و شهادت پدرش می‌فهمد او چقدر شجاع بوده، چقدر مرد بوده،‌ باغیرت بوده،‌ با ایمان بوده.

 

حال و هوای شهر شما بعد از شهادت محسن چطور است؟ دیگر همه خبر را شنیده‌اند؟

نجف‌آباد الان عزادار محسن است. تا الان کسی نمانده که به خانه ما نیامده باشد، همه منتظرند مراسم‌های محسن شروع شود. به ما گفته‌اند تا دوشنبه صبر کنید معلوم شود آیا پیکرش برمی‌گردد یا نه،‌ بعد برایش مراسم بگیرید.

 

دوست دارید پیکر همسرتان را بیاورند؟

جسم که فانی است، زیر خاک از بین می‌رود،‌ من خودم محسن را به حضرت زینب(س) بخشیدم. محسنِ من فدایی حضرت زینب(س) شد. می‌دانم تا وقتی مزار محسن مثل حضرت زهرا(س) پنهان باشد، ‌حتما می‌تواند ایشان را ملاقات کند. اما به‌خاطر تسلی دل پدر و مادرش دوست دارم پیکرش را بیاورند.

 

در صحبت‌هایی که شده از نحوه اسارت ایشان خبردار شدید؟

بله گفتند که در منطقه التنف در مرز عراق و سوریه، محسن با همرزمانش عملیات داشتند،‌ که داعشی‌ها بعضی‌ها را شهید و زخمی می‌کنند و از آن جمع فقط محسن اسیر می‌شود. دوستانش دیده ‌بودند محسن تیر خورده و اسیر شده است. بعد هم شنیدم محسن را تیرباران کرده‌اند و سپس سر از بدنش جدا کرده‌اند.

 

اما من از این شهادت ناراحت نیستم، من خوشحالم، الان هم اگر گریه می‌کنم به‌خاطر اهل بیت گریه می‌کنم، به حال خودم گریه می‌کنم که از محسن جا ماندم. به هرکسی هم که به مجلس محسن می‌آید و گریه می‌کند می‌گویم خواهش می‌کنم اشک‌تان هدف دار باشد. برای حضرت زینب(س) اشک بریزید،‌ برای امام حسین(ع) اشک بریزید تا دل شهید من هم راضی بشود.

 

 

jamejamonli​ne.‎​ir
  • 55
  • 8
50%
sarpoosh
با این خبر موافقمبا این خبر مخالفم
4.4 stars from 63 votes
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۱۶
در انتظار بررسی: ۲۹
غیر قابل انتشار: ۳۱
جدیدترین
قدیمی ترین
هیچ وقت این اندازه احساس پوچی نکردم دربرابرزندگی دیگران شهادت هم لیاقت میخواد
  • 0
  • 0
زهرا خانوم شیر زن واقعی هستی ازتون خواهش میکنم با اون دل مثل دل حضرت زهراست برای من سر پا گناهکار و دلشکسته دعا کن که از همه طرف تحت فشارم طور خدا برام دعا کن
  • 0
  • 0
با سلام واقعا تا الان اینقدر بادقت زندگی نامه این دالا مقام نخوانده بودم واقعا هزاران احسند به همسر او که اینقدر دلاور رشید است واقعا مثل حضرت زینب شیر زنی هست برای خودش واقعا قبطه میخورم بهش
  • 0
  • 0
با سلام واقعا تا ال...
فیروزه نمیدونم یعنی چیزی که لایق شماوشهیدحججی باشه پیدانکردم فقط میتونم بگم خوشبحالت ای عزیز
  • 0
  • 0
شهید محسن حججی و همسر محترمشون... مدت ها از این خبر می گذرد ولی تا ابد افتخارآفرین خواهد بود. آفرین به شجاعت و دیانت شهید و آفرین به عقیده ی پاک و دلاورانه ی همسرشون... ان شاءالله به آرزوهای پاک و بزرگتون برسید خانم عباسی عزیز همان طور که شهید سربلند به آن رسید التماس دعا
  • 0
  • 0
شهادتت مبارک برادرم اقا محسن باخوندن زندگینامت خیلی گریه کردم خدا واقعا ب علی کوچولو همسرنازنینتان صبردهد
  • 0
  • 0
برادرم محسن جان چقدرنزدخداعزیزبودی که همچین شهادتی نصیبت شدانشالله پسرم وپسرت راه شیرمردی مثل توروادامه بدن نمیدونی چقدآدم شدم بعدشهادتت شهادتت مبارک برادرم دعایم کن
  • 0
  • 0
دوستت دارم محسن حاجی دوستت دارم ای علی
  • 1
  • 0
سلام...منم افتخار میکنم ب شهید حججی وهمسرش ماشاءالله ب این شیر زن آرزو دارم از نزدیک ایشون رو بببنم و حتما برا ی بار هم شده ب زیارت مزارمبارکشون بیام و ازنزدیک وصییت همسر شهید رو بشنوم
  • 1
  • 5
سلام از خانواده وهمسرشهيد ميخواهم در زندگيم بسيار مشكل دارم به ابروي شهيد عزيز براي من دعا كنند مشكلات و گرفتاريهايم تمام شود
  • 5
  • 4
فقط میتونم محسن جان شهادتت مبارک آفرین به ایمان وصلابتت آفرین به غیرت ومردانگیت راهت پررهرو
  • 6
  • 3
خیلی عاشقتم محسن جان.
  • 5
  • 3
سلام به پدر و مادر و همسر فاطمی این شهید عزیز. .محسن جان با تمام وجود عاشقت شدم.خیلی با اخلاص بودی که اینجوری خریدنت و پرواز کردی. بدون خیلی دوست دارم عزیزم.
  • 7
  • 5
عکس شهدا می بینیم و عکس شهدا عمل میکنیم... خدایا ما را ببخش
  • 8
  • 4
... ما همیشه شرمنده ی شهداییم ....
  • 11
  • 7
سلام .من هر زمان در باره زندگی نامه یکی از شهدا را میخوانم .از خودم بیشتر بدم میاد .چرا که تا کجا دنبال چه چیزی در این زمین میگردم .و آواره چه چیزی برای یک عمر کوتاه هستم .خوشا به حالشان .خوشا بحال والدینش . خدایا به ما ذره از ایمان شهدا عطا کن .شاید که بخشیده شویم در آن جهان .
  • 16
  • 7
مشاهده کامنت های بیشتر
مگان مارکل,بیوگرافی مگان مارکل,تصاویر مگان مارکل بیوگرافی مگان مارکل عروس خانواده سلطنتی انگلیس + عکس های عروسی اش

نام اصلی: ریچل مگان مارکل

لقب: دوشس ساسکس

تولد: ۴ اوت ۱۹۸۱

همسران: تروور انگلسون (۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳) 

شاهزاده هری (۲۰۱۸ تاکنون)

دین: مسیحی

ادامه
 آیت الله مکارم شیرازى,مکارم شیرازی,ناصر مکارم شیرازی زندگینامه آیت الله مکارم شیرازى از مراجع تقلید

تولد: ۵ اسفند ۱۳۰۵

محل زندگی: قم

تالیفات: تفسیر نمونه

ملیت: ایرانی

استادان: محسن حکیم،آیت الله بروجردی

شاگردان:حسینی بوشهری، یحیی صالح نیا

ادامه
خیام,زندگینامه خیام,زندگی نامه خیام نیشابوری زندگینامه خیام نیشابوری

نام اصلی: غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری

زمینه فعالیت: ریاضیات، اخترشناسی، شعر

فلسفه، دین، تاریخ،گاه‌شماری، موسیقی

تولد: ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷

درگذشت:   ۱۲ آذر ۵۱۰

محل زندگی: حیره، نیشابور

ادامه
سعید عبدولی ,بیوگرافی سعید عبدولی ,عکس سعید عبدولی بیوگرافی سعید عبدولی کشتی گیر فرنگی

چکیده ای از بیوگرافی سعید عبدولی:

نام کامل:  سعید مراد عبدولی

ملیت: ایرانی

تولد: ۱۳ آبان ۱۳۶۸

اندیمشک، خوزستان، ایران

حرفه: ورزشکار

ادامه
محمدعلی افشانی,بیوگرافی محمدعلی افشانی,شهردار تهران بیوگرافی محمدعلی افشانی، شهردار جدید تهران

نام: محمد علی افشانی

تولد: ۱۳۳۸ دهدشت

ملیت: ایرانی

متصدی شهردار تهران

سیاستمدار اصلاح طلب

مذهب: اسلام، شیعه

ادامه
فیلسوف بزرگ,سقراط,زندگینامه سقراط زندگینامه سقراط، فیلسوف بزرگ یونانی

نگاهی گذرا به زندگی سقراط:

نام  کامل : سقراط

لقب : سقراطِ حکیم

تولد: ۴۷۰ یا ۴۶۹ پیش از میلاد

تاریخ مرگ: ۳۹۹ پیش از میلاد

محل تولد و مرگ : آتن، یونان

ادامه
آنجلینا جولی,بیوگرافی آنجلینا جولی,عکس آنجلینا جولی بیوگرافی آنجلینا جولی + عکس های خانوادگی آنجلینا جولی

نام اصلی: آنجلینا جولی وُیت

تولد: ۴ ژوئن ۱۹۷۵ ‏

لس آنجلس، کالیفرنیا

والدین: جان ویت

مارچلین برتراند

سال‌های فعالیت: ۱۹۹۳ - تا کنون

ادامه
عبدالباسط عبدالصمد,عبدالباسط,قران عبدالباسط عبدالصمد زندگینامه عبدالباسط | تلاوت قرآن عبدالباسط عبدالصمد

عنوان: عبدالباسط محمد عبدالصمد

زاده:  ۱۹۲۷

ارمنت، ارمنت، مصر

درگذشت: ۳۰ نوامبر ۱۹۸۸

۹ آذر ۱۳۶۷

قاهره، مصر

ادامه
سلنا گومز,بیوگرافی سلنا گومز,عکس های سلنا گومز بیوگرافی و عکس های سلنا گومز | دانستنی‌های جالب درباره سلنا گومز

نام اصلی: سلنا ماری گومز

زاده: ۲۲ ژوئیهٔ ۱۹۹۲ ‏   آمریکا

سال‌های فعالیت:  ۲۰۰۲–تاکنون

سبک : رقص پاپ

سازها: آواز

شغل: خواننده، بازیگر، تهیه‌کنندهٔ اجرایی، طراح مد، بشر دوست

ادامه
کیم کارداشیان،عکس کیم کارداشیان،عکس های کیم کارداشیان بیوگرافی کیم کارداشیان/تصاویر زیبا از کیم کارداشیان

زادروز: ۲۱ اکتبر ۱۹۸۰ 

محل زندگی: آمریکا

تبار:  ارمنی، آمریکایی

پیشه:  مدل، کارآفرین، بازیگر

قد: ۱۵۹ سانتی‌متر

فرزندان : نورث وست(دختر) ساینت وست(پسر)

ادامه
لیلا فروهر,زندگی نامه لیلا فروهر,بیوگرافی لیلا فروهر بیوگرافی لیلا فروهر، خواننده خوش صدا (+تصاویر)

تولد: ۴ اسفند ۱۲۳۷

محل تولد: اصفهان

ملیت : ایرانی

سبک‌(ها) : موسیقی پاپ فارسیفیوژن سنتی ایرانی

ساز(ها): سه تار - تار - تیمپو - پرکاشن

سال‌های فعالیت:  بازیگری (۱۳۴۴–۱۳۵۷) - خوانندگی (۱۳۵۱–اکنون)

ادامه
دکتر حسابی,پروفسور حسابی,پدرعلم فیریک ایران زندگینامه دکتر حسابی؛ پدر علم فیریک ایران

نام اصلی: محمود خان میرزا حسابی

زادروز: دوشنبه ۳ اسفند ۱۲۸۱

درگذشت: پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۷۱   

علت مرگ: به هنگام درمان قلبی

آرامگاه: شهر دانشگاهی تفرش

محل زندگی: ایران، فرانسه، لبنان، ایالات متحده آمریکا

ادامه
رامبد جوان,بیوگرافی رامبد جوان,عکس رامبد جوان بیوگرافی رامبد جوان بازیگر پرانرژی + عکس جدید رامبد جوان و همسرش

نام: رامبد جوان تبریزی

تاریخ تولد: ۱۳۵۰/۱۰/۱

محل تولد: محله شهرآرای، تهران

عرصه فعالیت: بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، کارگردان و مجری تلویزیون

شروع فعالیت : از سال ۱۳۷۳ 

همسران: نگار جواهریان ( جدید)

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش
شاید از دست داده باشید