۰۸:۴۶ - ۲۸ آبان ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۸۰۷۱۲۵
رفاه و آسیب های اجتماعی

گفت و گو با مادری که در یک شب داغدار ۴ عزیزش شد

قتل ‌عام خانوادگی,اخبار اجتماعی,خبرهای اجتماعی,آسیب های اجتماعی

هنوز از بلایی که به یکباره بر سرش آوار شد در شوک است، حالا دیگر اشک میهمان همیشگی چشمانش شده و بغضی ابدی راه را بر نفس‌هایش تنگ کرده است. نمی‌دانست غم از دست دادن بچه‌هایش را بخورد یا غصه نبود پدر و مادرش را که در تلخ‌ترین لحظات زندگی دیگر همراهش نبودند و او داغدارشان بود. بامداد ۲۴ مهر بود که شوهر سابقش دو دختر ۱۷ و ۱۹ ساله‌شان را در خواب به قتل رساند و بعد از آن پدربزرگ و مادربزرگ بچه‌ها را که میهمان خانه‌اش بودند به کام مرگ برد. حالا این زن در ۴۱ سالگی سیاهپوش دو فرزند و والدین خود شده است.

 

به خانه‌اش رفتیم تا از این فاجعه با او حرف بزنیم در طول سه ساعتی که با او به گفت‌و‌گو نشستیم بارها به ناگاه حرفش را قطع می‌کرد و بی‌اختیار به نقطه‌ای خیره می‌ماند بعد آه عمیقی می‌کشید. با آنکه سال‌هاست به اقتضای شغلم با افرادی رو‌به‌رو می‌شوم که عزیزترین هایشان را از دست داده‌اند اما هر بار که برای تهیه چنین گزارش‌هایی راهی می‌شوم انگار برای رو به رو شدن با کسانی که روحشان زخمی و دلشان داغدار است شهامتم را از دست می‌دهم.

 

این بار نیز وقتی مقابل این زن نشستم در حالی که عکس دخترانش سولماز و ساناز و پدر و مادرش را مقابلش گذاشته بود شروع به صحبت کرد: «من مثل یک دوست داستان زندگی‌ام را برایتان می‌گویم و شما اگر سؤالی داشتید بپرسید.» بعد اینگونه ادامه داد: «در پایان دوران راهنمایی ترک تحصیل کردم و در یک مطب مشغول به کار شدم. سیروس - متهم- مطب را اجاره کرده بود و کارهای پانسمان و تزریقات و... را انجام می‌داد. در مدتی که با او همکار بودم، عاشقش شدم. به خواستگاری‌اش جواب مثبت دادم. سیروس روح ناآرامی داشت.

 

زندگی سختی را پشت سر گذاشته بود پدرش در کودکی فوت کرده و ۸ خواهر و برادر داشت. او را در کودکی راهی خانه خواهر بزرگش در شهرستان کرده بودند. از آزارهایی که در خانه خواهرش دیده بود برایم گفت. کم کم متوجه شدم خیلی عصبی است که با کوچک‌ترین حرفی به جوش می‌آید و مرا به باد کتک می‌گیرد. اما دوستش داشتم و از آنجایی که یاد گرفته بودم مهربان باشم، سعی می‌کردم او را آرام کنم. نگاهش را به عکس دخترهایش که نور شمع آنها را روشن‌تر کرده است می‌اندازد. بغضش می‌ترکد و آرام گریه می‌کند، با همان صدایی که درد را می‌شود بخوبی در آن حس کرد، ادامه داد: با اینکه همیشه با تحقیر با من برخورد می‌کرد اما من همیشه همراهش بودم.

 

مشاوره‌های اقتصادی که به او می‌دادم باعث شد که در زندگی پیشرفت مالی خوبی کند اما بعد از آن همه زندگی‌اش در پول و مادیات خلاصه شد. انگار برای سیروس معرفت و محبت تعریف نشده بود. سولماز دختر بزرگم دوره راهنمایی بود که به سیروس گفتم بچه‌ها دارند بزرگ می‌شوند و نبود محبت از سمت تو باعث می‌شود که بیرون از اینجا دنبال محبت بگردند. از او خواستم پیش روانشناس برویم تا حالش بهتر شود اما بشدت مخالفت کرد.

 

 صحبت با سیروس همیشه بی‌فایده بود، دو جمله اول عادی بود اما بعد از آن صدایش را بالا می‌برد و درنهایت هم منجر به کتک زدن‌های شدید من می‌شد. گاهی اوقات می‌خواست بچه‌ها را هم بزند اما من همیشه سپر بلای آنها می‌شدم. درگیری هایمان ادامه داشت، تا اینکه حدود ۵ سال قبل کاسه صبرم لبریز شد. یک روز که بدترین تهمت‌ها را به من زد، گفتم اگر مرا نمی‌خواهی بگذار بروم. در یک درگیری با مشت و لگد من و بچه هایم را از خانه بیرون کرد و گفت آماده باشید هر وقت خواستم شما را بکشم می‌آیم دنبالتون.

 

آن شب به خانه پدرم رفتم و فردای آن روز سیروس به سراغمان آمد و خواست بچه‌ها را ببرد. همیشه فکر می‌کرد ما خطا کاریم در حالی که چون خودش خطا می‌کرد ما را هم به همان چشم می‌دید.  بچه‌ها می‌ترسیدند و نمی‌خواستند با پدرشان بروند. التماس می‌کردند که کاری برایشان انجام دهم، اما بی‌فایده بود. مجبور شدم با پلیس تماس بگیرم. مأمور که آمد گفت پدر است و می‌تواند بچه‌ها را با خود ببرد. اما بچه‌ها مخالفت کردند و اصرارهای من نیز باعث شد تا مأمور پلیس او را از خانه بیرون کند. فردای آن روز به دادگاه خانواده رفتم و درخواست طلاق دادم و سیروس هم وقتی من دادگاه بودم به سراغ بچه‌ها آمده و آنها را به خانه برده بود.

 

توافق ناعادلانه

قرار شد که دخترها پیش من بمانند و درعوض مهریه و هر حقی را که به من تعلق می‌گرفت ببخشم. طبق قرار حتی سیروس چندین برگه سفید امضا آورد و خواست تا با امضای آن از همه حقوقم بگذرم. فکر می‌کردم بعد از جدایی اوضاع خوب خواهد شد و با بچه هایم می‌توانم زندگی جدیدی تشکیل دهم. اما دادگاه حق را به او داد. سیروس گفت وکیل بچه هایم است و آنها نمی‌خواهند با من زندگی کنند. به دادیار پرونده‌ام گفتم من قربانی عشق شدم ولی با این کار بچه‌هایم هم قربانی می‌شوند. خانم دادیار هم حق را به سیروس داد و بدین ترتیب من هم مهریه و حقوقم را از دست دادم و هم حق حضانت بچه هایم را، تا آن موقع فکر می‌کردم قانون حداقل با من است اما قانون هم با سیروس بود و من دیگر کاری از دستم برنمی آمد.

 

بزرگ‌ترین اشتباه

 چند روزی از طلاق گذشته بود که سیروس به دنبالم آمد. ابراز پشیمانی می‌کرد و از طرفی دلم بچه‌ها را می‌خواست اما حرفی به من زد که باعث شد بیشتر بترسم. سیروس گفت اگر برنگردی تا آخر هفته با بچه‌ها از ایران می‌رویم و هرگز آنها را نخواهی دید. شنیدن این حرف ترس بدی به جانم انداخت. به خاطر اینکه کنار بچه هایم باشم و بتوانم از آنها مراقبت کنم به خانه برگشتم. دخترانم در سن حساسی بودند و نیاز به مراقبت داشتند سولماز دانشجو شده و ساناز نیز ۱۷ ساله بود و مدرسه می‌رفت نمی‌توانستم تنها رهایشان کنم اما الان می‌فهمم که بزرگ‌ترین اشتباهم برگشت به آن خانه بود. روابط پنهانی سیروس علنی شده بود، او به من خیانت می‌کرد. مثل سابق مرا کتک می‌زد و توهین و تحقیر می‌کرد.

 

آخرین دیدار

رفتارهای بد سیروس ادامه داشت و هر روز بدتر از قبل می‌شد. در مدت ۴ سالی که به خانه سیروس برگشته بودم بارها از خانه او قهر کرده و هربار سیروس به دنبالم می‌آمد و با استفاده از نقطه ضعف من که همان بچه هایم بودند مرا به خانه برمی گرداند. یک روز با بچه‌ها بیرون بودیم و سولماز پشت فرمان خودرو بود. داخل پارکینگ که آمدیم چون همسایه‌مان ماشینش را بد پارک کرده بود سولماز خیلی دقت کرد که به ماشین آسیبی نرساند و همین موضوع باعث شد که فراموش کند شیشه‌های ماشین را بالا بدهد. سیروس که به خانه آمد سر همین موضوع دعوای دیگری راه انداخت. من هم که از دست کتک‌ها و تحقیرها و فحاشی‌هایش خسته شده بودم، خانه را ترک کردم.

 

بی خبری ۲۴ ساعته

 می‌دانستم سیروس به خانه مادرم می‌آید تا مرا برگرداند برای همین دو روز به خانه خواهرم رفتم و بعد از آن به خانه برادرم رفتم. در تمام این مدت به هیچ تلفنی پاسخ ندادم. سیروس پیام می‌داد، تهدید و توهین می‌کرد و من سکوت کرده بودم تا شاید این بار به خودش بیاید. روزی که این اتفاق افتاد مادرم با من تماس گرفت و گفت ساناز زنگ زده و گفته پدرش می‌خواهد به شمال برود و از ما خواسته نزد آنها برویم. مادرم گفت می‌ترسم سیروس سر ما را ببرد. به او گفتم اگر دلت نمی‌خواهد نرو. اما رفتند، ساعت ۹ و نیم همان شب بود که پیام‌های تهدید‌آمیز سیروس شروع شد.

 

بازهم توجهی نکردم. حدود دو نیمه شب پیام داد که کار را تمام کرده است. پیام‌ها و تماس‌های او ادامه داشت و من که بشدت از متن پیام‌ها ترسیده بودم با تلفن پدر و مادرم و دخترها تماس گرفتم اما بی‌فایده بود. برادرم به برادر بزرگ سیروس زنگ زد و ماجرا را گفت و او به برادرم گفت نگران نباشد خودش به سراغ سیروس می‌رود. اما بعد از رفتن برادر سیروس او هم دیگر تلفن‌های مرا پاسخ نداد.

 

 نگران شده بودم، با برادرم به تهران برگشتیم و درست فردای شبی که جنایت رخ داده بود به خانه رفتیم. جرأت نکردم داخل خانه بشوم به پلیس زنگ زدم، مأمور بلافاصله آمد و از من خواست منتظر باشم. بعد هم با کلانتری تماس گرفت و من و برادرم را به کلانتری برد. در کلانتری اوضاع آشفته بود، همه یک جوری به من نگاه می‌کردند. نگاه هایشان پر از حرف بود.افسر پرونده برادرم را کنار کشید و به او چیزی گفت. برادرم هم به سراغم آمد و گفت سیروس بچه‌ها را کشته است. پاهایم سست شد و روی زمین نشستم.فقط خدا می‌داند آن شب را چطور به صبح رساندم و.... زن جوان به اینجا که رسید بار دیگر بغض امانش را برید.

 

دقایقی بعد ادامه داد: از کودکی یاد گرفته بودم آرام باشم و به همه محبت کنم. پدرم به من یاد داده بود، او مرد مهربان و آرامی بود. در مسجد ختم هر کسی که به من می‌رسید تا تسلیت بگوید فقط از مظلومیت و آرامی پدر و مادرم می‌گفت یادآوری این خاطرات دلم را آتش می‌زند. وی در پاسخ به این سؤال که چه مجازاتی برای سیروس تقاضا کرده‌اید، گفت: آیا برای کسی که چنین فاجعه‌ای رقم زده و روزگارمان را سیاه کرده غیر از قصاص می‌توان مجازات دیگری خواست؟ می‌گویند سیروس را برای قتل دخترانم نمی‌توانند قصاص کنند چون پدرشان بوده است اما برای قتل پدر و مادرم برایش تقاضای قصاص کرده‌ایم و امیدوارم هر چه زودتر به مجازات برسد.

 

مرجان همایونی

 

iran-​newspaper.‎​com
  • 26
  • 6
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقمبا این خبر مخالفم
4.1 stars from 32 votes
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۴
در انتظار بررسی: ۹
غیر قابل انتشار: ۱۳
جدیدترین
قدیمی ترین
اینگونه قضاوتها رابایستی بدست شورای قضات سپرد، حقوق زنان بطورکل زیرپا گذارده شده.
  • 0
  • 0
ایران تنها چیزی که عوض نشده حمایت از حق و حقوق زنهاست مردها پروترشدند
  • 2
  • 2
درجامعه ای که همه حقوق رابه مرد می دهند.مردهاباجسارت بیشتری حنایت نکنند.کاش دزوضع قوانین تجدید نظر کنیم.حناب قاضی اگر دختر خودتم بود بازهم حق به مرد می داددین.خوبیهای غربیها رم یاد بگییریم واینگونه مردهای خشن رابه روانپزشک ارجاع بدیم.تا کمتر دچار خشونتهای خانگی باشیم.
  • 2
  • 3
درجامعه ای که همه حق...
قوانین اسلامی بایستی بروز رسانی شود. ۱۴۰۰قبل کجا وحالا کجا..!
  • 0
  • 0
مشاهده کامنت های بیشتر
وب گردی
اکبر عبدی,بیوگرافی اکبر عبدی,عکس‌های اکبر عبدی بیوگرافی اکبر عبدی + عکس همسر و دختر

نام کامل: عبدي آقاباقر

تاريخ تولد: ۱۳۳۹/۶/۴ 

محل تولد: تهران

محل زندگي: تهران

تحصيلات: ديپلم

همسر: نينا عبدي

ادامه
بیوگرافی وینفرید شفر,عکس‌های وینفرید شفر,کارنامه فوتبالی وینفرید شفر بیوگرافی و کارنامه فوتبالی وینفرد شفر + عکس همسر و فرزندان

نام کامل : وینفرید شفر

متولد: ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۵۰

ملیت: آلمان

زادگاه :ماین

حرفه :مربیگری

باشگاه: استقلال تهران

ادامه
برانکو ایوانکوویچ,بیوگرافی برانکو ایوانکوویچ,عکس‌های برانکو ایوانکوویچ بیوگرافی کامل برانکو ایوانکوویچ + عکس‌های خانوادگی

نام  کامل: برانکو ایوانکوویچ

متولد: ۲۸ فوریهٔ ۱۹۵۴ ‏

ملیت: کرواسی

زادگاه: واراژدین

پست: سرمربی

باشگاه کنونی: پرسپولیس

ادامه
کارلوس کی روش,بیوگرافی کارلوس کی روش,عکس‌های کارلوس کی روش بیوگرافی کارلوس کی روش، چهره مطرح فوتبال + عکس همسر

نام کامل: کارلوس مانوئل بریتو لئال کی‌روش

تاریخ تولد: ۱ مارس ۱۹۵۳

محل تولد: نامپولا، موزامبیک پرتغال

مدرک تحصیلی: کارشناسی ارشد تربیت بدنی گرایش فوتبال

پیشه:سرمربیگری فوتبال

تیم:تیم ملی فوتبال ایران

ادامه
پیام صابری،بیوگرافی پیام صابری،عکس‌های پیام صابری بیوگرافی زنده یاد پیام صابری، همسر زیبا بروفه + تصاویر

زمینه فعالیت: بازیگر ،کارگردان و چهره‌پرداز

تولد: ۱۳۵۲ خورشیدیتهران

مرگ: ۱۸ آذر ماه ۱۳۹۷ (۴۵ سالگی) تهران

ملیت: ایرانی

سال‌های فعالیت: ۱۳۷۳–۱۳۹۷

همسر:  زیبا بروفه

ادامه
زیبا بروفه,بیوگرافی زیبا بروفه,عکسهای زیبا بروفه بیوگرافی زیبا بروفه + عکس

نام کامل: زیبا بروفه

ملیت: ایرانی

تاریخ تولد: ۱۳۵۴/۶/۲۹ 

محل تولد: تهران

محل زندگی: تهران، ایران

مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل حقوق قضایی 

ادامه
الناز حبیبی,بیوگرافی الناز حبیبی,عکس‌‌‌‌‌‌های الناز حبیبی بیوگرافی الناز حبیبی + عکس‌های دیده نشده از او

نام : الناز حبیبی

ملیت: ایران

تاریخ تولد : ۲۱ مرداد ۱۳۶۷

محل تولد : همدان 

محل زندگی : تهران

شروع فعالیت : ۱۳۷۸

ادامه
آزاده نامداری،بیوگرافی آزاده نامداری،عکس آزاده نامداری بیوگرافی آزاده نامداری + عکس خانوادگی

نام : آزاده

نام خانوادگي : نامداري

تاريخ تولد : ۱۳۶۳/۹/۹  

محل تولد : کرمانشاه

تحصيلات : کارشناسي مديريت صنعتي

زمينه فعاليت : مجري تلويزيون

ادامه
جنیفر لوپز,بیوگرافی جنیفر لوپز,عکس‌های جنیفر لوپز بیوگرافی جنیفر لوپز + عکس همسر و فرزندان

نام کامل : جنیفر لین لوپز

تاریخ تولد: ۲۴ ژوئیهٔ ۱۹۶۹ ‏

محل تولد: برانکس، نیویورک، آمریکا

محل سکونت: لس آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا

حرفه: بازیگر، نویسنده، رقصنده، طراح مد، تهیه کننده، خواننده، آهنگ نویس

شروع فعالیت:  ۱۹۸۶

ادامه
پیروز حناچی,بیوگرافی پیروز حناچی,عکس پیروز حناچی بیوگرافی پیروز حناچی شهردار تهران

نام کامل: پیروز حناچی

تاریخ تولد: سال ۱۳۴۳

محل تولد: تهران

محل تحصیل: دانشگاه تهران

حزب سیاسی: اصلاح طلب

محل سکونت: تهران

ادامه
آن ماری سلامه,بیوگرافی آن ماری سلامه,عکس آن ماری سلامه بیوگرافی آن ماری سلامه +تصاویر

نام اصلی: آن ماری سلامه

تاریخ تولد: ۱۹۹۰ 

محل تولد: روستای فاریا، کشور لبنان

مدرک تحصیلی: فوق لیسانس هنرهای نمایشی

ملیت: لبنانی

زمینه فعالیت: بازیگر

ادامه
خواکین ناوارو پرونا,فیفو,تیم فوتبال فیفا 'فیفو' چه کسی بود؟

نام : خواکین ناوارو پرونا

لقب: ناوارو - فیفو

متولد ۲-۸-۱۹۲۸ در خاوا اسپانیا

تاریخ فوت: ۰۶-۱۱-۲۰۰۲

تیم: رئال مادرید

پست:  مدافع راست

ادامه
جمشید مشایخی,بیوگرافی جمشید مشایخی,عکس جمشید مشایخی بیوگرافی جمشید مشایخی + عکس

نام اصلی: جمشید مشایخی

زمینه فعالیت: سینما و تلویزیون

تولد: ۵ آذر ۱۳۱۳

جاجرود، استان تهران

ملیت: ایرانی

سال‌های فعالیت: ۱۳۳۵ تاکنون

ادامه
ویژه سرپوش
شاید از دست داده باشید