۲۱:۱۹ - ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۵۰۳۶۴۲
خارج از گود سیاست

روایتی از ساعت های پایانی زندگی آدولف هیتلر

آدولف هیتلر,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,سیاست
 اخیرا کتابی منتشر شده که داستان آخرین ۲۴ ساعت زندگی هیتلر را لحظه به لحظه ثبت کرده است. دقایقی که جنون و ترس «پیشوا» را احاطه می‌کرد. در این گزارش، تمامی اتفاقات روز آخر زندگی او به ترتیب زمان رخدادها ثبت شده است.

به گزارش میزان، به نقل از دیلی‌میل، در این گزارش، تمامی اتفاقات روز آخر زندگی او به ترتیب زمان رخدادها ثبت شده است.

 

 یک دقیقه بامداد، یکشنبه، ۲۹ آوریل ۱۹۴۵  (یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۲۴)

۹ متر زیر زمین - اِوا براون هیتلر (Eva Braun) آماده مراسم عروسی می‌شود. او اکنون در اتاق‌خواب خود در پناهگاه زیرزمینی پیشوا است و پیشخدمت موهایش را آماده می‌کند.

 

طره موهای اوا با دقت به بالای موهای او وصل می‌شود؛ درست همان‌طوری که خودش می‌خواست. به دلیل اینکه نامزدش، آدولف هیتلر، از آرایش خوشش نمی‌آید، او تمام تلاشش را کرده تا طبیعی جلوه کند.

 

اوا براون لباس مراسم خود را از قبل انتخاب کرده است: یکی لباس مشکی ابریشمی مجلل، کفش‌های جیر فراگامو، یک ست دستبند طلایی با سنگ جواهری کهربای اصل، یک گردنبند یاقوت توپاز و ساعت الماس مورد علاقه‌اش. امشب قرار است بعد از ۱۴ سال رابطه پنهانی بالاخره با معشوقه‌اش ازدواج کند.

 

 

 او هرگز فکر نمی‌کرد که مراسم ازدواجش در پناهگاه زیرزمینی «فوهرر بانکر» (Fuhrerbunker) در زیر باغ محل «صدارت عظمای رایش» در برلین برگزار شود. اما تانک‌های ارتش روس (Russian Army) به مرکز نزدیک شده و دیگر امن نیست که بالای زمین باشند. پناهگاه پیشوا با یک سقف بتنی به طول ۱۰ متر محافظت می‌شود. این پناهگاه از طریق پلکان به یک پناهگاه در بالاتر از متصل می‌شود. همچنین از طریق راهرویی به زیرزمین محل صدارت رایش متصل است. در آنجا یک بیمارستان اورژانسی، گاراژ و چندین اتاق برای منشی‌ها و افسرها وجود دارد. حداقل نیز یک اتاق برای اوا تهیه شده تا او راحت باشد.

 

او از ماه ژانویه اینجا بوده و در بهترین اتاق اقامت داشته است. معمار مخصوص پناهگاه، اثاثیه اتاق او را طراحی کرده است. علاوه بر میز آرایش و صندلی، یک کمد مخصوس لباس، تخت یک نفره و یک مبل راحتی با پارچه گل‌دار برای او طراحی شده است. نام او بر روی تمام اثاثیه، لباس‌ها، جواهر و وسایل دیگر ثبت شده است.

 

او از سرویس بهداشتی بیرون آمده و صدای انفجار حاصل از بمباران سنگین توپ‌های روسی را می‌شنود.

 

آدولف هیتلر,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,سیاست

ورودی پناهگاه هیتلر، او ساعات پایانی عمر خود را در اینجا سپری کرد

 ۱۰ متر بالاتر از آن‌ها، گورکنان شاهد توده آتش پراکنده شده در آسمان هستند. در این لحظه، آن‌ها جسد «هرمن فگلاین،» (Hermann Fegelein) شوهر خواهر اوا براون، را در یک قبر کم‌عمق دفن می‌کنند. حکم او نیم ساعت پیش به دستور نامزد اوا اجرا شده بود.

 

 خواهر اوا «گرِتل» (Gretl) باردار بود. به همین دلیل، اوا از آدولف عاجزانه درخواست کرده بود که او را نکشد. هیتلر به دلیل مداخله او عصبانی شده بود. فگلاین هفته گذشته هنگام فرار دستگیر شده بود. علاوه بر این، او را با پول، جواهر و زنی گرفته بودند که همسرش نبود.

 

در نهایت، اوا به گفتن یک جمله بسنده کرد: «تو پیشوا هستی.»

 

رُکوس میش (Rochus Misch)، تلفنچی پناهگاه پیشوا، در حال گوش دادن به هانس هوفبِک (Hans Hofbeck) از سرویس مخفی رایش بود که داشت نحوه اجرای حکم فگلاین را توضیح می‌داد. او آنچه که دیده بود را تعریف می‌کرد: یک مسلسل بزرگ را برداشت، او را نشانه گرفت و تتتتتت...

 

 

ده دقیقه بامداد

آدولف هیتلر در اتاق کنفرانس فوهرر بانکر به یک میز نقشه که بر روی آن نقشه‌ای نیست تکیه داده است. او «وصیت‌نامه سیاسی» خود را برای تراودل یونگه (Traudl Junge)، یکی از دو منشی خود، می‌خواند و او نیز سخنان هیتلر را می‌نویسد.

 

 در ابتدا، یونگه هیجان‌زده می‌شود. آیا او اولین کسی خواهد بود که دلیل شکست آلمان‌ها را می‌شوند؟ اما هیتلر با یک تُن یکنواخت صحبت می‌کند و یونگه نیز از حرف‌های او ناامید می‌شود.

 

 هیچ افشاگری، توجیه یا ندامتی در سخنان هیتلر شنیده نمی‌شود. فقط همان اتهامات همیشگی علیه یهودیان که او صدها بار شنیده بود.

 

 هیتلر سپس فهرستی بلندبالا از مقامات جدید نازی‌ها را می‌خواند. حتی یونگه نیز می‌داند که این کار بی‌فایده است. پس از اندکی مکث، او وصیت خود را می‌خواند.

 

آدولف هیتلر,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,سیاست

 هیتلر بر سر میز شام با «یوزف گوبلس» (Joseph Goebbels) وزیر پروپاگاندا (تبلیغات سیاسی) شوخی می‌کند.

 

 وقتی که هیتلر به بخش ازدواج خود با اوا می‌رسد، یونگه شوکه می‌شود. تاکنون، رئیسش اصرار داشته که دیگر ازدواج نخواهد کرد. دلیل آن نیز این بوده که زنان آثار مخربی بر روی مردان دارند.

 

هیتلر این‌گونه ادامه می‌دهد: «من و همسرم مرگ را بر شرمساری ناشی از عزل و تسلیم ترجیح می‌دهیم. درخواست ما این است اجسادمان بلافاصله پس از مرگ سوزانده شود.» او کمی مکث کرده و از میز فاصله می‌گیرد: «این را در سه نسخه تایپ کن و سپس آن را برای من بفرست.»

 

اتاق کنفرانس آماده مراسم عروسی می‌شود. پنج صندلی در کنار میز بزرگ نقشه جای می‌گیرند. والتر واگنر (Walther Wagner)، از روسای دادگاه نازی‌ها، همراه با کاغذهای مربوطه وارد پناهگاه می‌شود. پیش‌خدمت هیتلر «هاینتس لینگه» (Heinz Linge) اشاره می‌کند که واگنر به اندازه عروس خوشحال است!

 

 

پانزده دقیقه بامداد

روبرت ریتر فون گرایم (Robert Ritter von Greim) تازه از جلسه‌ای با هیتلر خارج شده است. او تلاش دارد از پناهگاه خارج شود. درست چند ساعت پیش، هواپیمایی که او را به برلین آورده بود توسط ارتش روس از بین رفته بود. او نیز به شدت آسیب دیده بود. با این حال، هیتلر او را رئیس جدید نیروی هوایی آلمان نازی «لوفتوافه» می‌کند.

 

نقشه‌ای از پناهگاه زیرزمینی هیتلر

او به مدت نیم ساعت بدون توقف در مورد شکست، دروغ، فساد و خیانت صحبت کرد. سپس او از روی درماندگی در حال حرف زدن بر روی صندلی راحتی افتاد. سپس اعلام کرد که در جنگ شکست خورده‌اند. اولین بار بود که او اعتراف می‌کرد. هیتلر به فون گرایم دستور داد که با کمک نیروی هوایی نازی‌ها یک ضد حمله را طراحی کند. در این بین، اوا به خواهر آبستن خود نامه‌ای می‌نویسد. گرتل همرا با پدر و مادر خود در خانه کوهستانی هیتلر در اوبرزالتسبِرگ اقامت دارند. در این نامه، حرفی از مرگ شوهرش زده نمی‌شود. (گرتل در پنجم ماه مه فرزند خود را به دنیا می‌آورد و او نام خواهر خود را برای آن فرزند انتخاب می‌کند. اوا دختر گرتل در سن ۲۷ سالگی پس اینکه معشوقه‌اش در یک تصادف کشته شد، دست به خودکشی می‌زند.)

 

یک سرباز نیروهای اشغالی ایالات‌متحده در اتاق خواب هیتلر

هیتلر همراه با پیش‌خدمت خود در اتاق مطالعه به سر می‌برد. هیتلر اکثر اوقات در آنجا است. اتاقی کوچک با سقفی کوتاه که در آن یک میز تحریر، یک میز کوچک، یک مبل راحتی با پارچه سفید و آبی و یک میز ناهارخوری برای پیشوا و منشی‌هایش وجود دارد.

 

آدولف هیتلر,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,سیاست

هیتلر خطاب به پیش‌خدمت خود می‌گوید: «می‌خواهم اجازه دهم که تو پیش خانواده‌ات برگردی.» لینگه با صورت گرد و چشمان آبی خود به هیتلر نگاه می‌کند و پاسخ می‌دهد: «پیشوای من، من در زمان پیروزی در کنار تو بودم، می‌خواهم در زمان شکست نیز در کنارت باشم.» او اکنون ۳۲ ساله شده و قبلا آجرچین بوده است. او به پیشوا وفادار است و به مردم می‌گوید: «هرگز اربابی بهتر از او نمی‌توانستم داشته باشم.»

 

 

 هیتلر مکث کوتاهی می‌کند. سپس به لینگه می‌گوید که باید کاری که می‌گویم را انجام دهی: «باید دو پتو به اتاق خواب من ببری و بنزین کافی برای سوزاندن دو نفر را نیز تهیه کنی. من می‌خواهم خودم را با اسلحه بکشم، همراه با اوا. تو باید اجساد ما را در پتوهای پشمی بپیچانی و به بیرون از پناهگاه ببری و در آنجا بسوزانی.»

 

لینگه از ترس می‌لرزد و فریاد می‌زند: «بله قربان، پیشوای من!» سپس اتاق مطالعه را ترک می‌کند.

 

۴۵ دقیقه بامداد

لینگه در پیروی از دستورات هیتلر با راننده هیتلر «اریک کِمپکا» تماس می‌گیرد. او در یک پارکینگ زیرزمینی است. لینگه از اریک ۲۰۰ لیتر بنزین می‌خواهد. بنزین تقریبا نایاب شده است. اریک با کنایه می‌گوید: «فقط ۲۰۰ لیتر؟ شوخی که نمی‌کنی؟ می‌خواهی ۲۰۰ لیتر را چه‌کار کنی؟»

 

لینگه نیز جواب داد: «راست می‌گویم اریک. شوخی نیست. هر کاری می‌توانی انجام بده تا این ۲۰۰ لیتر را برای من بیاوری.»

 

کمپکا به دستیار خود دستور می‌دهد که بنزین هر تعداد خودرو که در پارکینگ است را تخلیه کند. پارکینگی که اکنون سقف آن پایین ریخته است.

 

 

ساعت یک بامداد

اوا و آدولف از اتاق خارج می‌شوند. او همان لباس مشکلی را به تن دارد. هیتلر نیز همان شلوار مشکی همیشگی و نیم‌تنه نظامی خاکستری را پوشیده است. آن‌ها نیز بر روی صندلی‌های کنار میز بزرگ نقشه می‌نشینند. والتر واگنر به آن‌ها خوشامد می‌گوید.

 

 آدولف و هیتلر ۲۳ سال با هم اختلاف سنی دارند. آن‌ها در اکتبر ۱۹۲۹ (مهر ۱۳۰۸) با یکدیگر آشنا شدند. زمانی که اوا ۱۷ سالش بود و در یک استودیو عکاسی در مونیخ کار می‌کرد.  

 

در طول دو سال، هیتلر و اوا به هم به کافه و اپرا می‌رفتند و سرانجام قرار شد که با هم بمانند. اما چهار سال اول رابطه برای اوا خیلی سخت بود. زیرا آدولف به ندرت تماس می‌گرفت و معمولا به او بی‌توجهی می‌کرد.

 

 اوا دو بار دست به خودکشی زد. پس از دومین خودکشی، او به دلیل «مصرف بیش از حد یا اُوردوز» در ماه مه ۱۹۳۵ (اردیبهشت ۱۳۱۴) به کما رفت. در این زمان، هیتلر تصمیم گرفت که دیگر او را رسما در کنار خود داشته باشد.

 

 گرچه رابطه این دو همواره از عموم مردم پنهان می‌شد، اما آدولف یک خانه برای او در مونیخ خریده بود و چندین اتاق را در خانه کوهستانیِ خود «برگهوف» در اوبرزالتسبرگ برای او آماده کرده بود.

 

 اوا می‌دانست که تنها کارش این است که او را آرام نگه دارد و در کارش ماهر بود. هیتلر به دیگران می‌گفت: «او ذهن مرا از چیزهای دیگر دور می‌کرد؛ چیزهایی که دوست ندارم به آن‌ها فکر کنم.

 

آدولف هیتلر,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,سیاست

 اوا دوست داشت که خانم هیتلر نامیده شود. علاوه بر این، او همیشه آرزو داشت یک بازیگر هالیوودی شود: «زمانی که هیتلر در جنگ پیروز شود، من می‌توانم نقش خودم را در داستان زندگی‌مان بازی کنم.»

 

 در نهایت آن‌ها می‌خواهند ازدواج کنند. والتر از عروس و داماد می‌خواهد که اصالت آریایی خود را تایید کنند و بگویند که عاری از هرگونه بیماری موروثی هستند.

 

پاسخ هر دو مثبت بود.

 

زمان دست کردن حلقه طلا فرا رسید. هر دو حلقه از اجساد زندانیان زندان گشتاپو تهیه شده بودند. متاسفانه حلقه‌ها به دست آن‌ها بزرگ بود. والتر اعلام می‌کند: «این ازدواج مطابق قانون صحیح است.» شواهد ازدواج همان افسرهای رده بالای نازی‌ها هستند که در پناهگاه مانده‌اند.

 

 

ساعت یک و بیست‌وپنج دقیقه بامداد

روبرت ریتر فون گرایم که رنگش به دلیل درد ناشی از جراحات وارد پریده بود، به سلامت در فرودگاه رچلین در ۱۶۰ کیلومتری شمال برلین فرود آمد. او که اکنون رئیس لوفتواقه شده بود به شماری از نیروها که هنوز در آن فرودگاه مانده بودند دستور داد که به سمت برلین پرواز کنند.

 

 سخنان او بی‌تاثیر است. فرودگاه در بمباران نیروهای متفقین نابود شده بود و پرواز همان تعداد اندک هواپیما به پایتخت تاثیری در حمله آن‌ها به برلین نداشت.

 

ساعت یک و سی دقیقه بامداد پس از مراسم، عروس و داماد به اتاق خصوصی خود برگشته و از آن‌ها پذیرایی می‌شود. هیتلر از طرفداران منع استفاده از مشروبات الکلی است. اما آن شب، او نیز مقدار کمی می‌نوشد. از افسران دیگر نیز پذیرایی به عمل می‌آید.

 

والتر پس از پذیرایی به سر پست خود برمی‌گردد. دو روز بعد، او در یک درگیری خیابانی با اصابت گلوله کشته می‌شود. پیش‌خدمت هیتلر به اِوا تبریک می‌گوید و او را «خانم هیتلر» صدا می‌زند. چشمان اوا از خوشحالی برق می‌زند.

 

ذهن هیتلر هنوز درگیر است. او بورمن و گوبلس را از مهمانی خارج می‌کند تا نام‌های بیشتری را به آن فهرست اضافه کنند. یونگه از تغییرات مکرر در لیست کلافه شده است.

 

ساعت یک و چهل‌وپنج دقیقه بامداد

یوزف گوبلس نزد یونگه می‌رود. او در حال تهیه نسخه نهایی وصیت‌نامه هیتلر است. در چشمانش اشک جمع شده و می‌لرزد. یوزف می‌گوید: «پیشوا می‌خواهد من برلین را ترک کنم خانم یونگه. او دستور داده که من در حکومت جدید یک پست کلیدی داشته باشم. اما من نمی‌توانم. من نمی‌توانم برلین را ترک کنم. من نمی‌توانم از کنار پیشوا بروم. اصلا چه دلیلی دارد که پیشوا کشته شود ولی من زنده باشم.»

 

او نیز از خانم یونگه می‌خواهد تا وصیت او را نیز را بنویسد. خانم یونگه خودکار خود را برداشته و او شروع می‌کند.

 

او این‌چنین شروع می‌کند: «برای اولین بار در زندگی می‌خواهم از دستور پیشوا سرپیچی کنم. همسر و فرزندانم نیز مرا در این سرپیچی همراهی خواهند کرد.» او وصیت خود را با یک پیمان به اتمام می‌رساند: «از آنجایی که نمی‌توانم در خدمت پیشوا و در کنار او باشم، به این زندگی پایان می‌دهم، زیرا دیگر هیچ ارزشی برایم ندارد.»

 

پس از اتمام وصیت او، خانم یونگه شروع به تایپ آن وصیت‌نامه می‌کند. در این بین بغض گلوی او می‌شکند. در اکثر روزهای هفته گذشته، او با فرزندان آقای گوبلس مراقبت می‌کرده و برای آن‌ها داستان می‌خوانده است.

 

ساعت پنج بامداد

آدولف و اِوا هیتلر به اتاق‌های خود رفته‌اند. در گذشته، اوا از این مسئله شاکی بوده که چرا هیتلر به اتاق او نمی‌آید. اما زمان این حرف‌ها گذشته است. هیتلر تنها است. او آماده شده که به رختخواب خود برود. او به کمک یا همدردی کسی احتیاجی ندارد. او نسبت به تمیزی و انضباط وسواس دارد.  با دقت خود را شسته و پیراهن‌خواب کتان سفیدرنگ خود را به تن می‌کند. لباس‌های خود را نیز با ظرافت بر روی رخت پهن کن می‌اندازد.

 

آدولف هیتلر,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,سیاست

خواب اغفال‌کننده است. با نزدیک شدن سحر، بمباران شهر توسط نیروهای روس قوت می‌گیرد. آتش از بسیاری از ساختمان‌های شهر شعله می‌کشد. نیروهای روس در چند صد متری پناهگاه هستند.

 

اما اتفاقات روز دوشنبه باعث خواهد شد تا کسانی که در پناهگاه زیرزمینی هستند، قبل از فرو رفتن به کام مرگ به دامان مستی و عیاشی پناه می‌برند.

 

اِما کریگی (Emma Craigie) و جوناتان مایو (Jonathan Mayo) تمام جزئیات آخرین روز زندگی هیتلر را در یک کتاب به همین نام (Hitler’s Last Day: Minute By Minute) منتشر کرده‌اند. این متن برگرفته از بخش‌های اولی همین کتاب است.

 

 

 

 

 

 

  • 0
  • 0
50%
sarpoosh
با این خبر موافقمبا این خبر مخالفم
2.9 stars from 7 votes
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
حمید صفت,بیوگرافی حمید صفت,عکس های حمید صفت بیوگرافی حمید صفت خواننده رپ | جدیدترین عکس های اینستاگرامی حمید صفت

چکیده ای از بیوگرافی حمید صفت:

نام : حمید

نام خانوادگی : امیری صفت

تاریخ تولد : ۱۸ مرداد ۱۳۷۲

محل تولد : تهران

ملقب به حمید صفت

ادامه
بهاره رهنما,بیوگرافی بهاره رهنما,عکس بهاره رهنما بیوگرافی بهاره رهنما / عکسهای عروسی بهاره رهنما

چکیده ای از بیوگرافی بهاره رهنما

نام و نام خانوادگی : بهاره رهنما

زمینه فعالیت : بازیگر تئاتر، تلویزیون، سینما، نویسنده، کارگردان تئاتر

تاریخ تولد : ۱۰ آذر ۱۳۵۲ / ۱ دسامبر۱۹۷۳

محل تولد : اراک، ایران

همسر سابق : پیمان قاسم‌خانی

ادامه
امین حیایی,بیوگرافی امین حیایی,جدیدترین تصاویر امین حیایی بیوگرافی امین حیایی مرد پولساز سینما + تصاویر پسر و همسرش

زندگینامه امین حیایی:

زمینه فعالیت: بازیگری و خوانندگی

جنسیت: مرد

سال تولد: ۱۳۴۹

محل تولد: تهران

همسر ها: مونا بانکی پور(همسر سابق) ، نیلوفر خوش خلق.

ادامه
بیوگرافی جاستین بیبر,عکس جاستین بیبر,ماجراهای جاستین بیبر بیوگرافی جاستین بیبر | حقایقی جالب در مورد به شهرت رسیدن جاستین بیبر

گزیده ای از بیوگرافی جانستین بیبر:

نام اصلی: جاستین دِرو بیبر
نام مستعار: جِی‌بی
تولد: ۱ مارس ۱۹۹۴
‎۱۰ اسفند ۱۳۷۲
لندن، انتاریو،کانادا
ملیت: کانادا
سبک‌(ها): پاپ، آراندبی، تین پاپ
ساز(ها): آواز، گیتار، کیبورد، ترومپت، پیانو، درام
سال‌های فعالیت: ۲۰۰۸ - اکنون

 

بیوگرافی جاستین بیبر

جاستین بیبر در لندن (انتاریو) به دنیا آمد و در شهر استردفورد (انتاریو) بزرگ شد، مادر جاستین بیبر «پتی مالته» وقتی که ۱۸ ساله بود جاستین را باردار شد ، وقتی جاستین ۲ ساله بود پدرش «جرمی بیبر» برای ازدواج با زن دیگری پتی را طلاق داد و مادرش جاستین را به تنهایی و با درآمد کمی که از کارش بدست می آورد بزرگ کرد.

 

ادامه
بیوگرافی احسان علیخانی,عکس احسان علیخانی,زندگینامه احسان علیخانی بیوگرافی احسان علیخانی، مجری محبوب و توانمند تلویزیون

نام: احسان علیخانی

زادروز : ۱۵ آبان ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

محل زندگی : تهران

تحصیلات : کارشناسی در رشتهٔ مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران

پیشه : تهیه‌کننده ، مجری تلویزیونی، دستیار کارگردان، کارگردان

ادامه
کریستیانو رونالدو,بیوگرافی کریستیانو رونالدو,عکس جدید رونالدو بیوگرافی کریستیانو رونالدو/ از فقیری تا ثروتمندی

چکیده ای از بیوگرافی کریستیانو رونالدو:

نام کامل:  کریستیانو رونالدو دوس سانتوس آویرو

زادروز:  ۵ فوریهٔ ۱۹۸۵

زادگاه: فونچال، مادیرا، پرتغال

قد:  ۱٫۸۵

پست: مهاجم

ادامه
زندگی نامه توماس ادیسون,درباره توماس ادیسون,زندگینامه ادیسون زندگی نامه توماس ادیسون، خنگ ترین نابغه با بیش از ۱۰۰۰ اختراع

تاریخ تولد: ۱۱ فوریهٔ ۱۸۴۷

میلان، اوهایو

مرگ:  ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱ میلادی (۸۴ سال)

اورنج غربی، نیوجرسی

شهروند:  ایالات متحده آمریکا

ملیت: پرچم ایالات متحده آمریکا آمریکایی

ادامه
بیوگرافی لیونل مسی,درباره مسی,عکس لیونل مسی بیوگرافی لیونل مسی «مارادونای کوچک»| جدیدترین عکس های لیونل مسی

چکیده ای از بیوگرافی لیونل مسی:

نام کامل: لیونل آندرس مسی کوچیتینی

زادگاه: روساریو، آرژانتین

قد:  ۱٫۶۹ سانتی متر

پست: مهاجم

شمارهٔ پیراهن : ۱۰

ادامه
زندگینامه کوروش کبیر,بیوگرافی کوروش کبیر,کوروش دوم زندگینامه کوروش کبیر از تولد تا مرگ + تصاویر

خلاصه ای از زندگینامه کوروش کبیر

پیش ازکمبوجیه دوم

پس ازکمبوجیه یکم

همسر: کاساندان

کاخ: پاسارگاد

دودمان: هخامنشیان

ادامه
علی دایی,بیوگرافی علی دایی,عکس جدید دایی بیوگرافی علی دایی، اسطوره فوتبال ایران

نام و نام خانوداگی: علی دایی

تاریخ تولد:  ۱ فروردین ۱۳۴۸

محل تولد:  اردبیل، ایران

قد:  ۱۹۳ سانتی‌متر

پست: مهاجم

سمت: سرمربی فوتبال

ادامه
مارگارت تاچر,بیوگرافی مارگارت تاچر,عکس مارگارت تاچر بیوگرافی مارگارت تاچر

مارگارت هیلدا تاچر(بانوی آهنین)

تاریخ تولد/ تاریخ درگذشت

۱۳ اکتبر ۱۹۲۵/ ۰۸ آوریل ۲۰۱۳

پیشه:

نخستین نخست وزیر زن تاریخ بریتانیا و همچنین رهبر سابق حزب محافظه‌کار بریتانیا 

مارگارت هیلدا تاچر (به انگلیسی: Margaret Hilda Thatcher)، بارونس تاچر سابقاً رابِرتز، (۱۳ اکتبر ۱۹۲۵ – ۸ آوریل ۲۰۱۳) معروف به بانوی آهنین (Iron Lady)، نخستین نخست وزیر زن تاریخ بریتانیا و همچنین رهبر سابق حزب محافظه‌کار بریتانیا بود. وی در سال ۱۹۷۵ به رهبری این حزب برگزیده و چند سال بعد در ۱۹۷۹ با شعار بهبود اوضاع اقتصادی از سوی محافظه‌کاران نامزد شد و به نخست وزیری بریتانیای کبیر رسید و تا سال ۱۹۹۰ در هر دو سمت باقی‌ماند. تاچر تنها زنی در بریتانیا است که تاکنون دارای این دو پست به صورت همزمان بوده است. از نظر صلابت سیاسی وی را هم تراز وینستون چرچیل نخست وزیر مشهور و با نفوذ دهه‌های ۴۰ و ۵۰ بریتانیا میدانند.

ادامه
پوران فرخ زاد,بیوگرافی پوران فرخ زاد,عکس پوران فرخ زاد بیوگرافی زنده یاد پوران فرخ زاد

پوران فرخ‌زاد

تاریخ تولد/ تاریخ درگذشت

بهمن ۱۳۱۱ / ۰۹ دی ۱۳۹۵

پیشه:

شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر ایرانی

پوران فرخ‌زاد (زادهٔ بهمن ۱۳۱۱ در نوشهر - درگذشتهٔ ۹ دی ۱۳۹۵) شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر ایرانی بود. او در دوران فعالیتش حدود ۳۰ کتاب منتشر کرد که از مهمترین آن‌ها «کارنمای زنان کارای ایران»، نخستین فرهنگ مبسوط دربارهٔ زنان ایرانی است.

ادامه
دنیا فنی زاده,بیوگرافی دنیا فنی زاده,عکسهای دنیا فنی زاده بیوگرافی زنده یاد دنیا فنی زاده

دنیا فنی زاده

تاریخ تولد / تاریخ درگذشت

۳۰ آبان ۱۳۴۶ / ۰۸ دی ۱۳۹۵

پیشه:

هنرمند تئاتر عروسکی و عروسک‌گردان «کلاه قرمزی»، «خاله قورباغه» و برخی عروسک‌های «شهرموشها»

دنیا فنی‌زاده (درگذشته ۸ دی ۱۳۹۵) عروسک‌گردان ایرانی و دختر پرویز فنی‌زاده بازیگر ایرانی بود.

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش
شاید از دست داده باشید