جمعه ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۳
۰۸:۴۴ - ۲۴ فروردین ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۱۰۳۵۷۲
موسیقی

ماکان بند در فضای مجازی تشکیل شد

گروه ماکان بند,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی
ماکان بند در سال ۹۶ اقبال فراوانی در میان دوستداران موسیقی پاپ در فضای مجازی پیدا کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، سال ۹۶ سال گروه های موسیقی و به قول معروف بندها بود. در عرض همین یک سال گروه های زیادی مثل هوروش بند، ماکان بند و... فعالیت خود را شروع کردند و از قضا در کنار تک خوان هایی مثل بهنام بانی و حمید هیراد و... با استقبال خوبی مواجه شدند. امیر مقاره و رهام هادیان به عنوان دو جوان دهه هفتادی از جمله جوان ترین خوانندگان فعلی هستند و با هم گروه ماکان را تشکیل دادند. آن ها تا این لحظه فقط آلبوم «دیوونه بازی» را منتشر کردند.

 

در بین آهنگ های این آلبوم قطعه «هر بار این درو» با استقبال بسیار زیادی رو به رو شده است و احتمالا در چند ماه اخیر هر کسی که سوار تاکسی شده حداقل یک بار این قطعه را شنیده است. با این که مدت زمان کمی از شروع فعالیت های گروه ماکان گذشته، آن ها طرفداران زیادی پیدا کرده اند و کنسرت های شلوغی را برگزار می کنند. بین دو سانس یکی از کنسرت ها به سراغشان رفتیم و در مورد موفقیت هایی که در سال ۹۶ داشتند صحبت کردیم.

 

ماجرای ماکان بند از کجا شروع شد؟

امیر: ماکان بند یک سالی است که شروع شده است. اما قبلش من به سبک خودم کار می کردم ولی آهنگی بیرون نداده بودم. رهام هم به سبک خودش کار می کرد ولی رهام هم مثل من آهنگی بیرون نداده بود. آقای خسروی از یک طریقی با هم دیگر آشنا شدیم یک تست صدایی از من گرفت. بعد از من صدای رهام را دید و گفت خوب است.خدا را شکر از آن جا قرار بر این شد که یک گروهی تشکیل شود که اسمش ماکان باشد.

 

پس قبل از ماکان هیچ آشنایی نداشتید؟

رهام: باعث و بانی تشکیلش بیشتر فضای مجازی بود. من کاری را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده بودم همان را به عنوان نمونه کار فرستادم و بعد تماس گرفتند و ماجرای همکاری مطرح شد.

 

حالا چرا ماکان بند؟

امیر: یکسری اسم است که مجوز می گیرد و یکسری ها نه! یکی از اسم ها مجوزبگیری که وجود داشت ماکان بود که معنی قشنگی هم داشت. ماکان یعنی شجاعت به دلیل همین اسم گروه را گذاشتیم ماکان.

 

چه اسم هایی مجوز نمی گیرد؟ یعنی در این زمینه به مشکل خوردید؟

امیر: نه به مشکل نخوردیم اما قطعا هر اسمی را نمی شود گذاشت. باید اسم معنی خوبی داشته باشد.

 

شما دهه هفتادی های موسیقی ایران هستید. اوضاع برایتان چطور است؟

امیر: نه خیلی ها هستند. ولی اوضاع خوب است.

 

رهام: اگر منظورت هفتادی است فکر کنم سه چهار تایی باشیم.

 

با این که یک سالی هست شروع کردید یک سری آهنگ هایتان خیلی شنیده شده. فکر می کردید که چنین اتفاقات بیفتد؟

امیر: رهام سازنده این موزیک بوده است. به نظر من اگر این سوالتان را خودش جواب بدهد قشنگتر است.

 

رهام: راستش به این شکل فکر نمی کردیم. ما دو سه انتخاب داشتیم و سه چهار کار را از قبل زده بودم. «هر بار این درو» هم جزوش بود. وقتی هفت هشت کار بیرون دادیم نشستیم و بین دو سه کاری که من داشتم انتخاب کردیم و خدا را شکر گرفت.

 

خیلی از راننده ها این آهنگ را گوش می کنند.

امیر: احتمالا به این خاطر است که کسی در را محکم نبندد (می خندد)

 

در این یک سال خیلی بندها زیاد شده اند. به نظرتان دلیل استقبال مردم از بندها چیست؟

امیر: فکر می کنم علم موسیقی مردم خیلی بالا رفته است. مردم دیگر هر آهنگی را قبول نمی کنند به خاطر همین هم وقتی یک آدمی که واقعا علمش را دارد می آید و یک سری آدمی را که هنرمند هستند و علم دارند را دور هم جمع می کنند و یک بندی را تشکیل می دهند، مردم استقبال می کنند. این باعث می شود این گروه موفق تر باشند و بتوانند به آن هدفی که دارند و می خواهند، برسند.

 

رهام: به نظر من سلیقه عوض می شود. همه جای دنیا همین است. در رنگ پیراهن و در همه چیز. موزیک هم همین است. ۱۰ سال دیگر کلا این سبکی که کار می کنیم کنار می رود یک چیز جدیدی می آید بالاخره سلیقه ثابت نیست و عوض می شود.

 

منظورم سبک نبود بیشتر به بحث گروهی خواندن اشاره داشتم.

رهام: بله الان مردم هم گروه ها را دوست دارند. آن ها دنبال چیز جدیدتری هستند. گروه که باشد اتفاق قشنگ تری در یک سری از آهنگ ها رخ می دهد.

 

امیر: خیلی ها هم هستند که تکی کار می کنند. کار خوب شنیده می شود شما بند بزنید فردی کار کنید اصلا هیچ فرقی برای مردم ندارد کاری که خوب باشد و دوست داشته باشند شنیده می شود.

 

یکی از خواننده های قدیمی و بسیار محبوب حرفی زده بود که چرا این همه بند (Band) زیاد شده است و فقط مانده یک گروه شکسته بند به موسیقی وارد شود. حرفش شبیه همان مثال معروف است که می گویند هر کسی از مادرش قهر می کند، خواننده می شود. این را شنیدید؟

رهام: ای بابا. می دانستم آخرش معلوم می شود انگیزه ام از خواننده شدن دعوا با مادرم بوده است. (می خندد)

 

امیر: می توانم بپرسم چه دوست عزیزی این حرف را گفته است؟

 

رضا صادقی بود.

امیر: من شخصا برای آقای صادقی خیلی احترام قائلم. چون واقعا قلباً دوستش دارم و کاری به مصاحبه یا چیزهای دیگر ندارم. مصاحبه را هم ندیدم و به خاطر همین نمی توانم چیزی بگویم ولی هر حرفی زدند به نظرم صرفا نظرشان را گفتند. البته توهین با نظر فرق می کند ولی فکر می‌کنم که نظرشان را گفتند.

 

رهام: همین طور است. آقای صادقی خیلی وقت است کار می کند، ما از ایشان خیلی چیزها را یاد گرفتیم. در حال حاضر هم مصاحبه را ندیده ام ولی الان در مقابل چیزی که گفتید عکس العمل من این است که اصلا ناراحت نشدم. نظرشان این بوده و اگر بدشان بیاید آمده است، دیگر طبیعی است.

 

امیر: ما در خیابان هم می رویم دو نفر دوستمان دارد و یک نفر دوستمان ندارد. نمی شود برویم یقه اش را بگیریم که چرا ما را دوست نداری.

 

در فضایی که گروه ها زیاد شده اند و خوانندگان دیگر هم در حال رقابت هستند، چه برنامه ای برای ماندگار شدن دارید؟

امیر: کار خوب را هر کسی که بخواند و مردم دوست داشته باشند شنیده می شود. من یک چیزی می گویم امیدوارم کسی ناراحت نشود. من خودم یک عقیده ای دارم که دوست دارم آهنگی که ساخته می شود را مردم دوست داشته باشند. وقتی مردم دوست داشته باشند خدا حمایت می کند. خود مردم حمایت می کنند و کار می گیرد و در نهایت همه جا شنیده می شود. ماندگار شدن در همین است. اصلا عقیده مان این نیست که فقط آهنگی را به بازار عرضه کنیم و تمام شود و برود. شنیده شدن یا شنیده نشدن کارها برای ما مهم است.

 

رهام: ببینید اسم سبکی که کار می کنیم پاپ است و پاپ از پاپیولار می آید. می خواهم بگویم مردم باید خوششان بیاید. برای این هم که از بقیه جا نمانیم باید کار کنیم. طبیعی است باید با سلیقه مرد جلو برویم و جلوی خودمان را ببینیم.

 

برای این نوآوری می خواهی چه کار بکنی؟

رهام: نگران نباشید. ایده زیاد داریم کم کم پیاده می کنیم.

 

اگر اشتباه نکنم قدیمی ترین گروه آریان بود که چند سالی است از هم جدا شدند. فکر می کنید این اتفاق برای شما هم رخ بدهد؟

امیر: اگر بگوییم که فکر نمی کنیم دروغ است. هر کسی وقتی در هر حرفه ای می رود خوبش را وقتی می بیند، بدش را هم می بیند. ما تمام تلاشمان را می کنیم که این اتفاق امکان ناپذیر باشد. هم برای من هم برای رهام.اصلا کاری به موزیک ندارم، رهام مثل داداش من است. آدم از داداشش جدا می شود؟ نمی شود.

 

رهام: همین که امیر گفت. کار گروهی کلا در ایران سخت است. از بچگی اصلا کار گروهی را یاد نگرفتیم و کنار آمدن با گروه اصلا آسان نیست. ولی شکر خدا منو امیر سر کارها راحت با هم کنار می آییم. فقط دو سه مانع است که یکی یاشار است. (می خندد)

 

امیر: منظور از مانع این است که یاشار سخت پسند است. یعنی وقتی یک ملودی را به او می دهیم خیلی سخت گیری می کند. البته این سخت گیری ها هم حسابی جواب داده است.

 

شما بین هم رقابت دارید؟

امیر: در گروه خودمان هر چیزی و هر کاری و هر وظیفه ای را به یک نفر دادیم به خاطر همین رقابت نداریم. در کاری که مثلا رهام انجام می دهد من اصلا دخالت نمی کنم یعنی رهام می پرسد که نظرت چیست ولی من نمی روم بگویم اینکاری که کردی بد است. دخالت نمی کنم چون خودش یک موزیسین درجه یک است. به خاطر همین تا به حال به این مشکلاتی که با هم رقابت کنیم برنخوردیم. بیشتر رفاقت داریم.

 

پس به جز زمان کاری رابطه ای ندارید؟

امیر: نه اینکه بگویم اصلا رابطه نداریم، قطعا داریم چون می رویم پیش هم روی آهنگ ها کار می کنیم ولی زیاد نمی توانیم با هم دیگر باشیم چون خیلی کم می شود که بیکار باشیم. رهام و من پیش خانواده هایمان هستیم.

 

برای آینده چه برنامه ای دارید؟ و این که سال ۹۷ را برای خودتان چطوری می بینید؟

رهام: برای خودمان دوست دارم سال ۹۷ ده برابر از امسال بهتر باشد. برای این هدف همه تلاشمان را می کنیم. این جا هم بگویم که سال ۹۶ برای من و امیر خیلی خوب بود اما برای مردم کشورم سال جالبی نبود. مطمئنم۹۷ سال بهتری می شود چون تلاشمان را می کنیم کارهای جدید تولید کنیم. ان شاءالله که آلبوم هم جزئش باشد و حتما سال خوبی خواهدبود.

 

امیر: امیدوارم در سال ۹۷ کارهای خوبی داشته باشیم که مردم دوست داشته باشند.

 

 

  • 28
  • 1
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
محمدرضا احمدی بیوگرافی محمدرضا احمدی؛ مجری و گزارشگری ورزشی تلویزیون

تاریخ تولد: ۵ دی ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

حرفه: مجری تلویزیون

شروع فعالیت: سال ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی حسابداری و تحصیل در رشته مدیریت ورزشی 

ادامه
رضا داوودنژاد بیوگرافی مرحوم رضا داوودنژاد

تاریخ تولد: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر

شروع فعالیت: ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۲

تحصیلات: دیپلم علوم انسانی

درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

ادامه
فرامرز اصلانی بیوگرافی فرامرز اصلانی از تحصیلات تا شروع کار هنری

تاریخ تولد: ۲۲ تیر ۱۳۳۳

تاریخ وفات : ۱ فروردین ۱۴۰۳ (۷۸ سال)

محل تولد: تهران 

حرفه: خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا، نوازندهٔ گیتار 

ژانر: موسیقی پاپ ایرانی

سازها: گیتار

ادامه
عقیل بن ابی طالب زندگینامه عقیل بن ابی طالب؛ از صحابه پیامبر و امام علی (ع)

تاریخ تولد: ده سال بعد از عام الفیل

محل تولد: مکه

محل زندگی: مکه، مدینه

دلیل شهرت: صحابه و پسرعموی محمد

درکذشت: دوران حکومت معاویه، مدینه

مدفن: بقیع

ادامه
علیرضا مهمدی بیوگرافی علیرضا مهمدی؛ پدیده کشتی فرنگی ایران

تاریخ تولد: سال ۱۳۸۱ 

محل تولد: ایذه، خوزستان، ایران

حرفه: کشتی گیر فرندگی کار

وزن: ۸۲ کیلوگرم

شروع فعالیت: ۱۳۹۲ تاکنون

ادامه
حسن معجونی بیوگرافی حسن معجونی بازیگر کمدی سینمای و تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی حسن معجونی

نام کامل: محمد حسن معجونی

تاریخ تولد: ۲۸ دی ۱۳۴۷

محل تولد: زنجان، ایران

حرفه: بازیگر، کارگردان، طراح، مدرس دانشگاه

تحصیلات: رشتهٔ ادبیات نمایشی از دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر

آغاز فعالیت: ۱۳۷۵ تاکنون

ادامه
ابراهیم بن جعفر ابی طالب زندگینامه ابراهیم بن جعفر ابی طالب

نام پدر: جعفر بن ابی طالب

سن تقریبی: بیشتر از ۵۰ سال

نسبت های مشهور: برادر محمد بن ابی طالب

ابراهیم بن جعفر ابی طالبزندگینامه ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب

زندگینامه ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب

ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب فرزند جعفر بن ابی طالب بوده است، برخی از افراد ایشان را همراه با محمد از نوه های جعفر می دانند که عمال بن زیاد وی را به شهادت رساند. برخی از منابع می گویند که ابراهیم و محمد هر دو از لشکر ابن زیاد فرار کرده بودند که بانویی در کوفه آنها را پناه می دهد، اما درنهایت سرشان توسط همسر این بانو که از یاران ابن زیاد بود از جدا شد و به شهادت رسیدند. 

ادامه
مریم طوسی بیوگرافی مریم طوسی؛ سریع ترین دختر ایران

تاریخ تولد: ۱۴ آذر ۱۳۶۷

محل تولد: تهران

حرفه: ورزشکار، دونده دوهای سرعت

تحصیلات: کارشناسی تربیت بدنی از دانشگاه تهران

قد: ۱ متر ۷۲ سانتی متر

ادامه
زهرا گونش بیوگرافی زهرا گونش؛ والیبالیست میلیونر ترکی

چکیده بیوگرافی زهرا گونش

نام کامل: زهرا گونش

تاریخ تولد: ۷ جولای ۱۹۹۹

محل تولد: استانبول، ترکیه

حرفه: والیبالیست

پست: پاسور و دفاع میانی

قد: ۱ متر و ۹۷ سانتی متر

ادامه
دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی

دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی شهاب حسینی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است که تا به حال در آثار فاخری مانند محیا، دلشکسته، شهرزاد و... به نقش آفرینی پرداخته است. این هنرمند در هر یک از هنرنمایی های خود دیالوگ های ماندگاری دارد که در ادامه این مقاله از سرپوش قصد داریم به بخشی از آنها اشاره کنیم. بیوگرافی کوتاه از شهاب حسینی سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. وی اصالتا تن کابنی است و تحصیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه تهران برای مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. وی در سال ۱۳۷۳ با پریچهر قنبری ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند پسر به نام های محمد امین و امیرعلی است. فعالیت هنری شهاب حسینی با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو شروع شد. از جمله جوایز این هنرمند می توان به موارد زیر اشاره کرد: - او برای بازی در شمعی در باد (۱۳۸۲) و رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳) نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد.  - حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. -  او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. - او در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نیز با ایفای نقش در فیلم فروشنده توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی؛ درباره شهاب حسینی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی فیلم سینمایی دلشکسته در نقش امیرعلی: - هر کی ریــش گـذاشت مسلمـــون نیـست، هـــرکی پیـشونیش رو داغ کـــرد، مــرد خــدا نیست. - تو همه ی اعتقادا اشتباه میشه. همیشه ام یه عده گرگن تو لباس میش! -  من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم - ما فردا میایم خواستگاری، دیگه نمی خوام خواهرم باشی می خوام نفسم باشی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در فیلم دلشکسته سریال شهرزاد در نقش قباد: -شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم. - ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم. -  آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده. -  میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین ۱۰-۱۲ ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟ - قباد : فقط یه سوال، خیلی دلم می خواد جوابشو بدونم، تو هنوزم دلت باهاشه؟ شهرزاد : فراموشی زمان می بره، فقط فکر می کنم اگه من به هر دری زدم، و اونی نشد که می خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا - موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه ی وجودم دوست دارم. عاشقتم - قباد : سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد : دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار -قباد : این کارو باهام نکن شهرزاد. اینطوری خردم نکن. من هنوز دوستت دارم، خیلی بیشتر از قبل. همه چیو خراب نکن شهرزاد : برو قباد، پشت سرتم دیگه نگاه نکن -  من چی کار به کسی داشتم، داشتم زندگیمو می کردم. با بدبختی خودم سر و کله می زدم. اصلا روحمم خبر داشت همچین کسی تو این دنیا زندگی می کنه؟ کی نشونم داد؟ شما. بعدشم که فرستادینم تو بهشت تازه می خواستم بفهمم زندگی یعنی چی؟ تازه طعمش داشت زیر دهنم مزه مزه می کرد که یقه مو گرفتین ترپ انداختینم وسط جهنم. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال شهرزاد سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا: -تو را به جای همه دوست میدارم-تو را به خاطر عطر نان گرم برفی که اب میشود -برای بخشش اولین گناه-تو را برای دوست داشتن دوست میدارم-تو را به خاطر تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم ...  - همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛همين  - مظفر:منوببخش ...یافراموش کن! حبیب:میبخشم...ولی فراموش نمیکنم!!!  -حبيب: فقط چرا فكر مي كنيد كه سفر اعزام ممكنه منتفي بشه؟ دكتر: اين مملكت پسرجان،سرزمين گسل و زلزله و پس لرزه است!آدم از فردا روزش - این و خداوند باید جواب بده ، باید جواب این سوال رو بده ! اگه تو این دنیا هیچ جایی برای آرامش وجود نداره ؛ و اگه تمام رویاهای ما از عشق ، عدالت و آزادی فقط ی خیال بیهودس! پس چرا ما رو آفرید ؟!... -ميدوني چيه تقي جان؟من بر خلاف مرحوم پدرم،ازسياست چيز زيادي نميدونم! همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛ همين دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال مدار صفر درجه سایر فیلم ها: -یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره ... (درباره الی) - میدونی برتر از عشق بی فرجام چیه؟فرجام بدون عشق... (برف روی شیروانی داغ) - من زندگی مو باختم حاج اقا منو از زندون می ترسونی؟برو از خدا بترس ... (جدای نادر از سیمین) - جنگ احساس مسولیته نه شلیکه گلوله ... (شوق پرواز) - هر چه تو اوج میگیری دنیا از دید تو بزرگتر می شود و تو از دید دنیا کوچکتر می شوی ... (شوق پرواز) - تو کویر ادم به خدا نزدیک تره چون اسمون به زمین نزدیک تره ... (پلیس جوان) - میدونی چیت حرص ادمو درمیاره؟اینکه حالت از من بده ولی حس واقعیتو بهم نمیگی خب چیه هر چی هست بیا به خودم بگو فکر میکنی چیزیمه؟فکر میکنی چون چیزیمه عرضه ندارم پس چون عرضه ندارم دیگه.....این منصفانه نیست چون من دارم سعی خودمو میکنم غلطی تا حالا نتونستم بکنم چون نمیتونم تمرکز کنم رو کاری ک باید بکنم نمیتونم تمرکز کنم چون همه ی وقتمو اون چرت وپرتا ی مزخرف و دغدغه های احمقانه پر کرده دانشکده ی مزخرف و شاگردای خنگ و... (پرسه در مه) گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش