۱۷:۴۱ - ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۲۰۰۴۷۹
رادیو و تلویزیون

ریما رامین‌فر در مورد تجربه‌ش در پایتخت می‌گوید

ریما رامین‌فر دتر سریال پایخت,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون
ریما رامین فر اعتراف کرد: من نسبت به هما کمی عصبی‌تر و زودرنج‌تر هستم و بیشتر از او قهر می‌کنم.

هما نمونه کاملی از یک شخصیت مثبت است؛ عقل‌کلی که در شرایط سخت و بحرانی، نقی همه را به او ارجاع می‌دهد. این حجم از ویژگی‌های مثبت و هدایت‌های راه و بیراه خانواده‌اش می‌توانست میان او و مخاطب فاصله بیندازد و نقشش را به دوست‌نداشتنی‌ترین شخصیت سریال بدل کند. در واقعیت اما چنین نشده است؛ تضاد حضور هما در برخی سکانس‌های کمدی اتفاقا نمک کار را بیشتر می‌کند و نبودش قطعا توازن خانواده معمولی را بر هم می‌زند. ریما رامین‌فر یا همای سعادت پایتخت را در مراسم تقدیر از عوامل این مجموعه در سازمان هنری، رسانه‌ای اوج دیدیم و با او در مورد تجربه حضورش در پنج سری از پایتخت و آشناترین نقشش میان مردم، گفت‌وگو کردیم.

 

در جایی گفته‌‌اید که نسبت به بازی در سری‌های بعدی «پایتخت» احساس تعهد می‌کنید. این احساس تعهد تا کجاست؟

من از فردای آخرین قسمت دارم به این سوال جواب می‌دهم که سری ششم ساخته می‌شود یا نه؟ پس وقتی یک کار تا این اندازه موفق است، مخاطب تا این میزان منتظر تماشای ادامه‌اش است و دلش می‌خواهد باز آن را ببیند و انتظار دارد که تو دوباره در یک نقش و در یک مجموعه ظاهر شوی، این دیگر خودخواهی من است که بگویم نه دیگر این نقش تکراری را دوست ندارم.

 

همزمانی ضبط این سریال با پیشنهادهای خوب دیگر برایتان مهم نیست؟

این اتفاق افتاد. من فیلمنامه‌ای خواندم که بسیار عالی بود و مطمئنم هیچ‌کس آن کار را رد نمی‌کند، ولی چون با «پایتخت» همزمان بود آن را نپذیرفتم. از اینگونه اتفاقات پیش می‌آید.

 

اگر فیلمنامه سری بعد را دوست نداشته باشید چه؟

امکان ندارد. برای این‌که آنچه از توانایی و ایده‌های گروه سازنده این سریال سراغ دارم این است که پایتخت، هرگز عقبگرد نمی‌کند. این گروه همواره سعی می‌کنند رو به جلو پیش بروند. من هم بخشی از این تیم هستم و باید بایستم،‌ حمایت کنم و همراه باشم تا کار پیش برود.

 

بازیگرانی هستند که بعد از مدتی به سینما می‌روند و می‌گویند ما تلویزیون کار نمی‌کنیم. نگاه شما چگونه است؟

ممکن است اگر کار جدیدی در تلویزیون به من پیشنهاد شود ترجیح بدهم که کار تئاتر انجام بدهم. به هر حال نمی‌شود خرده گرفت، سلیقه‌ها فرق می‌کند و هر کس حق انتخاب دارد، اما پایتخت برای من به طور کلی مقوله متفاوتی است. این را بارها در مصاحبه‌هایم گفته‌ام که این تیم به اندازه خانواده واقعی‌ام برای من عزیز است. آنقدر این تیم را دوست دارم که اگر بخواهند در ادامه این مسیر حرکت کنند و من بتوانم بار کوچکی از روی دوش آنها بردارم،‌ حتما کمک خواهم کرد.

 

چه می‌شود که گروه و عوامل یک سریال برای بازیگر حکم خانواده را پیدا می‌کند؟

فکر می‌کنم به خاطر این است که پله پله با یکدیگر جلو آمدیم. همه می‌گویند و می‌دانند که هیچ سریالی تا به حال در ایران به فصل پنجم نرسیده است و ما با این وجود سری پنجم را هم ساختیم. در طول مسیری که با هم طی کرده‌ایم این همدلی ایجاد شده است؛ همدلی که از راس هرم شروع می‌شود و به همه اعضا تسری پیدا می‌کند. این حس مثبت باعث می‌شود بگویم که هرگز در مقابل خانواده پایتخت کوتاهی نمی‌کنم.

 

شما کارهای موفقی مثل «ابد و یک روز» را در سینما داشته‌اید و در تئاتر نیز سابقه خوبی دارید. در کارنامه کاری‌تان نقش «هما» چه جایگاهی دارد؟

من شخصیت هما را خیلی دوست دارم و از این‌که در کارنامه‌ کاری‌ام این نقش را دارم احساس خوبی می‌کنم. البته در جایی گفته‌ام که این نقش می‌تواند دوست‌نداشتنی‌ترین شخصیت سریال باشد.

 

چرا؟

پرداخت این شخصیت به گونه‌ای است که می‌تواند دوست‌نداشتنی باشد.

 

برای این‌که از دیگر شخصیت‌ها مثبت‌تر است؟

دقیقا. هما مدام در حال تذکر دادن و اصلاح کردن این و آن است. حتی غلط املایی و انشایی اطرافیانش را هم درست می‌کند! همیشه حواسش هست که خانواده‌اش اشتباه نکنند. به خاطر این همه مثبت بودن، می‌تواند دوست‌داشتنی نباشد و مخاطب او را پس بزند، ولی واقعیت این است که من با ویژگی‌های این شخصیت کنار آمده‌ام.

 

البته در «پایتخت ۵» به خاطر مشکلاتی که بعد از تصادف برای او پیش آمد،‌ کمی از ویژگی کامل و ایده‌آل بودنش کم شد.

من هم همین‌گونه فکر می‌کنم. در این سری نقطه ضعف‌هایی به هما اضافه شد و فکر می‌کنم شخصیت او را بانمک‌تر کرد.

 

چقدر این ویژگی‌هایی که از هما در سریال می‌بینیم در فیلمنامه وجود داشته است و چقدر را خودتان به این نقش اضافه کرده‌اید؟

فکر می‌کنم شخصیت من و هما به نوعی با یکدیگر به تعامل رسیده‌اند. الان دیگر نمی‌توانم در آن چیزی که خشایار الوند و محسن تنابنده پس از پنج فصل می‌نویسند، شخصیت خودم و هما را تفکیک کنم. امروز به یک وحدت با این نقش رسیده‌ام.

 

خودتان هم مثل هما همین‌قدر مثبت هستید؟

من نسبت به هما کمی عصبی‌تر و زودرنج‌تر هستم و بیشتر از او قهر می‌کنم.

 

این سری از پایتخت به لحاظ شرایط تولید و جلوه‌های ویژه سخت‌تر از فصل‌های پیشین آن بود.

درست است. متفاوت‌تر و خیلی سخت‌تر.

 

ضبط کدامیک از سکانس‌ها برایتان دشوار‌تر بود؟

از قسمتی که وارد بالن شدیم بسیار سخت بود تا انتها.

 

آن صحنه‌ها که بیشتر با جلوه‌های ویژه رایانه‌ای درست شده بود؟

قسمتی از آن رایانه‌‌ای بود، نه همه‌اش. آنجا که با بالن بالا رفتیم،‌ با جرثقیل ما را بالا بردند. قسمتی هم که در دریا پرت شدیم،‌ خودمان افتادیم و بخش‌های مربوط به افتادن در ساحل هم واقعی بود. همه این سکانس‌ها برایمان دشوار بود اما سکانس‌هایی که در شهرک دفاع مقدس در گرمای تابستان ضبط ‌کردیم، سخت‌تر بود.

 

بعضی از مخاطبان «نقی» و خانواده‌اش را به خاطر همان قصه‌های ساده‌شان‌ و زندگی در شهری کوچک دوست دارند. قصه «پایتخت ۵» با جلوه‌های ویژه‌ا‌ی که گفتیم، وارد فضای تازه‌ای شد. به عنوان بازیگر از این‌که مخاطب شخصیت‌های شما را در موقعیت‌های جدید پس بزند،‌ نترسیدید؟

نه، چون می‌دانستم لحن شیرین کار حفظ شده است. این خانواده در موقعیت جدید نیز مثل گذشته هستند. یعنی شخصیت‌های این خانواده شیرینی‌یشان را در تمام لحظات دارند؛ وقتی بعضی از اعضای این خانواده در شرایط بحرانی در نفربر می‌رقصند، نشان می‌دهد اینها هنوز همان خانواده بانمک و شاد و خجسته هستند! تا آخرین لحظات هم شوخی می‌کنند و حسودی‌ها، درگیری‌ها و عشق و عاشقی‌های‌ خود را دارند.

 

انتقادهایی را که در مورد قسمت‌های پایانی سریال و اضافه کردن ماجرای داعش به قصه مطرح شد، شنیده‌اید؟

در فصل‌های قبل که داعش هم در کار نبود، ما با انتقاداتی روبه‌رو بودیم. به انتقادات گوش می‌دهیم تا بفهمیم چه چیزی منتقدان را اذیت کرده است اما زیاد نمی‌توان بر این اساس کار را قضاوت کرد.

 

برخی می‌گفتند لزومی نداشت این قصه به آن فضا و ماجرای داعش وصل شود و حتی می‌گفتند اساسا چنین ظرفیتی نداشت.

موافق نیستم. پرداخت ماجرا در قسمت‌های وصل شدن به ماجرای سوریه و داعش خیلی ظریف است. این‌که یک خانواده برای کار به ترکیه می‌روند،‌ سوار بالن می‌شوند و اتفاقی سر از سوریه درمی‌آورند به نظرم خیلی خوب از آب درآمده و از کار بیرون نمی‌زند. قصه پله پله چیده شده تا به آنجا برسد.

 

حرف و حدیث‌های بسیاری در این باره در شبکه‌های اجتماعی مجازی مطرح شد.

اصلا در فضای مجازی نیستم و از بازخوردها در این فضا خبر ندارم.

 

به طور کلی بازخوردهایی که دریافت می‌کنید، چگونه است؟

عالی است. مردم در کوچه و خیابان خیلی لطف دارند.

 

در کدام سکانس خودتان بیشتر خندیده‌اید؟

تقریبا همه سکانس‌ها. اول چندین‌بار تمرین می‌کنیم و خنده‌هایمان که تمام می‌شود، فیلمبرداری می‌کنیم.

 

سکانسی هست که بیشتر در خاطره‌تان مانده باشد و بیشتر دوستش داشته باشید؟

چند سکانس است که خیلی دوستشان دارم. اصولا سکانس‌های عاطفی هما و نقی را دوست دارم.

 

معمولا این سکانس‌ها طبیعی و خوب از کار می‌آید.

دقیقا. به جایی رسیده‌ایم که این شخصیت‌ها را خوب می‌شناسیم و بلدیم احساساتشان را بدرستی نشان دهیم. غیر از این،‌ صحنه‌هایی را که با فهیمه داشتم خیلی دوست دارم. بخصوص صحنه‌ای که درباره خواستگارهای زیادش با هما صحبت می‌کند. سکانسی که جلو رفتم و با الیزابت حرف زدم را هم دوست دارم.

 

با وجود برخی حاشیه‌های مطرح شده درباره این سری از پایتخت، اغلب معتقدند پایتخت۵ بهتر از دو فصل گذشته است. موافقید؟

ما در گذشته همواره با این مشکل مواجه بودیم که موقع ضبط به پخش می‎‌رسیدیم و تیم در حالی‌که خیلی خسته بود، باید پایان کار را فیلمبرداری می‌کرد اما این دفعه با فراغ بال تصویربرداری کردیم. از اردیبهشت شروع و تا مهر تمام کردیم و تا عید فرصت کارهای دیگر را داشتیم. همچنین این سری با هزینه بیشتری ساخته شد و این عوامل قطعا در بهتر شدن کار موثرند. شخصا «پایتخت ۳» را خیلی دوست دارم؛ همان پایتختی که به ماجرای مسابقات کشتی می‌پرداخت.

 

اتفاقا می‌خواستم بپرسم خودتان کدام فصل‌ها را بیشتر دوست دارید؟

من سری یک، سه و پنج را بیشتر دوست دارم.

 

و دلیل این انتخاب؟

احساس می‌کنم فیلمنامه‌هایشان قوام بهتری دارد و در مجموع کار بهتری شد. اگر حساب کنید، سری‌های فرد را بیشتر دوست دارم. البته نه به این معنی که دو و چهار را دوست ندارم.

 

ممکن است نقش هما هم یک روزی مانند نقش «بهبود» حذف شود؟

چرا که نه! البته گروه تا به حال هرگز نقشی را حذف نکرده است. این تصمیم خود مهران احمدی بود که می‌خواست نباشد. من هم اگر روزی بگویم تحت هیچ شرایطی نمی‌آیم گروه مجبور است چاره‌ای بیندیشد و نقش را حذف کند. زیرا نمی‌گویند چون هما نمی‌آید، ما هم ادامه را نمی‌سازیم.

 

البته ابتدا گفتید این اتفاق از سمت شما نمی‌افتد.

بله. الان مثال زدم، وگرنه این نخواستن از سمت من اتفاق نمی‌افتد.

 

این روزها مشغول چه کاری هستید؟

یک تئاتر به‌نام «آن سوی آینه» به کارگردانی علی سرابی را روی صحنه دارم.

 

 

jam​ejamonline.‎​ir
  • 17
  • 1
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقمبا این خبر مخالفم
4.7 stars from 18 votes
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
جمشید مشایخی,بیوگرافی جمشید مشایخی,عکس جمشید مشایخی بیوگرافی جمشید مشایخی + عکس

نام اصلی: جمشید مشایخی

زمینه فعالیت: سینما و تلویزیون

تولد: ۵ آذر ۱۳۱۳

جاجرود، استان تهران

ملیت: ایرانی

سال‌های فعالیت: ۱۳۳۵ تاکنون

ادامه
علیرضا فغانی,بیوگرافی علیرضا فغانی,عکس علیرضا فغانی بیوگرافی علیرضا فغانی داور فوتبال + عکس

نام کامل: علیرضا فغانی

زاده: ۱ فروردین ۱۳۵۷

محل تولد: کاشمر، ایران

پیشه: داور فوتبال

قد: ۱۷۶ سانتیمتر

میزان تحصیلات: فوق دیپلم زبان انگلیسی

ادامه
لعیا زنگنه,بیوگرافی لعیا زنگنه,عکس های لعیا زنگنه بیوگرافی لعیا زنگنه/ عکس های لعیا زنگنه و همسرش

نام اصلی: لعیا زنگنه

زمینه فعالیت: بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

تولد: ۱۳۴۴ تهران، ایران

محل زندگی: تهران

مدرک تحصیلی: کارشناسی تئاتر از دانشگاه هنر تهران

سال‌های فعالیت: ۱۳۷۱ تا کنون

ادامه
سید مجید حسینی,بیوگرافی سید مجید حسینی,عکس های سید مجید حسینی بیوگرافی سید مجید حسینی-فوتبالیست (+تصاویر)

نام کامل: سید مجید حسینی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد:  ۳۱ خرداد ۱۳۷۵

زادگاه: کرج

پست: مدافع هافبک دفاعی

قد: ۱٫۸۳ متر

ادامه
مرتضی پورعلی گنجی,بیوگرافی مرتضی پورعلی گنجی,عکس های مرتضی پورعلی گنجی بیوگرافی مرتضی پورعلی گنجی، فوتبالیست ایرانی (+تصاویر)

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۳۰ فروردین ۱۳۷۱

زادگاه: بابل، ایران

پست: مدافع میانی

قد: ۱٫۸۴ متر

ملیت: ایرانی

ادامه
روی پاتریسیو,بیوگرافی روی پاتریسیو,عکس روی پاتریسیو بیوگرافی روی پاتریسیو + عکس

نام کامل: روی پدرو دوس سانتوس پاتریسیو

عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۱۵ فوریهٔ ۱۹۸۸

زادگاه: Marrazes, پرتغال

قد: ۱٫۹۰ متر 

پست: دروازه‌بان

ادامه
برناردو سیلوا,بیوگرافی برناردو سیلوا,عکس برناردو سیلوا بیوگرافی برناردو سیلوا + عکس

نام کامل: برناردو موتا ویگا د کاروالیو سیلوا

عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۱۰ اوت ۱۹۹۴ 

زادگاه: لیسبون، پرتغال

قد: ۱٫۷۳ متر

پست: هافبک / وینگر

ادامه
دیگو کوستا,بیوگرافی دیگو کاستا,دیگو دا سیلوا کوستا بیوگرافی دیگو کاستا، مهاجم تیم فوتبال اسپانیا (+تصاویر)

نام کامل: دیگو دا سیلوا کوستا

بازیکن تیم ملی اسپانیا

تولد: ۷ اکتبر ۱۹۸۸

زادگاه: لاگارتو، برزیل

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: مهاجم

ادامه
پپه,په په,بیوگرافی پپه بیوگرافی پپه، بهترین مدافعان قرن ۲۱ + عکس

نام اصلی: کپلر لاوران لیما فریرا

تیم ملی: پرتغال (از ۲۰۰۷)

تولد: ۲۶ فوریهٔ ۱۹۸۳

زادگاه: ماسیو، برزیل

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: مدافع میانی

ادامه
میلاد محمدی,بیوگرافی میلاد محمدی،عکس میلاد محمدی بیوگرافی میلاد محمدی بازیکن سرعتی فوتبال + عکس

نام کامل: میلاد محمدی کشمرزی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۷ مهر ۱۳۷۲

زادگاه: تهران، ایران

قد: ۱٫۷۴ متر 

پست: مدافع کناری، هافبک

ادامه
تیاگو,بیوگرافی تیاگو آلکانتارا,عکس های تیاگو بیوگرافی تیاگو آلکانتارا، بازیکن خوش تکنیک اسپانیا (+ تصاویر)

نام کامل: تیاگو آلکانتارا دو ناسیمنتو

عضو تیم ملی اسپانیا

تولد: ۱۱ آوریل ۱۹۹۱

زادگاه: سن پیترو ورنوتیکو، ایتالیا

قد: ۱۷۲ سانتی‌متر

پُست: هافبک میانی

ادامه
آندره سیلوا,بیوگرافی آندره سیلوا,عکس های آندره سیلوا بیوگرافی آندره سیلوا، جانشین رونالدو در پرتغال (+تصاویر)

نام کامل: آندره میگل والنته دا سیلوا

تیم: عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۶ نوامبر ۱۹۹۵

زادگاه: دو مونته، پرتغال

قد: ۱٫۸۵ متر

پست: هافبک

ادامه
سعید آقایی,بیوگرافی سعید آقایی,سعید آقایی بازیکن تیم ملی فوتبال بیوگرافی سعید آقایی (+ تصاویر)

چکیده ای از بیوگرافی سعید آقایی :

نام اصلی: سعید آقایی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۲۰ بهمن ۱۳۷۳

زادگاه: تبریز، ایران

پست: دفاع چپ / هافبک

ادامه
عزت الله انتظامی,دیالوگ‌های ماندگارعزت الله انتظامی,آثارعزت الله انتظامی,

عزت‌الله انتظامی که درگذشت طبعا خاطره‌بازی با نقش‌های ماندگارش شروع شد. مردی که سال ۱۳۸۲ به عنوان چهره ماندگار فرهنگ انتخاب شد اما واقعیت این است که عزت‌الله انتظامی از آن دسته هنرمندانی بود که به نشان‌ها و عناوین اعتبار می‌دهند نه برعکس. تعداد نقش آفرینی‌های به یادماندنی‌اش آنقدر زیاد است که انتخاب از میان‌شان کار دشواری است اما در کارنامه‌اش چند نقش هست که بیشتر از بقیه به یاد مانده‌اند. دیالوگ های ماندگار عزت الله انتظامی را در بهترین فیلم‌هایش مرور می‌کنیم:   گاو ۱۳۴۸ بازی در فیلم «گاو» مهرجویی هم کارنامه انتظامی و هم سینمای ایران را به دو بخش تقسیم کرد. مش حسن به گاوش خیلی وابسته است و درآمدش از این گاو است. وقتی از ده بیرون رفته گاو می‌میرد و اهالی روستا جرات نمی‌کنند واقعیت را به مش حسن بگویند. کم‌کم مش حسن از دوری گاوش دیوانه می‌شود. مش حسن(گاو): من مش حسن نیستم. من گاو مش حسن‌ام.   کمال‌الملک ۱۳۶۳ دومین همکاری او با علی حاتمی در فیلم درخشان «کمال‌الملک» بود که نقش ناصرالدین‌شاه را بازی می‌کرد. شاه قاجاری که کمال‌الملک در خدمت او بود و البته آزارش هم به هنرمند نقاش کم نرسید. اما ناصرالدین شاه قدر هنر نقاش را بیشتر از بقیه می‌دانست.   ناصرالدین شاه (کمال‌الملک): هنر مزرعه بلال نیست که هر سال محصولش بهتر شود. از ستاره‌های آسمان هم یکی می‌شود کوکب درخشان، الباقی‌ … سوسو می‌زنند.   هامون در نقش‌های فرعی هم درخشان بود. در فیلم «هامون» شاهکار مهرجویی در سال ۱۳۶۸ نقش وکیل هامون را بازی می‌کرد که می‌خواست او را قانع کند از مهشید طلاق بگیرد. وکیلی که معلوم نشد آخرش دغل‌باز است یا به بهترین شکل به وظیفه‌اش عمل می‌کند.   دبیری (هامون): تقصیر خودته، دانشمند هوشمند،…گول بورژوازی فاسد رو خوردی، می‌خواستی پولدار بشی خودتو فروختی.   اجاره‌نشین‌ها عزت‌الله انتظامی با بازی در فیلم «اجاره‌نشین‌ها» کمدی درخشان داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۵ نشان داد که حتی می‌تواند به عنوان یک بازیگر کمدی هم درخشان باشد. او در این فیلم نقش عباس آقا سوپرگوشت را بازی می‌کرد. مردی که چند طبقه ساختمان دارد و آن را اجاره داده اما حاضر به تعمیر ساختمان نیست و دائم با مستاجرها درگیری دارد.   عباس آقا سوپرگوشت (اجاره‌نشین‌ها): تو به من گفتی دو تا گلدون می‌خوای بذاری سر پشت بومت که باصفا بشه نه اینکه ورداری سرتاسر سقف خونه مردم رو برینی بهش.     ناصرالدین شاه آکتور سینما فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما» ساخته محسن مخملباف در سال ۱۳۷۰ ادای دینی به تاریخ سینمای ایران بود و چه کسی بهتر از عزت‌الله انتظامی برای بازی در نقش اول آن؟!   ناصرالدین شاه (ناصرالدین شاه آکتور سینما): آخر چرا گاو؟کجای ما به گاو می‌رود؟   عکاسباشی: اگر حس بگیرید همه جایتان. این درس اول بازیگری است.   خانه خلوت «خانه خلوت» بهترین فیلم کارنامه مهدی صباغ‌زاده محصول ۱۳۷۰ داستان روزنامه‌نگاری است که حالا نمی‌تواند خودش را با شیوه نوشتاری جدید تطبیق بدهد. همین باعث افسردگی‌اش شده در حالی که تقلا می‌کند چیز جدیدی بنویسد. امیر جلال‌الدین (خانه خلوت): مردان بی عار، زنان بی کار، تلفن‌های خر تو خر، موضوع خوبیه، اما فکر نمی‌کنم چاپ کنن.   حاجی واشنگتن همکاری‌های انتظامی با علی حاتمی همه کارهای دیدنی از کار درآمدند. از جمله فیلم مهجور و کمتر قدردیده «حاجی واشنگتن» محصول ۱۳۶۱ که سال‌ها توقیف بود. داستان اولین سفیر ایران در آمریکا در دوره قاجار و مصایبی که بر اثر بی پولی و بی‌کفایتی شاه سرش می‌آید.   حاجی واشنگتن (حاجی واشنگتن): فکر و ذکرمان شد کسب آبرو. چه آبرویی. مملکت رو تعطیل کنین دارالایتام دایر کنین درست‌تره. مردم نان شب ندارند. شراب از فرانسه می‌آید. قحطی است. دوا نیست. مرض بیداد می‌کند. نفوس حق‌النفس می‌دهند. باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم‌ها خمار از تراخم است. چهره‌ها تکیده از تریاک. اون چهار تا آب انبار عهد شاه عباس هم آبش کرم گذاشته.   روسری آبی یکی از متفاوت‌ترین بازی‌های انتظامی را در فیلم «روسری آبی» رخشان بنی اعتماد سال ۱۳۷۳ دیدیم. در نقش مردی ثروتمند که بچه‌هایش دوره‌اش کرده‌اند ولی عاشق یکی از کارگرهایش می‌شود. بچه‌ها مخالفند و غوغا راه می‌اندازند. رسول رحمانی (روسری آبی):‌ رسول رحمانی امروز مرد. اینکه اینجا ایستاده، می‌خواد با نوبر کردانی، دختر غربتی پاپتی بی کس و کار، بمونه تا بمیره.. خوشبختی اون چیزی نیست که هر کسی از بیرون ببینه. خوشبختی تو دل آدمه. دل که خوش باشه، خوشبختی.   خانه‌ای روی آب در فیلم «خانه‌ای روی آب» بهمن فرمان‌آرا محصول ۱۳۸۰ نقش پدر قهرمان داستان را بازی می‌کرد که حالا در خانه سالمندان بود. مردی متشخص که البته با فرزندش در گذشته چالش زیادی داشت. پدر (خانه‌ای روی آب): آقای دکتر شما که خونه‌تون بزرگه، قصره، چند طبقه است، نوکر داری، کلفت داری، منم که هنوز روپام، منو چرا آوردی انداختی اینجا؟   گاوخونی سال ۱۳۸۱ در فیلم «گاوخونی» بهروز افخمی اقتباس از کتاب جعفر مدرس صادقی نقش پدر مستبدی را بازی کرد که هنوز در خاطرات پسرش زنده بود.   پسر: بابا راست می‌گن که مادرم از دست تو دق کرد و مرد؟ پدر (گاوخونی): نه من از دست مادرت دق کردم.   پسر: ولی وقتی تو مردی مادر من زنده نبود.   پدر: زنده نبود ولی هر شب خوابش رو می‌دیدم.   پسر: منم هر شب خواب تو رو می‌بینم.   پدر: پس بپا دق نکنی.   حکم اولین و تنها همکاری عزت‌الله انتظامی با مسعود کیمیایی خیلی دیر و سال ۱۳۸۴ اتفاق افتاد. یکی از آخرین نقش‌های خوب انتظامی و یکی دیگر از رضاهای ماندگار فیلم‌های کیمیایی. این‌بار انتظامی در نقش یک گنگستر ظاهر می‌شود که چند جوان نوچه‌اش هستند.   رضا معروفی (حکم): خدا رحمت کنه صادق هدایت رو. یه چیزی تو جوونی بهم گفت که تا دنیاست توی گوشمه. گفت آدمیزاد یه سرمایه بزرگ داره. خودکشی. نه از ترس، دنیا تنگه. بهت توهین شد، طاقت نیاوردی، سراغت نیومدن، خوردی به بن بست برو سراغ سرمایه‌ت. پول دفنتو آماده کن مزاحم کسی نباشی.   صوفیا نصرالهی  

ویژه سرپوش
شاید از دست داده باشید