۱۷:۱۲ - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۲۰۶۵۸۳
رادیو و تلویزیون

جهانگیر کوثری: عادل فردوسی پور مانند احمدی نژاد پوپولیست است/ تنابنده ستاره سینما نیست

جهانگیر کوثری,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون
با گذشت دو ماه از آغاز سال و قعرنشینی «فراری» در اکران نوروزی همچنان حرف و حدیث درباره شکست این فیلم فراوان است؛ علیرضا داوودنژاد کارگردان فیلم نفروختن فیلم را تقصیر پخش‌کننده‌اش هدایت فیلم انداخت و محسن تنابنده بازیگر فیلم از درگیریهای مالکیتی فیلم که ناظر به اختلافات مجید مدرسی و جهانگیر کوثری است به عنوان دلیل شکست نام برد.

جهانگیر کوثری تهیه کننده «فراری» با اشاره به صحبتهای متناقض درباره شکست تجاری فیلمش به «آرمان» بیان داشت: تنابنده که صلاحیت اظهارنظر راجع به این قضیه{چرایی شکست در اکران} را ندارد چون اصلا در جریان نیست که کلیت موضوع از چه قرار است. ایشان بازیگری است که آمده، بازی کرده و پولش را هم گرفته و رفته و دیگر هم در اکران‎های مردمی و باقی قضایا نیامده است. ایشان حتی باقیمانده پولش را به‌همراه بهره‎اش دریافت کرده.

 

وی ادامه داد: آقای تنابنده، ستاره سینما نیست و تا امروز هم فیلم‎هایش چندان نفروخته. «پایتخت» شرایط دیگری دارد. ما هم فکر می‎کردیم نمایش «پایتخت» برای ما تبلیغ به حساب می‎آید، اما مردم ترجیح دادند به سینما نیایند و در خانه‎شان، لباس راحت بپوشند و تخمه بشکنند و تنابنده را ببینند. یک خانواده اگر سینما می‌آمد، باید پول ۴ تا بلیت ۱۵‌هزار تومانی را متقبل می‎شد که این رقم با خوراکی و هزینه ایاب‎وذهاب، برایش سنگین تمام می‎شد. این اتفاق نشان داد که ماهیت کار در تلویزیون، با ماهیت کار در سینما فرق دارد و تنابنده هنرپیشه سینما نیست.

 

کوثری درباره دلایل شکست تجاری «فراری» اظهار داشت: در مورد عدم اکران «فراری» طی یک سال‎ونیم اخیر باید بگویم آقای سرتیپی، یک قراردادی را با آقای شایسته نوشته بود که باید امضا می‎شد تا ما بتوانیم فیلم را به سرگروهی کورش اکران کنیم، اما ایشان این قرارداد را یک سال‎ونیم امضا نکرد. درحالی‎که اگر ما پخش فیلم را به آقای سرتیپی می‎دادیم، ماجرا الان جور دیگری بود. به هر جهت «هدایت فیلم» برای آقای سرتیپی، یک رقیب محسوب می‎شود و شاید این موضوع، وی را ناراضی کرده بود. حوالی عید، ۱۶ فیلم، نامزد اکران نوروزی شدند. سه روز مانده به اکران فیلم‎ها، مشخص شد که ما را به گروه ماندانا انتقال داده‎اند یعنی فیلمی که کاندیدای ۸ سیمرغ از جشنواره بود و ۴ سیمرغ را هم برد، فیلمی که الفبای سینمای درست در آن رعایت شده بود، پس از یک سال‎ونیم، با فیلم‎های مبتذل و سخیف یکی کردند و سه روز مانده به اکران، به ما گفتند شما بروید گروه ماندانا. حتی خود آقای اشرفی (مدیر سینما ماندانا) نمی‎خواست به‌عنوان سرگروه حضور داشته باشد. در آن شرایط، به جای اینکه مدیر پخش فیلم به شورای صنفی برود، من خودم رفتم و دیدم یک قرارداد دوهفته‎ای برای ما در گروه ماندانا نوشته‎اند.

 

این تهیه کننده با اشاره به تبعیض در برخورد با محصولات سینمایی در تلویزیون بیان داشت: وقتی شما پشت‎صحنه یک فیلم را نیم‎ساعت در تلویزیون پخش می‎کنی و حاضر نیستی ۲۰ ثانیه تیزر برای فیلمی که مورد تایید نظام است، بروی، آیا این تبعیض نیست؟ شما وقتی چهره یک نفر را در فیلم سانسور می‎کنید و اجازه نمی‎دهید چهره‎اش در تیزر چند ثانیه‎ای پخش شود، آیا این تبعیض نیست؟ ما نگران این چیزها هستیم و به این مسائل اعتراض می‎کنیم. طبیعی است که من یا خانم بنی‎اعتماد یا باران باید معترض باشیم. آیا درست است که چشم‎هایمان را ببندیم و تنها دنبال منافع خودمان باشیم؟ برویم پول‎ها و دستمزدهای کلان بگیریم و فلان کمدی را به جنگ داعش تبدیل کنیم. می‌شود چنین کارهایی را هم کرد اما ما نمی‎توانیم.

 

این تهیه کننده ادامه داد: ما ماندیم و گروه ماندانا و ۱۴ سینمایی که به ما دادند. طبیعی است که فیلم نمی‎فروشد. حالا می‎خواهیم تبلیغ کنیم. برای این کار، تمام صحبت‎ها و برنامه‎ریزی‎ها را با شهرداری انجام دادیم که ناگهان شهردار استعفا داد. رفتیم سراغ تلویزیون تا تیزر بگیریم، گفتند باید فیلم را ببینیم. حالا چند روز مانده به عید، ما مشغول این زمینه‎چینی‎ها برای تبلیغات بودیم که «فراری» اکران شد. به این فیلم سمی دادند که به مرور زمان، خورد و مرد. این ناعدالتی در نتیجه کسانی است که مسئول هستند. من یک سال‎ونیم به آقای ایوبی التماس کردم که بگذار این فیلم اکران شود و اگر اختلافی وجود دارد، بعدا می‎توانیم آن را حل کنیم، اما جرأت نداشت و ترسید. به آقای حیدریان نامه نوشتم که بیایید این فیلم را تا زمانش از دست نرفته، اکران کنیم و اگر اختلافی وجود دارد، بعد از اکران می‎نشینیم و آن را حل می‎کنیم. من به آقای داروغه‎زاده هم التماس کردم. ۱۰ جلسه به ارشاد رفتم و صحبت کردم که این فیلم را اکران کنید چون دارد می‎سوزد. به‎وفور مزاحم آقای شاهسواری شدم و این نکته را به ایشان هم گوشزد کردم؛ کلی داور و حکم آورده شد و هر چه آنها گفتند، قبول کردیم تا فیلم اکران شود و نسوزد. حالا در این جریاناتی که ما با آقای داوودنژاد اختلافاتی پیدا کردیم، آقای سرتیپی رفته بود پشت قضیه و فیلم را اکران نمی‎کرد. من و آقای شایسته، مرتبا به آقای سرتیپی زنگ می‎زدیم که آقا چرا این قرارداد را امضا نمی‎کنی اما ایشان مدام وعده فردا را می‎داد؛ یک سال‎ونیم طول کشید تا آن فردا برسد و قرارداد را امضا کند اما این کار را نکرد و فیلم سوخت.

 

جهانگیری کوثری درباره اوضاع و احوال تلویزیون در سالهای اخیر گفت: مطمئن باشید تا کسی صددرصد تابع خواسته‎ها و برنامه‎ریزی‎های مدیران کلان تلویزیون نباشد، محال است بتواند دوام بیاورد. اینکه یکی در تلویزیون فعالیت دارد و ادای اپوزیسیون درمی‎آورد، یک عوام‌فریبی خاص و نوعی پوپولیسم است که اینها انجام می‌دهد. طرف، مجری برنامه هر روز صبح تلویزیون است، اما می‎خواهد ادای اپوزیسیون را دربیاورد. این یک بازی دروغ است. شما وقتی در تلویزیون ایران فعالیت می‎کنی، باید تابع تمام برنامه‎ریزی آنان باشی، خودشان هم این را می‌گویند. آنها طبیعتا بعد از ۴۰ سال، اینقدر تجربه پیدا کرده‎اند که بتوانند این موضوع را مدیریت کنند. کسانی‎که با تلویزیون کار می‎کنند، صددرصد با اینها هستند و البته هیچ‌اشکالی هم ندارد. هر کسی دوست دارد هر چه را که می‌خواهد انتخاب کند.

 

کوثری با اشاره به روند فعالیت عادل فردوسی پور در «نود» بیان داشت: این یک نوع خاص است که شما آدم‎های درجه دو نظام را بزنی مثلا رئیس هیات فوتبال فلان استان را بیاوری روی خط و بگویی مثلا تو یک ماشین از پول اینجا خریده‎ای و به‎این‎ترتیب نابودش کنی، اما به خط قرمزهای نظام که نمی‎توانی نزدیک شوی. این انتخاب است و چیز بدی نیست. اینکه شما ۱۵ سال در تلویزیون باشی و بهترین موقعیت و پول را به تو بدهند و آن وقت بخواهی آنجا ادای اپوزیسیون را هم دربیاوری، این یک دروغ و عوام‌فریبی است که اگر نکند بهتر است. مثلا وقتی نماینده مجلسی را روی خط می‎آورد که نمی‎داند فوتبال چیست و حالا آمده مدیرعامل فلان باشگاه شده و او را می‎کوبد یا علی کریمی را به جان یکی دیگر می‎اندازد، این درست نیست.

 

او به آدم‎های درجه دو حمله می‎کند چون نمی‎تواند به اصلی‎ها نزدیک شود. حتی ببینید به بحث ورود دختران به ورزشگاه که باز آن هم یک بحث ثانویه و فرعی است هم ورود نمی‎کند. ما خیلی بحث‎ها و مشکلاتی در فوتبال داریم که نمی‎تواند و محال است به آن نزدیک شود مانند دخالت عوامل بزرگ دولتی و نظامی در فوتبال. آیا می‎تواند راجع به این موضوع حرف بزند؟ اما چون می‎خواهد محبوبیت مردم را به دست بیاورد و چون عوام نمی‎توانند بفهمند نوع رفتار خاص او را، بنابراین آنها را به سمت دیگر می‎برد. به اصغر فرهادی بابت دریافت کن تبریک می‎گوید. این عوام‌فریبی است مثل احمدی‎نژاد که می‎رفت در روستاها و پول نقد به مردم می‎داد که یک پوپولیسم آشکار بود. البته من عادل را خیلی دوست دارم و بچه خوبی است. نمی‎خواستم اسم بیاورم اما چون شما گفتید، من هم ورود کردم. در شرایط امروزی، وجود عادل غنیمتی است.

 

جهانگیری کوثری درباره سالهای فعالیت خودش در صداوسیما گفت: من هیچ‎وقت استخدام تلویزیون نبودم اما تنها کسی بودم که آن زمان می‎توانستم راجع فوتبال صحبت کنم. کمتر کسی این پدیده را می‎شناخت اما من، هم بازی کرده بودم، هم تحصیلاتش را داشتم و هم روزنامه‎نگار بودم؛ همه این مراحل را گذرانده بودم و طبیعتا نمی‎توانستند بهتر از من انتخاب کنند. من ممنوع‎التصویر بودم اما فینال جام‎جهانی را با صدای من پخش کردند.

 

آن‎موقع شرایط به این ترتیب نبود اما با آن وضع، من هم‎چنان حرف داشتم مثلا اجازه پخش مستقیم را نمی‎دادند و با سیاست‎هایشان نمی‎خواند اما با همان محدودیت‎ها، طی آن سال‎هایی که من در تلویزیون بودم، یک کلمه انحراف و حتی اشتباه نداشتم. کارم را به شکل صادقانه انجام دادم و همیشه هم در خدمت بودم و هر وقت هم که به من کار دادند، با تمام وجودم آن کار را انجام داده‎ام. با وجود کمبودها، گمان می‎کنم حتی یک اشتباه هم نداشتم. زمانی که من برنامه زنده جام‎جهانی را داشتم، آقای منتظری که نائب امام بودند، نمی‎توانستند برنامه مستقیم بروند اما من مستقیم می‎رفتم چون تااین‎اندازه به من اطمینان داشتند و من هم امتحان خودم را پس داده بودم و هیچ‌سوءاستفاده از موقعیتی که داشتم، به عمل نیاوردم تا آن روزی که در تلویزیون بودم و فینال ۹۴ بین برزیل و ایتالیا را گزارش کردم و بعد هم سربلند بیرونم کردند.

 

 

  • 19
  • 6
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقمبا این خبر مخالفم
3.8 stars from 25 votes
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
جمشید مشایخی,بیوگرافی جمشید مشایخی,عکس جمشید مشایخی بیوگرافی جمشید مشایخی + عکس

نام اصلی: جمشید مشایخی

زمینه فعالیت: سینما و تلویزیون

تولد: ۵ آذر ۱۳۱۳

جاجرود، استان تهران

ملیت: ایرانی

سال‌های فعالیت: ۱۳۳۵ تاکنون

ادامه
علیرضا فغانی,بیوگرافی علیرضا فغانی,عکس علیرضا فغانی بیوگرافی علیرضا فغانی داور فوتبال + عکس

نام کامل: علیرضا فغانی

زاده: ۱ فروردین ۱۳۵۷

محل تولد: کاشمر، ایران

پیشه: داور فوتبال

قد: ۱۷۶ سانتیمتر

میزان تحصیلات: فوق دیپلم زبان انگلیسی

ادامه
لعیا زنگنه,بیوگرافی لعیا زنگنه,عکس های لعیا زنگنه بیوگرافی لعیا زنگنه/ عکس های لعیا زنگنه و همسرش

نام اصلی: لعیا زنگنه

زمینه فعالیت: بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

تولد: ۱۳۴۴ تهران، ایران

محل زندگی: تهران

مدرک تحصیلی: کارشناسی تئاتر از دانشگاه هنر تهران

سال‌های فعالیت: ۱۳۷۱ تا کنون

ادامه
سید مجید حسینی,بیوگرافی سید مجید حسینی,عکس های سید مجید حسینی بیوگرافی سید مجید حسینی-فوتبالیست (+تصاویر)

نام کامل: سید مجید حسینی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد:  ۳۱ خرداد ۱۳۷۵

زادگاه: کرج

پست: مدافع هافبک دفاعی

قد: ۱٫۸۳ متر

ادامه
مرتضی پورعلی گنجی,بیوگرافی مرتضی پورعلی گنجی,عکس های مرتضی پورعلی گنجی بیوگرافی مرتضی پورعلی گنجی، فوتبالیست ایرانی (+تصاویر)

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۳۰ فروردین ۱۳۷۱

زادگاه: بابل، ایران

پست: مدافع میانی

قد: ۱٫۸۴ متر

ملیت: ایرانی

ادامه
روی پاتریسیو,بیوگرافی روی پاتریسیو,عکس روی پاتریسیو بیوگرافی روی پاتریسیو + عکس

نام کامل: روی پدرو دوس سانتوس پاتریسیو

عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۱۵ فوریهٔ ۱۹۸۸

زادگاه: Marrazes, پرتغال

قد: ۱٫۹۰ متر 

پست: دروازه‌بان

ادامه
برناردو سیلوا,بیوگرافی برناردو سیلوا,عکس برناردو سیلوا بیوگرافی برناردو سیلوا + عکس

نام کامل: برناردو موتا ویگا د کاروالیو سیلوا

عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۱۰ اوت ۱۹۹۴ 

زادگاه: لیسبون، پرتغال

قد: ۱٫۷۳ متر

پست: هافبک / وینگر

ادامه
دیگو کوستا,بیوگرافی دیگو کاستا,دیگو دا سیلوا کوستا بیوگرافی دیگو کاستا، مهاجم تیم فوتبال اسپانیا (+تصاویر)

نام کامل: دیگو دا سیلوا کوستا

بازیکن تیم ملی اسپانیا

تولد: ۷ اکتبر ۱۹۸۸

زادگاه: لاگارتو، برزیل

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: مهاجم

ادامه
پپه,په په,بیوگرافی پپه بیوگرافی پپه، بهترین مدافعان قرن ۲۱ + عکس

نام اصلی: کپلر لاوران لیما فریرا

تیم ملی: پرتغال (از ۲۰۰۷)

تولد: ۲۶ فوریهٔ ۱۹۸۳

زادگاه: ماسیو، برزیل

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: مدافع میانی

ادامه
میلاد محمدی,بیوگرافی میلاد محمدی،عکس میلاد محمدی بیوگرافی میلاد محمدی بازیکن سرعتی فوتبال + عکس

نام کامل: میلاد محمدی کشمرزی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۷ مهر ۱۳۷۲

زادگاه: تهران، ایران

قد: ۱٫۷۴ متر 

پست: مدافع کناری، هافبک

ادامه
تیاگو,بیوگرافی تیاگو آلکانتارا,عکس های تیاگو بیوگرافی تیاگو آلکانتارا، بازیکن خوش تکنیک اسپانیا (+ تصاویر)

نام کامل: تیاگو آلکانتارا دو ناسیمنتو

عضو تیم ملی اسپانیا

تولد: ۱۱ آوریل ۱۹۹۱

زادگاه: سن پیترو ورنوتیکو، ایتالیا

قد: ۱۷۲ سانتی‌متر

پُست: هافبک میانی

ادامه
آندره سیلوا,بیوگرافی آندره سیلوا,عکس های آندره سیلوا بیوگرافی آندره سیلوا، جانشین رونالدو در پرتغال (+تصاویر)

نام کامل: آندره میگل والنته دا سیلوا

تیم: عضو تیم ملی پرتغال

تولد: ۶ نوامبر ۱۹۹۵

زادگاه: دو مونته، پرتغال

قد: ۱٫۸۵ متر

پست: هافبک

ادامه
سعید آقایی,بیوگرافی سعید آقایی,سعید آقایی بازیکن تیم ملی فوتبال بیوگرافی سعید آقایی (+ تصاویر)

چکیده ای از بیوگرافی سعید آقایی :

نام اصلی: سعید آقایی

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۲۰ بهمن ۱۳۷۳

زادگاه: تبریز، ایران

پست: دفاع چپ / هافبک

ادامه
عزت الله انتظامی,دیالوگ‌های ماندگارعزت الله انتظامی,آثارعزت الله انتظامی,

عزت‌الله انتظامی که درگذشت طبعا خاطره‌بازی با نقش‌های ماندگارش شروع شد. مردی که سال ۱۳۸۲ به عنوان چهره ماندگار فرهنگ انتخاب شد اما واقعیت این است که عزت‌الله انتظامی از آن دسته هنرمندانی بود که به نشان‌ها و عناوین اعتبار می‌دهند نه برعکس. تعداد نقش آفرینی‌های به یادماندنی‌اش آنقدر زیاد است که انتخاب از میان‌شان کار دشواری است اما در کارنامه‌اش چند نقش هست که بیشتر از بقیه به یاد مانده‌اند. دیالوگ های ماندگار عزت الله انتظامی را در بهترین فیلم‌هایش مرور می‌کنیم:   گاو ۱۳۴۸ بازی در فیلم «گاو» مهرجویی هم کارنامه انتظامی و هم سینمای ایران را به دو بخش تقسیم کرد. مش حسن به گاوش خیلی وابسته است و درآمدش از این گاو است. وقتی از ده بیرون رفته گاو می‌میرد و اهالی روستا جرات نمی‌کنند واقعیت را به مش حسن بگویند. کم‌کم مش حسن از دوری گاوش دیوانه می‌شود. مش حسن(گاو): من مش حسن نیستم. من گاو مش حسن‌ام.   کمال‌الملک ۱۳۶۳ دومین همکاری او با علی حاتمی در فیلم درخشان «کمال‌الملک» بود که نقش ناصرالدین‌شاه را بازی می‌کرد. شاه قاجاری که کمال‌الملک در خدمت او بود و البته آزارش هم به هنرمند نقاش کم نرسید. اما ناصرالدین شاه قدر هنر نقاش را بیشتر از بقیه می‌دانست.   ناصرالدین شاه (کمال‌الملک): هنر مزرعه بلال نیست که هر سال محصولش بهتر شود. از ستاره‌های آسمان هم یکی می‌شود کوکب درخشان، الباقی‌ … سوسو می‌زنند.   هامون در نقش‌های فرعی هم درخشان بود. در فیلم «هامون» شاهکار مهرجویی در سال ۱۳۶۸ نقش وکیل هامون را بازی می‌کرد که می‌خواست او را قانع کند از مهشید طلاق بگیرد. وکیلی که معلوم نشد آخرش دغل‌باز است یا به بهترین شکل به وظیفه‌اش عمل می‌کند.   دبیری (هامون): تقصیر خودته، دانشمند هوشمند،…گول بورژوازی فاسد رو خوردی، می‌خواستی پولدار بشی خودتو فروختی.   اجاره‌نشین‌ها عزت‌الله انتظامی با بازی در فیلم «اجاره‌نشین‌ها» کمدی درخشان داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۵ نشان داد که حتی می‌تواند به عنوان یک بازیگر کمدی هم درخشان باشد. او در این فیلم نقش عباس آقا سوپرگوشت را بازی می‌کرد. مردی که چند طبقه ساختمان دارد و آن را اجاره داده اما حاضر به تعمیر ساختمان نیست و دائم با مستاجرها درگیری دارد.   عباس آقا سوپرگوشت (اجاره‌نشین‌ها): تو به من گفتی دو تا گلدون می‌خوای بذاری سر پشت بومت که باصفا بشه نه اینکه ورداری سرتاسر سقف خونه مردم رو برینی بهش.     ناصرالدین شاه آکتور سینما فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما» ساخته محسن مخملباف در سال ۱۳۷۰ ادای دینی به تاریخ سینمای ایران بود و چه کسی بهتر از عزت‌الله انتظامی برای بازی در نقش اول آن؟!   ناصرالدین شاه (ناصرالدین شاه آکتور سینما): آخر چرا گاو؟کجای ما به گاو می‌رود؟   عکاسباشی: اگر حس بگیرید همه جایتان. این درس اول بازیگری است.   خانه خلوت «خانه خلوت» بهترین فیلم کارنامه مهدی صباغ‌زاده محصول ۱۳۷۰ داستان روزنامه‌نگاری است که حالا نمی‌تواند خودش را با شیوه نوشتاری جدید تطبیق بدهد. همین باعث افسردگی‌اش شده در حالی که تقلا می‌کند چیز جدیدی بنویسد. امیر جلال‌الدین (خانه خلوت): مردان بی عار، زنان بی کار، تلفن‌های خر تو خر، موضوع خوبیه، اما فکر نمی‌کنم چاپ کنن.   حاجی واشنگتن همکاری‌های انتظامی با علی حاتمی همه کارهای دیدنی از کار درآمدند. از جمله فیلم مهجور و کمتر قدردیده «حاجی واشنگتن» محصول ۱۳۶۱ که سال‌ها توقیف بود. داستان اولین سفیر ایران در آمریکا در دوره قاجار و مصایبی که بر اثر بی پولی و بی‌کفایتی شاه سرش می‌آید.   حاجی واشنگتن (حاجی واشنگتن): فکر و ذکرمان شد کسب آبرو. چه آبرویی. مملکت رو تعطیل کنین دارالایتام دایر کنین درست‌تره. مردم نان شب ندارند. شراب از فرانسه می‌آید. قحطی است. دوا نیست. مرض بیداد می‌کند. نفوس حق‌النفس می‌دهند. باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم‌ها خمار از تراخم است. چهره‌ها تکیده از تریاک. اون چهار تا آب انبار عهد شاه عباس هم آبش کرم گذاشته.   روسری آبی یکی از متفاوت‌ترین بازی‌های انتظامی را در فیلم «روسری آبی» رخشان بنی اعتماد سال ۱۳۷۳ دیدیم. در نقش مردی ثروتمند که بچه‌هایش دوره‌اش کرده‌اند ولی عاشق یکی از کارگرهایش می‌شود. بچه‌ها مخالفند و غوغا راه می‌اندازند. رسول رحمانی (روسری آبی):‌ رسول رحمانی امروز مرد. اینکه اینجا ایستاده، می‌خواد با نوبر کردانی، دختر غربتی پاپتی بی کس و کار، بمونه تا بمیره.. خوشبختی اون چیزی نیست که هر کسی از بیرون ببینه. خوشبختی تو دل آدمه. دل که خوش باشه، خوشبختی.   خانه‌ای روی آب در فیلم «خانه‌ای روی آب» بهمن فرمان‌آرا محصول ۱۳۸۰ نقش پدر قهرمان داستان را بازی می‌کرد که حالا در خانه سالمندان بود. مردی متشخص که البته با فرزندش در گذشته چالش زیادی داشت. پدر (خانه‌ای روی آب): آقای دکتر شما که خونه‌تون بزرگه، قصره، چند طبقه است، نوکر داری، کلفت داری، منم که هنوز روپام، منو چرا آوردی انداختی اینجا؟   گاوخونی سال ۱۳۸۱ در فیلم «گاوخونی» بهروز افخمی اقتباس از کتاب جعفر مدرس صادقی نقش پدر مستبدی را بازی کرد که هنوز در خاطرات پسرش زنده بود.   پسر: بابا راست می‌گن که مادرم از دست تو دق کرد و مرد؟ پدر (گاوخونی): نه من از دست مادرت دق کردم.   پسر: ولی وقتی تو مردی مادر من زنده نبود.   پدر: زنده نبود ولی هر شب خوابش رو می‌دیدم.   پسر: منم هر شب خواب تو رو می‌بینم.   پدر: پس بپا دق نکنی.   حکم اولین و تنها همکاری عزت‌الله انتظامی با مسعود کیمیایی خیلی دیر و سال ۱۳۸۴ اتفاق افتاد. یکی از آخرین نقش‌های خوب انتظامی و یکی دیگر از رضاهای ماندگار فیلم‌های کیمیایی. این‌بار انتظامی در نقش یک گنگستر ظاهر می‌شود که چند جوان نوچه‌اش هستند.   رضا معروفی (حکم): خدا رحمت کنه صادق هدایت رو. یه چیزی تو جوونی بهم گفت که تا دنیاست توی گوشمه. گفت آدمیزاد یه سرمایه بزرگ داره. خودکشی. نه از ترس، دنیا تنگه. بهت توهین شد، طاقت نیاوردی، سراغت نیومدن، خوردی به بن بست برو سراغ سرمایه‌ت. پول دفنتو آماده کن مزاحم کسی نباشی.   صوفیا نصرالهی  

ویژه سرپوش
شاید از دست داده باشید