
فقدان احزاب، زمینه ساز انتخابات طایفه ای، قبیله ای و عشیره ای در شهرهای کمتر توسعه یافته ایران استنهادهای سیاسی و مدنی در انتخابات شوراها به ویژه در شهرهای کوچک، نقشی در رفتار انتخاباتی مردم ندارندنباید فراموش کرد که بخشی از رای مردم، اعتراضی است که نسبت به وضع موجود دارندجایگاه نخبگان چندان تعریف شده نیست و خود مفهوم نخبه نیز معلوم نیست شامل چه کسانی میشود.
بروز و ظهور دموکراسی در گرو وجود احزاب آزاد است. در جوامع توسعهیافته، تحزب راهی برای حاکمیت ملی است و در مقابل، انسداد حزبگرایی به معنای پیدایی زمینههای اقتدارگرایی است. دكتر «خالد تولي»، فقدان احزاب را زمینهساز انتخابات طایفهای، قبیلهای و عشیرهای در شهرهای کمتر توسعهیافته ایران ميداند و معتقد است تا زمانی که احزاب در انتخابات به مثابه کشورهای توسعهیافته، کاندیداهای با برنامه و راهبرد به مردم معرفی نکنند، این نابسامانی در نامزد شدن چهرههای کثیر در انتخابات همچنان متصور خواهد بود و این نامنویسیهای بیحساب و کتاب، به ریشه کن نشدن انتخابات طایفهای همچنان دامن می زند. این جامعه شناس، استاد دانشگاه و فعال مدنی–سیاسی در مصاحبه تحلیلی با «قانون» به چند قطبی بودن تصمیمات شوراها در مصوبات نیز اشاره میکند و تاکید میکند. در این فضای چند قطبی، مصالح عمومی و توسعه شهری، قربانی مصالح فردی و یا تامین منافع هواداران طایفهای و عشیرهای میشود. آنچه در ادامه میخوانید، تحلیل و آسیبشناسی نتیجه رای اعتماد مردم به منتخبان دوره پنجم شوراهای اسلامی شهرها در شهرهای ایران است.
پرونده انتخابات پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز با انتخاب نامزدها به پایان رسید و تا سال ۱۴۰۰ کلید مدیریت و نظارت بر توسعه شهری به شماری از چهرهها واگذارشد. حال با توجه به پنج دوره تجربه کارکردی و رویکردی پارلمان محلی، در کل نقش شوراهای شهر را در توسعه شهری چگونه ارزیابی میکنید؟
متاسفانه شوراها نقش اساسی و بنیادی در توسعه شهری ندارند. از یک سو تجربه دورههای گذشته نشان میدهد كه رفتار انتخاباتی مردم در شهرهای مناطق کردنشین، بیش از آنکه مبتنی بر ارزیابی برنامهها بر اساس منافع کلی شهر و شهروندان باشد، بر هویتهای کوچکی چون طایفه، خویشاوندی، محلي، جنسیتی صرف و ... استوار است. گاهی اوقات از این نیز بدتر میشود و ویژگیهای انتسابی و ظاهری کاندیداها و یا دلسوزی نسبت به آنها، مبنای رای دادن به ایشان میشود. بدیهی است برای توسعه شهری باید قبل از هر چیز از این هویتهای کوچک فراتر رفت و منافع و امکانات شهر را در کلیت آن دید و تحلیل کرد. به عبارت دیگر، در برنامهریزی شهری قبل از هر چیز، واحد تحلیل باید کل شهر باشد. در غیر اینصورت، شهر به مناطق مستقلی تبدیل میشود که هر عضو شورا درصدد جذب بودجه و امکانات بیشتر برای آنجایی است که پایگاه رای بالایی در آنجا دارد.
تفکر جمعی شوراها در مصوبات شوراها که نماد تفکر و خرد جمعی است، در مصوبات شوراها نمود مییابد. به نظر شما مصوبات شوراها نشان از تفکر و خرد جمعی شوراها دارد یا بیشتر دو قطبی و چند قطبی بودن به چشم میآید؟
اگرچه مصوبات شوراها قبل از هر چیز باید به تصویب اکثریت اعضا برسد، اما در عمده موارد فضای شوراها چندقطبی است و تنها منافع و نظرات این قطبهاست که مبنای تصمیمگیری اعضای شورا برای کل شهر میشود. عمده اختلافات نیز به جای آنکه بر سر تامین منافع بیشتر برای شهر باشد، براساس مصالح گروهی و حتی در برخی از موارد فردی است. اصولا چون نهادهای سیاسی و مدنی در انتخابات شوراها به ویژه در شهرهای کوچک نقشی در رفتار انتخاباتی مردم ندارند، شوراها از وجود نهادهای حمایتگر و ناظری که بتوانند منافع و مصالح شهر را به هنگام تصویب برنامهای در نظر داشته باشند، محرومند.
دکتر توکلی، همانگونه كه میدانید و واقفید، شمار زیادی از اعضاي شوراهاي ادوارگذشته، در هیات اجرایی به دلایل بروز و ظهور تخلف در کارنامه کاری رد صلاحیت شدند، اما در روزهای پایانی به ناگاه به عرصه رقابت انتخاباتی بازگشتند. آیا این برخورد دوگانه هیات اجرایی و نظارت، موجب شکست و تنزل جایگاه پارلمان محلی و سلب اعتماد عمومی نمیشود؟
فلسفه وجودی هیات اجرایی و نظارت این نیست که لزوما به صورت هماهنگ عمل کنند، بلکه هیات نظارت باید خطاهای هیات اجرایی در مورد کاندیداهای ردصلاحیت شده را بر اساس قانون اصلاح کند. اگر مبنای عمل این دو هیات قانون باشد، لطمهای به اعتماد عمومی وارد نخواهد آمد، حتی ممکن است اعتماد را افزایش دهد.
یکی از مشکلات این دوره از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، نامزد شدن شمار زیادی از چهرههای گمنام جوان بدون داشتن تجربه مدیریت اجرایی و شناخت از قوانین شوراها بود که تحلیل این رخداد تلخ نشان میدهد، جوانان فارغالتحصیل دانشگاهی در مقطع ارشد ودکتری برای فرار از بیکاری به انتخابات شوراها روي آوردهاند که متاسفانه در برخی از شهرها نيز به رویای ذهني خود دست یافتند. این یک نوع آسیب جدی در فرآیند انتخابات شوراهاست. شما به عنوان یک جامعهشناس این پدیده نوظهور را چگونه تحلیل میکنید و دولتمردان برای حل این خلأ در دورههای آینده، چه راهکاری باید بیندیشند؟
دراین وضعیت بیش از آنکه کاندیداهای بیکار مقصر باشند، ساختار انتخابات و رفتار انتخاباتی مردم مورد انتقاد است. تردیدی نیست هر چه تعداد کاندیداهای انتخابات بیشتر باشد، به همان نسبت سرنوشت انتخابات با ابهام و امکان فعالیت برای احزاب و تشکلهای سیاسی با دشواری مواجه خواهد بود. میتوان با استفاده از تجربیات کشورهای دیگر، شرایط نامزدی را به گونهای تغییر داد که کسانی که دغدغه شخصی و فردی دارند، امکان تایید صلاحیت نداشته باشند. حمایت از احزاب و حضور جدی آنها در فضای سیاسی نیز بيشك در اصلاح این امر موثر خواهد بود. اما نقش مردم و رفتار انتخاباتی ایشان را نیز نباید نادیده گرفت. اگر مردم به افراد مناسب رای دهند و کسانی را به عنوان نماینده خویش برگزینند که شرایط اجتماعی و سیاسی مناسبی داشته باشند، بسیاری از افرادي که شرایط لازم را در خود نمیبینند، برای ورود به عرصه انتخابات انگیزه نخواهند داشت.
اکثر نامزدهای شورای اسلامی با شعار «شهر را بسازیم» به میدان رقابت آمده بودند. اما هنگام تبلیغات محیطی با نصب پوستر، پخش کارت و تراکت به شهر و المانهای شهری رحم نکردند و اموال عمومی را تخریب کردند. آیا چنين افرادی میتوانند توسعهگرا باشند؟ این تضاد گفتمانی شعار تا عمل ناشی از چیست؟
تعدد کاندیداها و فقدان قانون مشخص و نظارت جدی بر نحوه تبلیغات، این مشکلات را به وجود میآورد. اما در مورد اینکه آیا کسی که شهر را تخریب و زشت میسازد، میتواند برنامهای برای توسعه شهر نیز داشته باشد، بر این باورم که رابطه معناداری میان این دو وجود ندارد و در برخی از موارد ممکن است چنین فردی دارای برنامه باشد یا بعدها به برنامه دست یابد.
در این دوره از انتخابات، فضای مجازی تلگرام و اینستاگرام به پر شور کردن فضای انتخابات كمك كرد ودربرخی از شهرهای توسعهیافته، نامزدها از همین راه و روزنه با شهروندان به گفتوگو نشستند اما دربرخی از شهرها تنها شمار کمی از چهرهها به اين نوع از تبلیغات بدون آلودگی صوتی و بصری روی آوردند و راه انداختن کارناوال، سخنرانی در محیط باز يا اماكن مقدس و دادن شام ونهار و توزیع اقلام غذایی در بین شهروندان سکونتگاههای غیررسمی را پیشه تبلیغات سنتی خود قرار دادند. این نوع تبليغات سنتی، چرا از جامعه ما رخت برنمی بندد؟ تحلیل جامعهشناختی شما چیست؟
بخشی از این شیوه از تبلیغات به جایگاه کاندیداها در جامعه برمیگردد. کاندیدایی که در جامعه حضور فعال نداشته و شناخته شده نیست، مجبور است در ایام انتخابات به هر روشی متوسل شود تا نظر مردم را به سوی خود جلب کند. شخصیشدن انتخابات این مشکل را به همراه دارد. اگر احزاب امکان فعالیت داشته باشند، ممکن تا حد زیادی این مشکل به طور خودکار حل شود اما وضع قوانین مناسب و نظارت بر نحوه تبلیغات را نباید نادیده گرفت. در این زمینه با نواقص فراوانی روبهرو هستيم.
متاسفانه اکثر مردم چنین احساس میکنند که تنها انتخاب شهردار جزو وظایف شوراهاست. در حالی كه قانون در ۳۴ ماده و ۹ تبصره، حدود اختیارات و وظایف شوراها را معین کرده است که در مفهوم کلان آن توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی را شامل می شود. بازنمایی وظایف شوراها افزون بر اينكه رسالت رسانههاست، توسط چه کسانی بايد برای شهروندان تبیین و تشریح شود؟
توانایی کاندیداها یکی از مواردی است که در ارتقای وضعیت شوراها موثر است. برخی از راهیافتگان، نسبت به وظایف و اختیارات قانونی شوراها آشنایی چندانی ندارند و یا توانایی برنامهریزی و تصمیمگیری و تصمیمسازی را در آن حد ندارند که در حوزههای مختلف به فعالیت بپردازند. البته نباید از سطح انتظارات مردم نیز غافل بود که گاهی به اعضای شورا جهت میدهند که در چه سطحی عمل کنند و فعالیتهای خود را بر چه مسائلی متمرکز کنند.
به نظر شما شهرداران در زمان شوراها استقلال عمل بیشتری برای تصمیمسازی و تصمیمگیری دارند یا قبل از شوراها؟ به نظر شما واژه کلیشه شده شهردار شوراها تا کی بر تفکر شهردار و شهرداری سایه میاندازد؟
در حالت کلی، شهردارها در شرایط کنونی استقلال عمل کمتری نسبت به گذشته دارند و برای بسیاری از امور به تصویب شورا نیاز دارند امامحدوده استقلال شهردار، به رفتار خود وی نیز ارتباط دارد. به این معنی که برخی از شهردارها میتوانند آزادی عمل بیشتری برای خود به وجودبياورند.
در این دوره از انتخابات چیزی که بسیار جالب و مورد توجه بود، نامزد شدن شماری از شهرداران برکنار شده و کارمندان شهرداریها برای ورود به پارلمان محلی بود. از منظر جامعهشناختی گرایش تبآلود پرسنل شهرداریها برای ورود به بدنه پارلمان محلی ناشی از چیست؟
با یک نگاه خوشبینانه شاید بتوان گفت که چون مهارت و تجربه لازم را در خود میبینند، بر این باورند که شاید بهتر عمل کنند و از تجربیات خویش در امور شهرداری استفاده کنند. دید بدبینانه نیز به این گونه است که میدانند منافع و مزایای شورابودن چیست و برای استفاده از آن مزایا به صحنه انتخابات وارد ميشوند.
در پدیدار شناسی فحوای کلام شهروندان در محافل عمومی، دلزدگی از شوراها به چشم میآید. به عنوان مثال یکی از اساتید دانشگاه میگفت مردم در دوره گذشته درچند شهر جنوب استان آذربایجان غربی(موکریان) به چهرههای عمران و معماری رای دادند که منجر به رشد قارچ گونه مجتمعهای تجاری چندطبقه در شهرها شد و این عملکرد نیز باز نخبگان و قشر متوسط به بالای جامعه را از کارکرد و رویکردهای غیر قانونی برخی از چهرههای شورا در پارلمان محلی دلزده و مایوس کرد.
به نظر من قبل از توجه به تخصص یک کاندیدا، باید دید که آیا ایشان دارای تجربه فعالیتهای مدنی و اجتماعی هست یا نه. آیا در تشکلهای مدنی و سیاسی عضویت دارد یا نه؟ تردیدی نیست یک فرد متخصص نیز به مشورت دیگران نیاز دارد و هیچکس آنچنان نیست که در مورد رشته تحصیلی، دانای کل و بینیاز از مشورت با دیگران باشد. انتخاب افرادی که تشکلپذیر، مشورتپذیر و دارای روحیه کار جمعی هستند تا حدی میتواند مساله دلزدگی را رفع كند.
* به نظر شما درصد و ضریب نقش توده در انتخابات شوراها و نمایندگان مجلس در استانهای مناطق کردنشین چقدر است و نخبگان جامعه در کجای این بازی قرار دارند؟
جایگاه نخبگان چندان تعریف شده نیست و خود مفهوم نخبه نیز معلوم نیست شامل چه کسانی میشود. به نظر من چون رقابتهای انتخاباتی در اصل، مبارزه برای برجستهسازی هویتهاست و در انتخابات شوراها هویتهای کلان مجال فعال شدن نمییابند، نقش نخبگان که بر هویتهای کلان تاکید دارند چندان برجسته نیست.
آقای توکلی در دوره پنجم انتخابات شوراها، مردم در برخی از شهرها با انتخاب چهرههای متفاوت، افراد گمنام را انتخاب کردند و امروز این چهرهها به پدیدههای انتخابات در رسانههای کشوری و محلی تبدیل شدهاند. از جمله این موارد انتخاب«ولیا... رستمینژاد» دستفروش و پرندهفروش معروف خرمآبادی با ۴۰ هزار رای، انتخاب دوباره یوسف اسدی بازیگر طنز و کمدی در تئاتر و مجری برنامه تلويزيوني ریگا با کسب حدود ۱۵ هزار رای در این دوره و ۴۰ هزار رای در دوره چهارم شوراهای سنندج، انتخاب مازیار توکلی روشندل و نابیناي جوان بدون تجربه مدیریت اجرایی در بیجار با کسب بالاترین رای و انتخاب یک جوان رفتگر در رشت هستند. البته پرسش ما نقد انتخاب این افراد نیست بلکه تحلیل جامعهشناسی رفتار و اعتماد مردم به این افراد با رای بالا و حداکثری است. به نظر شما چرا مردم شمار زیادی از چهرهها با تبلیغ رزومه آنچنانی و اعلام تخصص و تعهد نامزدها با عناوین مهندس عمران، معماری و برنامهریزی شهری را پس زدند و به تبلیغات بدون رزومه آنچنانی و ساده این چهرهها با رشتههای غیرمرتبط مانند زبان وادبیات انگلیسی، ادبیات فارسی و علوم تربیتی و بدون سابقه و تجربه مدیریت اجرایی رای دادند؟
این نکته را نباید فراموش کرد که بخشی از رای مردم، اعتراضی است که نسبت به وضع موجود دارند. وضع موجود، هم شامل وضعیت شوراها و هم شامل شرایط کلی جامعه میشود. در بسیاری از انتخاباتها دیدهایم مردم از روی دلسوزی و ترحم یا بر اساس شایعهای غیر جدی به کاندیداها رای میدهند. تمامی اینها به سازوکار و ساختار انتخابات برمیگردد. بدون حضور احزاب و مطبوعات آزاد، این پدیدهها بیش از پیش گسترش مییابند.
- 11
- 5
































