دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹
  • داستان چمدان،کتاب چمدان،کتاب داستان چمدان

    روايت سفر رازناك يك مرد و چمدان خالی اش

    مرد پياده شد. به ياد چمدان افتاد. بر خود لرزيد. چمدان در صندوق عقب ماشين بود. ماشين وسط جاده خراب شده بود. جاده‌اي كوهستاني و باريك، يك طرفه.

    [ادامه]
  • داستان,داستان کوتاه نرو,نرو

    داستان کوتاه «نرو»

    دلم خواسته بود بگویم نرو ، به تو نه ، به همه آدم های کوچه ، به پرنده هایی که می نشستند روی درخت های تازه برگ داده ، به گربه هایی که توی حیاط می دویدن

    [ادامه]
  • داستان کوتاه,مرد دریا,دریای جنوب

    مرد دریا

    درخت ها تا زیر شاخه ها توی دریا فرو رفته بودند، نسیمی که خواب دریا را به هم می زد، موهای پریشان شان را آشفته می کرد و قایقی که همان نزدیکی کنار درختی

    [ادامه]
  • علاءالدوله,مقبره,مقبره علاءالدوله

    داستان کوتاه مقبره علاءالدوله

    جای دور جایی نزدیک سمنان می پیچیم به جاده خاکی، خاک مثل پرنده از زیر چرخ ماشین بلند می شود و تا به خودمان بیاییم کنار ساختمان آجری قدیمی ایستاده ایم.

    [ادامه]
  • زمان تلخ,زمان مطالعه,داستان کوتاه

    زمان

    خیال می کردم از آخرین بار که دیدمش صد سال گذشته، ایستاده بودم کنار خیابان و سرانگشتی حساب می کردم، چند روز، چند هفته، شاید چندماه بود اما چرا نمی توا

    [ادامه]
مقاله بعدی
سایر مطالب کتاب کوچک بعد ازظهر
نمایشنامه مرگ یزدگرد,بهرام بیضایی,رمان ثریا در اغما

ثریا در اغما؛ از پاریس تا نمایشگاه کتاب

بهرام بیضایی در نمایشنامه «مرگ یزدگرد»اش که آن را در سال ۵۸ نوشت و در سال شصت بر اساس آن فیلمی با همین نام ساخت، جمله‌‌ معروفی دارد که در باب تاریخ ا

[ادامه]
داستان خواندنی,کتاب داستان,کتاب

فال آینه

فال که می گرفت صدایش عوض می شد، درست عین صدای دری که بعد از دوبار باز شدن نرم می شود، با یک لهجه غریب، کلمات را زمزمه می کرد و بعد از گفتن هرجمله از

[ادامه]
کتاب فلسفه ای برای زندگی,ویلیام بی اروین,فلسفه زندگی

قدر امروز را بدانیم

درحالی که روزمان را سپری می کنیم باید به تناوب درنگ کنیم و درباره ی این حقیقت تامل کنیم که ما همیشه زنده نخواهیم بود و از این رو ممکن است امروز آخرین

[ادامه]
culture-thought

ستاره دریایی

خیال می کنم بهاری پیش از این را خواب دیده ام، در خوابم، درختی پر از شکوفه بوده وتو ایستاده بودی پای درخت و می خندیدی، خنده ات آن طور که شانه هایت عقب

[ادامه]
آغاز زندگی از نو,هنر زندگی کردن,معنای زندگی

زندگی را از نو آغاز کنیم

روابط به خصوص روابط نزدیک ضروری هستند. به همین خاطر تنهایی مهلک است.

[ادامه]
فداکاری ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎنی,ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ,ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﻮﺩک

داستان فداکاری یک ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎنی

ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ. ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.

[ادامه]
عمر آدمی،انسان,عمر انسان,زندگی واقعی

آدمی بيش از يك بار به دنيا نمی آيد

آدم بيش از يك بار به دنيا نمی آيد و اين عمر يكباره و منحصر به فرد را نيز دائم در موقت بودن و در انتظار روزی به سر می برد كه زندگی واقعی شروع شود ...

[ادامه]
XXXXXXXXXXXX

برشی از کتاب سه تفنگدار

هر قدر ، انسان شریف تر و نجیب تر و حساستر باشد از جنایت دیگران بیشتر رنج میبرد،و این دو علت دارد یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمی بیند، و دیگر اینکه

[ادامه]
کتاب نکته‌های کوچک اما مهم،نکات مهم زندگی،مهربان بودن

مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است

هميشه مقداري دلگرمي داخل جيبت بايد باشد...

[ادامه]
کتاب ملت عشق,نویسنده کتاب ملت عشق,موضوع کتاب ملت عشق

براى رسيدن به زندگىِ نو بايد پيش از مرگ مُرد

براى عوض كردن زندگيمان، براى تغيير دادن خودمان هيچ گاه دير نيست.

[ادامه]
ارزش,دوستان قدیمی,رفیق گمشده

ارزش دوستان قدیمی

به راستی هیچ چیز هرگز جای رفیق گمشده را پر نخواهد کرد.   نمی‌توان برای خود دوستان قدیمی درست کرد.

[ادامه]
داریوش شایگان,فیلسوف ایرانی,آثار داریوش شایگان

مروری بر اندیشه ها و آثار دکتر داریوش شایگان، فیلسوف و مترجم معاصر

وقتی قرار است هند را با تمام رازها و اسرارش بشناسیم، بی‌اختیار به یاد کتابی دوجلدی می‌افتیم که عنوانش «ادیان و مکتب‌های فلسفی هند» است؛ کتابی بسیار ت

[ادامه]

زني كنار جاده

براي دومين بار ديدم‌اش. زني درشت جثه با موهايي قرمز، كنار جاده. جاده چالوس، چندين كيلومتر مانده به مرزن آباد. پارسال، پاييز بود كه ديدم‌اش.

[ادامه]

تاکسی_نوشت_ها

همه توی تاکسی ساکت بودند و هيچ کس، حواسش به ديگری نبود.

[ادامه]
بابک جهانبخش,کنسرت بابک جهانبخش,آهنگهای بابک جهانبخش بیوگرافی بابک جهانبخش خواننده پاپ ایرانی (+ عکس همسر و فرزند بابک جهانبخش)

نام اصلی: علی جهانبخش

سال تولد: ۱ فروردین ماه ۱۳۶۲

محل تولد: بوخوم، کشور آلمان

ملیت: ایران

سبک: پاپ

همسران: مروارید شهریاری (سابق)، پریا پرتوی فرد

ادامه
تایگر وودز,بیوگرافی تایگر وودز,عکس های تایگر وودز بیوگرافی تایگر وودز از کودکی تا به شهرت رسیدنش (+ تصاویر خانوادگی)

نام عامیانه: تایگر

زاده: ۳۰ دسامبر ۱۹۷۵

محل تولد: کیپرس، کالیفرنیا

قد: ۱٫۸۵ متر

ملیت: ایالات متحده آمریکا

ادامه
پوریا یلی,زندگینامه پوریا یلی,تصاویر پوریا یلی بیوگرافی پوریا یلی مشهورترین بازیکن والیبال جوانان (+ تصاویر اینستاگرامی)

متولد: ۱ بهمن ۱۳۷۷

محل تولد: قوچان، ایران

قد: ۲۰۹ سانتی متر

رشته ورزشی: والیبال

پست: پشت خط زن

ادامه
استفن کری,تصاویر اینستاگرامی استفن کری,ازدواج استفن کری بیوگرافی استفن کری(+ تصاویر همسر و فرزندانش)

تاریخ تولد: ۱۴ مارس ۱۹۸۸

محل تولد: اکران، اوهایو

ملیت: American

قد: ۱٫۹۱ متر

دبیرستان: Charlotte Christian(شارلوت، کارولینای شمالی)

ادامه
کاکا,تصویر کاکا,سن کاکا بیوگرافی کاکا، یکی از مشهورترین بازیکن تاریخ فوتبال برزیل(+ تصاویر خانوادگی)

نام کامل: ریکاردو ایزکسون دوس سانتوز لیته

زادروز: ۲۲ آوریل ۱۹۸۲

زادگاه: گاما، برزیل

قد: ۱٫۸۶ متر 

پست: هافبک هجومی

وضعیت تاهل: متاهل

ادامه
میلاد عبادی‌ پور,بیوگرافی میلاد عبادی پور,زندگینامه میلاد عبادی پور بیوگرافی میلاد عبادی‌ پور بازیکن قدرتی تیم والیبال ایران (+ تصاویر)

متولد: ۲۵ مهر ۱۳۷۲

محل تولد: قره حسنلو، ارومیه، ایران

قد: ۱۹۶ سانتی متر

پست: دریافت کنندهٔ قدرتی

وضعیت تاهل: متاهل 

ادامه
علی مطهری,تصاویر علی مطهری,علی مطهری کیست بیوگرافی علی مطهری، فرزند آیت الله مطهری (+ تصاویر خانوادگی)

تاریخ تولد: ۶ بهمن ۱۳۳۶

محل تولد: تهران

ملیت: ایرانی

همسر: نرگس انصاری

فرزندان: مرتضی، رضا، لیلا، زهرا

ادامه
رضا عابدینی والیبالیست,رضا عابدینی,رضا عابدینی بازیکن والیبال بیوگرافی رضا عابدینی بهترین بازیکن والیبال در پست سرعتی (+ تصاویر)

نام کامل: رضا عابدینی

تاریخ تولد: ۱۹/ ۵/ ۱۹۹۱ 

پست: مدافع

قد: ۲۰۳ سانتیمتر 

آخرین تیم باشگاهی: وزارت دفاع

ادامه
رضا بهرام,زندگینامه رضا بهرام,رضا هلاورجانی بیوگرافی رضا بهرام از کودکی تا به شهرت رسیدنش (+ تصاویر)

نام هنری: رضا بهرام

تاریخ تولد: ۲۰ دی ۱۳۷۰

محل تولد: یزد

شغل: خواننده

سبک: پاپ

ادامه

مرد پياده شد. به ياد چمدان افتاد. بر خود لرزيد. چمدان در صندوق عقب ماشين بود. ماشين وسط جاده خراب شده بود. جاده‌اي كوهستاني و باريك، يك طرفه. مي‌ترسيد. تا هتلي كه رزرو كرده بود ۱۰ كيلومتر مانده بود. رد خون را گرفت. به جايي نرسيد. ترسيده بود. هتل چطور جايي بود؟ جاده را درست مي‌آمد؟ فضا مه‌آلود بود.

...[ادامه]
ویژه سرپوش