سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹

مرد پياده شد. به ياد چمدان افتاد. بر خود لرزيد. چمدان در صندوق عقب ماشين بود. ماشين وسط جاده خراب شده بود. جاده‌اي كوهستاني و باريك، يك طرفه. مي‌ترسيد. تا هتلي كه رزرو كرده بود ۱۰ كيلومتر مانده بود. رد خون را گرفت. به جايي نرسيد. ترسيده بود. هتل چطور جايي بود؟ جاده را درست مي‌آمد؟ فضا مه‌آلود بود.

...[ادامه]
ویژه سرپوش