رقیب نوپای بازارهای سنتی و پاساژها که این روزها بیش از پیش علاقهمندانی را به خود اختصاص داده، اگرچه بسیاری بر این باورند که علاقهمندان به مگامالها معمولا قشر خاصی هستند؛ قشری که عزم آن دارند تا آخر هفته خود را به کارهای به تعویقافتاده بپردازند و در کنار آن گشتوگذاری با خانواده خود داشته باشند. به همین جهت با حضور در مگامال تکتک نیازهایشان برطرف میشود و به واسطه شرایطی که در این مراکز فراهم شده؛ فرزندشان را به شهربازی برده و در کنار آن نهتنها روز مفرحی را طی کرده، بلکه به سایر امور خودرسیدگی کنند.
برنامهریزی مالی
اما این موضوع کل ماجرا نیست، چراکه با نگاهی به یکی از پرجمعیتترین پایتختهای جهان وجود مگامالها احساس میشود، احساس نیازی که در جایجای دنیا با برنامهریزیهای قبلی برطرف شده است، اما در این پایتخت پیر برای ساخت چنین مجموعهای برنامه منسجمی وجود نداشته و به همین جهت انتقادات بسیاری بر آن وارد است تا جایی که موجب انتقادات برخی از کارشناسان شهری شده، کارشناسانی که از یکسو بر این باورند که در تهران ساختار ترافیکی و شهری سبب شده تا بیش از آنکه آثار مثبت از خود نشان دهد، آثار کالبدی منفی مالها و مگامالها را از خود نمایان کرده است و از دیگر سو عدم وجود پارکینگهای عمومی در شهر تهران و کمبود فضا در خیابانها را که منجر شده تا حضور مالها و مگامالها باعث تراکم ترافیک در یک خیابان یا منطقه شود را مزید بر علت میدانند.
جامعه مصرفگرا منوط به مالها
اما طیف دیگر فکری کارشناسان بر این باورند که در کشورهای توسعهیافته و صنعتی معمولا مگامالهایی وجود دارد که موجب سهولت کاری شهروندان شده است. سهولتی که میتواند سرآغازی برای مصرفگرایی باشد، چراکه در یک مکان با حجم انبوهی از کالا روبهرو هستیم که این امر باعث سوق پیداکردن به سمت مصرفگرایی میشود. مصرفگرایی که از یکسو ضربهای مهلک به اقتصاد خرد وارد میکند و میتواند این اقتصاد را به سمتوسوی نابودی سوق دهد، همچنین حضور مالها بازار را از حالت رقابتی خارج میکند و به بازار انحصاری سوق میدهد و از دیگر سو موجب تغییر سبک زندگی میشود که در نوع خود باعث معضلات اجتماعی میشود.
نباید پنداشت که این موضوع کل ماجراست، چراکه برخی از جامعهشناسان بر این باورند که نهتنها مگامالها در خلأ شکل نگرفتهاند، بلکه چنین تغییراتی همسو با تغییرات جهانی است، به همین جهت میتوان این موضوع را چنین تشریح کرد که از یک طرف به جهانیشدن و تغییر شهرها بستگی دارد که در ابتدا از پاریس شروع شد و بعد در تمام جهان گسترش پیدا کرد. امروزه بزرگترین مراکز خرید در آسیا هستند. در چشمانداز محدودتر به تحولات جامعه ملی ایران در ابعاد مختلف آن برمیگردد؛ یعنی به تحول در اقتصاد، سیاست و فرهنگ. با توجه به ظهور شهر مدرن در ایران بعد از دوران طولانی، این پدیده رخ داده، اما سوال اینجاست که در این شرایط ما باید سازوکار شکلگیری این پدیده را بدانیم و چگونگی برخورد با آن را درنظر داشته باشیم. حال برای ملموسترشدن این موضوع به گفتوگو با کارشناسان امر نشستهایم.
شهروند نخستین فروشگاه زنجیرهای
فروشگاههای زنجیرهای موضوع جدیدی نیست و ید طولانی دارد، چراکه ما قبل از انقلاب شاهد فروشگاههای زنجیرهای بودهایم، اما نه در قالب تجربهای موفق بلکه تجربهای ناکام. اما پس از جنگ تحمیلی حضور این فروشگاهها رویهای متفاوت پیدا کرد و در ابتدا برای ارایه کالاهای مورد استفاده مردم چون ترهبار و میادین آغاز به کار کرد. اما دهه ٧٠ بود که شهرداری به فکر تاسیس فروشگاهای زنجیرهای افتاد تا مردم از این طریق بخشی از نیازهای خود را برطرف کنند. در همین برهه از زمان بود که شهروند بهعنوان نخستین فروشگاه زنجیرهای آغاز به کار کرد. در آن زمان نزدیک به ٢٠فروشگاه زنجیرهای شهروند راهاندازی شد. اما آنگونه که انتظار میرفت این فروشگاهها توسعه پیدا نکرد. اما چند سالی میشود که چنین فروشگاههای زنجیرهای به سمتوسوی هایپراستارها و سپس «مگامال» تلفیقی از مراکز خرید و تفریحی تغییر پیدا کرد. اما همچنان بهنظر میرسد آنگونه که باید جایگاه خود را به دست آورده باشد، به دست نیاورده، چراکه بهجای ارایه کالای با قیمت ارزان به ارایه کالاهای گرانقیمت اقدام کردهاند.
نظر موافق:صنعتیشدن کالا غیرقابل اجتناب است
بهمن آرمان اقتصاد دان | مگامالها موضوعی است که همواره مورد انتقاد و استقبال قرار گرفته و اظهارنظرهای متفاوتی در این زمینه به گوش میرسد. بهمن آرمان از موافقان این موضوع دراین زمینه معتقد است: «توزیع کالا در جهان شکل صنعتی به خود گرفته تا جایی که خردهفروشی بهعنوان یک صنعت تلقی میشود که دلیل این امر بر کسی پوشیده نیست/ برای مثال؛ هزینه خردهفروشی در کشورهای صنعتی نزدیک به ٢و ٣درصد است. درصورتی که در ایران طبق برآوردهای صورتگرفته نزدیک به ٢٣ تا ٢٥درصد خردهفروشی را شاهدیم؛ به عبارتی ٢٠درصد نرخ تورم که از طریق توزیع غیرصنعتی کالا در کشور انجام میشود»
این اقتصاددان در این راستا توضیح داد:
« محاسباتی که انجام شده، بیانگر آن است که در پایتخت ایران از هر ٤خانوار یک خانوارنیاز خود را از مغازه خردهفروشی یا همان سوپرمارکت تأمین میکند. بنابراین ایجاد مالهها و صنعتیشدن کالاها امری غیرقابل اجتناب است. همچنین باید در نظر داشت که در جهان امروز و حتی کشورهای تازه صنعتیشده از قبیل ترکیه، مالزی، تایوان و امثال آن دیگر مغازههای خردهفروشی وجود ندارد.»
آرمان با اشاره به اینکه در کشورهای صنعتی خردهفروشی از میان برداشته شده است یا بسیار کم دیده میشود، در این زمینه بیان کرد: «مغازههای خردهفروشی از یکسو هزینه توزیع کالا را بشدت افزایش میدهد و از دیگر سو، موجب افزایش سفرهای غیرضروری شهری میشود.»
این اقتصاددان ضمن یادآوری فروشگاههای زنجیرهای قبل از انقلاب که میتوانست به مالهای کنونی مبدل شود، خاطرنشان کرد: «اگر چه قرار بر آن بود مگامالها در دهه٥٠ چندینسال قبل از انقلاب از طریق فروشگاههای زنجیرهای کوروش در ایران اتفاق بیفتد، اکنون با گذشت ٤٠سال استارت آن خورده است که استقبال بیش از اندازه مردم نیز ریشه در ورود دیرهنگام آن دارد.»
آرمان در خاتمه با اشاره به کاهش هزینههای خانوارها با حضور در مگامالها آن را مثبت ارزیابی کرد و نقطه عطفی به سمت صنعتیشدن دانست و بیان کرد: «همچنین باید دانست مردم با توجه به خدمات رفاهی و جانبی که در مگامالها دریافت میکنند، به این سمت و سو سوق پیدا میکنند؛ چراکه با کاهش هزینه خرید حتی قیمت مناسبتر که در مالها ارایه میشود، میزان استقبال را بالا برده که در یکی از مراکز خرید پارکینگ آن پاسخگو نیست. البته لازم به ذکر است ایجاد این مگامالها گام مثبتی در جهت صنعتیشدن فرآیند توزیع کالا و حذف دلالها و کاهش هزینه خانوارها تلقی میشود.»
نظر مخالف:سنبلی از مصرفگرایی
حسین ایمانی جاجرمی- جامعه شناس | اگرچه بسیاری بر این باورند که مگامال ابتدای راهی برای توسعه کشور محسوب میشود، اما حسین ایمانی، جامعهشناس نظری متفاوت دارد و معتقد است: «مگامال یک پدیده آمریکایی است، زیرا ابتدای پیدایش این مراکز در آمریکا بوده و این پدیده مرتبط با نظام شهرنشینی پس از جنگ جهانی دوم است. زمانی که مردم این کشور از مراکز شهرها به حومهنشینی روی آوردند که معمولا طبقه متوسط و طبقه بالا این قشر را تشکیل میدادند، برای رفع نیازهای خدماتی، مگامالها در مناطق حومهای شکل گرفت.»
این جامعهشناس ضمن انتقاد از وجود مگامالها در نقاط پررفتوآمد درباره این موضوع توضیح داد: «حال با نگاهی به مگامالهای شکلگرفته در تهران متوجه میشویم این مراکز اصلا نباید در مراکز پرجمعیت باشند، بلکه مختص حومههای شهرهای پرجمعیتی است که جمعیتی در پیرامون شهر زندگی میکنند و به خودرو متکی هستند. همچنین باید دانست در این مناطق زمین و فضای باز وجود دارد که این نوع ساختوساز، تراکم خدمات، فعالیتها و فروشگاهها باعث بهوجود آمدن مشکلی نمیشود، زیرا فضا پارک خودروها وجود دارد. همچنین بزرگراههای زیادی وجود دارد که میتواند در هجوم این حجم از خودرو موثر واقع شود.»
ایمانی ضمن یادآوری وجود ٥شهر نوپا در حوالی تهران و عدموجود خدمات مناسب در این زمینه توضیح داد: «با توجه به اینکه نزدیک به ٥شهر جدید در اطراف تهران را شاهدیم، اگر در فاصله این شهرها این مگامالها ساخته میشد، بسیار مثمرثمر واقع میشد، اما اکنون رویه به این منوال نیست و ما شاهد ساختهشدن مگامالها در مراکز شهری هستیم و اینچنین مراکز خرید در جای خود ساخته نشدند و شهرهایی چون هشتگرد و پرند از خدمات کافی برای شهروند برخوردار نیستند. حال با نگاهی به مناطق ٥ و یک با حجم انبوهی از خدمات روبهرو هستیم که حتی باعث خستگی ساکنان آن مناطق شده است.
این جامعهشناس ضمن بیان عدم وجود زیرساختهای شهری در این زمینه بیان کرد: «این ناهماهنگی بین سیاستهای شهرنشینی است، البته باید توجه داشت اگر مگامال در جای خود ساخته میشد، مفید و مثمر ثمر بود. همچنین نکته دیگری که از اهمیت ویژهای برخوردار است اینکه ما از زیرساختهای توسعه شهری برخوردار نیستیم و اگر این زیرساختها مهیا بود امکان وجود مگامالهایی در مناطقی را دارا بودیم.» این جامعهشناس در این خصوص ادامه داد: «همچنین باید دانست ساخت مگامالها برای عدهای سود دارد و برای دستهای باعث ضرر و زیان میشود که این امر در نوع خود قابل تامل است. با نگاهی به فروشگاه کوروش متوجه این مهم میشویم که از یکسو تا چه اندازه باعث مزاحمت برای بافت پیرامونی و از دیگر سو باعث ضربهزدن به خردهفروشی شده است.»
ایمانی ضمن ابراز تاسف در زمینه مگامال که سنبل فرهنگ آمریکایی مصرفگرایی است و ما روزبهروز شاهد اضافهشدن قارچوار این مراکز هستیم، در این زمینه بیان کرد: «البته لازم به ذکر است که فرهنگ از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا ساخت مگامال با فلسفه خودکفایی و استفاده از فرهنگ ایرانی (پرهیز از زندگی تجملگرا) در تناقض است. مگامال سنبل فرهنگ آمریکایی مصرفگرایی است و اضافهشدن قارچوار این مراکز باعث تاسف است، زیرا دیگر نمیتوان در رابطه با سادهزیستی و زندگی ساده سخنی به میان آورد، چراکه این موضوع سنبل تجملگرایی و مصرافگرایی است.» این جامعهشناس در خاتمه یادآور شد: «این موضوع مسألهای است که باید قبل از آنکه اجرایی شود، برای آن پیوست اجتماعی صورت میگرفت و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و بسیاری دیگر را مورد بررسی قرار میدادیم، زیرا بسیاری از مقولاتی از این دست با ساختار زندگی اجتماعی ما در تناقض است که بیتدبیری پیرامون چنین مسائلی حتی میتواند موجب گسستهشدن خانواده نیز شود و پیامدهایی چون رفتارهای نابهنجار جوانان و تعضیف خانواده را در پی دارد که ریشه در تصمیمات نابخردانه مسئولان دارد.»
نظر کارشناس:سیاستهای شهرداری در چنگال سرمایهداران کلان
فرشید مقدم سلیمی- جامعه شناس شهری | مال ها، همان اَبرساختمانهای غولآسای پایتخت که مجموعهای از فروشگاهها، رستورانها، سالنهای سینما و شهربازی را یکجا در خود جای دادهاند، نهتنها بر روی چهره شهر تاثیر گذاشتهاند، بلکه سبک زندگی مردم را نیز تغییر دادهاند. اینروزها که نیاز به فضاهایی برای تفریح و گذراندن اوقاتفراغت بشدت برای زندگیهای روزمره لازم است، ایجاد فضاهای اینچنینی تاثیر زیادی در روحیه مردم خواهد گذاشت. با این حال، روند روبهرشد این نوع ساختوسازها نیز معضلی است که نکات مثبت مالها را به چالش میکشد. درواقع منتقدان معتقدند اگر این روند روبهرشد تجاریسازی در تهران ادامهدار شود، این شهر در آینده با مشکلات زیادی روبهرو خواهد شد.
فرشید مقدمسلیمی، جامعهشناس شهری در رابطه با گسترش ساختوساز مالها و تاثیر آن بر زندگی شهرنشینی به «شهروند» میگوید: «اینکه پایتخت به مالها نیاز دارد، یک بحث است و اینکه چه کسانی میتوانند برای کاهش یا افزایش این نوع ساختوسازها تصمیمگیری کنند، موضوع دیگری است. با این حال، درنهایت تجربه نشان داده هر ساختار جدیدی که به فضای شهری وارد میشود، درنهایت این مردم هستند که انتخاب میکنند به آنجا بروند یا نروند. اگرچه استقبال مردم از برخی از مالهای پایتخت بالاست و این نشاندهنده لزوم این نوع فضاها در فضای شهری است، اما از طرف دیگر، میزان مالسازی که در تهران شده خیلی زیاد است. درواقع با قطعیت میتوان گفت این تعداد مال که در پایتخت ساخته شدهاند، نشأتگرفته از یک آشفتگی و بیبرنامهگی است.»
این جامعهشناس شهری معتقد است این بیبرنامگی میتواند به زندگی شهری و سبک زندگی مردم آسیب برساند و در اینباره میافزاید: «یکی از پیامدهای منفی افزایش مالها از بین بردن کسبوکارهای محلی و در نتیجه بیکاری است. از طرف دیگر، خردهفروشیها و برخی از شغلها نیز از بین میروند. از سوی دیگر باعث افزایش افزایش تراکم میشود، به این معنی که وقتی مردم از محله و فروشگاههای محله خودشان خرید میکنند ممکن است حتی از خودرو نیز استفاده نکنند، در صورتی که اگر قرار باشد هفتهای یک بار برای خرید به مالها برویم این باعث میشود برای رفتوآمد از خودرو استفاده کنیم. بنابراین تغییر این نوع سبک زندگی و روند رو به گسترش مالها باعث ایجاد ترافیک و تراکم بالای جمعیت در برخی از خیابانهای اطراف مالها خواهد شد. درنهایت باید گفت که مالها سبک زندگی ماشینی را تروج میکنند و زندگی محلی را از بین میبردند.»
با دو رویکرد میتوان به این موضوع نگاه کرد؛ یکی اینکه زندگی محلی باعث استحکام روابط اجتماعی و تعامل مردم با یکدیگر میشود و دیگری سبک زندگی مدرنتر است که یکی از نمونههایش استفاده از مالهاست و توانسته با جذابیتهای بصری که دارد مردم را از خانههایشان بیرون بکشد و به مرکزی برای خرید و تفریح در کنار هم تبدیل شود.
مقدمسلیمی با بیان اینکه مسأله اساسی در تهران این است که سیاستهای متناقض اجرا شده، در اینباره اظهار میکند: «حدود ٧، ٨سال گذشته شهرداری تهران بر محلهمحوری تاکید کرده که براساس آن طرح نوشته شد، شهرداریهای نواحی تقویت و سرای محلهها تاسیس شدند، اما از طرف دیگر، گسترش اتوبانکشیها و تجاریسازیها، ضدزندگی محلی و محلهمحوری است. با این تعریف سوالی که پیش میآید این است که چطور مدیریت شهری دو کار متضاد با یکدیگر را انجام میدهد؟! و چه کسانی تصمیم گرفتهاند؟! این تضاد که از طرفی بر محلهمحوری و از طرف دیگر در سبک زندگی مدرن به زندگی مردم تحمیل میشود بشدت دچار بیانضباطی و بیبرنامگی است. بهنظر میرسد تضاد منافعی در این میان وجود دارد که باعث همه این اتفاقها شده است. به این معنی که گروههای مختلفی سعی کردهاند سیاستهای شهرداری تهران را شکل دهند. درواقع یک عده سرمایههای کلانی دارند که با همین سرمایههایشان توانایی تغییر سیاستهای شهرداری تهران را دارند.»
فرشید مقدمسلیمی در پایان با جمعبندی همه نکات مثبت و منفی ساختوساز مالها در پایتخت بیان میکند: «من این بیبرنامگی و تضادها را قطعا منفی میدانم، چراکه شهرداریها عموما بر اصول محلهمحوری و حملونقل عمومی اعتقاد دارند، اما از طرف دیگر، گسترش ساختوسازهای پیچیده و مدرن در تقابل با این موضوع قرار گرفته است. درواقع همینجاست که در عمل مشخص میشود کسانی که سرمایههای کلان دارند، سیاستهای واقعی را شکل داده و محقق میکنند.»
تجربه موفق
فیلیپین : از بزرگترین مراکز خرید در جنوب شرق آسیا میتوان به اسامیسیتی نورث اشاره کرد، مرکز خریدی که در سال ١٩٨٥ با مساحتی نزدیک به ٤٨٢٨٧٨ مترمربع افتتاح شد. این مرکز بیش از ١١٠٠فروشگاه و ٤٠٠غذاخوری دارد. همچنین یک منطقه آپارتمانی مسکونی دارد. در کل این مرکز به ٨بخش تقسیم میشود که نام این بخشها عبارت است از: سیتیسنتر، اینتریور زون، انکس، بلاک، ویرهاوس کلاب، اسکای گاردن، نورث لینک و گرس رزیدنسز.
کوالالامپور: مرکز خرید میدولی مگامال کوالالامپور به عنوان یکی از پروژههای توسعه شهری محسوب میشود، چراکه مساحتی به وسعت ٤,٥میلیون فوت مربع دارد که شامل مرکز خرید، برج بلوک اداری، ٣٠دفتر سیگنچر و دو هتل - هتل ٦٤٦ اتاقی Cititel Midvalley و هتل ٣٩٠ اتاقی Boulevard Hotel-است.
جالب است بدانیم این مگامال در سالهای ٢٠٠٠ و ٢٠٠١ دو جایزه دریافت کرده؛ در سال ٢٠٠٠ جایزه بهترین مجتمع خرید را از وزارت گردشگری و در سال ٢٠٠١ جایزه بهترین توسعه فروش را از FIABCI مالزی دریافت کرده است. مرکز خرید «میدولی» در سال ١٩٩٩ افتتاح شده و در آن بیش از ٤٣٠فروشگاه در پنج طبقه گسترده شدهاند. پنج مجموعه اصلی در این مجتمع عبارتند از کارفور، جاسکو، سینماهای گلدن اسکرین، متروجایا و هاروی نورمن. در ساختمان جداگانهای گاردن مال قرار دارد که محیطی اعیانیتر دارد و برندهای متشخص و مشهور بینالمللی را عرضه میکند و این امر موجب شده میدولی در فهرست مراکز خرید تجملی قرار بگیرد. جالب است بدانیم گاردن مال در سال ٢٠٠٧ افتتاح شده و از طریق یک پل و همچنین یک راهرو زیرزمینی، به میدولی مگامال متصل میشود؛ برندهای مشهور محلی در سطح ٢، در فشن اونیو ٢٢٠١ وKN Key Ng حضور دارند؛ همچنین در گاردن مال یک هتل پنجستاره و آپارتمانهای لوکس قرار دارند. البته لازم به ذکر است در این مگامال مرکزی همایشی به مساحت ٤٨٣٠٠فوتمربع، یک سینمای ١٨پردهای گلدن اسکرین و یک مرکز بولینگ پیشرفته در طبقه پنجم، بهعلاوه مرکز جامع فناوری اطلاعات
(One-Stop IT Centre) برای بازدیدکنندگان نخبه فناوری و شعبه وسیعی از کتابفروشی MPH-که یکی از بزرگترین کتابفروشیهای شهر است قرار دارد.
استانبول : جواهر مال، استانبول ترکیه با مساحت ٤٢٠هزار مترمربع در سال٢٠١٥ ساخته شد و بهعنوان یکی از بزرگترین مراکز خرید قاره اروپا به شمار میآید. مرکز خرید و سرگرمی جواهر استانبول با نامهایی نظیر «شیشلی کولتور» و «تیجارت مرکزی» هم شناخته میشود. جواهر مال در محله شیشلی استانبول است و توانسته ٣٤٣ فروشگاه، ٤٨رستوران، ١٢سینما، یک صحنه نمایش، یک سالن بولینگ و حتی یک رولر کوستر را ارایه دهد.
چین نیو ساوث چاینا مال دونگوان: نیو ساوث چاینا مال با مساحت ٦٥٩٦١٢ مترمربع در شهر دونگوان چین قرار دارد که نزدیک به ٢٣٥٠فروشگاه دارد. این مرکز به ٧بخش تقسیم میشود که هرکدام برای ناحیهای خاص هستند؛ آمستردام، کالیفرنیا، کارائیب، مصر، پاریس، ونیز و رم. حتی مدلهایی از نقاط گردشگری معروف این مکانها مانند طاق پیروزی پاریس و برج ناقوس سنت مارک ونیز در آن دیده میشود. طرح کلی آن خوب است، ولی با برنامهریزی تجاری عمومی هماهنگ نیست. نیو ساوث چاینا مال برای عموم مردم غیرقابل دسترسی است. در نتیجه، گذشته از چند رستوران زنجیرهای فستفود در نزدیکی ورودی، بقیه این مرکز خرید خالی است. بیش از ٩٩درصد فضای قابلاجاره آن خالی مانده است.
- 18
- 3










































