جمعه ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
۱۴:۳۹ - ۱۰ دي ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۱۰۰۲۵۳۰
زنان، جوانان و خانواده

دعوا وسط خیابان

درگیری های خیابانی,اخبار اجتماعی,خبرهای اجتماعی,خانواده و جوانان

مرد با چهره‌ای غمگین در دادگاه راه می ‌رفت. روی چهره در هم رفته صورتش جای چند خراش به چشم می‌خورد و زیر لب با خودش حرف می‌زد:  چه غلطی کردم، چه اشتباهی کردم، با دست خودم چه بلایی سر خودم آوردم. آخه آدم این قدر احمق می‌شه؟! مرد کناری ایستاد.

هنوز انگار با خودش دعوا داشت. -طاهره دست از سر من بردار. من زن نمی‌خوام-داداش از این حرفا همه می‌زنن. آدم به فکرتون باشه میگید نمی‌خوام دخالت نکن، به فکرتون هم نباشه میگید فقط سرش به زندگی خودشه. مادر نگاهی به طاهره کرد. لبخندی زد:  مادرجون، حمید خجالتیه! تو کار خودت رو بکن. حمید درست هفته بعد با خواهر ومادرش راه افتاد برای خواستگاری. مریم غریبه نبود.

از فامیل دور بود. یکی، دوباری قبلاً او را در مراسم عزا و عروسی فامیل دیده بود اما به او علاقه‌ای پیدا نکرده بود. پدر مریم بدون هیچ سؤالی خیلی راحت او را برای دامادی‌اش قبول کرد. مادر و خواهر خودش هم بدون این که از او سؤالی بکنند، دختر را برایش در نظر گرفتند و او با وجود مخالفت ناچار سرسفره عقد نشست.-  مریم این چه رفتاریه ؟ چرا با مردم دعوا داری؟ - وا! خب هر کس یه طوری عمل می‌کنه. اصلاً من دیگه باهات بیرون نمیام. حمید بعد از اولین باری که با مریم بیرون رفت، عصبانی به خانه خواهرش رفت، این آشی بود که او در کاسه‌اش ریخته بود:  آبجی! چرا با من دشمنی کردی. این زن با همه دعوا داره، نمی‌شه باهاش حرف زد. خودت کردی. خودت هم تمومش کن.  داداش سخت نگیر. مریم فقط ۱۸سال داره، صبر کن بعد از عروسی درست می‌شه. شش ماه بعد حمید بساط عروسی را راه انداخت و مریم را به خانه‌اش آورد. مریم از همان روز اول با حمید دعوا داشت.  مریم به من بگو چه مرگته؟ چرا پاچه می‌گیری؟ چرا با همه می‌جنگی، مگه از چیزی رنج می‌بری... - نه تو مشکل روحی داری، برو دکتر. به من نگو دیوانه. وقتی حمید خودش را از زیر ضربات مشت و لگد وچنگال مریم بیرون آورد، به فکر فرو رفت. چرا مریم این طور بود. مادرش گفت:  بیشتر به او محبت کن شاید دلش برای خانواده‌اش تنگ می‌شه.

حمید تصمیم گرفت مریم را بیرون ببرد وهر چیزی که می‌خواهد، برایش بخرد.-حمید می‌خواهم این سرویس طلا رو برام بخری.  -مریم چندماه از ازدواجمون می گذره، من تازه برات طلا خریدم. لباس و خرده ریز بردار.-  پس بریم آن لباس را برام بخر.  -باشه.  -حمید من رنگ مشکی می‌خوام. - ولی فکر کنم رنگ روشن برداری بهتر باشه. حمید در حیرت یک دفعه دید زنش به او حمله کرد. مریم در حالی که بلند بلند به او فحش می‌داد، گفت:   تو چکاره‌ای که نظر می‌دی. تو فقط پول بده! و‌گرنه پدرت رو در میارم. چندعابر پیاده جلو آمدند و آن دو را از هم جدا کردند. حمید در میان مردم احساس کرد از خجالت آب می‌شود. در همان خیابان از مریم جدا شد و خودش را به یک تاکسی رساند.  آقا دربست! تا‌کسی نگه داشت. دادگاه خانواده!  آقای قاضی! زنم دیوانه است. نجاتم بدهید.

khorasannews.com
  • 9
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش