جمعه ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
۰۹:۳۸ - ۱۵ دي ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۱۰۰۳۴۹۸
زنان، جوانان و خانواده

هجدهمین فرار!

فرار دختر از خانه,اخبار اجتماعی,خبرهای اجتماعی,خانواده و جوانان
تاکنون ۱۷ بار از خانه فرار کرده ام و با انواع و اقسام رفتارهای پرخطر آشنایی دارم. من در اوج هیجانات دوران جوانی در حالی مسیر خلاف را برگزیدم که از عاقبت آن هیچ اطلاعی نداشتم اما پدر و مادرم نیز مرا رها کردند به طوری که...

این ها بخشی از اظهارات دختر ۲۱ ساله ای است که توسط نیروهای گشت انتظامی و به اتهام فرار از منزل به کلانتری هدایت شده بود. این دختر که به همراه چند پسر جوان و پس از اقدامات هنجارشکنانه اجتماعی مورد ظن پلیس قرار گرفته بود، در حالی که بیان می کرد برای هجدهمین بار دستبندهای قانون دستانم را می فشارد، درباره سرگذشت تلخ خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت: مادرم کارمند اداره بهزیستی در یکی از شهرهای کشور است و پدرم نیز شغل آزاد دارد و با خرید و فروش منزل روزگار می گذراند با آن که یک برادر کوچک تر از خودم دارم اما پدر و مادرم هیچ گاه به من اهمیت نمی دادند و به حرف ها و خواسته هایم توجهی نداشتند در واقع آن ها مرا درک نمی کردند و عقاید سنتی خودشان را داشتند. در دوران کودکی پدرم مرا کتک می زد و من همواره به نوعی از حضور در خانه ترس و نگرانی داشتم. مادرم نیز درگیر شغل خود بود و توجهی به من نداشت.

با آن که به سن جوانی رسیده بودم ولی هیچ گاه مادرم در کنارم نمی نشست و به درد دل هایم گوش نمی داد. در واقع هیچ گاه نتوانستم محبت پدر و مادرم را درک کنم. از سوی دیگر پدرم معتاد بود و من از محبت های او نیز بی نصیب بودم. آن ها فقط به برادر کوچک ترم توجه داشتند و مرا از رفتارهای هنجارشکنانه ای منع می کردند که موجب آبروریزی خانوادگی می شد. این در حالی بود که من دوست داشتم دختری آزاد باشم و هر طوری که می خواهم زندگی کنم ولی راه و روش درست زندگی کردن را نمی دانستم. تصورم  این بود که ارتباط آزادانه با پسران جوان یا نوع پوشش به شیوه فرهنگ غربی بخشی از این رفتارهای آزادانه است ولی نمی دانستم با این گونه زندگی آینده ام را به تباهی می کشانم. زمانی فهمیدم راه   خطا را رفته ام که دیگر دیر شده بود و من در منجلاب رفتارهای زشت دست و پا می زدم. 

بارها به اتهام فرار از خانه دستگیر شدم اما هر بار پدر و مادرم مرا تحقیر کردند و مایه ننگ خانواده دانستند. آن ها معتقد بودند به دلیل این آبروریزی و رسوایی هایی که به بار آوردم دیگر جایی در خانه ندارم. من هم که آرزوهایم را در کوچه و خیابان جست وجو می کردم و به هر لبخند محبت آمیزی دل می باختم باز هم تصمیم به فرار از خانه می گرفتم. کار به جایی رسید که دیگر مادرم حاضر به پذیرفتن من نبود و نیروهای انتظامی مرا تحویل بهزیستی دادند. این موضوع تاثیر عجیبی بر ذهن و روحم گذاشت اما باز هم غرور جوانی ام اجازه نداد به طور منطقی درباره رفتارهای هنجارشکنانه ام فکر کنم.

 نمی دانستم با این کارها آینده خودم را نابود می کنم و تنها به مقابله با پدر و مادرم برخاسته بودم. وقتی از بهزیستی به منزل بازگشتم، شرایط برایم سخت تر شد و من هم به لجبازی پرداختم تا این که با دخترانی که آن ها نیز از منزل فرار می کردند و من در کشاکش های فرار از خانه با آن ها آشنا شده بودم تماس گرفتم تا دوباره به یک مکان نامعلوم فرار کنیم و آزادانه به زندگی خودمان ادامه بدهیم. این بود که حدود یک ماه قبل و با یک نقشه قبلی در یکی از پارک های مشهد قرار گذاشتیم. این بار به جای رفتن به پاتوق خلافکاران یا خانه های مجردی دیگران، خودمان یک واحد آپارتمانی را در بولوار جانباز مشهد اجاره کردیم و با کار کردن در بیرون از منزل اجاره آن منزل را می پرداختیم. در این میان چند پسر جوان هم که با آن ها در فضای مجازی آشنا شده بودیم با ما هم اتاق شدند چرا که آن پسرها نیز شرایطی مانند ما   داشتند و ...

«افسانه» در حالی که چشمانش پر از اشک شده بود، با بیان این که دلم برای پدر و مادرم تنگ شده است اما آن ها مرا مایه آبروریزی می دانند، ادامه داد: می دانم در منجلاب فساد غرق شده و آینده ام را از دست داده ام ولی شاید مادر تحصیل کرده ام نیز در این تباهی من بی تقصیر نبود و ...

شایان ذکر است، به دنبال اظهارات این دختر جوان، مشاور و مددکار کلانتری به دستور سرگرد محمدی (رئیس کلانتری آبکوه) با مادر افسانه تماس گرفت اما او بعد از شنیدن ماجرای دخترش، حاضر به پذیرش او نشد و گفت: با کارشناسان اجتماعی بهزیستی (۱۲۳) تماس بگیرید و او را به بهزیستی تحویل بدهید و ...

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

khorasannews.com
  • 12
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش