جمعه ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
۰۸:۵۵ - ۱۷ دي ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۱۰۰۴۰۲۵
زنان، جوانان و خانواده

ماجرای یک حقیقت تلخ!

کودک آزاری,اخبار اجتماعی,خبرهای اجتماعی,خانواده و جوانان
از وقتی با بررسی رفتارهای اضطراب آمیز دختر هفت ساله ام به حقیقت ماجرای تلخ تغییر رفتارهای اوپی بردم تازه معنای سخنان همسر برادرم درباره غفلت از تربیت فرزندانم را دریافتم که ...

وقتی کارگاه آموزشی تربیت جنسی کودکان و پیشگیری از کودک آزاری در یکی از مدارس ابتدایی مشهد به پایان رسید که توسط کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد برای اولیای دانش آموزان برگزار شده بود زن ۳۶ ساله ای با مراجعه به دایره مددکاری اجتماعی کلانتری گفت: در سال آخر دبیرستان تحصیل می کردم که با دوست نامزد یکی از همکلاسی هایم آشنا شدم و بدین ترتیب ارتباط بین من و «جمشید» آغاز شد.

مدتی بعد خانواده جمشید وقتی متوجه شدند که فرزندشان پنج سال از من کوچک تر است درحالی با این ازدواج مخالفت کردند که خانواده من نیز به خاطر تفاوت های زیاد فرهنگی و اجتماعی بین دو خانواده مخالف ازدواج ما بودند. از سوی دیگر جمشید و خانواده اش در حاشیه شهر سکونت داشتند و او نیز جوانی بیکار و سیگاری بود به همین دلیل خانواده ام او را دامادی شایسته برای خودشان نمی دانستند و معتقد بودند اعتیاد پدر جمشید در فرزندش نیز تاثیر می گذارد و او را به سوی اعتیاد سوق می دهد.

خلاصه در میان همه این نگرانی ها و مخالفت ها من و جمشید با هم ازدواج کردیم. با آغاز زندگی مشترکمان این تفاوت ها خیلی زود نمایان شد  به طوری که همسرم به اعتقادات مذهبی پایبندی نداشت و با نصب ماهواره در منزل به تماشای سریال ها و فیلم های مبتذل ومستهجن خارجی در حضور فرزندان کوچکم می نشست.

همسرم با خودرویی که با وام ازدواجمان خریده بود به مسافرکشی می پرداخت و هزینه های زندگی را تامین می کرد با وجود این در طول ۱۷ سال زندگی مشترک همواره دچار مشکلات مالی بودیم به طوری که با بزرگ تر شدن فرزندانمان این مشکلات و دغدغه های مالی همچنان افزایش می یافت به همین دلیل تصمیم گرفتم تا برای آسایش فرزندانم من هم در بیرون از منزل کار کنم. این درحالی بود که پرداخت قرض ها و اقساط بانکی خرید یک منزل نقلی در حاشیه شهر نیز نگرانی شدیدی برای من و همسرم ایجاد کرده بود.

خلاصه در یک فروشگاه لباس زنانه مشغول کار شدم و برای رفتن به سرکار مجبور بودم پسر ۱۱ ساله و دختر هفت ساله ام را به همسر برادرم بسپارم که در نزدیکی منزل ما زندگی می کرد. گاهی نیز فرزندانم را به ناچار و برای ساعت های طولانی در خانه تنها می گذاشتم چرا که برخی اوقات مانند خریدهای اعیاد یا آغاز مهرماه مجبور بودم تا نیمه های شب در فروشگاه کار کنم.

روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که مدتی قبل وقتی خسته و کوفته از سرکار به منزل برادرم رفتم تا فرزندانم را به خانه ببرم ناگهان در میان بهت و ناباوری من، همسر برادرم با عصبانیت با من برخورد کرد و از من خواست دیگر فرزندانم را به خانه آن ها نبرم.

حیران و متعجب به همسر برادرم می نگریستم که فریاد زد «هیچ پولی ارزش غفلت از تربیت و امنیت فرزندانت را ندارد» باورم نمی‌شد همسر برادرم چندین ماه بود که با مهربانی بی نظیری از فرزندانم نگهداری می کرد و آن ها را همانند فرزندان خودش می دانست. هیچ گاه در مراقبت از آن ها کوتاهی نمی کرد اما شنیدن این جملات از زبان او برایم باورناپذیر بود. بالاخره وقتی با اصرارهای من درباره علت ناراحتی اش روبه رو شد، گفت: پسر ۱۱ ساله ام دختر هشت ساله او را درون اتاقی خلوت کشانده و تصاویر زشت و مستهجنی را به او نشان داده و سپس اعمال ناشایستی را مرتکب شده است! با شنیدن این حرف ها چشمانم سیاهی رفت و دهانم قفل شده بود نمی دانستم در پاسخ این همه محبت و مهربانی های همسر برادرم چه بگویم وقتی به خانه رسیدیم با پسرم در این باره صحبت کردم او هم فقط با عذرخواهی گریه می کرد.

در این میان ناگهان به یاد تغییر رفتار دختر هفت ساله ام افتادم. او از مدتی قبل دچار کابوس های شبانه و بی خوابی شده بود و علایم اضطراب و نگرانی در چهره اش موج می زد و گاهی نیز ناخن‌هایش را می جوید به همین دلیل دخترم را به آغوش گرفتم و مادرانه با او صحبت کردم در این هنگام دخترم نیز درحالی که گریه می کرد گفت که برادرش فیلم های زشتی را از طریق گوشی همراه به او نشان داده است و ...

تازه فهمیدم که واقعا هیچ پولی ارزش غفلت از فرزندانم را ندارد به همین خاطر دیگر سرکار نرفتم تا ...

شایان ذکر است بنا به تشخیص کارشناس اجتماعی کلانتری و با دستور سرگرد امارلو (جانشین کلانتری شفا) خدمات مشاوره ای و روان شناختی برای دو خانواده مذکور آغاز شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

khorasannews.com
  • 16
  • 3
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی: ۸
غیر قابل انتشار: ۱۲
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش