مهمترین عناوین خبری
پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
۰۹:۲۸ - ۱۸ آبان ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۸۰۳۶۷۹
جرم و جنایت

راز پشت عینک دودی

یک مرد ولگرد به طرز مرموزی مورد حمله مرگباری قرار گرفت و با اصابت چندین ضربه چاقو از پا درآمد. 

پلیس در نخستین بررسی‌ها پی برد این مرد با گدایی پول زیادی به جیب زده بود و این پول‌ها در زمان وقوع جنایت به سرقت رفته است.  از آن جا که هیچ‌کس جز دوستان هم راسته شهرام گدا نمی‌دانستند این مرد ژولیده و ژنده پوش، پول‌دار است پس باید عامل جنایت در میان دوستان وی باشد. 

افسر پرونده، تک تک دوستان شهرام گدا را تحت بازجویی قرار ‌داد، آن ها همه پرت و پلا ‌گفتند اما آخرین نفر چیزهای تازه ای برای گفتن داشت.  غلام کوری می‌گفت شب حادثه‌ در چند قدمی شهرام گدا بود، مرموز و مطمئن حرف می‌زد اما چگونه ممکن بود این کور ولگرد بتواند عامل قتل را شناسایی کند.  غلام کوری یک عصای رنگ و رو رفته دستش بود، وقتی روی صندلی نشست دستش را روی میز کشید تا مطمئن شود، فرد روبه‌روی افسر پرونده قتل شهرام گداست.

از کی با شهرام‌گدا دوست بودی؟

از وقتی خودمو شناختم او را می‌شناختم، من و شهرام‌گدا جلوی سفارت ترکیه پاتوق می کردیم اما اون زرنگ‌تر بود و پول بیشتری در می‌آورد.

مثلاً چقدر پول؟

نمی‌دونم فقط این‌رو می‌دونم که خیلی پول‌دار بود حتی می‌توانست با اون پول‌ها چندتایی خونه بخره اما اَجل امانش نداد، چه مرگ دردناکی داشت.

پول‌هاشو کجا می‌گذاشت؟

همیشه پیش خودش نگه می‌داشت، می‌ترسید جای دیگه‌ای بگذاره، هر چی پول خرد داشت به پول درشت تبدیل کرده بود و توی یک گونی مخفی می کرد.

زن و بچه‌ای داشت؟

نه، می‌گفت می‌خواد اون قدر پول جمع کنه تا وقتی خواستگاری دختری رفت خانواده اون نتونن بهونه بیارن و به اون دختر ندن.

شب‌ها کجا می‌خوابید؟

زیر پل‌ها می‌خوابیدیم اما اون همیشه حواسش جمع بود که پول هایش رو ندزدند.

خب از شب جنایت بگو؟

توی خیابون مولوی بودیم البته شهرام گدا از من جدا شده بود که شنیدم یک مرد اونو صدا می‌زنه.

صدای اون‌مرد آشنا نبود؟

نه، اصلاً نشنیده بودم، انگار خود شهرام گدا هم او را نمی شناخت چون اون مرد دومین بار با عصبانیت او را صدا کرد بعد خنده های چند مرد دیگه‌ای رو شنیدم.

یعنی آدم‌کش ها، چند نفر بودند؟

بله مطمئنم خودم صدای چند مرد را شنیدم،   اونا اولش با زبون خوش از شهرام گدا خواستند گونی پول ‌را به اونا بدهد اما دوستم که یک عمر جون کنده بود ، پول جمع کنه نپذیرفت.

بعد چی شد؟

صدای آه و ناله‌هاش زیر دست و پای دزدها هنوز توی گوشم می‌پیچه، چند دقیقه ای دوام آورد اما اون نامرد‌ها با چاقو او را زدند.

توی این مدت تو هیچ کاری نکردی؟

من دویدم سمت اونا و داد و بیداد راه انداختم، یکی از دزدها که یک چاقوی بزرگ ضامن دار دستش بود اومد سمت من، چاقو رو گذاشت زیر گلوم و تهدیدم کرد که  اگر جیکم دربیاد مثل شهرام گدا سوراخ سوراخ می‌شم.

خب، گفتی که تهدیدت کردند؟

بله، وقتی دیگه‌ صدای اونا رو نشنیدم یواش یواش رفتم سمت محل درگیری شهرام گدا روی زمین افتاده بود، نشستم بالا سرش و زدم زیر گریه.

تو از کی کور هستی؟

غلام کوری عینک دودی رو روی بینی‌اش جا به جا کرد و گفت:من کور مادرزاد هستم، چطور مگه؟

بگو ببینم چرا شهرام گدا رو کشتی؟

جناب سروان مزاح می‌کنید یا یک دستی می‌زنید، من گفتم که چند دزد اونو به قتل رسوندند.

ببینم قیافه اون دزدها یادت نمیاد؟

من کورم، اونارو ندیدم چطور انتظار داری قیافه آدم‌کش‌ها یادم بیاد.

پس چه جوری فهمیدی اون مردی که سمت تو اومد، یک چاقوی ضامن دار بزرگ داشت؟

با لکنت زبان گفت:به خدا نمی‌خواستم این جوری بشه، خیلی وقت بود که از شهرام گدا می خواستم یه مقداری به من پول قرض بده وقتی دیدم اون این کار رو نمی‌کنه نقشه کشیدم اونو به قتل برسونم و پول‌هاشو به سرقت ببرم.

۲۴ ساعت بعد، وقتی متخصصان پزشکی قانونی در معاینات اعلام کردند غلام کوری چشمان سالمی دارد و این مرد پلیس را به محل اختفای پول‌های قربانی برد، با دستور قاضی جنایی روانه زندان شد.

امید آرمین

khorasannews.com
  • 19
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش