
ایران عزیز ما در بسیاری عرصه ها پر از پارادوکس های عجیب است. برخلاف چند دهه گذشته در داستان «دایی جان ناپلئون» که همه چیز زیر سر «انگلیسی ها» بود، امروز همه چیز زیر سر سیاست است.
از رخدادهای فرهنگی و ورزشی گرفته تا... درباره هرچه سخن بگویی با این پاسخ روبهرو می شوی که «سیاستشونه شما چه خوش باوری!»
با وجود هشدارهای سازمان هواشناسی که برف سنگین و کاهش دمای هوا در راه است باز هم همه غافلگیر شدند از ستاد بحران، استانداری و شهرداری تا دولت تمام جریان های سیاسی از اصلاح طلب گرفته تا اصولگرا، چرا؟ چون همه چیز در کشور ما سیاسی است.
حالا اگر مردم به توصیه های هواشناسی توجه می کردند آیا شاهد این همه خودرو و سرنشینان «برفگیر» شده در اتوبان های تهران ـ کرج، تهران ـ قم و سایر بزرگراههای کشور بودیم؟سوی دیگر ماجرا این است که ستادهای بحران و نهادهای مربوطه هم گزارشهای سازمان هواشناسی را جدی نگرفتند و طبق معمول هر حادثه غیر مترقبهای، غافلگیر شدند.
شاید باید در «موجودیت سازمان هواشناسی کل کشور» شک کرد که با وجود بودجه ای که صرف آن می شود( که البته هنوز اعلام نشده) هیچکس به گزارش هایش گوش نمی کند. اگر قرار است هواشناسی حنجره بدرد و کسی به گزارش اش توجه نکند چه بهتر که مانند «سازمان برنامه و بودجه» در دولت قبلی حذف شود.
اینجا به گفته برخی مسئولان می رسیم که مزه ریاست بر شهرداری تهران و ریاست بر قوه مجریه را چشیدند و می گفتند قرار است جهان را مدیریت کنند و جهانیان از آنها الگو خواسته اند. خداراشکر که جهانیان الگوی شهرداری را از معجزه هزاره سوم نگرفتند. مثلا شهردار تورنتو اگر از ایشان الگو گرفته بود امروز در توئیتی از جوانان و نوجوانانی که به دلیل بارش برف تعطیل بودند درخواست میکرد که برف را از شاخه درختان در شهر تورنتو و توابع، بزدایند.
اما بهتر است بپذیریم شهردار تهران چه «احمدی نژاد» باشد چه «قالیباف» و چه «نجفی» که هنوز ۶ ماه نیست به این مسئولیت رسیده، همه در مقابل رخدادهای غیر مترقبه آسیب پذیرند. زلزله کرمانشاه که دیگر به شهرداری تهران مربوط نمی شود اما می بینیم که همه مسئولان چنان «آچمز» شده اند که با وجود گذشت دوماه هنوز مردم کرمانشاه در عذابند و حضرات مسئول از شوک وارده بیرون نیامده اند.
وقتی فرض محال، محال نیست فرض می کنیم که مسئولان ما همه در مدیریتهای حوزه خود خبره هستند و به راحتی از پس بحرانها بر آمده و آنها را کنترل می کنند، در اینجا باید پرسید با کدام ابزار؟ نهادهای امدادرسان ما به کدام تجهیزات روز دنیا مجهزند که بتوانند با چنین بحران هایی مانند زلزله و برف و ... مقابله کنند؟
شهرداری پایتخت دستگاه برف روب درختی ندارد تا شهردار آن دست به دامان دانشآموزان نشود. سیستم امدادرسانی ما تعدادی کانکس ندارد تا مردم زلزله زده دست کم فقط ویرانی خانه هایشان را تحمل کنند و جگرگوشههایشان را در اثر سرما از دست ندهند.
تاسف آورتر اینکه در همین پایتخت وقتی به این شدت برف می آید، برق مناطق زیادی قطع میشود و چون سیستم آب آشامیدنی نیز به صورت پمپاژ است، دسترسی شهروندان به آب هم ناممکن شده است.
وقتی اوضاع در پایتخت چنین وخیم است وای به حال روستاهای دور افتاده در کردستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان و ...! اگر قرار باشد به این قضیه هم سیاسی نگاه شود که بستگی به صاحبان این نگاه دارد، اما حجم فاجعه فراتر از اصلاح طلبی و اصول گرایی است.
اشکال در آنجاست که نباید همه چیز را سیاسی دید. اگر «محمدرضا عارف» از محمدعلی نجفی شهردار تهران انتقاد می کند، این را باید به فال نیک گرفت نه اینکه دوره افتاد و گفت خودشان هم از خودشان انتقاد می کنند که اتفاقا انتقاد هم مسلکان از یکدیگر بسیار هم پسندیده و نشانه رشد سیاسی و اجتماعی است اگر نه این برف اگر در زمان قالیباف هم میبارید همین پیامدها را داشت.
با وجودی که برف تهران جنبه های سیاسی به خود گرفت و فرصتی برای انتقاد به نهادهای مربوطه را فراهم کرد اما مشکلات حاصل از این برف در سطح یکی دو اداره و نهاد نیست و بسیار کلان تر و عمیق تر از اعتراض به شهرداری و جناح های سیاسی کشور است.
هرمز شریفیان
- 12
- 2










































