مهمترین عناوین خبری
یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴
۰۷:۳۹ - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۲۰۵۷۸۱
تاپ طنز

من به کالباس رأی می‌دهم

نخستين انتخابات در مدرسه ما، حال و هوای عجیبی داشت. تا آن موقع، کسی نظر ما را نپرسیده بود. یعنی در هیچ موردی نظرمان را نپرسیده بودند. حتی همان اول مهر که کله صبح بیدارمان کردند و از زیر پتو کشیدنمان بیرون و با دهان خشک، فرستادنمان مدرسه، باز هم نظرمان را نپرسیدند، که اصلا از این وضع آلاخون والاخون، خوشمان می‌آید یا نه. در شرایط برابر اگر سگ را هر روز صبح با چوب می‌زدند، از لانه‌اش بیرون نمی‌آمد اما ما مجبور بودیم برویم مدرسه، به دنبال علم بهتر از ثروت. حالا قرار بود، برای نخستين‌بار نظر ما را هم بپرسند.

 

اسمش شورای دانش‌آموزی بود. اما دقیقا نمی‌دانستیم یعنی چه. کسی هم چیزی در این مورد نمی‌گفت. قرار بود چند نفری انتخاب شوند و بروند داخل شورا. حالا این‌که وقتی بروند داخل، قرار است چه کار کنند معلوم نبود. هرکس هم که دوست داشت می‌توانست داوطلب شود و برای همین تقریبا تمام مدرسه می‌خواستند داوطلب شوند. با این وضع هیچ‌کس برای رأی دادن باقی نمی‌ماند.

 

آقای ناظم اما حواسش جمع‌تر از این حرف‌ها بود. برای همین هم دفتر معاونت به‌عنوان محل ثبت‌نام تعیین شد. نخستين مرحله ثبت‌نام، رسیدن خدمت جناب فراهانی بود. بعد از مشخص شدن محل ثبت‌نام، نصف بچه‌ها از خیر کاندیداتوری گذشتند. هیچ معلوم نبود آدم همین‌طور که می‌رود دفتر فراهانی، همان‌طور هم بیاید بیرون. ممکن بود یک لحظه دستت خط بخورد، ببینی اشتباهی زیر یک تعهدنامه‌ای، برگه قبول مسئولیتی، اعتراف‌نامه‌ای چیزی را امضا کردی و نفهمیدی.

 

بعد از این‌که نخستين جگردار از دفتر معاونت بیرون آمد، معلوم شد مراسم پرکردن فرم همین‌طور خالی خالی هم نبوده. فراهانی قبل از این‌که دست کسی به کاغذ درخواست کاندیداتوری برسد، چندتایی سوال می‌پرسید. سوال‌هایی که مشخص می‌کرد، اصلا طرف صلاحیت پر کردن فرم را دارد یا نه.

 

تخصص فراهانی یک‌جور آچارکشی حسابی بود که ظرف چند دقیقه معلوم می‌کرد، طرف نشتی دارد یا نه. جادوی فراهانی در چشم‌هایش بود. چشم در چشم نگاهت می‌کرد و طوری زل می‌زد که انگار از همان‌جا می‌رود داخل و تا انتهایت را می‌بیند. اگر نگاهت را می‌دزدیدی یا سرت را می‌انداختی پایین هم باز فرقی نمی‌کرد. انگار با چشم‌هایش می‌رود داخل سرت و همه‌چیز را می‌بیند.

 

اگر نشتی نداشتی و نم پس نمی‌دادی، تازه صلاحیت گرفتن فرم را پیدا می‌کردی. از لحظه پر کردن فرم تا شمردن آرا، و حتی بعد از پیروزی در انتخابات، درست‌تر بگویم تا لحظه فارغ‌التحصیلی، فراهانی همچنان نشتی افراد را رصد می‌کرد. کسی نمی‌توانست از این سیستم چند لایه سوراخ در برود.

 

این‌طور بود که رقابت، بین تنگ‌ها و آنهایی که ادای تنگ‌ها را در می‌آوردند، آغاز شد. محل تبلیغات، تابلوی اعلانات مدرسه بود. شور و حال عجیبی بین بچه‌ها، حاکم شد. بازار وعده و وعید داغ بود. یکی می‌خواست امتحانات خرداد را حذف کند، آن یکی بوفه را مجانی می‌کرد و یکی هم از جنس خودمان بود و می‌خواست خشتک‌های پاره را بدوزد و کفش‌های کهنه را واکس بزند. هرچه به روز انتخابات نزدیک‌تر می‌شدیم، وعده‌ها بزرگتر و عجیب‌تر می‌شد. آن وسط یکی از نامزدها خامی کرد و قول بستن دفتر معاونت را داد. همان روز فراهانی اسمش را روی تابلو خط زد و پسر بیچاره تا یک ماه بعد از انتخابات، بین موتورخانه مدرسه و دفتر معاونت، در رفت و آمد بود.

 

دانش‌آموزها توجهی به شعارها نداشتند و بیشتر دنبال وعده‌های عملی بودند. برای همین هم یکی از نامزدها توانست به راحتی از بقیه جلو بزند. چون یک زنگ قبل از انتخابات، رفت بوفه و برای کل مدرسه، سفارش ساندویچ کالباس داد. خوب می‌دانست که نقطه ضعف ما همین نمک‌گیر شدن است. به حرمت نان و نمک، نامزد کالباسی با اختلاف زیادی رأی آورد. آن روز، ما گربه‌هایی بودیم که داشتیم وسط حیاط خودخوری می‌کردیم.

 

 

 

shahrvand-newspaper.ir
  • 13
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش