این روزها کار یک روزنامه برای ادامه حیات در عالم مطبوعات از کار یک آهوی زخمی و تنها در جنگل مملو از شیر و پلنگ سختتر است. بحثهای مالی را هم که بگذارید کنار، بحثهای غیرمالی شما را کنار نخواهند گذاشت.
شما باید در این روزگار یا «کیهان» باشید یا کیهانصفت که روزنامهتان در امان بماند. در این راستا باید اقدامات ایمنی را ابتدا از صفحه اول خود شروع کنید. صفحه یک روزنامه و بهخصوص تیتر یک آنها، تنها قسمتی از روزنامه است که روی پیشخوان دکهها در مقابل چشم عموم مردم قرار میگیرد و بسیار حیاتی است.
شما نباید اجازه بدهید هرچیزی توی روز روشن جلوی چشم زن و بچههای مردم قرار بگیرد. برای همین بهتر است صفحه اول روزنامهها کلا سفید چاپ شوند. یا حالا اگر نخواستند سفید باشد بهتر است از بالا تا پایین صفحه را با تبلیغ فیلم سینمایی جدید مسعود دهنمکی، جدول قیمت آژانسهای مسافرتی با آگهی تبریک به همسر عجیجم، تسلیت به مدیر گرامی، مزایده استخدام، مناقصه پیمانکاری و اینجور چیزها پر کنید!
جدای از تیتر یک در صفحه اول، به بقیه تیرها در صفحات بعدی هم باید خیلی دقت کنید. اصلا از دید مسئولان خود به خود «تیتر» مصداق عینی «بزرگنمایی» و «اغراق» است. محتوایش هم فرقی نمیکند، شما هر جملهای را که با فونت بزرگتر از ۳۰ بنویسید پتانسیل القای هیجانات غیرواقعی به مخاطب، نشر اکاذیب و خطرآفرینی دارد. یک روزنامه خوب روزنامهای است که کل صفحاتش با فونت نازنین و اندازه قلم نهایتا ۱۲ بسته شده باشد.
اما در زمینه پوشش اخبار هم واقعا در زمانهای که ما علاوه بر شبکههای استانی، در هر پنج شبکه دیگرمان عین وعدههای غذایی حداقل چهار وعده صبح، ظهر، عصر و شب، خبرِ ورزشی، سیاسی، هنری، فرهنگی و علمی به خورد مخاطب میدهیم دیگر چه نیازی هست به تولید خبر در روزنامهها؟ مسئولان ما این همه هزینه میکنند و حمید معصومینژاد را میفرستند رووووووووووووم که از زوال فرهنگ، هنر، اقتصاد، سیاست، خانواده و خلاصه زوالِ همهچیز در غرب گزارش تهیه کند که چی؟ اصلا آدمی که در خانهاش «شبکه خبر» را داشته باشد انگار یک دکه مطبوعاتی وسط هال و پذیراییشان است.
ما اهالی مطبوعات اگر واقعا به فکر ادامه حیات خود هستیم باید در صفحاتمان متن را کمتر و بهجایش عکس را بیشتر کنیم. مردم هم هنگام تورق لذت بیشتری میبرند. اصلا قید مصاحبه و گزارش اختصاصی و امثالهم را هم باید بزنیم.
این روزها طرف میآید توی دفتر روزنامه مینشیند، شیرینی و چایی و کیک جلویش میگذاریم و مصاحبه میکند.صدا و تصویرش هم ضبط میشود اما پسفردا کل حرفهایش را تکذیب میکند و یکجور نشان میدهد انگار تحت فشار و شکنجه با ما مصاحبه کرده. خب برادر من اگر پای حرفت نمیخواهی بایستی کلا حرف نزن! چرا برای ما شر درست میکنی؟
احمدرضا كاظمي
- 9
- 4










































