جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴
۱۱:۱۲ - ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۱۱۰۴۷۴۲
شهری و روستایی

بعد از هفته ها از زلزله، هنوز بسياری از مردم بی سامانند

سرگردان در پی سرپناه

زلزله زدگان کرمانشاه,اخبار اجتماعی,خبرهای اجتماعی,شهر و روستا

«اگر ما در هر جاي ديگه‌اي از دنيا بوديم، حداقل تکلیف اسکان‌مان مشخص بود»؛ اين گفته مرد فولادی است! محله فولادی، یکی از محلات سرپل ذهاب کرمانشاه بوده که آسیب زیادی دیده است. نامش فولادی است و مردمانش از جنس فولاد، محکم. چشم های‌شان دریایی از اشک‌های فروخورده است اما ایستاده اند و منتظر، شاید کسی بیاید و بشنود و کسی بیاید و با آن‌ها شفاف سخن بگوید. وقتی قدم در محله فولادی می گذاری، نخل های سر به آسمان رسیده را می‌بینی و زمینی که گویی خانه‌های اینجا را بلعیده است.

 

این‌چنین بغض وجودت را می‌گیرد. نگاه می‌کنی به نگاه های پر از سوال مردم؛ مردمی که می گویند سرپل ذهاب هشت سال تلخی دفاع مقدس را چشید، هشت سال این شهر جنگید و این همه بی محلی برایش سرد و تلخ است. کمی رد می شوم تا به کانکس‌هایی که خیرین به مردم داده اند، برسم.

 

چشمم می‌خورد به کیف کوله‌پشتی کودکانه ای که روی زمین خاک می‌خورد و انگار منتظر دستان کوچکی است که بلندش کند. کمی آن سو ترهم زنی با بیل زمین را می‌کند و می‌گوید:«اینجا آشپزخانه م بود، دنبال لیوانم می‌گردم». از مردم درباره نحوه اسکان موقت و دايمی‌شان می پرسم. هیچ کسی جواب مشخصی ندارد. خیلی‌ها کانکس از دولت نگرفته‌اند که پنج میلیون تومان وام‌شان از دست نرود و خیلی ها هم کانکس دارند و هم آن وام را، زیرا که خیرین به آن‌ها کانکس رسانده‌اند که این خود تبعیض ایجاد کرده و مردم را دلخور.

 

چشمم به زنی خورد که می‌نشست ظرف ها و لباس‌هایش را زیر شيلنگی که به جدول نیمه‌ریخته کنار کوچه متصل بود، به سراغش رفتم كه می‌گفت به سازمان هلال احمر رفته تا دلیل بازپس گرفتن کارت های مواد غذایی را بپرسد و آن‌ها فقط گفته اند که دستوری از تهران آمده ! مردم ساکن این کوچه می‌گفتند:«ما فقط شب را به صبح می رسانیم و صبح را به شب». از اینکه قرار بود دقیقا چه اتفاقی برای‌شان بیفتد بی‌خبر بودند؛ به‌طوری که یکی از مردان این محله می‌گفت اگر در سوریه بودیم، حداقل تکلیف اسکان‌مان معلوم بود .

 

کمی آن سو تر مسکن‌های مهر بود که مهرش فرو ریخته و فقط چارچوبی از اسکلتش مانده بود. وارد یکی از چادرهای مقابل مسکن های مهر شدم. برق از چشمانم پرید، وقتی شنیدم كه صاحب چادر می‌گوید باید ۸۰ میلیون تومان به مهندسی بدهیم تا خانه م را بسازد. ۴۰ میلیون وام ازبنیاد مسکن با سودی که میزانش را نمی دانست و ۴۰ میلیون تومان دیگری که معلوم نبود مرد کارگر از کجا باید جمع می کرد. تازه می‌گفت قسط های پیشین وام ۷۰ میلیون تومانی مسکن مهر هم مانده. او از جزيیات وام بنیاد هیچ خبری نداشت.

 

اميدي كه رنگ مي بازد

به سراغ سایر چادرها رفتم. آن ها هم نمی دانستند که ماجرا از چه قرار است. مردم گیج شده بودند و ترس از آینده، نفس‌شان را به بغض می‌گرفت. بلاتکلیفی میان همه چادرها بود. همه سوال داشتند و می گفتند کسی با ما شفاف حرف نمی زند. بعضی می گفتند ما کانکس نگرفتیم که پنج میلیون تومان وام را از دست ندهیم اما خیلی ها بیش ازدو بار حتی از خیرین مختلفی کانکس گرفتند. سرگردانی مردم تا پای دفتر بنیاد مسکن رسیده بود. به بنیاد مسکن ثلاث باباجانی سری زدم تا کمی وضعیت برایم روشن شود.

 

چند دقیقه ای با مردمی که از داخل ساختمان بیرون می‌آمدند، صحبت می کردم و انتظار داشتم به طور شفاف وضعیت وام را بدانند .یکی می‌گفت باید سفته ۶۰ میلیونی بگذاریم تا وام ۴۰ میلیون تومانی به ما بدهند اما معلوم نیست چه زمانی قرار است وام به ما تعلق گیرد. حرف های پراکنده زیاد بود و مردم همچنان توجیه نبودند. با یکی از مسئولین بنیاد مسکن صحبت کردم كه او گفت: « وام ۴۰ میلیون تومانی با سود چهار درصدی که طی ۱۵ سال باید پرداخت کنند، به مردم تعلق می‌گیرد».تا حدی ماجرا روشن شده بود و برگشتم سراغ مرد چادر نشینی که از پیمانکار مسکن مهر می‌گفت و حرف از ۸۰میلیون تومان خرج خانه ش می زد و گلایه داشت و گویی کارد به استخوانش رسیده بود.

 

او باز هم می‌گفت یک مهندسی می خواهد ۸۰ میلیون تومان از آن ها بگیرد تا خانه شان را بسازد ولی آن‌ها نه پول قسط های قبلی خانه خراب‌شده‌شان را داشتند، نه هزینه وامی که دولت می خواست به آن‌ها بدهد و نه حتی خرجی برای درمان سرماخوردگی و بیماری‌شان. همین که داشتم با زنان و چادرنشینان مقابل مسکن های مهر حرف می زدم، یهو زنی آمد و با هول و ترس می‌گفت چند دقیقه قبل به خاطر کانکس سرویس بهداشتی بین مردم دعوا شده و پلیس به محله آمده تا مردم را سوا کند.

 

در کل این منطقه تنها دو کانکس دستشویی وجود داشت و بیش از ۱۰۰ و حتی ۲۰۰ نفر که باید از آن‌ها استفاده می کردند. متاسفانه وضعیت بهداشتی در تمامی مناطق زلزله زده اسفناک شده بود و کودکانی که بیمار می‌شدند و مادرانی نگران که می‌گفتند در سرپل ذهاب تنها دو روز پزشک متخصص اطفال می آید .

 

مردمي كه سرگردانند

مردم از جهات مختلفی در سردرگمی مانده بودند؛ نه وضعیت مشخصی برای اسکان، نه وضعیت مناسب بهداشتی و هر روز آواری که مقابل چشم‌شان فرو می‌ریزد و جمع می‌شود. هنوز مراحل آوار برداری تمام نشده و جرثقیل‌هایی که آواربردار شهر شده اند؛ جلوی چشم مردم زندگی فروریخته‌شان را جمع می‌کنند. زن های زیادی بودند که این حجم از درد را توان تحمل‌شان نبود و می خواستند خودکشی کنند .

 

حتي کودکانی که به شدت عصبی و افسرده شده اند. آن‌ها از بازگشت به زندگی می‌ترسند و حتی زمستان را به آمدن تابستان ترجیح می دادند زیرا که زندگی در کانکس توی تابستان برای‌شان جهنمی می‌كرد و اما ده‌ها مسائلی که پیش از زلزله شنیده نمی شد و اکنون هم دیده و شنیده نمی‌شود؛ در چندین محله و روستاهای سرپل ذهاب و ثلاث و ازگله مساله ای پیش از زلزله بوده و هست و گویی با لرزه‌های هزارریشتری هم قرار نیست از بین رود ،آن هم بیکاری شدیدی بود که در تمامی این نقاط بیداد می‌کرد.

 

یکی از دختران نوجوان روستای امام عباس ازگله می‌گفت قبل از زلزله و فروریختن خانه شان، پول یارانه خرج زندگی‌شان بود زیرا نه پدر سالم است و نه مادر بنیه کارکردن را دارد و اکنون چطور می خواهند وام و قسط تعمیر و ساخت خانه‌شان را بدهند ؟ نمی دانستند برای اینکه اسکان امنی بیابند باید چه کنند؟ این « نمی‌دانستند ها» کم نبود. پیشتر مردم به دنبال وسایل گرمایشی بودند اما اکنون می گویند یک نفر بیاید و با ما صادقانه حرف بزند و حرف ما را بشنود... فقط يك نفر.

 

 

ghanoondaily.ir
  • 19
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش