جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
۰۸:۳۰ - ۲۴ فروردین ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۱۰۳۵۷۸
سایر اخبار حوادث

دردسرهای زن وسواسی/ مرد: دوماه خانه‌تکانی عیدمان طول می کشد/ زن: این همه خوبی دارم،این یکی را تحمل کن

وسواس‌های بی‌حد و مرز یک زن پس از سال‌ها زندگی مشترک باعث شد شوهرش از دادگاه خانواده درخواست طلاق کند.

ایران نوشت:«کامران» و «رخشان» بعد از ۱۸ سال زندگی مشترک به مجتمع قضایی صدر آمده بودند تا به زندگی مشترکشان پایان دهند. پرونده این زوج با عنوان درخواست «طلاق توافقی» و دلیل آن «عدم امکان سازش» قید شده بود، اما ماجرا مفصل‌تر از آن چیزی بود که به نظر می‌رسید.

 

زن و شوهری که در انتظار رسیدگی به پرونده‌شان در شعبه ۲۴۴ دادگاه خانواده بودند، اختلاف‌های زیادی با هم داشتند، اما مهم ترین شکافی که آنها را از هم جدا می‌کرد وسواس‌های اغراق‌آمیز زن بود که مرد را تا حد کتک زدن همسرش پیش برده بود. همین دو هفته پیش بود که کامران طشت کف و آب را به وسط پذیرایی پرتاب کرد تا رخشان را از نظافت افراطی خانه منع کند، اما نتیجه این شد که کار همسرش به بیمارستان و سِرم کشیده شد.

 

این زوج ۱۸ سال پیش با هم ازدواج کرده بودند. چند ماه قبل از جشن عروسی شان، کامران تازه تحصیلات دانشگاهی‌اش را به پایان رسانده بود و رخشان هم ناکام از موفقیت در کنکور سراسری با شرکت در کلاس‌های آرایشگری وقتش را می‌گذراند. آشنایی آنها با پنچر شدن لاستیک خودروی رخشان چند قدم مانده به مغازه تعویض روغنی پدر کامران آغاز شد. یک روز که کامران درمغازه حضور داشت تا به حساب و کتاب‌ها برسد، با تقاضای دختر جوانی برای کمک روبه‌رو شد و در همان حالی که جابه‌جایی و پنچرگیری خودروی او را انجام می‌داد چند کلمه‌ای با هم حرف زدند. فردای آن روز دختر به مغازه زنگ زد و خودش را «رخشان» معرفی کرد و از کمک‌های کامران تشکر کرد.

 

تماس‌های دختر و پسر جوان در روزهای بعد بیشتر شد و سرانجام با علاقه‌مندی دو طرف به خواستگاری و البته ازدواجشان منجر شد.در سال‌های اول زندگی مشترک، کامران در یک اداره دولتی مشغول به کار بود، اما کهولت سن پدرش از یک سو و درآمد اندک کار اداری از طرف دیگر باعث شد، مرد جوان از شغل دولتی استعفا کند و حرفه پدرش را ادامه دهد. بدین ترتیب از همان روزها اختلاف کامران و رخشان آغاز شد. اما مشکل میان کامران و رخشان تنها این موضوع نبود.

 

رخشان به تمیزی و نظافت خودش، خانه، خودرو و حتی راه پله‌های ساختمان به اندازه زیادی اهمیت می‌داد و دائماً در حال شست‌و‌شو بود. دستمال نمناک هیچ وقت از دستش نمی‌افتاد و هر وقت از جلوی وسیله‌ای رد می‌شد آن را برای صدمین بار گردگیری می‌کرد. صورتحساب مصرف آب خانه‌شان همیشه سر به فلک می‌زد و اعضای خانواده ناچار بودند در قسمت‌های مختلف خانه کفش‌های مخصوص بپوشند یا همواره از ژل‌های ضدعفونی استفاده کنند. هر سال دو ماه مانده به عید تا لحظه تحویل سال نو کارگرهای نظافتچی در خانه آنها رژه می‌رفتند. این مقررات در تعطیلات خانوادگی، میهمانی‌ها و مسافرت‌ها بیشتر می‌شد و برای همین کم کم تمام فامیل با این خانواده قطع رابطه کرده بودند. بالاخره وسواس‌های بی‌حد و اندازه، زن و شوهر را به دادگاه خانواده کشاند.

 

وقتی که زن و شوهر وارد شعبه ۲۴۴ شدند، روی صندلی نشستند. کامران اخم کرده بود و رخشان زیر چشمی به صندلی فرسوده نگاه می‌کرد و دستمال توی دستش را جابه‌جا می‌کرد. قاضی «حمیدرضا رستمی» رو به زن و شوهر کرد و گفت:«خب؛ بفرمایید چه اتفاقی افتاده که بعد از این همه سال زندگی مشترک و دو فرزند نوجوان به فکر جدایی از هم افتاده اید؟»

 

کامران بلند شد و گفت: «آقای قاضی از زندگی با این زن خسته شده ام. آنقدر عرصه بر من تنگ شده که دلم می‌خواهد در مغازه بمانم و شب‌ها هم به خانه نیایم. چون هر کسی به خانه ما وارد شود باید جوراب‌هایش را در سبد مخصوص پشت در بیندازد، بعد سه بار دست‌هایش را بشوید و پاهایش را آب بکشد. تازه نوبت خشک کردن با حوله‌های مخصوص می‌رسد. برای غذا خوردن و خوابیدن و بقیه کارها هم آداب مخصوصی را باید مراعات کنیم...»

 

 رخشان که تا آن لحظه فقط گوش می‌داد، میان حرف همسرش پرید و گفت:«چرا پیاز داغش را زیاد می‌کنی؟ من فقط از خودت خواستم که دست هایت را سه مرتبه بشویی، چون همیشه سیاه و روغنی است...»مرد گفت:«روز اول که مرا دیدی در بیمارستان کار می‌کردم یا خشکشویی؟ خب شغل پدری‌ام تعویض روغنی بوده، من هم بهتر دیدم همین شغل را ادامه بدهم، اما با شما نمی‌توانم به زندگی ادامه بدهم...»

 

 بعد رو به قاضی کرد و ادامه داد:«آقای قاضی، سال‌های اول زندگی فکر می‌کردم چه زن خوبی پیدا کرده ام، اما کم کم زندگی‌مان خراب شد و حالا به جهنم تبدیل شده است. چند بار پیشنهاد کردم پیش روانشناس و مشاور برویم، اما گوشش بدهکار نبود. چند دفعه به طلاق دادن تهدیدش کردم، اما یک هفته مراعات می‌کرد و بعد شستن و سابیدن و آب کشیدن چندباره شروع می‌شد. باور کنید بچه‌ها هم دارند اذیت می‌شوند.»زن در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود، گفت:«خب چه کار کنم؟ این هم اخلاق من است دیگر. صد تا خوبی دارم یک بدی هم دارم. آدم که از تمیزی و مرتب بودن ضرر نمی‌کند؟ می‌کند؟!»

 

کامران و رخشان چند دقیقه‌ای در مورد مسائل و اختلاف هایشان حرف زدند. سرانجام قاضی که با دقت به حرف‌های زن و شوهر گوش می‌داد، مرد را به گذشت دعوت کرد و به زن هم توصیه کرد قدر همسر و بچه‌هایش را بداند و سخت‌گیری را کنار بگذارد. در عین حال پیشنهاد داد هر چه زودتر نزد متخصص امور خانواده و روانپزشک بروند و در رفع این مشکل جدی‌تر باشند. سرانجام زن و شوهر بعد از چند دقیقه به این نتیجه رسیدند که پیگیری پرونده طلاقشان را یک ماه عقب بیندازند.

 

 

 

  • 11
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش