یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰
۱۰:۰۸ - ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ کد خبر: ۱۴۰۰۰۲۱۳۹۹
جرم و جنایت

درخواست رابطه صاحب مغازه به زنِ شوهردار

وقتی همسرم از خانه بیرون رفت، او دوباره دستش را روی زنگ منزل گذاشت و با داد و فریاد از من می خواست پایین بروم و خواسته هایش را اجابت کنم. در برابر یک رسوایی بزرگ قرار داشتم به طوری که همه وجودم از شدت ترس می‌لرزید. با نگرانی و اضطراب از آن مرد خواستم به محل کارش بازگردد تا من ساعتی بعد برای گفت وگو به نزدش بروم اما در این میان تصمیم خودم را گرفتم و به کلانتری آمدم تا ...

به گزارش خراسان؛ این ها بخشی از اظهارات زن ۲۷ساله ای است که برای شکایت از صاحبکار سابقش به دامان قانون پناه آورده بود تا راهی برای رهایی از یک مخمصه خود ساخته بیابد. این زن جوان که چهره ای آشفته و مضطرب داشت، درباره ماجرایی که زندگی اش را در آستانه فروپاشی قرار داده است، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت: به خاطر آن که در خانواده ای بی سر و سامان و به هم ریخته زندگی می کردم و پدرم نیز اعتیاد داشت، در ۱۴سالگی با مردی ازدواج کردم که ۲۰سال از خودم بزرگ تر بود.

آن روزها هیچ آگاهی درباره ازدواج و زندگی مشترک نداشتم فقط از این موضوع خوشحال بودم که نامزدم مردی خوش قد و قامت است. خلاصه زمان گذشت و من در حالی صاحب یک پسر شدم که به حیله گری و دغل بازی های «آرمان» پی بردم. با دیدن پیامک‌های عاشقانه در گوشی تلفنش به ارتباط او با زنان غریبه مشکوک شدم و بعد از مدتی بررسی های مخفیانه دریافتم که «آرمان» به من خیانت می کند.

با وجود این همه چیز را پنهان کردم تا این که وقتی زندگی را به کلی رها کرد و اهمیتی به خانواده اش نداد تازه فهمیدم همسرم به مواد مخدر صنعتی نیز اعتیاد دارد. دیگر نه تنها سر کار نمی رفت و بیکار شده بود بلکه مدام مرا کتک می زد و توهین می کرد. حالا دیگر از مهر و محبت هیچ خبری نبود و پسرم «مسعود» در حالی قد می کشید که عشق و عاطفه به زندگی در خانه ما مرده بود.

در همین روزها «آرمان» به زندان افتاد و من شرایط را برای رهایی از این زندگی نکبت بار مناسب دیدم تا به حکم قانون از او طلاق بگیرم اما به خاطر گریه های پسرم دچار تردید شدم و منتظر ماندم تا از زندان آزاد شود ولی آرمان بعد از آزادی نیز همان رفتارهای زشت گذشته را در پیش گرفت و با آن که در امور بنایی و کاشی کاری تبحر داشت اما باز هم سر کار نمی رفت به همین دلیل دست پسرم را گرفتم و با حالت قهر خانه را ترک کردم و به منزل پدرم رفتم اما برای آن که سربار خانواده ام نباشم، در یک مغازه پوشاک فروشی مشغول کار شدم که صاحبکارم جوانی مجرد بود و اوضاع مالی خوبی داشت.

در حالی که خانم جوان دیگری در آن فروشگاه کار می کرد نفهمیدم چگونه آن قدر به «ساعد» اعتماد کردم که سیر تا پیاز زندگی ام را برایش گفتم و با او درباره مشکلاتم با آرمان، درد دل کردم و در لابه لای قصه تلخ زندگی ام، از ماجرای طلاقم نیز پرده برداشتم و به او گفتم که همواره تشنه ذره ای محبت از سوی همسرم بودم و ...

خلاصه این گونه بود که «ساعد» از تلخی های زندگی من مطلع شد و ادعا کرد برایم وکیل می‌گیرد و کمک می کند تا از آرمان طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم! از شنیدن این حرف ها خیلی خوشحال شدم به طوری که انگار تازه معنای ازدواج را می فهمیدم و یک زندگی شیرین را درک می کردم.

بدین ترتیب روابط من و ساعد در حالی جدی تر شده بود که آرمان در دادگاه ادعا کرد حضانت پسر ۱۰ساله ام را به من نمی دهد. این در حالی بود که مسعود همچنان التماس می‌کرد تا از پدرش طلاق نگیرم. از طرفی مسعود همه وجود من بود و نمی توانستم حتی برای یک روز دوری او را تحمل کنم.

این بود که دوباره تسلیم اشک های پسرم شدم و تصمیم گرفتم به جای آن که زندگی ام را ویران کنم، دوباره برای ساختن آن تلاش کنم. با خودم می اندیشیدم من هم خطاهای زیادی در زندگی مرتکب شده ام و اگر صادقانه در کنار آرمان قرار بگیرم باز هم می توانم زندگی شیرینی را به همراه پسرم شروع کنم اما هنگامی که ساعد از ماجرا مطلع شد به من گفت اشکالی ندارد تو با همسرت زندگی کن ولی با هم ارتباط داشته باشیم!

با تعجب پاسخ دادم دیگر به همسرم خیانت نمی کنم. به همین دلیل در خانه ماندم و سر کار نرفتم اما او به در منزلم آمد و تهدید کرد که نه تنها تصاویرم را منتشر می کند بلکه همه ماجرا را برای همسرم بازگو خواهد کرد این بود که به کلانتری آمدم تا ...

شایان ذکر است، رسیدگی به پرونده این زن جوان با صدور دستوری ویژه از سوی سرهنگ محمدعلی محمدی (رئیس کلانتری آبکوه) به مشاوران و کارشناسان زبده دایره مددکاری اجتماعی سپرده شد.

  • 21
  • 6
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم
مطالب پیشنهادی,وبگردی
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
صابر کاظمی,فعالیت های ورزشی صابر کاظمی,صابر کاظمی و افراد پشت خط زن بیوگرافی صابر کاظمی بازیکن والیبال (+جدیدترین تصااویر)

تاریخ تولد:  ۳ دی ماه سال ۱۳۷۷

محل تولد: شهرستان آق قلای استان گلستان

قد ۲:  متر و ۵ سانتی متر 

وزن: ۸۷ کیلوگرم 

پست:پشت خط زن

ادامه
باران کوثری,فیلمهای باران کوثری,تصاویری از باران کوثری بیوگرافی باران کوثری بازیگر سینما و تلویزیون (+ تصاویر)

نام خانوادگی: کوثری

تاریخ تولد:۲۵ مهر ۱۳۶۴

محل تولد: تهران

تحصیلات: دانش آموختهٔ رشته نمایش از هنرستان سوره

ملیت: ایرانی

ادامه
آتوسا,زندگی نامه آتوسا,آتوسا دختر کوروش بیوگرافی آتوسا دختر کوروش کبیر و مادر خشایارشا

زادروز:۵۵۰ (پیش از میلاد)

زادگاه:پاسارگاد

مرگ:۴۷۵ (پیش از میلاد)

محل مرگ:پارسه

آرامگاه:نقش رستم در کنار داریوش بزرگ

دودمان:هخامنشی

ادامه
امانوئل سویدنبرگ,تصاویر امانوئل سویدنبرگ,عکسهای امانوئل سویدنبرگ زندگینامه امانوئل سویدنبرگ فیلسوفی باهوش تر از انیشتین (+تصاویر)

زاده:۲۸ ژانویهٔ ۱۶۸۸

زادگاه:استکهلم،  امپراتوری سوئد

دوره:فلسفه قرن هجدهم

علایق اصلی:الهیات, علم, فلسفه

درگذشت:۲۹ مارس ۱۷۷۲ 

ادامه
آریا برزگر,بازیهای لیگ برتر آریا برزگر,بازی های تیم ملی آریا برزگر بیوگرافی آریا برزگر بازیکن فوتبال ایران (+ تصاویر)

زاده:۱۸ مهر ۱۳۸۱   

زادگاه:شیراز

ملیت:ایرانی

پست:مهاجم

قد:۱٫۸۹ متر

ادامه
XXXXXXXXXXXX بیوگرافی آرمان درویش کارگردان و بازیگر سینمای ایران (+ تصاویر)

تاریخ تولد:۲۹ مرداد ۱۳۶۶

محل تولد:ملایر

حوزه فعالیت:کارگردانی و بازیگری

ملیت:ایرانی

وضعیت تاهل:متاهل

ادامه
گابریل پین,گابریل پین مربی فوتبال ایتالیایی,بیوگرافی گابریل پین زندگینامه گابریل پین مربی فوتبال ایتالیایی (+ تصاویر)

زاده:۲۱ ژانویه ۱۹۶۲

زادگاه:ویتوریو ونتو، ایتالیا

ملیت:ایتالیایی

قد:۱.۷۴ m

پست:هافبک

ادامه
مسیح مهاجری,زندگینامه مسیح مهاجری,فعالیت های مسیح مهاجری زندگینامه مسیح مهاجری سیاستمدار ایرانی (+ تصاویر)

زاده:۱۳۲۶ 

زادگاه:تنکابن،  ایران

ملیت:ایرانی

پیشه:مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی

دین:اسلام

ادامه
شفیعی کدکنی,دکتر شفیعی کدکنی,محمد رضا شفیعی کدکنی زندگینامه شفیعی کدکنی شاعر معاصر ایران (+ تصاویر)

زاده:۱۹ مهر ۱۳۱۸

زادگاه:کدکن،  نیشابور

ملیت:ایرانی

پیشه:شاعر،  استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده

دین:اسلام

ادامه
ویژه سرپوش