
به گزارش همشهری، سرهنگ علی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی تهران دیروز در جمع خبرنگاران به تشریح جزئیات فعالیت این دو باند پرداخت و گفت: اعضای باند اول که از سوی کارآگاهان پایگاه چهارم پلیس آگاهی دستگیر شدند، بهصورت سریالی از خانهها در شرق تهران سرقت میکردند.
اعضای این گروه ۵سارق حرفهای بودند که با خودروهای تیبا، پراید، پژو پارس و ۴۰۵ به مقابل خانههای موردنظرشان میرفتند و از طریق بالکن و پنجره وارد آنجا میشدند و نقشه سرقت را عملی میکردند. رئیس پلیس آگاهی پایتخت گفت: کارآگاهان با سرنخهای بهدست آمده و با بهرهگیری از شیوههای نوین کشف جرم و اقدامات اطلاعاتی، مخفیگاه این سارقان سابقهدار را در جنوب تهران شناسایی کردند و در یک عملیات منسجم موفق به دستگیری آنها شدند. وی تصریح کرد: کارآگاهان در بازرسی مخفیگاه متهمان، تلویزیون، جاروبرقی، تلفنهمراه و ۲مجسمه عتیقه که ارزش آنها ۲میلیارد تومان بود، به همراه خودروهایی که در سرقتها استفاده میشد، کشف کردند.
رئیس پلیس آگاهی تهران درباره دومین باند سرقت نیز گفت: اعضای این باند در یکی از سایتهای خرید و فروش کالا طعمههای خود را شناسایی کرده و با تهدید دست به سرقت اموالشان میزدند که از سوی کارآگاهان پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران دستگیر شدند.
وی افزود: باند دوم ۴عضو دارد که اموال گرانقیمت مانند موبایل، پلیاستیشن و... سرقت میکردند و یکی از اعضای این گروه، به جرم حمل موادمخدر در زندان بوده و در مدتی که در مرخصی خارج از زندان به سر میبرده، در سرقتها شرکت میکرده است.
سرهنگ ولیپور گودرزی تصریح کرد: در بازرسی از مخفیگاه این باند اموال مسروقه به همراه قمه، شوکر و چاقو کشف شد و متهمان اقرار کردند که با ضرب و جرح طعمههایشان دست به سرقت از آنها میزدند.

زیرخاکیهای ۷میلیاردی
مهدی، سرکرده باند سارقان منزل است. او در بالارفتن از دیوار و بازکردن پنجرهها تخصص دارد و به همین دلیل باند سرقت از منازل راه انداخته بود.
پیش از اینکه یک سارق شوی، چه کار میکردی؟
من چاهکن هستم و در جستوجوی کار مناسب با درآمد ثابت میگشتم تا اینکه یکی از آشنایانم شرکتی را برای کار به من معرفی کرد. خیلی خوشحال شدم اما شرکتی که به آنجا رفتم، شرکت هرمی گلدکوئست بود و تمام سرمایهام را از دست دادم. در آنجا با فردی به نام بهمن آشنا شدم که سرنوشت او هم مانند من بود و تمام سرمایهاش را در گلدکوئست از دست داده بود. از سر ناچاری با هم تصمیم به سرقت گرفتیم.
همه سوابقی که داری، سرقت از منزل است؟
بله. همیشه به همین اتهام دستگیر شدهام. معمولا ۳نفر عضو اصلی گروه بودیم که آخر هفتهها راهی سرقت میشدیم؛ فقط پنجشنبه و جمعه، بین ساعت ۱۰ تا ۱۲شب. اول خانههایی را که چراغشان خاموش بود شناسایی میکردیم. زنگ میزدیم و اگر کسی جواب آیفون را نمیداد، من از دیوار بالا میرفتم و از طریق پنجره وارد خانهها میشدم.
چرا آخر هفتهها سرقت میکردید؟
چون آخر هفتهها خیلیها به مهمانی یا سفر میروند و خانههایشان خالی است.
چطور در و پنجرهها را باز میکردید؟
با پیچ گوشتی. مردم توجهی به پنجرههایشان ندارند و فکر میکنند امن است. اما من از همین پنجرهها وارد میشدم و از پول و طلا گرفته تا اموال قیمتی دیگر را سرقت میکردم.
چطور دستگیر شدید؟
در آخرین سرقت، عتیقههای گرانقیمتی که حدود ۷میلیارد تومان ارزش داشت را از یک خانه دزدیدیم. بعد دوستانمان را دعوت کردیم تا جشن دورهمی بگیریم. در آنجا برای خودنمایی تعریف کردیم که از یک خانه، عتیقههای میلیاردی سرقت کردهایم و یکی از مهمانها بهخاطر حسادت ما را لو داد.

سبقت از پلیس
در کنار اعضای باندی که طعمههایشان را در سایت خرید و فروش کالا شناسایی میکردند، زوج جوانی ایستادهاند. آنها از مالباختگان این باند هستند و مرد جوان میگوید: برای فروش دستگاه ماینر خانگی در سایت آگهی داده بودم که فردی در نقش خریدار با من قرار گذاشت. من به همراه همسرم راهی محل قرار شدیم. جایی که خریدار قلابی تعیین کرده بود، خیابانی بود که با میلههای آهنی بسته شده و امکان عبور ماشین وجود نداشت. سارقان سوار بر خودروی پراید آن طرف میلههای آهنی ایستاده بودند و من ماشینم را طرف دیگر پارک کردم و خودم را به آنها رساندم. ماینر هم در دستم بود اما یکی از سارقان در یک لحظه دستش را دور گردن من انداخت و مرا به گوشهای پرت کرد و ماینر را قاپید.
یکی دیگر هم گاز اشکآور به چشمانم زد. با صدای داد و فریاد من، همسرم که چند قدم آنطرفتر بود، خودش را به ما رساند. او دستگیره در ماشین سارقان را گرفت که مانع فرارشان شود اما آنها چندین متر همسرم را روی آسفالت کشیدند به حدی که جمجمه همسرم شکست و آسیب شدیدی دید. وقتی گفتههای مرد جوان به پایان رسید، یکی از سارقان که در تماممدت سرش را پایین انداخته بود و به حرفهای شاکی گوش میکرد، گفت: «ببخشید. خیلی پشیمانیم.» گفتوگو با این سارق جوان را بخوانید.
فکر نکردی که ممکن بود جان زن جوان را بگیرید؟
اصلا متوجه نشدیم که او دستگیره در ماشین را گرفته است. البته دوستم متوجه شده بود اما من آنقدر ترسیده بودم که فقط میخواستم از آنجا فرار کنم.
همه طعمههایتان را با همین شگرد شناسایی میکردید؟
بله. در سایت میگشتیم و هر کسی که گوشی تلفن همراه گرانقیمت، دستگاه ماینر، پلیاستیشن، تابلوفرش و... را به فروش گذاشته بود، انتخاب میکردیم. بعد با او تماس میگرفتیم و برای سرقت ۲شگرد داشتیم؛ شگرد اول این بود که میرفتیم مقابل در خانه طرف و در فرصتی مناسب با تهدید دست به سرقت میزدیم، یا اینکه طعمههایمان را میکشاندیم سر قرار و در فرصتی مناسب نقشه سرقت را عملی میکردیم.
سابقهداری؟
هم من سابقهدارم، هم همدستم. من سابقه حمل مواد دارم و همدستم کلاهبرداری. من در زمان مرخصی زندان نقشه سرقت را اجرا میکردم، به خیال اینکه شناسایی نخواهم شد اما اشتباه میکردم. سابقه موادم هم بهخاطر حمل ۶گرم شیشه است که به ۵سال حبس محکوم شده بودم. البته به حکم اعتراض زدم که یک سال کم شد و باید ۴سال پشت میلههای زندان میماندم. برای همین درخواست مرخصی ۱۵روزه دادم که قبول کردند. من این سرقتها را ظرف مدت ۱۵روز مرخصی انجام دادم و بعد از پایان دوره مرخصیام به زندان برگشتم.
چطور لو رفتید؟
ما تلاش کرده بودیم که ردی از خودمان بهجا نگذاریم اما مالباختهها ما را چهرهنگاری کرده بودند و چون سابقهدار بودیم، شناسایی شدیم.
- 12
- 4































