به گزارش روزنامه خراسان، دریکی ازروزهای تعطیلی اواخربهمن سال گذشته ،موتورسوارانی که برای کوه پیمایی به کوه های خلج رفته بودند، ناگهان با جسد دختری جوان روبروشدند که درپهنای کوه قرارداشت.آن ها درحالی که حیرت زده و ناباورانه به جسد می نگریستند با پلیس۱۱۰ تماس گرفتند و بدین ترتیب منطقه مذکوربه قرق نیروهای انتظامی درآمد.
طولی نکشید که با حضورقاضی ویژه قتل عمد وگروه تخصصی کارآگاهان پلیس آگاهی درمحل کشف جسد،فرضیه های گوناگون جنایی زیرذره بین تحقیقات میدانی قرارگرفت و بررسی های قاضی وحید خاکشور برای رازگشایی ازاین معمای پیچیده آغازشد. اگرچه دخترمذکورلباس های مرتبی به تن داشت اما هیچ گونه مدارک شناسایی و یا سرنخی که هویت وی را آشکارکند به دست نیامد.
ازسوی دیگرپیدا شدن لنگه کفش وچگونگی قرارگرفتن جسد در پهنای کوه،حکایت ازآن داشت که این دخترجوان درمنطقه ای دیگر جان باخته است و فرد یا افرادی جسد او را به کوه های خلج انتقال داده و سراسیمه آن را رها کرده اند.
درهمین حال قاضی شعبه۲۵۸دادسرای عمومی وانقلاب مشهد براساس تجربیات قضایی خود دستورجست وجو برای یافتن سرنخی ازاین ماجرای وحشتناک تاشعاع بیشتری دراطراف کوه را صادرکرد و این گونه تلاش کارآگاهان جنایی درحالی به نتیجه رسید که بالاخره یک دستگاه گوشی تلفن همراه درهمان منطقه کشف شد که احتمال می رفت متعلق به دخترمذکور باشد اما همه پیام ها و محتویات داخل آن حذف شده بود.
با این حال گوشی مذکورسرنخ مهمی برای افسران کارآزموده پلیس جنایی بود.آن ها با راهنمایی های تخصصی مقام قضایی ،بی درنگ به رمزگشایی گوشی پرداختند و موفق شدند هویت دخترمذکور را کشف کنندکه «هـ» نام داشت و ۱۸بهارازعمرش گذشته بود.
بازیابی شماره های تماس و محتویات گوشی نشان داد که او با دختر ۱۷ساله ای به نام «ن» ارتباط بسیار صمیمانه ونزدیکی دارد. به همین دلیل کارآگاهان با هماهنگی قاضی ویژه قتل عمد ،دختر۱۷ساله را احضارکردند و ازاو درباره آشنایی اش با «هـ»پرسیدند.
این دخترکه اضطراب عجیبی وجودش را فراگرفته بود با بیان این که با «هـ»رفاقت دیرینه دارد به ماجرای شب قبل ازکشف جسد اشاره کرد و گفت:آن شب من و«هـ» باهم بودیم و دربولوارصیادشیرازی وخیابان های دیگرمدتی راه رفتیم تا این که حدود نیمه شب من به خانه خودمان بازگشتم و ازیکدیگرجداشدیم دیگراطلاعی ندارم که دوستم کجا رفت!! باآن که کارآگاهان تردیدی نداشتند که او رازی را پنهان می کند،ادامه تحقیقات را با بهره گیری ازشیوه های پلیسی ادامه دادند و دختر۱۷ساله نیزبا دستورقاضی خاکشور به خانه اش بازگشت. اما بررسی های نامحسوس کارآگاهان بیانگرآن بود که مادر«ن»دریکی از بیمارستان های مشهد به عنوان عضوی ازکادردرمانی فعالیت می کند وپس ازجدایی ازشوهرش با مرد دیگری ازدواج کرده است. با این وجود «ن»اوقات تنهایی بیشتری درخانه دارد وشب هایی که مادرش درمرکز درمانی به سر می برد او با دوستان نزدیکش شب را سپری می کند.از سوی دیگرسرنخ هایی ازارتباط نامتعارف وی با پسر۲۱ساله ای به نام«الف»به دست آمد که او هم فرزند طلاق است و با مادرش زندگی می کند.
درشاخه دیگری ازفعالیت های اطلاعاتی کارآگاهان مشخص شد که مادردختر۱۸ساله نیز خانه دار است و بعد از مرگ شوهرش ،سرپرستی دو دخترخود را به عهده گرفته بود و به زندگی با آن ها ادامه می داد که اکنون جسد یکی ازدخترانش درکوه های خلج پیدا شده است.
با جمع بندی این سرنخ ها،کنکاش های تخصصی درگوشی کشف شده نیزنشان داد دختر۱۸ساله هم با پسرجوانی به نام«ح»روابط عاطفی دارد و همه این ۴نفرهنگام گشت وگذار دریکی ازپارک های مشهد با یکدیگرآشنا شده و روابط عاطفی برقرارکرده اند. این گونه بود که تحلیل های کارشناسی زیرنظر قاضی ویژه قتل عمد به دوستی های خیابانی گره خورد و در نهایت با جمع آوری یک سری اسناد و شواهد ،دستوردستگیری ۲پسرجوان۲۱و۲۹ساله از سوی مقام قضایی صادرشد و بدین ترتیب کارآگاهان«دایره مرگ های مشکوک»به سرپرستی سروان سیفی،موفق شدند دو پسرمذکور را شنبه گذشته درمنطقه قاسم آباد و بولوار پیروزی دستگیرکنند. این دوجوان وقتی دربرابر دلایل مستند و انکار ناپذیر قرارگرفتند به ناچار لب به اعتراف گشودند و راز یک دورهمی شبانه درخانه اجاره ای را فاش کردند.
پسر۲۹ساله که دریک نانوایی مشغول کاراست درباره چگونگی مرگ «هـ» به افسراداره جنایی پلیس آگاهی گفت:آشنایی ما۴نفر ازحدود ۳ماه قبل شروع شد و به ارتباط عاطفی کشید تا این که شب حادثه(۲۱بهمن)خانه ای ۵۰متری درمحله رستگاری مشهد اجاره کردم وبا پژو۲۰۷خودم به دنبال«هـ»رفتم . سپس۴نفری قرارشد دورهم باشیم .به همین خاطرمقداری مشروبات الکلی نیز ازمنطقه الهیه تهیه کردیم و نوشیدیم. بعد هم درهمان خانه اجاره ای خوابیدیم اما صبح که از خواب بیدارشدیم ناگهان صحنه عجیب و ترسناکی مقابل چشمانمان قرارگرفت. «هـ»که گویی خون دماغ شده وکف ازدهانش ریخته بود وضعیت طبیعی نداشت و درحالت بیهوشی به سرمی برد. هرچه تکان دادیم پاسخی نداد. خیلی ترسیدیم و نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده است به همین دلیل«ن»با مادرش تماس گرفت که اطلاعاتی ازامور پزشکی داشت و اوضاع «هـ»را برایش بازگو کرد . سپس با پیشنهاد مادر «ن»بلافاصله «هـ»را روی کولم انداختم و به درون پژو۲۰۷ انتقال دادم. با آن که استرس واضطراب زیادی داشتم اما خودم رانندگی کردم تا نزدیک بیمارستان فارابی رسیدیم اما هنوز وارد مرکزدرمانی نشده بودیم که فهمیدیم«هـ»دیگرنفس نمی کشد و جان خود را ازدست داده است. وحشت زده بودیم. به هیچ وجه نمی توانستیم تصمیم درستی بگیریم. ترس همه وجودمان را گرفته بود. دراین شرایط فکرکردیم جسد را درجایی رها کنیم تا پای ما به ماجرای مرگ او کشیده نشود.
با یک صحنه سازی چندپیام صوری هم با گوشی«هـ»رد وبدل کردیم وسپس به طرف کوه های خلج به راه افتادیم. بالاخره ازجاده فاصله گرفتیم و درحالی که حدود ساعت ۱۱صبح بود ،پیکر بی جان «هـ»را در کوهپایه رها کردیم اما هنگام فراراز صحنه رها کردن جسد ناگهان به یاد گوشی او افتادیم وبرای آن که اثری برجا نماند ،محتویات آن را هم پاک کردیم و سراسیمه درهمان منطقه انداختیم ولی بازهمچنان نگران بودم و می ترسیدم که پلیس به سراغم بیاید و ...
با اعترافات این جوان ۲۹ ساله ودختروپسر دیگر،واکاوی های تخصصی برای کشف زوایای پنهان و ابعاد دیگر این ماجرای تلخ ادامه یافت و مشخص شد که «ح»خودروی پژو۲۰۷ خود را نیز فروخته و یک دستگاه پژوپارس خریده است. او همچنین خطوط تلفن همراهش را نیز عوض کرده بود تا از این طریق ردیابی نشود .
رمزگشایی از این ماجرای تکان دهنده که ریشه آن به آسیب های اجتماعی گره خورده است در حالی همچنان ادامه دارد که دو پسرجوان با صدور قرارمناسب از سوی قاضی وحید خاکشور روانه زندان شدند تا پزشکان قانونی علت دقیق مرگ دختر۱۸ساله را اعلام کنند . این درحالی است که متهمان پرونده مدعی هستند«هـ»از برخی قرص های اعصاب هم استفاده می کرد.
- 12
- 3






































