شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴
۱۶:۴۵ - ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۱۲۰۱۴۸۰
جرم و جنایت

شب برفی

سفیدی برف در تاریکی شب شباهت زیادی به ابرهای درهم ریخته آسمان داشت. گاهی صدای زنجیری که به چرخ خودروها بسته شده بود یخبندان شبانه را گوشزد می کرد. بازپرس پژوهش بعد از بازجویی اش از یک قاتل بسیار خسته بود و می خواست وقتی به خانه رسید بدون خوردن شام به اتاق خواب برود و استراحت کند.

هنوز زنگ خانه را نزده بود که تلفن همراهش به صدا درآمد. به ساعت مچی اش نیم نگاهی انداخت ساعت ۲۳ بود.ستوان صبوری از پشت گوشی ماجرای یک خودکشی را به او اطلاع داد. مرد با وارد آوردن ضربه چاقو به سینه اش خودکشی کرده بود.

محل جنایت در تهرانپارس بود. ساعتی نگذشت که خودروی بازپرس در برابر خانه ای که نمای آجری سه سانتی داشت توقف کرد. با وجود سردی هوا جمعیت زیادی دور حلقه زردرنگ منطقه ممنوعه تجمع کرده بودند و هر از گاهی یکی از ماموران پلیس از آنان می خواست پراکنده شوند. وقتی بازپرس وارد ساختمان شماره ۱۰۵ شد، با راهنمایی سروان بیداری به طبقه دوم رفت و وارد یک آپارتمان ۱۲۰ متری بسیار شیک شد.

در پذیرایی مبل های استیل بسیار زیبایی به چشم می خورد تعدادی مرد و زن دیده می شدند که همگی غمزده و خشک شده روی مبل ها نشسته بودند و چند نفر هم اطراف زنی گریان جمع شده بودند.

مشخص بود در آن جا مهمانی دوستانه ای برپا بود. مردی که حمیدرضا نام داشت در آشپزخانه دست به خودکشی زده بود. بازپرس پژوهش وقتی به داخل آشپزخانه که در ضلع جنوبی و انتهای اتاق پذیرایی قرار داشت و با راهرویی به طول ۱۰ متر از پذیرایی جدا می شد رفت جنازه حمیدرضا را دید که طاقباز در کف آشپزخانه ۲۰ متری خانه افتاده است.

چاقویی در دست چپ مقتول دیده می شد که دسته چوبی و قهوه ای رنگ میان انگشتان خشک شده حمیدرضا گیر کرده بود و تیغه بسیار بلند آن، به سمت پایین بود. وقتی بالای سرجنازه خم شد جای وارد آمدن یک ضربه چاقو به سینه و دقیقا روی قلب حمیدرضا را دید که بسیار عمیق و کارساز بود.

آستین پیراهن دست راست مقتول نیز خون آلود بود. به درخواست بازپرس پژوهش ماموران تشخیص هویت به بررسی جسد پرداختند و جای زخمی روی رگ مچ دست چپ مقتول دیدند که سروان بیداری به ادعای همسر و برادر مقتول اشاره کرد که آنان گفته بودند حمیدرضا یک بار دیگر سابقه خودکشی داشته است و با تیغ رگ مچ دستش را بریده اما با رساندن سریع او به بیمارستان از مرگ نجات یافته است.

از آشپزخانه که در آن بوی غذا پیچیده بود و روی اجاق گاز چایی در حال جوش بود خارج شد و با رفتن به اتاق مطالعه که در نزدیکی در آشپزخانه بود خواست تا همسر مقتول برای بازجویی نزد او راهنمایی شود.

فاطمه گریه می‌کرد و  وقتی روبه روی بازپرس نشست گفت: امشب دوستانمان مهمان ما بودند از مدت ها پیش چون بین من و شوهرم اختلافی به وجود آمده بود و من درخواست طلاق داده بودم او دچار افسردگی شده بود و همه دور هم بودیم که یکی از مهمانان از خاطرات شیرین خود و همسرش گفت. فهمیدم که حمیدرضا باز به هم می ریزد به آشپزخانه رفتم و او را صدا زدم.

چایی درست کردن را بهانه کردم وقتی آن جا آمد به او آرامش دادم و خواستم چند دقیقه  بعد از من به نزد مهمانان برود. او پذیرفت وقتی نزد مهمانان رفتم به آنان گفتم که حمیدرضا در حال درست کردن چایی مخصوص خود است با تاخیر او نگران شدم نمی‌خواستم مهمانی به هم بخورد تا این که برگشتن او طول کشید.

سریع به آشپزخانه برگشتم و این صحنه را دیدم و ...

بازپرس پژوهش از همه مهمانان بازجویی کرد همه ادعاهای فاطمه را تایید کردند و گفتند چون در حال تماشای فیلم بودند و صدای تلویزیون بلند بود متوجه افتادن یا صدای ناله ای نشده اند.

وقتی بازپرس می خواست محل جنایت را ترک کند رو به سروان بیداری کرد و گفت: شما همسر مقتول را به خاطر یک دلیل کلی که نشان می دهد قاتل است بازداشت کنید.

پاسخ معما

تنها دلیل بازپرس پژوهش:

 دسته چوبی و قهوه ای چاقو میان انگشتان خشک شده دست چپ حمیدرضا گیر کرده بود و تیغه بسیار بلند آن به سمت پایین بود وقتی بالای سرجنازه خم شد جای وارد آوردن یک ضربه چاقو دقیقا روی قلب حمیدرضا را دید که بسیار عمیق و کارساز بود.

این امکان نداشت چون اگر مقتول با دست چپ چاقو را می گرفت نمی توانست به خاطر نزدیکی به قلب با آن تیغه بلند دقیقا به سینه اش ضربه ای وارد کند پس ضربه از سوی کسی دیگر به قلب وارد شده و آن قاتل کسی جز همسرش نبود.

khorasannews.com
  • 10
  • 3
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش