مهمترین عناوین خبری
شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
۱۸:۵۴ - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۲۰۶۰۵۳
انتخابات ریاست جمهوری

نگذاریم منافع فردی و اجتماعی‌مان به خطر بیفتد

اخبار انتخابات,خبرهای انتخابات,انتخابات ریاست جمهوری,انتخابات

تابه‌حال انتخاباتی در ایران نداشته‌ایم که تا این اندازه امور مادی و به‌طور خاص «وعده‌ پول‌دادن» در آن برجستگی داشته باشد تحریم انتخابات در هیچ نمونه‌ تاریخی‌ای به برآورده شدن هیچ منافع شخصی یا ملی‌ای منتهی نشده است، یعنی انفعالی سیاسی است که هیچ دلیلی برای توجیهش نداریم

 

«منافع ملی کاملا در امتداد منافع شخصی است، بدیهی است که از زاویه‌ منافع شخصی هم اگر بنگریم، باید رأی داد. من انتظار انتخابات با مشارکت بالا را که منافع ملی‌مان را برآورده کند، دارم تا بار دیگر پیروزی خرد جمعی ایرانیان و کارایی بحث‌های مردم در فضای عمومی را ببینیم.» این چند سطر تنها بخش‌هایی از گفت‌وگوی تفصیلی «شهروند» با شروین وکیلی، جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی است. گفت‌وگویی که به‌منظور بررسی نقد گفتمان متناقض «نه به انتخابات» صورت گرفت. وکیلی در این گفت‌وگو ضمن نقد دلایل عدم‌مشارکت در انتخابات به بیان ویژگی‌های مثبت مشارکت در انتخابات می‌پردازد. آنچه در ادامه می‌آید شرح کامل این گفت‌وگو است.

  «انتخابات چه نفعی را در پی دارد؟»  یک پرسش ساده که این‌روزها در ادبیات عامیانه مردم رایج شده است؛ اگر موافق هستید در باب منافع انتخابات در جامعه صحبت کنیم.

 

بله، این‌روزها با نزدیک‌شدن به زمان انتخابات ریاست‌جمهوری با موضع‌گیری‌هایی گاه افراطی در این مورد روبه‌رو می‌شویم. موضع‌گیری‌هایی که چندین جفت متضاد معنایی را دربرمی‌گیرد، یعنی کسانی که از رفتار انتخاباتی‌شان دفاع می‌کنند، اغلب پیش‌داشت‌ها و باورهایی را پیشاپیش پذیرفته‌اند و برمبنای آن دست به انتخاب می‌زنند. در بحث و جدل‌ها اغلب می‌بینیم که این مقدمه‌های تعیین‌کننده و مهم مورد بحث قرار نمی‌گیرد و گاهی حتی برای دارنده‌شان هم خودآگاهانه روشن نیست.

 

  منظورتان از جفت‌های متضاد معنایی چیست؟‌ می‌توانید مثالی بزنید؟

یک نمونه‌اش دوقطبی برساخته‌شده در اطراف مفهوم اثرگذاری است. عده‌ای معتقدند شرکت‌شان در انتخابات هیچ تاثیری در آینده‌ خودشان و جامعه‌شان ندارد و برخی دیگر می‌گویند آینده کاملا توسط این مشارکت تعیین می‌شود، یعنی عده‌ای کنش انتخاباتی‌شان را اثرگذار و برخی دیگر یکسره بی‌اثر می‌دانند. مثال دیگر آن این است ‌که عده‌ای به تمایز و تقابل میان نامزدهای انتخابات قایل هستند و برخی دیگر همه را کاملا همسان می‌دانند. تا جایی که من از تحلیل گفتمان مردم طی روزهای گذشته دریافته‌ام، در کل سه دوقطبی مهم داریم که تمام بحث‌های مردمی درباره‌ انتخابات براساس آنها بنیاد شده است: نخست اثرگذاری در برابر بی‌تاثیربودن رأی‌دادن، دوم همسان‌بودن یا ناهمسان‌بودن نامزدها و سومی از بقیه پیچیده‌تر - و به نظرم عجیب‌تر- است.

 

  درباره‌‌ این سومین توضیح بیشتری می‌دهید؟ این به همان کسانی مربوط می‌شود که از تحریم سخن می‌گویند؟

این آخری بدان‌معناست که برخی از مردم معناهای عجیب‌وغریبی را برای رأی‌دادن می‌تراشند و بعد بر آن اساس رأی‌دادن یا معمولا رأی‌ندادن را توصیه می‌کنند. برخی رأی دادن را همدستی تام‌وتمام در رفتارهای آینده‌ آن یا سهیم‌شدن در خطاهای گذشته‌اش تفسیر می‌کنند. برخی دیگر به‌سادگی رأی‌دادن را انتخاب گزینه‌ای از میان گزینه‌های سیاسی موجود می‌دانند و بر سویه‌ مردم‌سالارانه‌ خود انتخابات تاکید دارند، یعنی دوقطبی سوم به منسوب‌کردن معناهای پرشاخ‌وبرگ و مفصل یا ساده و سرراست به رأی‌دادن مربوط می‌شود. این بحث اخیر همان است که گفتمان تحریم انتخابات را پدید آورده است و تا جایی که من دیدم تنها در ایران به این شکل وجود دارد، یعنی کسانی که در جاهای دیگر دنیا انتخاباتی را تحریم می‌کنند، به دلیل نخست یا دوم بسنده می‌کنند.

 

  اما در ایران گویا گفتمان تحریم بیشتر به سومی مربوط شود؟

دقیقا. اگر واقعا رأی‌دادن بی‌تاثیر یا شباهت نامزدها به هم از حدی بیشتر باشد، رأی‌ندادن معقول است و این همان است که تا حدودی مشارکت اندک سیاسی در کشورهای اروپایی را رقم زده است. اما در ایران تجربه‌ تاریخ معاصرمان نشان داده که رأی‌دادن سرنوشت جناح‌های سیاسی و مردم را به شکلی افراطی تعیین می‌کند و تفاوت میان نامزدها هم به قدر کافی نمایان است. در این شرایط این‌که کسی معناهایی افزوده و خودساخته و نامطلوب را به رفتار خودش منسوب کند و بعد با سروصدا از آن سر باز بزند، فکر می‌کنم ویژه‌ ایران باشد. به همین ترتیب گفتمانی داریم که شرکت‌نکردن در انتخابات را همچون مشت محکمی به دهان بافت سیاسی‌ای که فرد با آن مخالف است، تفسیر می‌کند.

 

  شاید عده‌ای گمان می‌کنند منافع شخصی‌شان با منافع اجتماعی‌شان با هم سازگاری و تناسبی ندارد و به این خاطر از شرکت در انتخابات سر باز بزنند، یعنی منافع شخصی خود را به منافع جمعی ترجیح دهند.

به‌نظرم دو اصل عام جامعه‌شناختی داریم که می‌توان در چارچوب نظریه‌ سیستم‌ها درستی‌اش را نشان داد. نخست آن‌که منافع افراد یک جامعه به شکلی آماری با منافع ملی‌ آن جامعه پیوستگی دارد، یعنی برآورده‌کردن منافع ملی همان بیشینه‌کردن آماری منافع شخصی افراد عضو ملت است. دوم آن‌که واگرایی منافع شخصی و ملی تنها در حاشیه‌ای کوچک از جمعیت رخ می‌دهد و امکان تحقق آن اصولا تنها در جاهایی وجود دارد که تراکمی خیلی بالا یا پایین از قدرت را داشته باشیم. یکی در حاشیه‌نشینانی که از منابع و حقوق مدنی محروم‌اند و قدرت بسیار کمی دارند، چنین واگرایی‌ای را می‌بینیم و دیگری در صاحبان قدرتی که امکان سوءاستفاده از اقتدار سیاسی و فداکردن منافع ملی برای منافع شخصی‌شان را دارند. به‌ویژه در حالت دوم که رفتارشان اثرگذار و تعیین‌کننده است با جمعیتی بسیار اندک سروکار داریم. بنابراین افسانه‌ واگرایی منافع شخصی و ملی از پایه به‌نظرم نادرست است و حرف کسانی است که درک درستی از وضع خودشان و موقعیت‌شان در جامعه ندارند.

 

  صریح‌تر بپرسم، یعنی به‌نظرتان از زاویه‌ محض منافع شخصی باید در انتخابات شرکت کرد؟

صریح پاسخ‌تان را بدهم، بله! در چارچوب محاسبه‌ سود و زیان شخصی، آن رفتاری که با هزینه‌ کم انجام شود و بخت برآورده‌کردن سودی بزرگ یا پیشگیری از زیانی بزرگ را داشته باشد، معقول و درست و ضروری است. انتخابات نمونه‌ای عالی و کامل از چنین نوع رفتارهایی است، یعنی با صرف زمانی اندک و هزینه‌ای مالی و اعتباری در حد هیچ، تفاوتی در موقعیت‌هایی اقتصادی و اجتماعی و مدنی را رقم می‌زند که به اندازه‌ دوران زمامداری دولت هفتم و هشتم و آقای احمدی‌نژاد با هم تفاوت دارند. بدیهی است که تنها از زاویه‌ منافع شخصی هم اگر بنگریم، باید رأی داد.

 

  در این بین منافع ملی چه می‌شود؟

چنان که گفتم منافع ملی به‌نظر من کاملا در امتداد منافع شخصی است، یعنی اگر همه‌ مردم منافع شخصی‌شان را آگاهانه و درست تشخیص بدهند و با انضباط و اقتدار پیگیری‌اش کنند، منافع ملی خودبه‌خود برآورده می‌شود. اما در بافت تصمیم‌گیری انتخاباتی که موردنظرتان است، نگریستن به منافع ملی این ارزش را دارد که تصویری از منافع بلندمدت شخصی در شبکه‌ منافع دیگری‌ها به دست می‌دهد. یعنی یک شهروند عاقل که ذهنی چالاک و اندیشه‌ای تندرست داشته باشد، منافع ملی را همچون معیاری کلان و چارچوبی عام برای محاسبه‌ کردارهای درست و نادرست به کار می‌گیرد، چراکه درنهایت زیست‌- جهان آینده‌ ما در مقام شبکه‌ای از من‌ها، در زمینه‌ای از برآورده‌شدن یا ناشدن این منافع تعریف می‌شود.

 

  با این حساب شما مخالف تحریم انتخابات هستید؟

بله، تحریم انتخابات در هیچ نمونه‌ تاریخی‌ای به برآورده‌شدن هیچ منافع شخصی یا ملی‌ای منتهی نشده است، یعنی انفعالی سیاسی است که هیچ دلیلی برای توجیهش نداریم.

 

  اما به هر روی چنین گفتمانی وجود دارد و هوادارانی هم دارد.

بله، در کنارش گفتمان‌های زیانبار و نامعقول فراوان دیگری هم وجود دارند و آنها هم هوادارانی دارند. اگر گفتمان تحریم انتخابات را تحلیل کنیم می‌بینیم که سه‌چهار مضمون اصلی در آن وجود دارد که همه‌اش هم نامعقول است. برجسته‌تر از همه همان ماجرای مشت محکم به دهان کسی زدن است. گویی جناح‌های سیاسی‌ای که تحریم‌کنندگان با آنها مخالفت می‌ورزند، چندان حساس و دل‌نازک هستند که با قهرکردن این رأی‌دهندگان لطمه‌ای عاطفی ببینند یا ناگهان دستخوش اشراق و عذاب‌وجدان شوند و زهد و ورع پیشه کنند. حقیقت آن است که دقیقا همان جناح‌ها بیشترین بهره را از انفعال سیاسی شهروندان می‌برند و طی روزهای گذشته دیده‌ایم که خودشان مبلغ گفتمان تحریم بوده‌اند. مضمون دیگر هم ماجرای پرهیزگاری است. گویی رأی‌دادن و مشارکت در کنشی سیاسی افراد را در گناهان دیگران سهیم می‌کند و پرهیز زاهدانه از این کار نوعی استعلا و وارستگی بوداوار را به دنبال می‌آورد. این مضمون هم توهمی بیش نیست. همه‌ شهروندان امروز ایران بخشی از تاریخ اکنون ایران‌زمین بوده و در وضع امروزین ایران مسئول هستند، چراکه با کردارهای خُردِ خویش رفتار کلان جامعه‌شان را رقم می‌زنند. مضمون سومی هم هست که خود- خوار- شمارانه است و با الاهیات مسیحایی هم گره خورده است. تقریبا با این مضمون که ناجی نیکوکاری در آن بیرون چشم‌ انتظار به صندوق‌های رأی دوخته تا اگر مشارکت رأی‌دهندگان ایرانی از حدی کمتر شد، با سپاهی سپیدپوش بیاید و همه‌جا را گل‌وبلبل کند. این هم توهمی اساطیری بیش نیست. در آن بیرون چیزی جز کشورهای دیگر وجود ندارند که من‌های خاص خود و ملت‌های ویژهی خود را دارند و منافع ملی خاص خود را با عقل و درایت و کارایی‌ای بسیار بیش از ما دنبال می‌کنند و برخوردشان هم با ایرانیان همواره سودجویانه و در بسیاری از موارد زیانکارانه و استعمارگرانه بوده است. کوتاه سخن این‌که گفتمان تحریم تکیه‌گاهی جز بر عواطف و هیجان‌های نامعقول و تصورهای موهوم اساطیری ندارد و از این‌رو، هم آسیب‌رسان و خطرناک است و هم نامعقول و ناسنجیده.  

 

  بسیاری از کسانی که از تحریم سخن می‌گویند اعتقاد دارند درپی هر تغییر سیاسی باید در زندگی اجتماعی اقتصادی افراد جامعه نیز تغییر ملموسی رخ دهد و چون طی سال‌های گذشته چنین نشده می‌خواهند از مشارکت بیشتر خودداری کنند. نظرتان در این مورد چیست؟

برخی از دوستان می‌گویند مردم نباید چنین چشمداشتی داشته باشند و باید به هر صورت مشارکت کنند و انتظار تغییر اوضاع را در آینده‌ای نامعلوم و دوردست داشته باشند. راستش را بخواهید من با چنین انتظاری موافقم و فکر می‌کنم حق مردم است که اگر کسی را با آرای خود انتخاب می‌کنند، از او طلبکار باشند و بخواهند در چشم‌انداز زمانی معقول و کوتاهی شرایط زندگی‌شان بهبود یابد. اختلاف نظرم با کسانی که از این مقدمه تحریم را نتیجه می‌گیرند، آن‌جاست که به نظرم طی سال‌های گذشته آشکارا چنین بوده است. یعنی انتخاب مردم به آمدن سیاستمدارانی منتهی شده که شرایط زندگی را بهتر کرده‌اند و انتخاب‌هایی که برای مردم انجام شده و حقوق سیاسی‌شان را مخدوش کرده، به ظهور دولتمردانی منتهی شده که ویرانی و آبروریزی و انحطاط اخلاقی به بار آورده‌اند. یعنی به نظرم بدیهی است که در دوره‌های چهار ساله‌ گذشته‌ای که انتخابات ریاست‌جمهوری انجام شده، در آن‌جا که رأی مردم تعیین‌کننده بوده، انتخاب‌های درست‌شان شرایط زندگی‌شان را به شکلی محسوس بهتر ساخته و انتخاب‌های نادرست یا نقض انتخاب‌های‌شان به دشواری و تنگنا انجامیده است.

 

  اما همین باعث شده برخی از نامزدها شعارهایی بدهند که واقع‌بینانه نیست. مثل همان شعار مشهوری که می‌گفت نفت را سر سفره‌ مردم می‌آورد.

 

حقیقتش آن است که در همه جای دنیا نامزدها در زمان انتخابات شعارهایی می‌دهند و حرف‌هایی می‌زنند که گاهی خارج از دایره‌ توانایی ملی یا استعداد شخصی‌شان است. این وظیفه‌ مردم است که براساس شناختی که از نامزدها و جریان‌ها و احزاب پشتیبان‌شان دارند، راستگویی و دروغگویی‌شان، کارآمدی یا نالایقی‌شان و درستکاری یا فسادشان را تشخیص دهند و دست به انتخاب بزنند.

 

  نظرتان درباره‌ شعارها و وعده‌های انتخاباتی مطرح‌شده توسط نامزدهای این دوره چیست؟

من ترجیح می‌دهم از نام‌بردن از نامزدها خودداری کنم و سوگیری شخصی‌ام را با انداختن رأی‌ام به صندوق نشان دهم. از این‌رو اجازه بدهید به چند نکته‌ عام اشاره کنم. نخست آن‌که در گفتمان وعده‌های انتخاباتی این دوره گسستی نسبت به دوره‌های پیشین می‌بینیم، یعنی شکل وعده‌ها و الگوی کلامی شعارهای نامزدهای اصلی به کلی با آنچه پیشتر دیده‌ایم، تفاوت دارد. به همین‌خاطر به نظرم انتخاباتی تعیین‌کننده و مهم پیش‌روی‌مان داریم که مشارکت بیشینه‌ مردم را ضروری می‌سازد، چون احتمالا نتیجه‌ این ماجرا دگرگونی‌های مهمی در زندگی همه‌ این مردم پدید خواهد آورد.

 

  گسستی که می‌گویید از چه نوع است؟ یعنی این شعارها در روزهای گذشته چه تفاوتی نسبت به دوره‌های پیشین داشته است؟

نخست آن‌که محور تمام شعارها اقتصادی است، یعنی تابه‌حال انتخاباتی در ایران نداشته‌ایم که تا این اندازه امور مادی و به‌طور خاص «وعده‌ پول‌دادن» در آن برجستگی داشته باشد. به جز رئیس‌جمهوری منتخب دور پیش که بیشتر بر دفاع از دستاوردهای پیشینش تمرکز کرده، بیشتر نامزدهای دیگر اعداد و ارقامی نجومی و گاه نامربوط را به سر و روی مردم پرتاب می‌کنند. اعدادی که گاه نامعقول و خنده‌دار است و بوی ناخوشایند مردم‌فریبی و عوام‌زدگی از آن استشمام می‌شود. دوم آن‌که همه‌ نامزدها به شکل شگفت‌انگیزی در قالب اپوزیسیون نظام سیاسی ظاهر شده‌اند، یعنی کسانی که بیشترین سابقه‌ مدیریتی را در نظام سیاسی کنونی‌مان دارند و حساس‌ترین موقعیت‌های امنیتی و مدیریتی‌ را هم در اختیار داشته‌اند، طوری از نظام سیاسی کشور سخن می‌گویند، انگار که بنیان‌گذاران و کارگزارانش کسانی دیگر بوده‌اند. این تلاش برای فاصله‌گیری از نظم سیاسی موجود از سویی نامنتظره و غریب و از سوی دیگر معنادار و هشداردهنده است.

 

  نظرتان درباره‌ برنامه‌های اعلام‌شده‌ نامزدها و موضع‌شان درباره‌ موضوع‌هایی مثل محیط‌زیست و وضع زنان و اقتصاد و شبیه اینها چیست؟

باز ترجیح می‌دهم به کل نامزدها نگاه کنم و از سوگیری به سود و زیان یکی‌شان بپرهیزم. چند نکته از گفتمان نامزدها تا این‌جای کار به‌نظرم روشن شده است. مهمتر از همه آن‌که انگار ابهام معنایی نگران‌کننده و ریشه‌داری در گفتارهای‌شان دیده می‌شود. یعنی از سخنان‌شان چنین برمی‌آید که نظامی منسجم، دقیق و علمی برای اندیشیدن به مسائل پیشاروی جامعه‌مان در اختیار ندارند. به همین خاطر بخش بزرگی از آنچه در مناظره‌ها یا پیام‌های سیاسی بیان می‌شود یا نادرست و نامربوط است یا از جنس مبهم‌گویی و کلی‌بافی است. دومین نکته آن‌ است که نتیجه‌ نهایی گفتارها به شکل شگفت‌انگیزی همسو و هم‌ریخت و همسان با نظر عمومی مردم است. یعنی نامزدهایی که بنا به سابقه، شخصیت‌ و رفتار سیاسی‌شان موضع‌گیری‌های‌شان را کمابیش می‌دانیم، درباره‌ مشارکت اجتماعی زنان، آزادی‌های مدنی و سیاسی، مبارزه با فساد و شبیه اینها طوری اظهارنظر می‌کنند که با حرف دل مردم همسان و با کارنامه‌ گذشته و احتمالا آینده‌شان ناسازگار است. این ترکیب غیاب دستگاه نظری منظم با شعارهایی عامه‌پسند امری ناخوشایند و هشدارآمیز است که زیربنای جریان‌های پوپولیستی محسوب می‌شود.

 

  پیش‌بینی‌تان درباره‌ انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌روی چیست؟ فکر می‌کنید چه بخشی از جامعه انتخابات را تحریم کنند؟ نتیجه تا چه حد به نظرتان منافع ملی‌مان را برآورده خواهد کرد؟

براساس بررسی الگوهای رفتاری پیشین جامعه‌مان به نظرم تنها سه پیش‌بینی می‌توان داشت: نخست آن‌که مشارکت بسیار بالا و فضای انتخاباتی بسیار سرزنده و پویا خواهد بود. دوم آن‌که با نزدیک‌‌شدن به زمان رأی‌گیری مرزبندی میان جبهه‌های سیاسی شفاف‌تر و احتمالا کوشش‌ها برای از میدان به‌درکردن رقیبان نمایان‌تر و چشمگیرتر خواهد شد (و این دو متغیر همدیگر را تشدید خواهند کرد)، سوم آن‌که اگر روند برگزاری انتخابات چنان که سزاوار و شایسته است، انجام شود، بار دیگر پیروزی خرد جمعی ایرانیان و کارایی بحث‌های مردم در فضای عمومی را ببینیم. چکیده‌اش آن‌ است که انتخاباتی با مشارکت بالا را انتظار دارم که منافع ملی‌مان را برآورده کند.

 

 

 

 

shahrvand-newspaper.ir
  • 9
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش