
رویداد۲۴ نوشت: چهلم جانباختگان دی ماه رسید و با وجود زخم عمیقی که اعتراضها و وقایع تلخ اخیر بر تن جامعه و اعتماد عمومی بر جای گذاشت، هیچ تلاش واقعی برای مرهم گذاشتن بر این زخم از سوی حاکمیت و مشخصا دولت پزشکیان انجام نمیشود. شاهد این مدعا برخوردهای تند و عجیبی است که با چهرههای شاخص اصلاحطلبی در روزهای اخیر شد و رفتارهای نمایشی که البته از سوی جریان اصولگرا و برخی حامیان و نزدیکان دولت مورد تشویق قرار گرفته و بزرگنمایی میشود؛ مثلا همین مصاحبهای که مسعود پزشکیان با رضا جلاییپور، شمسالواعظین و بیژن عبدالکریمی کرده است. متن مصاحبه هنوز منتشر نشده، اما از ترکیب حاضران میتوان فهمید که دولت نه ارادهای برای پاسخگویی دارد و نه حتی حاضر به ظاهرسازی است. دورهمی یاران باوفا به جای برگزاری یک نشست خبری_شبیه به همه نشست های کنترل شده قبلی_ به خوبی گواه بر این واقعیت است که دولت حتی حاضر به شنیدن سوالات محافظهکارانه خبرنگاران هم نیست.
دیماه ۱۴۰۴؛ بحرانی که پایان ندارد
اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴، نه صرفاً یک رویداد اجتماعی مقطعی بلکه آیینه خشم و ناامیدی عمیق بخشهای وسیعی از جامعه بود. موجی که با افزوده شدن فشارهای اقتصادی و انباشت نارضایتیهای بسیار در میان اقشار مختلف از بازاریان و معلمان گرفته تا کارگران و بازنشستگان به راه افتاد. تجمعات از حوالی چارسو و پاساژ علاءالدین تهران شروع، اما به سرعت تا ملکشاهی و آبدانان و کشیده شد. کار که به خشونت کشید هم ورق طوری برگشت که هیچ کس انتظار نداشت و شمار کشتهشدگان نه فقط ایران که دنیا را در بهت فرو برد. داغ کهریزیک کم نبود، شمار نامعلومی از جوانان هم روانه بازداشتگاهها شدند و بسیاری از خانوادهها هنوز چشم به راه عزیزان خود هستند.
در این میان، بگومگوهای بسیاری میان روایت رسمی «اغتشاش و خرابکاری» از سوی مقامات مسئول و روایت دیگر ناظران و فعالان سیاسی و حقوق بشری در داخل و خارج از کشور شکل گرفت. نمونه مشخص هم همان فایل صوتی که از علی شکوریراد منتشر شد و کار دست جبهه اصلاحات داد. این فعال سیاسی شناخته شده ادعا کرده بود که نهادهای امنیتی شروع کننده اعتراضات بودهاند اما کار از دستشان در رفته و در نهایت پروژه کشتهسازی هم بخشی از نحوه مدیریت اعتراضات همین نهادها بوده است. این اظهارات با واکنشهای بسیاری در فضای عمومی کشور همراه شد و در نهایت به بازداشت سران اصلاحات و خود شکوری راد منجر شد.
آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده، جواد امام و محسن امین زاده بعد از چند روز با وثیقههای سنگین آزاد شدند، اما شکوریراد با وجود ادعای مسعود پزشکیان که گفته بود «میگم بیارنش بیرون تا به ما ثابت کند» و به رغم وضعیت جسمانی نامناسب به زندان فشافویه منتقل شد.
شکوری راد در فایل صوتی خود به دولت پزشکیان انتقاد کرده و شخص او را «برکشیده» نظام خوانده است. او میگوید پزشکیان به جای تحقیق مستقل هرآنچه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در گزارشهایشان درباره اعتراضات گفتهاند باور کرده است. برخورد با سران اصلاحات و سکوت دولت هم به خوبی نشان میدهد اظهارات شکوری راد دور از واقعیت نیست. این در حالی است که مردم همچنان در انتظار پاسخگوییاند. شفافسازی واقعی و رفع ابهامات از ذهن افکار عمومی سادهترین کاری بود که دولت میتوانست انجام دهد، اما ترجیح داده میان کف و تشویق «کیهان» و «جوان» به انتشار فهرست جانباختگان، دقیقا مطابق با آمار اعلامی اکتفا کند و حالا به جای ایستادن مقابل تیغ خبرنگاران، در جمع یاران غار به گعده بنشیند.
پاسخگویی نمایشی پزشکیان
دفتر ریاست جمهوری با انتشار پیامی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که رئیسجمهور با سه فعال سیاسی از جمله ماشاالله شمسالوعظین، بیژن عبدالکریمی و محمدرضا جلائیپور به گفتوگو نشسته و موضوع مورد بحث آنها، وقایع دیماه است.
محتوای این مصاحبه هنوز منتشر نشده، اما از همین ترکیب معلوم است که خبری از پاسخگویی واقعی نیست.
شاید در نگاه اول، گفتوگویی که با چهرههای فرهنگی و نخبگانی برگزار میشود بتواند نشانهای از تمایل به بحث و تبادل نظر باشد. اما با نگاهی دقیقتر مشخص میشود این گفتوگو نه بر مبنای حضور نمایندگان واقعی مردم، که بر پایه همسویی بوده است. سه چهره انتخاب شده هر کدام در یک ماه اخیر به خوبی مواضعشان را در مورد اعتراضات اعلام کردهاند. رضا جلایی پور بیستم دی ماه در صدا و سیما ظاهر شد و اعتراضات کشور را «پلن بی رژیم صهیونیستی» و «نئوفاشیستی» خوانده است. شمس الواعظین اعتراضات را «اغتشاشی در مرحله دوم جنگ دوازده روزه» می داند.
مسأله مهمتر از انتخاب این چهرهها، امتناع از برگزاری یک نشست خبری است. گفتوگوی بدون پرسشهای چالشی، در بهترین حالت، یک دورهمی است.
تناقض عملی و گفتمانی دولت
نکته دیگری که نمیتوان نادیده گرفت، تناقض میان گفتار و عمل دولت در برخورد با منتقدان است. دولتی که از گفتوگو و نقش نخبگان در حل بحرانها دم میزند، در عمل، چهرههایی مانند شکوریراد را در بازداشت نگه میدارد و فرصت اثبات یا رد ادعاها را از او میگیرد.
مسعود پزشکیان برای التیام روح زخم خورده ملت، به جای برگزاری یک گعده با یاران غار، میتوانست همانطور که ادعا کرده، زمینه آزادی شکوری راد را فراهم کند و او را در راس یک کمیته حقیقت یاب مورد تایید جامعه قرار دهد تا ادعایش را اثبات کند. اما ظاهرا رئیس جمهور نه اراده و نه توان چنین اقدامی را ندارد و ترجیح میدهد به همین گفتوگوهای نمایشی بسنده کند.
چرا گفتوگوهای گزینشی فایده ندارد؟
آقای پزشکیان و تیم رسانهای دولت نباید انتظار داشته باشند که گپ و گفت ایشان با جلاییپور، شمسالواعظین و عبداکریمی کمکی به عبور از بحران کنونی کرده و اعتباری برای دولت بخرد. چنین انتظاری تنها از رهگذر یک نشست خبری آزاد با خبرنگاران و منتقدان قابل حصول است. بدیهی است که گفتوگوهای نمایشی اینچنینی که مشابه آن را طی سالهای گذشته کم ندیدهایم، نه تنها ابهامات را رفع نکرده، بلکه حس بیاعتمادی جامعه را عمیقتر میکند.
لازم است به دولت محترم یادآوری کنیم که بازسازی سرمایه اجتماعی بدون گامهای بنیادی مثل آزادی چهرههای منتقد و شنیدن صدای نقد عمومی، ایجاد سازوکارهای حقیقتیابی مستقل و پاسخگویی صریح به سوالات مردم، همچنین ترتیب دادن نشستهای پرسش و پاسخ واقعی با حضور رسانههای مستقل و منتقدان واقعی، ممکن نخواهد بود.
بحران دیماه و پیامدهای آن، آزمونی بود برای گفتوگو و پاسخگویی دولت پزشکیان که در آن، مردود شد.
- 10
- 2















































