یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
۱۲:۳۸ - ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ کد خبر: ۱۴۰۴۱۲۰۰۶۵
شهری و روستایی

سکوت ۳۰۰ غرفه بازارچه جنت پس از معیشت سوخته | چرا وعده‌ها عملی‌ نشد؟

بازارچه جنت‌آباد,آتش سوزی در بازارچه جنت‌آباد

روزنامه پیام ما نوشت: مدتی پس از وقوع آتش‌سوزی گسترده در بازارچه جنت تهران، حادثه‌ای که به‌گفته کسبه حدود ۳۰۰ غرفه را به‌طور کامل از بین برد، غرفه‌داران اعلام می‌کنند هنوز پاسخ روشنی از سوی نهادهای مسئول درباره علت دقیق حادثه، میزان خسارت، نحوه جبران زیان‌ها و زمان‌بندی بازسازی دریافت نکرده‌اند. این آتش‌سوزی معیشت دست‌کم ۳۰۰ خانواده را به‌طور مستقیم تحت‌تأثیر قرار داده است. افزون‌برآن، صدها نفر دیگر که به‌شکل مستقیم و غیرمستقیم در زنجیره تأمین، تولید، فروش و خدمات وابسته به این بازارچه فعالیت داشتند، دچار آسیب شده‌اند. در میان مال‌باختگان، شمار قابل‌توجهی از زنان سرپرست خانوار حضور دارند؛ زنانی که بخش عمده‌ای از غرفه‌ها را اداره می‌کردند و فعالیتشان در حوزه‌هایی چون پوشاک، صنایع‌دستی، خرازی و تولیدات خانگی متمرکز بود. همچنین، برخی غرفه‌داران از کارآفرینان خرد و هنرمندان دارای معلولیت جسمی بودند که بازارچه جنت تنها محل عرضه محصولات و منبع اصلی درآمدشان محسوب می‌شد. روز چهارشنبه، ۲۹ بهمن‌ماه، جمعی از ما‌ل‌باختگان در محل بازارچه گرد هم آمدند تا گزارشی از پیگیری‌های انجام‌شده از سوی نمایندگان خود دریافت کنند.

فروشندگان جمع‌شده در بازارچه، چه سالمندان و چه جوانان، با نگرانی و گلایه، از بلاتکلیفی وضعیت کسب‌وکار خود سخن می‌گفتند. کسبه می‌گویند علاوه‌بر خسارت مستقیم ناشی از سوختن کالا و تجهیزات، با فشار بدهی‌ها، اقساط بانکی، سررسید چک‌ها و تعهدات مالی پیش‌ رو مواجه‌اند. نزدیک شدن به ایام پایانی سال و افزایش تقاضای بازار شب عید نیز نگرانی‌ها را دوچندان کرده است.

یکی از فروشندگانی که به نمایندگی از دیگر غرفه‌داران پیگیر مطالبات است، می‌گوید: «از روزی که این اتفاق افتاد، افراد زیادی برای بازدید آمدند و گفتند نمی‌توانند با همه فروشندگان صحبت کنند و از بین خودتان نماینده انتخاب کنید. آقای چمران گفتند به شما وام و جا می‌دهیم و نگران نباشید.»

او درباره مراجعه به شورای شهر نیز می‌افزاید: «وقتی به شورای شهر رفتیم، همان ابتدا شخصی آمد و گفت اصلاً چرا اینجا آمده‌اید؛ اینجا کسی نمی‌تواند کاری برایتان انجام دهد و باید از طریق شهرداری پیگیری کنید. همین باعث عصبانیت و به‌هم‌ریختن جو شد. یکی از مدیران نظارت آمد، خواسته‌هایمان را صورت‌جلسه کردیم و تحویل دادیم، اما گفتند خودتان پیگیر باشید.»

پیشنهاد سیمون بولیوار؛ محلی نامناسب برای غرفه‌داران

غرفه‌داران نسبت به محل پیشنهادی برای استقرار موقت معترض‌اند. یکی از غرفه‌داران می‌گوید: «قرار است بالای سیمون بولیوار به ما جا بدهند، اما آماده شدن آن حداقل ۲۰ روز زمان می‌برد تا سازه بزنند. من آنجا را می‌خواهم چه‌کار؟»

یکی از نمایندگان بازارچه می‌گوید: «الان جایی بالای سیمون بولیوار نشانمان داده‌اند؛ یک دره است. تجهیز و آماده‌سازی‌اش حداقل یک ماه زمان می‌برد که اصلاً شدنی نیست. با ما خیلی رؤیایی صحبت می‌کنند، بدون بررسی اولیه. حتی نیامده‌اند ببینند این زمین چه شرایطی دارد.»

او در ادامه پیشنهاد جایگزینی را مطرح می‌کند: «اینجا یک بازار گل به اسم بازار گل ستاری دارد که کاملاً آماده است، پارکینگ و تجهیزات دارد. پیمانکار خیرخواهی هم دارد و گفته حاضر است کمک کند. اما زمینش برای اداره راه‌وشهرسازی است، شهرداری حتی برای تعامل با آنها اقدامی نکرده. آنجا برای عید مناسب است؛ چون امکانات اولیه را دارد. سعی داریم آنجا را به‌طور جدی پیگیری کنیم.»

چرا اخطارها جدی گرفته نشد؟

پس از وقوع حادثه، سخنگوی سازمان آتش‌نشانی تهران اعلام کرد بازارچه جنت پیش‌ازاین بارها اخطار ایمنی دریافت کرده بود. این موضوع نشان می‌دهد ناایمن بودن بازارچه برای نهادهای مسئول تازه یا پنهان نبوده و خطر بروز چنین حادثه‌ای از مدت‌ها قبل وجود داشته است. بااین‌حال، هشدارها در عمل به هیچ اقدام مؤثر یا بازدارنده‌ای منجر نشد. اکنون پرسش اصلی این است که چرا با وجود اخطارهای مکرر، رفع نواقص ایمنی جدی گرفته نشد؟

برخی غرفه‌داران درباره علت آتش‌سوزی و وضعیت ایمنی مجموعه می‌گویند: «دلیل آتش‌سوزی سیم‌کشی‌های ناایمن و اتصال برق مجموعه بوده. چندین بار اخطار ایمنی داده شده و آخرین اخطار هم مربوط به پارسال بود. غرفه‌دار اصلاً مقصر نبود و این فقط مدیریت ضعیف مجموعه را نشان می‌دهد. از زمان حادثه هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته و طبیعی‌ترین مطالبه ما دریافت خسارت است.»

او درباره روند اطفای حریق می‌گوید: «درست است که آتش‌نشانی به‌موقع رسید، اما در همان زمان همه‌چیز سوخت. با دو تانکر خالی و بدون آب رسیدند. وقتی نیروهای دیگر آمدند، شلنگشان سوراخ بود و آب کم داشتند.»

فروشنده دیگری این روایت را تأیید می‌کند: «شلنگ آتش‌نشانی سوراخ بود، دو ماشینی هم که اول آمدند، آب نداشتند و حتی نمی‌دانستند فلکه‌های اطراف کجاست. سازه اینجا از فوم‌پنل و پشم‌شیشه بود که نسبت به آتش بسیار آسیب‌پذیرند و در کمتر از ۱۰ دقیقه همه‌چیز ذوب شد. حتی بعضی کپسول‌های داخل بازارچه هم کار نمی‌کرد؛ یا خالی بود یا بلد نبودند با آن کار کنند. وقتی آمدند هم بیشتر نگران آتش نگرفتن نیایش‌مال بودند.»

یکی از غرفه‌داران درباره‌ بیمه توضیح می‌دهد: «بیمه به آتش‌سوزی مشکوک است و به‌رغم اخطارها به‌راحتی قبول نمی‌کند. اگر هم پرداخت شود، فقط بیمه سازه و ابنیه است و به فروشندگان تعلق نمی‌گیرد. بدون اینکه روی کیفیت سازه یا ایمنی مجموعه کار کنند، فقط اجاره‌ها را زیاد کردند.»

زنان سرپرست خانوار میان واقعیت و وعده‌های عملی‌نشده

زنان سرپرست خانوار که بخش قابل‌توجهی از غرفه‌های بازارچه جنت را اداره می‌کردند، پس از آتش‌سوزی با تهدید مستقیم معیشت خود روبه‌رو شدند، درحالی‌که وعده‌های حمایتی رسانه‌ای و دولتی از جمله اعطای وام بلاعوض به ۵۲ نفر و پرداخت چهار ماه نخست اقساط توسط شهرداری تا این لحظه هنوز رنگ واقعیت به خود نگرفته است.

یکی از غرفه‌داران زن درباره ویدئویی که اخیراً منتشر شده، می‌گوید: «ویدئویی به‌تازگی از ساماندهی صنایع و مشاغل شهر منتشر شده و گفته‌اند به ۵۲ نفر از خانم‌های سرپرست خانوار بازارچه جنت وام بلاعوض داده‌اند و چهار ماه نخست بازپرداخت اقساط را هم خود شهرداری پرداخت می‌کند. چنین اتفاقی تا این لحظه نیفتاده و این ادعا کذب محض است.»

زن دیگری اضافه می‌کند: «بروید از این ۵۲ نفر بپرسید ببینید به کدامشان زنگ زده‌اند و پیگیر این کار شده‌اند؛ تا آنجا که ما مطلع هستیم، چنین چیزی اصلاً اتفاق نیفتاده.»

یکی از فروشندگان درباره معیشت روزانه می‌گوید: «ما اینجا یک کسب‌وکار و معیشت روزانه داشتیم. شب که به خانه می‌رفتیم، پولی در جیبمان بود، می‌رفتیم با آن مرغ و گوشت و نان می‌خریدیم و شرمنده زن و بچه نبودیم. سر برج اجاره‌مان را می‌دادیم، چک‌ها و اقساطمان را پرداخت می‌کردیم. اما ۱۵ روز است از این اتفاق گذشته و هیچ‌کدام از وعده‌ها عملی نشده.»

یکی دیگر می‌گوید: «من ۱۵ سال است اینجا فروشنده‌ام. از قبل مغازه‌ای که داشتم، پنج نفر نان می‌خوردند. همه‌چیز پودر شد و رفت هوا. هر اتفاقی در این مملکت می‌افتد، ترکش مستقیمش به مردم می‌خورد. من جانباز دوران جنگم؛ گوشم از موج انفجار آن زمان آسیب دیده. اگر اتفاقی برای مملکت بیفتد، جانم را هم می‌دهم؛ اما حالا تمام دارایی‌ام اینجا از بین رفته.»

فروشنده دیگری می‌گوید: «اینجا کلاً فروشنده‌ خانم زیاد داشت. قشر ضعیف هم زیاد بود. حتی غرفه‌هایی که آزاد اجاره کرده بودند، باز قشر متوسط رو به پایین جامعه بودند. خیلی‌ها جوان بودند، پر از امید به آینده؛ ولی همه‌چیز به ثانیه پودر شد.»

و دیگری اضافه می‌کند: «می‌گویند اصلاً اسم خسارت را نیاورید، ما فقط حمایت می‌کنیم و به شما وام می‌دهیم. درحالی‌که وام در کنار خسارت می‌تواند کمک کند. این مالی که از دست دادیم، چه می‌شود؟ هر مغازه کم‌کم یک میلیارد تومان از دست داده. گفته‌اند یک میلیارد وام با ۴۰۰ درصد بهره می‌دهند و پنج ماه بعد بازپرداخت شروع می‌شود، اما تا امروز همه‌ اینها در حد حرف باقی مانده است.»

سایه سنگین نیایش‌مال بر سر بازارچه‌ای که سوخت

با افزایش چشمگیر مال‌ها و پروژه‌های تجاری در شهرهای بزرگ، فشار بر کسب‌وکارهای خرد نیز روزبه‌روز بیشتر شده است. بازارچه جنت که سال‌ها محل فعالیت فروشندگان کوچک و زنان سرپرست خانوار بوده، حالا تحت‌تأثیر این تغییرات و ارزش بالای زمین‌های اطراف، به‌ویژه مجاورت با نیایش‌مال، با بلاتکلیفی و تهدید معیشت روبه‌روست. داستانی آشنا برای کسب‌وکارهای محلی که همواره در سایه مال‌ها و پروژهای بزرگ در معرض نابودی قرار داشته‌اند.

فروشنده‌ای با ۱۰ سال سابقه می‌گوید: «دو سال پیش زمزمه‌ها و برنامه‌هایی برای بیرون کردن ما داشتند. با جابه‌جا کردن برخی افراد و تغییر سمت‌ها، این کار را پیش بردند. چون بازارچه کنار نیایش‌مال است، داستان پارکینگ نیایش‌مال درست شد و هر روز پررنگ‌تر شد. از دو سال پیش هم دارند همه درختان اطراف اینجا را خشک می‌کنند.»

او ادامه می‌دهد: «اینجا برنامه‌هایش ریخته شده، نقشه‌هایش کشیده شده. فقط مردم را بدبخت کردند. آخرش هم پول کمی به غرفه‌داران می‌دهند و می‌گویند راهتان را بکشید و بروید. الان هم که مصادف شده با ماه رمضان، دیگر به‌کل یادشان می‌رود مردم تمام دارایی‌شان را در این بازارچه از دست داده‌اند. مردم چه‌ کاری از دستشان برمی‌آید؟ یک ماه دیگر عید است، ما باید چه کار کنیم؟ شهرداری و پیمانکار مقصرند، اما فروشنده‌ها تحت فشارند. آنها خوب بلدند با حرف‌های پوشالی مردم را دست‌به‌سر کنند و وعده‌های الکی بدهند. فقط آمدند بازدید کردند و رفتند، کاری پیش نرفته. من حتی اگر بروم جلوی دادسرا خودم را آتش بزنم هم برایشان مهم نیست.»

فروشنده زنی می‌گوید: «۱۵ روز است دست به بازارچه نزده‌اند؛ حتی یک آهن را بلند نکردند که بگوییم حداقل دارند کاری انجام می‌دهند. اگر برایشان مهم است، همین‌جا برای عید چادر بزنند. ما مغازه نمی‌خواهیم، فقط تا عید بتوانیم بفروشیم. چرا می‌خواهند ما را ببرند یک جای خاکی؟ به خاطر نیایش‌مال اینها دیگر نمی‌خواهند اینجا را به ما بدهند؛ داستان اینجا را برای ما تمام کردند. این زمین الان ارزشمند شده؛ بغلش مترو خورده، به نیایش‌مال چسبیده، بر اتوبان باکری است و تردد زیاد شده. دیگر تمام شد. یک ماه دیگر عید است. ما باید چه کار کنیم؟»

حمایت اینفلوئنسرها از پیج‌های مجازی غرفه‌داران

در چهارشنبه ۲۹ بهمن‌ماه، بیش از ۶۰ نفر از اینفلوئنسرها و بلاگرها به بازارچه جنت آمدند تا با تبلیغ پیج‌های غرفه‌داران و اطلاع‌رسانی با هشتگ #کمپین_تا_عید_بازار_جنت، از فروش آنلاین محصولاتشان حمایت کنند. اگرچه این اقدام انسانی و قابل‌تقدیر است، اما با توجه به تنوع سنی، شرایط مالی فروشندگان و مهارت‌های متفاوت آنها در کار با گوشی و استفاده از اپلیکیشن‌ها، امکان بهره‌گیری واقعی همه از این راه وجود ندارد. هرچند این راهکار یک اقدام کوتاه‌مدت و ارزشمند است و نمی‌تواند جایگزین فروش حضوری شود، اما غرفه‌داران از حضور آنها دلگرم شدند و از اینکه حمایت مردم را داشتند، روحیه گرفتند.

یکی از غرفه‌داران می‌گوید: «پیج مشکل ما را حل نمی‌کند. ما فروشندگان مجازی نیستیم. من در خودم نمی‌بینم که بتوانم مجازی چیزی بفروشم.»

زن دیگری اضافه می‌کند: «بر فرض که من پیج بزنم، اصلاً پولی ندارم که جنس بخرم و بگذارم برای فروش. بعضی‌ها پیج دارند، اما جنس ندارند.»

  • 9
  • 5
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش