
روزنامه جهان صنعت نوشت: افزایش نگرانی در خاورمیانه نسبتبه احتمال درگیری نظامی میان ایران و ایالاتمتحده، بار دیگر صنعت گردشگری منطقه را در وضعیت تعلیق قرار داده است؛ صنعتی که به تعبیر کارشناسان «نخستین قربانی بحران و آخرین بخش احیاشونده پس از ثبات» است. همزمان با ورود مذاکرات هستهای به مراحل حساس و هشدارهای تند واشنگتن درباره «پیامدهای جدی» در صورت عدم توافق، بعضی سفارتخانهها اقدام به کاهش نیرو و برخی کشورها توصیه به ترک ایران و بعضی شرکتهای هواپیمایی نیز پروازهای خود به منطقه را لغو یا محدود کردهاند.
در چنین فضایی صنعت گردشگری ایران که طی سالهای اخیر زیر فشار تحریمها، ناآرامیهای داخلی، قطع اینترنت در مقاطع مختلف و هشدارهای مکرر سفر قرار داشته، اکنون با موج تازهای از نااطمینانی روبهرو است. پرسش اصلی این است: آیا گردشگری ایران میتواند از این چرخه بحرانهای پیدرپی عبور کند یا رکود و نگرانی در این بخش ادامه خواهد داشت.
موج تازه هشدارهای سفر و سقوط تقاضای بینالمللی
در هفتههای اخیر همزمان با تشدید تنشهای منطقهای بیش از ۲۵کشور از اروپا، آمریکا، آسیا و اقیانوسیه به اتباع خود درباره سفر به ایران هشدار داده یا توصیه به ترک فوری خاک ایران کردهاند. کشورهایی چون بریتانیا، آلمان، فرانسه، ایالاتمتحده آمریکا، کانادا، استرالیا، ژاپن و کره ژاپنی در فهرست کشورهایی قرار دارند که ایران را در سطح هشدار قرمز یا توصیه جدی عدم سفر قرار دادهاند.
این هشدارها صرفا توصیههای دیپلماتیک نیستند؛ در صنعت گردشگری جهانی، «Travel Advisory» نقش تعیینکنندهای در تصمیم توراپراتورها، شرکتهای بیمه، خطوط هوایی و حتی بانکها دارد. بسیاری از شرکتهای بیمه مسافرتی در صورت قرار گرفتن یک مقصد در سطح هشدار بالا، پوشش بیمهای ارائه نمیدهند درنتیجه تورهای فرهنگی و طبیعتگردی عملا امکان فروش ندارند.
پس از حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی در سال۱۳۹۸ نیز ورود گردشگران اروپایی، آمریکایی و شرق آسیا به ایران تقریبا متوقف شد. اکنون با تکرار فضای ناامن در ادراک جهانی، همان بازارهای هدف که پیشتر نیز آسیب دیده بودند، بیش از پیش از دسترس خارج شدهاند درحالیکه ایران در سالهای پیش از ۱۳۹۸ در حال تثبیت جایگاه خود در بازار گردشگری فرهنگی اروپا بود، امروز بازگشت آن بازار به یک چشمانداز دوردست تبدیل شده است.
لغو یا محدود شدن پروازها نیز ضربه مضاعفی وارد کرده است. در شرایط کنونی فقط پروازهای برخی شرکتهای منطقهای از جمله امارات، قطر و ترکیه در آسمان ایران برقرار است و آنهم با کاهش محسوس، دسترسی هوایی به کشور محدود شده و هزینه سفر افزایش یافته است. صنعت گردشگری بیش از هر چیز به «قابلیت پیشبینی» وابسته است؛ متغیری که اکنون در اقتصاد سیاسی ایران به کمترین سطح خود رسیده است.
سهم ۶درصدی از تولید ناخالص داخلی در معرض تهدید
براساس اعلام سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی حدود ۶درصد تولید ناخالص داخلی و نزدیک به ۱۰درصد گردش مالی روزانه کشور را به خود اختصاص داده است. حدود یکمیلیون و ۶۰۰هزار نفر در زنجیره ارزش این صنعت اشتغال دارند؛ از هتلداران و راهنمایان تور گرفته تا فعالان بومگردی، صنایعدستی و حملونقل.
وزیر میراثفرهنگی با تاکید بر «بازمهندسی ساختار و تقویت دیپلماسی فرهنگی» اعلام کرده است که ۷۳۴پروژه گردشگری با حجم سرمایهگذاری ۸۳۰هزارمیلیارد تومان در حال اجراست. این ارقام در ظاهر نشاندهنده اعتماد بخشخصوصی به آینده صنعت بوده اما پرسش کلیدی اینجاست که آیا سرمایهگذاری در محیطی با ریسک ژئوپلیتیک بالا میتواند به بهرهبرداری پایدار برسد؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده که هر موج تنش سیاسی، بلافاصله در شاخص اشغال هتلها، فروش تورها و حتی گردشگری داخلی اثرگذار است. در فضای «نه جنگ، نه صلح»، خانوارهای ایرانی نیز سفر را از سبد هزینههای ضروری خود حذف کردهاند. کاهش قدرت خرید، تورم بالا و نااطمینانی اقتصادی باعث شده سفر به اولویتهای پایینتری منتقل شود.
این وضعیت برای بخشخصوصی دوگانهای دشوار ایجاد کرده است: از یکسو هزینههای ثابت(نگهداری، حقوق، مالیات) پابرجاست از سوی دیگر تقاضا به شدت نوسان دارد. صنعت گردشگری ایران در سالهای اخیر بهجای رشد پایدار، در چرخه «شوک و رکود» گرفتار شده است.
بومگردیها؛ روایت رکود در دل روستاها
رکود گردشگری صرفا به هتلهای بزرگ شهری محدود نیست. بیش از ۳۷۰۰واحد بومگردی ثبتشده در کشور که طی یکدهه اخیر به نماد توسعه گردشگری روستایی و مهاجرت معکوس تبدیل شده بودند اکنون با کاهش شدید ضریب اشغال مواجه هستند. رییس جامعه بومگردان کشور اعلام کرده است که حتی در فصل زمستان -که استانهای جنوبی مانند بوشهر، هرمزگان و قشم معمولا با پیک سفر روبهرو میشوند- میزان اقامت به شکل محسوسی کاهش یافته است. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و مشکلات اقتصادی مردم باعث شده سفر دیگر در اولویت خانوادهها نباشد.
بومگردیها علاوهبر ایجاد اشتغال مستقیم، نقش مهمی در فروش محصولات محلی، صنایعدستی و حفظ فرهنگ بومی دارند. رکود در این بخش بهمعنای ضربه به اقتصاد خرد روستایی است؛ اقتصادی که به سختی طی سالهای اخیر شکل گرفته بود.
در چنین شرایطی سیاستهای حمایتی و نظارتی وزارتخانه – از جمله تدوین دستورالعملهای جدید و پایش کیفیت- میتواند به ارتقای استانداردها کمک کند اما بدون بازگشت تقاضا بهتنهایی قادر به احیای بازار نخواهد بود. صنعت گردشگری بیش از هر اصلاح ساختاری، نیازمند ثبات محیط کلان است.
دیپلماسی فرهنگی؛ راه خروج یا آرمان دوردست؟
وزیر میراثفرهنگی تاکید کرده است که «دیپلماسی فرهنگی مکمل دیپلماسی سیاسی است» و بازتعریف تصویر ایران در افکار عمومی جهان میتواند به رونق گردشگری کمک کند. این گزاره از نظر نظری درست اما تحقق آن وابسته به متغیرهایی فراتر از حوزه فرهنگ است.
در فضای کنونی مذاکرات هستهای، مواضع تند واشنگتن و پاسخهای تهران، تصویر ایران را در رسانههای بینالمللی عمدتا در چارچوب امنیتی بازنمایی میکند. هرگونه احتمال درگیری نظامی -حتی اگر محقق نشود- در ادراک عمومی جهان، ایران را بهعنوان مقصدی پرریسک تثبیت میکند.
تجربه منطقه نیز نشان داده که جنگ یا حتی شایعه جنگ فورا صنعت گردشگری را زمینگیر میکند. همانگونه که در دوره درگیریهای منطقهای پس از حمله ۷اکتبر۲۰۲۳ و جنگهای متعاقب، بسیاری از خطوط هوایی پروازهای خود را تعلیق کردند و کشورهای منطقه با افت شدید ورود گردشگر مواجه شدند.
در چنین بستری تحقق هدف ۱۵میلیون گردشگر -که از سوی وزارتخانه بهعنوان افق قابلدستیابی مطرح شده- نیازمند سه پیششرط اساسی است: نخست، کاهش تنشهای ژئوپلیتیک و بازگشت ایران به سطح هشدارهای پایینتر سفر، دوم ثبات اقتصادی و مهار تورم برای تقویت گردشگری داخلی و در آخر بازسازی اعتماد بازارهای اروپایی و شرق آسیا از طریق دیپلماسی فعال و تضمینهای عملی امنیت سفر.
صنعت در انتظار لحظه اطمینان
گردشگری ایران امروز در نقطهای حساس ایستاده است؛ صنعتی با ظرفیتهای تمدنی، فرهنگی و طبیعی کمنظیر اما گرفتار در شبکهای از مخاطرات سیاسی و امنیتی. سرمایهگذاریهای کلان، برنامه پنجساله تحول و اصلاح ساختار حکمرانی میتواند زیرساختها را تقویت کند اما بدون کاهش ریسک ادراکشده در سطح بینالمللی بازگشت گردشگر خارجی دشوار خواهد بود.
در اقتصاد گردشگری ادراک امنیت به اندازه امنیت واقعی اهمیت دارد حتی اگر درگیری مستقیمی رخ ندهد، تداوم فضای پرتنش میتواند به رکود فرسایشی بینجامد؛ رکودی که آرام و پیوسته سهم بازار ایران را در رقابت منطقهای کاهش میدهد.
صنعت گردشگری ایران اکنون بیش از هر زمان دیگر به «لحظه اطمینان» نیاز دارد؛ لحظهای که در آن پیام ثبات، پیشبینیپذیری و تعامل سازنده به بازار جهانی مخابره شود. تا آن زمان هتلها، بومگردیها و سرمایهگذاران در وضعیتی میان امید و اضطراب به سر خواهند برد؛ وضعیتی که نه رونق است و نه فروپاشی بلکه تعلیقی است فرساینده در سایه تنشهای ژئوپلیتیک.
- 12
- 3
















































