شنبه ۰۸ آذر ۱۴۰۴
۰۹:۳۱ - ۰۷ شهریور ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۶۰۱۴۶۳
جرم و جنایت

ماجرای ربوده شدن مرموز جوان ماشین فروش

 تحقیقات کارآگاهان پلیس تهران نشان داد اظهارات پسر جوان ماشین فروش که مدعی بود ۸ روزدراسارت چهار آدم ربا بوده وسرانجام با انتقال اسناد مالکیت ماشین و خانه‌اش به نام آدم ربایان، نجات یافته دروغ بوده است.

به گزارش ایران، رسیدگی به این پرونده مرموزاز۳۱ مرداد امسال و به‌دنبال طرح شکایت مردی میانسال درشعبه نهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران آغاز شد. این مرد اعلام کرده بود مردان ناشناس پسر ۲۶ ساله‌اش را با خودروی پژو ۲۰۶ دزدیده‌اند.وی به بازپرس سهرابی گفت: ۲۹ مرداد پسرم درراه بازگشت به خانه، در بزرگراه آزادگان ربوده شد. اوازهمان موقع مدام با من در تماس است.البته ابتدا می‌گفت مشکل مالی دارد اما ساعاتی قبل از ربوده شدنش خبر داد.»

 

پس ازاین شکایت، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت برای بررسی موضوع وارد عمل شده و تحقیقات گسترده دراین باره آغازشد.سرهنگ مکرم - معاون جنایی پلیس آگاهی تهران- در این باره به خبرنگارما گفت: پس از تحقیقات صورت گرفته مشخص شد آدم ربایی در کار نبوده و متهمان به خاطر اختلاف مالی، پسر جوان را به باغ‌شان برده‌اند. در ابتدا نیز گزارش مفقودی به ما اعلام شد و یکشنبه ۵ شهریور به صورت ناگهانی پدر فرد ناپدید شده موضوع سند زدن آپارتمان به نام افرادی که پسرش با آنها اختلاف حساب دارد را مطرح کرد.

 

بلافاصله مأموران وارد عمل شده و دو نفر از آنها را بازداشت کردند. با دستگیری دو متهم جوان، همدستان شان پسر جوان را رها کرده بودند که بررسی‌ها نشان داد آدم ربایی صورت نگرفته است. دو متهم دستگیرشده دیروز برای تحقیقات به شعبه نهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران منتقل شدند. یکی از متهمان گفت: «من جوشکار هستم و مدتی قبل ۱۰۰ میلیون تومان پول به شاکی دادم.

اما او بدهی‌اش را پرداخت نمی‌کرد. زمانی که اصرار ما را دید چنین نقشه‌ای را طراحی کرد.این درحالی بود که سند یک آپارتمان ۷۵ میلیون تومانی را به نام من زد و خودروی ۲۰۶ و پول‌هایی را هم که گرفتیم مابقی بدهی‌اش بود.به همین خاطرآدم ربایی درکارنبوده است.بدنبال اظهارات متهمان جوان، بازپرس جنایی برای آنها قرار وثیقه صادر کرد و تحقیقات در این خصوص همچنان ادامه دارد.خبرنگارما با شاکی پرونده نیزگفت‌و‌گویی انجام داد که درادامه می‌خوانید:

 

چطور تو را ربودند؟

من درکار خرید و فروش ماشین هستم و ۴ سال قبل برای ساسان یک پژو ۲۰۶ خریده بودم. در این مدت باهم در تماس بودیم اما نه خیلی زیاد، همان روز به من زنگ زد و آمار یکی از بچه محل هایمان را خواست. گفت یکی از بچه محل هایم پولش را بالا کشیده و دنبالش است. من هم بدنبال ساسان رفتم تا باهم بچه محلمان را پیدا کنیم. در بین راه ساسان یکی دیگر از دوستانش را سوار کرد.

 

از نعمت آباد وارد اتوبان که شدیم ناگهان پسری که روی صندلی عقب نشسته بود دستی ماشین را کشید. تعادل ماشین از دستم در رفت و به زور توانستم آن را کنترل کنم. درهمین هنگام خودروی دنایی مقابلم توقف کرد. سرنشین خودرو پیاده شد و با کمک ساسان و دوستش کیسه‌ای را روی سرم کشیدند و مرا روی صندلی عقب خودروانداختند.

 

   بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟

آن شب مرا به خانه یکی از دوستان ساسان در منطقه ملارد شهریار بردند. به من گفتند با خانواده‌ام تماس بگیرم و بگویم که شب به خانه نمی‌آیم. بعد از آن گوشی تلفن و سیم کارتم را گرفتند و گوشی جدیدی به من دادند. فردای آن روز همان‌طور دست و پا بسته به شهریار رفتیم و وارد باغی شدیم. در تمام ۸ روزی که گروگان‌شان بودم، ۶ بار مخفیگاه شان را عوض کردند و اجازه حمام یا بیرون رفتن هم به من نمی‌دادند. در شهریار مرا بالای چاه ۲۰ متری بردند و گفتند اگر با آنها همکاری نکنم مرا داخل چاه می‌اندازند یا برایم پاپوش درست می‌کنند که به ناچار با آنها همکاری کردم.

 

   آنها از تو چه می‌خواستند؟

هر چیزی که داشتم و من برای اجرای خواسته‌های آنها، فردای آن روز به دروغ به پدرم زنگ زدم و گفتم بدهی دارم و از او خواستم هر چه طلا داخل خانه داریم را به برادرم بدهد و به محل قراری بیاید که آدم ربایان تعیین کرده بودند. تا آن زمان هم هنوز خانواده‌ام از این آدم ربایی خبری نداشتند. دو نفر از آدم رباها به محل قرار آمدند و طلاها که ۸ النگو و یک گردنبند بود را گرفتند و رفتند. اما این همه ماجرا نبود. بعد از آن سند خودروی ۲۰۶‌ام را به نام آنها زدم. اما تمام این‌ها برایشان کافی نبود. بعد از آن هم ۱۲ میلیون تومان پول از حساب بانکی خودم و حدود ۱۵ میلیون هم از دوستانم قرض کردم که به حساب بانکی ساسان واریزکردم.

 

   قضیه خانه چیست؟

خانه‌ای در اطراف تهران داشتم که حدود ۷۵ میلیون تومان ارزش دارد. با پدرم تماس گرفتم و از او خواستم که سند خانه را به نام آنها کند.

 

   پدرت هیچ مخالفتی نکرد؟

چاره‌ای نبود، ابتدا فکر می‌کرد که بدهی دارم و برای پرداخت بدهی‌ام این کار را انجام می‌دهم و با آنها در بنگاه قرار گذاشت. اما زمان سند زدن پی به ماجرا برده و موضوع را به پلیس اطلاع داده بود. به همین دلیل زمانی که دو نفر از آدم ربایان وارد بنگاه شدند تا کد رهگیری به نام آنها شود دستگیر شدند.

 

   وضع مالی ات خوب بود که تو را ربودند؟

نه، ولی چون قبلاً خودروهای خارجی و مدل بالا داشتم فکر می‌کردند که پولدارم.

 

   خانواده ات چطور از ماجرای آدم ربایی با خبر شدند؟

همان روز که برادرم طلاها را به آنها داد، توانستم اعتمادشان را جلب کنم و نسبت به قبل کمتر به من گیر می‌دادند. نیم ساعت بعد از دریافت طلاها بود که در میان صحبت هایم به برادرم گفتم مرا دزدیده‌اند و موضوع را به پلیس خبر دهید.

 

   تمام تماس‌هایت را زیر نظر داشتند؟

بله، تمام تماس‌ها روی بلندگو بود و آنها همه چیزرا می‌شنیدند. با این حال کد‌گذاری کرده بودیم و با خانواده‌ام رمزی صحبت می‌کردم و یک سری اطلاعات بین ما رد و بدل می‌شد.

 

   چطوری کد‌گذاری کرده بودی؟

مثلاً می‌گفتم بیمارستان رفته اید؟ بیمارستان یعنی اداره آگاهی. یا آنها می‌گفتند خواهرت را بیمارستان بردیم. یعنی پلیس وارد عمل شده است. چون من خواهری نداشتم که بخواهند او را به بیمارستان ببرند. معلوم بود که منظورشان اداره آگاهی و پلیس است.

 

   در این مدت رفتارشان با تو چطور بود؟

دست و پاهایم بسته بود. کتکم نمی‌زدند اما از نظر غذایی تعریفی نداشت و در این ۸ روز حمام هم نرفتم.

 

   چطور آزاد شدی؟

زمانی که متهمان دستگیر شدند محل نگهداری من مشخص شد. پلیس به همراه متهمان دستگیر شده راهی شهریار شده بودند که همدستان شان از ماجرا با خبر شده و مرا کنار اتوبانی در جنوب شهر رها کردند. آنها ۵۰ هزار تومان پول هم به من دادند و متواری شدند.

 

   فکر می‌کردی که پلیس پیدایت کند؟

مطمئن بودم، معمولاً ماجرای آدم ربایی‌های که پلیس آدم ربا را دستگیر کرده می‌خواندم و می‌دیدم که هیچ آدم ربایی نتیجه نداشته است.

 

 

 

 

  • 19
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش