
«پوشاندن شیشههای ماشین غیرقانونی است.» قانون راهنمایی رانندگی در این مورد به همین صراحت حرف میزند اما انگار پوشاندن پنجرههای اتوبوس و بی.آر.تی و نیز به تازگی واگنهای مترو با آگهیهای رنگ وارنگ، شامل این قانون نمیشود یا شاید هم سازمان زیباسازی شهرداری این شکل از پوشش را زیبا هم میداند. چرا؟ میتوان فرضیههای زیادی در این زمینه داشت اما آنطور که مدیر عامل شرکت اتوبوسرانی در گفتوگو با رسانهها میگوید این روش مناسب فصل تابستان است و راه خوبی برای جلوگیری از تابیدن نور آفتاب به مسافران. اما مسافران هر روزه این اتوبوسها نظر دیگری دارند.
علیرضا احسانی دانشجو ترم دوم روانشناسی است و زمانی که از اتوبوس در انتهای خیابان معلم پیاده میشود دستانش را جلوی چشمش میگیرد. انگار از تونل تاریکی بیرون آمده و ساعتهاست نور آفتاب را ندیده. سریع عینک آفتابیاش را روی چشم میگذارد. وقتی به شوخی میگویم انگار حسابی خوابیده بودی، میزند زیر خنده و میگوید: «واقعا با این اتوبوسهای نسل جدید بهترین کار خوابیدن است.
آنقدر داخلش تاریک است که بهترین کار همین است.» اتوبوس جای خالی ندارد و همه جایش را آگهی چسباندهاند با عکسی بزرگ از میدان حسن آباد و بچههایی که کنار پیرمردی نشستهاند. در نگاه اول اتوبوس زیبایی به نظر میآید اما کسانی که پیاده میشوند هرکدام به زبانی گله میکنند. علیرضا میگوید: «واقعا دوست ندارم در مورد همه چیز غر بزنم ولی واقعاً آدم وقتی داخل اتوبوس میرود انگار وارد تونل شده. نه قیافه آدمها را میشود دید نه خیابان را. اگر پوشاندن ماشین مجاز است چرا به دودی کردن شیشه ماشین مردم گیر میدهند؟ یعنی اگه من هم روی شیشه ماشینام آگهی بچسبانم مشکلی نیست؟»
مرد مسنی که به سختی و با گرفتن میله کنار در اتوبوس از پلهها پایین میآید انگار حرفهای علیرضا را شنیده و خیلی شاکی است. او خود را رضایی و معلم بازنشسته معرفی میکند: «ببین پسرم من دیگر مثل جوانیهام چشمم سو ندارد. واقعاً اگر راننده نمیگفت رسیدیم، من که نمیتوانستم ایستگاه را ببینم. مخصوصاً وقتی غروب میشود دیگر اصلاً نمیشود بیرون را دید. قدیمها سوار اتوبوس میشدیم دلمان باز میشد. میتوانستیم بیرون را تماشا کنیم. نور آفتاب میزد تو صورت آدم و خلاصه صفایی داشت برای خودش. اما حالا از این خبرها نیست. همه زندگی ما شده دیدن آگهیهای در و دیوار و حالا هم که سوار آگهی میشویم و از دور و برمان خبر نداریم.»
دامنه اعتراضها به چسباندن تبلیغات روی بدنه اتوبوسهای شرکت واحد و بی. آر. تیها به شبکههای اجتماعی هم کشیده شده. کاربری با منتشر کردن عکسی از پنجره پوشیده از آگهی اتوبوس نوشته: «این سیستم تبلیغات اتوبوسها که تمام اتوبوس را اعم از در و پنجره میپوشانند باعث شده بیرون اصلاً معلوم نباشد و تشخیص ایستگاهها خیلی سخت شده» کاربر دیگری نوشته «کاش برای تبلیغات به همان بدنه اتوبوس اکتفا کنند و بگذارند پنجرهها برای مردم باقی بماند.» آنها ندیدن ایستگاهها برای پیاده شدن از اتوبوس و زندانی شدن در فضای اتوبوس را در واقع نوعی ضد تبلیغ برای شرکتهای آگهی دهنده میدانند و از شهرداری میخواهند این وضعیت آزاردهنده را تغییر دهند.
سری به ایستگاه انقلاب میزنم. بی.آر.تی که تبلیغ پفک سراسر بدنه و پنجرههایش را گرفته توی ایستگاه ترمز میزند. مردم یکی یکی از پفک پیاده میشوند. خانم مسنی با تردید به اطراف نگاه میکند.
تازه از شمال رسیده
و با بی.آر.تی از پایانه تهران پارس تا اینجا آمده که به خانه دخترش برود. او با لهجه گیلکی از نگرانیاش برای درست پیاده شدن در ایستگاه میگوید: «نخستین بارم نیست تهران میآیم ولی قبلاً لااقل میشد بیرون را دید. این دفعه تمام مسیر با استرس از مردم، اسم ایستگاهها را میپرسیدم. اصلاً نمیدیدم کجا هستیم. تهران هم ماشاءالله بزرگ است. آدم دو تا ایستگاه را رد کند دیگه نمیفهمد کجاست.» میخندد و میگوید: «یعنی این همه تبلیغ توی تلویزیون برای این کارخانهها بس نیست که اتوبوس هم شده تبلیغ پفک؟»
در یکی از سایتهای تبلیغاتی در تعریف از مزایای زیاد تبلیغات روی اتوبوسها نوشته: «به دلیل طرحهای زیبایش باعث زیباتر شدن فضای شهری میشود، به خاطر رفت و آمد اتوبوس در قسمتهای مختلف شهر، یکسانی در تبلیغات وجود دارد. ارزانتر از بسیاری از رسانههای دیگر از قبیل تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات بیلبورد، اسپانسرینگ و تبلیغات در فرودگاههاست. نزدیک بودن این تبلیغات به شهروندان و در نتیجه دیده شدن آن و جلب توجه کردن آن...» اما انگار کسی به نگارنده این سایتها که فقط به مسأله آگهیهای تبلیغاتی روی بدنه اتوبوس فکر میکنند نگفته است پس حقوق شهروندانی که سوار این اتوبوسها میشوند چه میشود؟ مگر آنها زندانی اتوبوس هستند که از دیدن خیابانهای شهر و تابش نور آفتاب محروم شوند؟
محمد معصومیان
- 18
- 2
































