
کالسکهها و فیاتهای سیاهوسفید که روی سنگفرشها ریتمی از زندگی و مدرنشدن را مینواختند، حالا به خاطره پدربزرگها و مادربزرگها بدل شدهاند و نسل امروز کمتر خودروهای نارنجی را به یاد میآورد، چون گذر زمان باعث شده خودروهای سبز و زرد جای تاکسیهای نارنجی را بگیرند؛ تاکسیهایی که بیشترشان پیکان بودند و با وجود مصرف بالای بنزین و آپشنهای محدود برای خودشان بروبیایی داشتند و هرکسی برای رفتوآمد از آنها استفاده نمیکرد و جزو کالاهای لوکس به حساب میآمد، اما حالا با گسترش شهرها و فزونی یافتن جمعیت، تاکسیها بخش لاینفک شهرها شدهاند و نبودشان به معنای مختلشدن زندگی شهری است؛ اختلالی که بارها با بارندگیها شاهد آن بودیم؛
اختلالی که گلایههایی را نیز بهدنبال داشت؛ گلایههایی که تاکسیرانی قبل از اینها نیز طعم آن را چشیده بود. گلایههایی از جنس کرایهها، برخوردها و ... بودند، البته پای درددل رانندههای تاکسی که مینشینی، آنها نیز گلهمندند و بحق میگویند. تاکسیرانی تغییر و تحولات بسیاری به خود دیده و گاهی بهعنوان تیتر اخبار از آن سخن گفته شده است؛ همچون دورانی که تاکسی بانوان فعالیت خود را آغاز کرد یا برههای که آمار مجروحان ناشی از تصادفات شهری متولیان ارایه خدمات بهداشتی و درمانی را نگران کرد و تاکسی سلامت شکل گرفت تا در کنار ارایه خدمات درمانی، نسبت به گسترش مقوله سلامت شهروندی نیز گام بردارد.
درواقع ایده اجرای پروژه تاکسی سلامت با توجه به آنکه رانندگان تاکسی در روز چندین نفر را به مقصد میرسانند و ظرفیت مناسب اطلاعرسانی در تاکسیها وجود دارد، شکل گرفت و قرار بر این شد تاکسیهای سلامت که همان رانندگان تاکسی درحال تردد در شهر تهران بودند، پس از گذراندن دورههای آموزش کمکهای اولیه، به محض اینکه اتفاق خاصی در خطوط تاکسیرانی رخ داد خود را به صحنه حادثه برسانند و فرد مصدوم را به مراکز درمانی انتقال بدهند تا کمکهای مقدماتی ارایه شود. در همان دوران بود که اعلام شد ٤هزار تاکسیران شهر تهران با همکاری انجمن پرستاری و سازمان تاکسیرانی توانستهاند دورههای آموزشی کمکهای اولیه را بگذرانند.
این آموزشها شامل گرفتن فشار خون، پانسمان و بانداژ خونریزیهای سطحی بود تا کمکهای اولیه به بهترین نحو از سوی رانندگان تاکسی در قالب تاکسیرانان سلامت ارایه شود، اما حالا خبرها از انتظار برای توافق نهایی برای تاکسی امدادگر میگویند تا به واسطه آن از ظرفیت نیروهای تاکسیرانی و همچنین ونها و خودروها در حوزه لجستیک و پشتیبانی استفاده شود.
واقعیت امر این است که رسیدن بهموقع سر صحنه، یکی از مسائل اصلی است که پراکندگی تاکسیها با این مسأله تناسب دارد و آموزش حوزههای امدادی میتواند به بهبود خدمات کمک کند؛ در شهرهای بالای ١٠٠هزار نفر جمعیت بالغ بر ٢٥٠هزار تاکسی خدماترسانی دارند و آموزش این رانندهها میتواند بهسرعت حاضرشدن در صحنه حادثه بیفزاید تا امدادگران تخصصی هلالاحمر که یک نهاد عمومی بزرگ و جهانی است، وارد صحنه شوند. کلانشهری همچون تهران به دلیل حجم بالای جمعیتی، گستردگی و...
نیازمند امدادگران آشنا با تمام محلات و خیابانهاست تا در مواقع بحران در بهترین زمان وارد عملیات کمکرسانی شوند که تاکسیرانها میتوانند با گذراندن آموزشهای موردنیاز مقدمات این مهم را فراهم آورند، این درحالی است که دفاتر تاکسیرانی و تاکسیها مجهز به بیسیم و ارتباط با یکدیگر هستند و همین ابزار نیز میتواند در این راستا به کار گرفته شود، اگرچه فعالیت شبانهروزی تاکسیها در سطح شهر نیز یکی دیگر از مزایای ورود آنها به فعالیتهای امدادگری است. اما با همه این اوصاف باید منتظر ماند و دید اجراییشدن این طرح تا چه میزان در راستای اهداف تعیینشده برای آن است.
پیشینه
صدها طرح و تجربه
«طرح خادم»، «پای درس مهربانی»، «سحر»، «ستارههای نجات»، «دستهای مهربان»، «نوروزی» و... تنها تعدادی از طرحهایی هستند که توسط جمعیت هلالاحمر اجرایی شدهاند؛ درواقع جمعیت هلالاحمر سعی در نهادینهکردن بحثهای عامالمنفعه و بشردوستانه دارد، به همین دلیل با برگزاری دورهها و طرحهای مختلف برای اقشار مختلف جامعه برای رسیدن به این هدف در تلاش است. بهمن ٩٤ بود که اجرای طرح ستارههای نجات اجرایی شد؛ ویژه زنان معتاد. طرحی مشارکتمحور که در آن گروههای داوطلبی متشکل از مددکاران آموزشدیده وارد محلات پرخطر شده و آگاهیهای لازم و خدمات بهداشتی–درمانی و نیز توانمندسازی و کارآفرینی را به مخاطبان بهویژه زنان معتاد و همسران زندانیان در معرض خطر ارایه میکردند.
نکته قابل تامل این بود که بخش عمده بودجه این طرح از محل مشارکت خیرین تأمین میشد. هفته ملی کودک نیز بهانه اجراییشدن طرح «دستهای مهربان» بود؛ طرحی که کودکان پیشدبستانی را جامعه هدف خود قرار داده بود و آنها اسباببازیهای سالم خود را به کودکان بیبضاعت و کمبرخوردار مناطق محروم هدیه میکردند. اگرچه این طرح تنها به اینجا ختم نمیشد و برگزاری برنامههای فرهنگی و آموزشی در قالب مسابقات نقاشی، اجرای نمایشهای خلاق و بازیهای کودکانه، برپایی راهپیمایی در حمایت از حقوق کودکان سراسر دنیا بهخصوص کودکانی که درگیر جنگ بودند
و تشکیل رنجیره صلح و دوستی چاشنی این طرح بود. البته یکی از کارهایی که در هلالاحمر مغفول مانده بود، تشکیل تیمهای مداخلات روانی و اجتماعی بود که در این سازمان با جلسات مختلف با سازمانهای متولی در کشور و بررسی تجربههای بینالمللی شکل گرفت، آن هم در قالب طرح سحر. یا طرح «پای درس ماه» اجرایی شد تا مربیان با تاریخچه، اصول، اهداف و آموزشهای امدادی آشنا شوند و آموزشهایی را در این زمینه ببینند. یکی دیگر از طرحها «سلامتیار» بود که موجب تشکیل کمیته مشترک بین سازمان نظام پرستاری و جمعیت هلالاحمر شد؛ کمیتهای که به دنبال یافتن راههای تعامل و ارتباط و همکاری بین این دو سازمان بود تا درنهایت دغدغه اصلی طرح سلامتیار یعنی رعایت حریم شخصی بیمار و حقوقش برطرف شود. اگرچه دغدغه اشتغال زنان نیز سبب شد تفاهمنامه مشترکی بین هلالاحمر و کمیته امداد امضا شود.
نگاه موافق
امدادرسانی سرعت میگیرد
حامد صدیقی- معاون امور جوانان هلالاحمر استان یزد| جمعیت هلالاحمر سازمانی است که کمتر کسی از اهداف و خدماتی که ارایه میدهد، بیخبر است؛ اهداف و برنامههایی که درنهایت به تحقق بشردوستی میانجامند، البته این برنامهها و هدفگذاریها در نگاه اول ساده به نظر میرسند
درحالیکه بررسیها و کارهای کارشناسی بسیاری را مطلبد، البته در مواردی نیز از نمونههای موفق کشورهای دیگر الگوبرداری میشود، به همین منظور سازمان هلالاحمر طی سالهای متمادی که مشغول خدمترسانی است، طرحهای مختلفی را اجرایی کرده است؛ طرحهایی که گاهی اوقات از یک ایده اولیه متولد میشوند و در ادامه نتایج رضایتبخشی را به بار میآورند. حامد صدیقی، معاون امور جوانان هلالاحمر استان یزد در ادامه میافزاید:
نکتهای که در تمام این هدفگذاریها در نظر گرفته میشود این است که در لجستیک بشردوستانه، مکانیابی امری بسیار مهمی است، اینکه چینش تجهیزات و اقلام و خودرو و انبار امدادی چگونه باشد تا بتواند در سریعترین زمان ممکن امدادرسانی صورت گیرد. اگرچه در این میان مهم توزیع به اندازه است تا به پشتوانه آن بتوان به حداکثر افراد کمکرسانی کرد، البته در دسترس بودن نیز نکته قابل توجهی است تا بتوان در زمانها و مکانهای مختلف از آن بهره برد. صدیقی بر این باور است که طرح تاکسیامدادگر، طرح جالبی است؛
ایدهای که در دل خود همه موارد ذکر شده را دارد. در بهترین حالت در شهر تهران تعداد آمبولانسها به هزار دستگاه نمیرسد، اما در همین شهر، تعداد تاکسیهای فعال به دههاهزار دستگاه رسیده، این موقعیت خوبی است تا از این ظرفیت در راستای اهداف جمعیت استفاده کرد. معاون امور جوانان هلالاحمر استان یزد ادامه میدهد: مسأله کسبوکار سبب شده صنعت حملو نقل و تاکسیرانی بهروز شوند و با در نظر گرفتن نیاز مشتری توزیع خوبی را در سطح شهر داشته باشند. یکی دیگر از ویژگیهای بارز ظرفیت تاکسیرانی را میتوان توزیع براساس تراکم جمعیت دانست، چون هرجا تراکم جمعیت بیشتر باشد، تاکسی نیز بیشتر یافت میشود، حتی میتوان گفت رانندههای تاکسی از ترکیب جنسیتی منطقه به صورت تقریبی آگاهند اینکه محلهای خاص چقدر کودک و زن و مرد را در خود جای داده است.
اینها مواردی است که باید در نقشه خطرپذیری وجود داشته باشد و از قضا تاکسیها از این موارد آگاهند. اسنپ نمونه خوبی است برای مثال؛ تعداد خودروهای فعال آن، آنلاینبودن راننده، استفاده از ناوبری هوشمند، دسترسی در نزدیکترین مکان و زمان، قابلیت فعالشدن هشدار سریع روی نرمافزار اسنپ، امکان اعزام از طریق نرمافزار و موارد دیگر همه نشان میدهد که یک تاکسی تا چه حد میتواند در کمکرسانی نقش فعالی داشته باشد. مطمئنا با آموزش رانندگان تاکسی در زمینه کمکهای اولیه و مجهز کردن آنان به کیف کمکهای اولیه از این فرصت میتوان استفاده کرد تا بیشترین نفع را به مردم رساند. صدیقی اذعان میکند:
امروزه در سراسر جهان درخصوص کمکرسانی و نوآوری در این زمینه همه روزه ایدههای مختلف به کار گرفته میشود. همین ایده تاکسی امدادگر و آموزش آنان در ایرلند اجرا شده یا استفاده از پهپاد برای کمکرسانی و ارسال کمک امدادی یا دارو در محل خاص از طریق نرمافزار یا بالگرد بدون سرنشین برای انتقال اقلام و بسیاری از موارد دیگر که همه سعی میکنند از فناوریها و فرصتهای مختلف برای کمکرسانی به مردم استفاده کنند.
نگاه کارشناس
فرصتی برای نجات جان شهروندان
میلاد صمیمی نعمتی- داوطلب جمعیت هلالاحمر| تایمش مهم نیست! اکثر ما آدمها که همگی به فکر آلودگی هوا و اصلاح فرهنگ ترافیکی جامعه هستیم، زمانی که قصد عزیمت به جایی را داریم، بیشک از ناوگان حملونقل عمومی کشور استفاده میکنیم. تاکسی در این بین یکی از این ناوگانهای گسترده است که از تنوع زیادی برخوردار است، از خودروهایی ساده تا سرویسهای لوکس و لاکچری. آنچه در همه تاکسیها تغییری نکرده حضور راننده و سیستم صوتی داخل تاکسی است.
میلاد صمیمینعمتی، داوطلب جمعیت هلااحمر چنین ادامه میدهد: یک فرصت استثنایی برای نجات، در نگاه نخست شاید آنقدر مهم به نظر نرسد، اما با بررسی تخصصی این موضوع با ابعاد یک سرمایه اجتماعی آشنا میشویم که شاید کمتر به آن توجه کرده بودیم، تاکسیهای امدادگر. یک تاکسی + یک راننده محترم تاکسی+ یک کیف کمکهای اولیه + کپسول اطفای حریق و تجهیزات ایمنی، حالا چند دوره آموزشی فشرده درخصوص امدادونجات. به همین سادگی میتوانیم جان خیلی از هموطنان عزیزمان را نجات بدهیم.
این ایده موفقی است، بیایید چند حالت ذهنی از اجرای این طرح را بررسی کنیم، در شهر ما هزاران تاکسی وجود دارد که همه جا حضور دارند و در کار خودشان خبرهاند، رانندههای حرفهای شهر هر روز با صحنههای مختلفی از حوادث روبهرو میشوند و شاید زودتر از هر نیروی امدادی بر سر صحنه حوادث ترافیکی و بر بالین مصدومان میرسند، با دریافت آموزشهای امداد این افراد میتوانند زمان دریافت کمکهای اولیه را کاهش دهند و برای جامعه در نقش یک امدادگر موفق عمل کنند. صمیمینعمتی میافزاید:
به نظر میرسد با استفاده از سیستم صوت داخل خودرو رانندگان تاکسی هم میتوانند با پخش برنامههای آموزشی به آموزشهای همگانی کمک کنند، البته شرط آن تولید مستمر برنامههایی از این سبک است که مخاطب را چنان جذب کند که او هم امدادگر خانواده و هموطنان خود باشد. حرکت به سمت استفاده هوشمندانه از منابع موجود در شهرها و کلانشهرها به منظور بهینهسازی امکانات در زمان حوادث و سوانح اقدام شایستهای است که حلقههای مفقود در سیستم مدیریت شهری را نمایان میکند و گرهگشای چالشهای بحرانزاست. این داوطلب جمعیت هلالاحمر میگوید:
اتوبوسهای درونشهری نیز پتانسیل خوبی هستند که میتوانند در خدمت جمعیت هلالاحمر و اهداف آن قرار بگیرند؛ تا چند سال قبل این سوال در ذهن من جرقه زد که چه خوب میشد اگر اتوبوسهای درونشهری طوری طراحی میشدند که در زمان بحران بتوانند مصدومان را به سرعت و در حالتی مناسب و استاندارد به مراکز درمانی برسانند. بهعنوان مثال صندلی اتوبوسها میتوانند به برانکارد تبدیل و به تجهیزاتی مجهز شوند و در شرایط اضطراری سریعا وارد عمل شده و نقشآفرینی کنند. امروزه افراد در جامعه سانحهزده ما نیاز به چنین ایدهها و طرحهایی دارند.
نگاه مخالف
نگاهی به گذشته داشته باشیم
حسامالدین نراقی- فعال اجتماعی و کارشناس مدیریت عملیات امدادونجات| خبرها از این حکایت دارند که سازمان امدادونجات جمعیت هلالاحمر و اتحادیه تاکسیرانیهای شهری در نظر دارند طرح «تاکسی امدادگر» را اجرا کنند؛ طرحی که ما را به یاد طرح مشابه تاکسی آتشنشان در تهران میاندازد. واقعیت ماجرا این است که کمی اندیشیدن در این زمینه یادآور طرحهای دیگری است که طی سالهای گذشته درباره آنها شنیدهایم؛ طرحهایی که ایده یا جرقهای آنها را به میان بحثها کشاند، اگرچه تعداد این دست طرحها کم نبودهاند و میتوان فهرستی از آنها تهیه کرد.
اندیشیدن و مطرحکردن ایدههای اینچنینی نهتنها ایرادی ندارد، بلکه در حدواندازههای خود کارگشا و مفید است، اما به شرط اینکه در مطرحکردن طرحهایی از این جنس شرایط اجراییشدن آن مدنظر قرار بگیرد، البته با دقت بیشتری، چون این واقعیت را نمیتوان کتمان کرد که متاسفانه همه این ایدهها نمیتوانند بستر مناسب پیادهسازی، شرایط عملیاتیشدن یا موفقیت و پایداری را کسب کنند. من با رجوع به حافظه، طرحهای زیادی را بهخاطر میآورم که در قدوقامت خود طرحهای بزرگی بودند، اما نتیجه درخور توجه و شاید در حدواندازههای طرح اولیه نبودند؛
طرحها و ایدههایی که با گذر زمان و خوابیدن تبلیغات اولیه سرنوشتی جز مسکوت ماندن نصیبشان نمیشود. نراقی میافزاید: وقتی ایده و انتظار ریاست سازمان امدادونجات از این طرح را براساس مصاحبه منتشرشده آن میخواندم، احساس کردم ایشان انتظار دارند با اجرای طرح «تاکسی امدادگر» زمینهای را فراهم کنند تا به موجبات آن جمعیت هلالاحمر بتواند از ظرفیت نیروهای تاکسیرانی و همچنین ونها و خودروها در حوزه لجستیک و پشتیبانی استفاده کند، شاید هم مصاحبهها ناقص منتشر شده است؛
ظرفیتی که در صحبت از آن باید نکاتی را در نظر گرفت و اذعان کرد این ظرفیت هنوز هم باوجود تمام سازوکارهای نظارتی و مدیریتی برای مدیریت شهری شناختهشده نیست و در این میان مشکلات اقتصادی سببشده خیلی از خودروهای دارای پلاک زرد تاکسی در خدمت شبکه حملونقل شهری نباشند و هستند رانندگانی که در اختیار سازمانها و شرکتها به کسب معاش
مشغولند.
بسیاری از خودروهای عمومی تحتپوشش تاکسیرانی در زمان عادی در شهر درحال تردد هستند، اما این وضع در شرایط فوریتی و اضطراری مانند ایام دیگر وجود ندارد، نمونه آن روزهای برفی و بارانی است که کمتر ما تاکسیهای رسمی را در سطح شهر میبینیم، البته تاکسیهای بینشهری تحت نظارت سازمان راهداری هستند و شاید از این قاعده مستثنا باشند. این کارشناس مدیریت عملیات امدادونجات میگوید:
سال ٧٩ زمانی که داوطلب جمعیت هلالاحمر شدم، شعار هر خانواده یک امدادگر مطرح بود و بعد از آن شاهد تشکیل و فعالیت مرکز تعامل داوطلبان (متد) بودم که متاسفانه امروز درسال ٩٦ دیگر خبری از آن به صورت رسمی نیست.حتما شما هم تبلیغات و گزارشات طرح خادم را به یاد دارید، طرحی که هنوز هزینه و نتیجه آن نامشخص و مبهم است. طی ١٨سال فعالیت داوطلبانه در سازمانهای مردمنهاد تا به امروز بیش از دهها طرح ناموفق و نیمهکاره را میتوانم در سطح جامعه و اطراف خودم فهرست کنم و هرچه فکر میکنم به سختی میتوانم چند طرح دولتی و عمومی موفق و پایدار پیدا و معرفی کنم.
شاید برای ممانعت از این تکرارها بهتر است جمعیت هلالاحمر در کل و سازمان امدادونجات بهطور اختصاصی براساس نقش و مسئولیت کارگروه امدادونجات و آموزش همگانی اقدامات آموزش عمومی خود را در کشور توسعه دهد و با اطلاعرسانی و تشویق آحاد جامعه از طریق رسانههای مورد مراجعه مردم اقدام به آگاهسازی و ترویج راهکارهای ایمنی و مهارت کمکهای اولیه کند و به جامعه تشنه دانستن، محتوای آموزشی معتبر و مستند و بهروز ارایه کند.
هرچه بیشتر مردم را با نقش و مسئولیت جمعیت هلالاحمر در شرایط عادی و اضطراری آشنا کنیم، حتما در زمان نیاز نتیجه بهتر و قابل لمستری را دریافت میکنیم. شاید سخت باشد، ولی الان بهتر است قبول کنیم که از ظرفیت نیروهای تاکسیرانی و همچنین ونها و خودروهای آنها نمیتوان در حوزه لجستیک و پشتیبانی از عملیات امدادونجات در شهرها استفاده کرد و شایسته این است که از این ظرفیت در راستای خدمترسانی و کمک به مردم براساس وظیفه سازمانی خود استفاده کرد.
تجربه دیگران
لاکپشتیها و پروازیها
تاکسیها یکی از وسایل حملونقل عمومی هستند و در هر شهری رنگ خاصی را به خود گرفتهاند و خدماتی را ارایه میکنند تا برای مشتریها جذاب باشند. کارآمدترین سیستم تاکسیرانی جهان مختص انگلستان است؛ خودروهای سیاهی که با نام درشکه کرایهای شناخته میشوند؛ خودروهایی که رانندگانش باید دورههای آموزشی مفصلی را بگذرانند. اما گستردهترین ناوگان تاکسیرانی به مکزیکوسیتی تعلق دارد، چون بیش از صدهزار تاکسی در این شهر درحال رفتوآمد هستند؛ تاکسیهایی که در ابتدا از فولکس واگنهای قورباغهای سبز و سفید تشکیل میشدند و در اوایل دهه ٧٠ جای خودر را به تاکسیهای زرد دادند و بعد از مدتها به این فکر افتادند تا برای سازگاری با محیطزیست رنگ سبز را داشته باشند؛
خودروهای دو دری که به مرور زمان از رده خارج شدند، اما همچنان بهعنوان نماد این شهر به چشم میخورند. تاکسیهایی با سقف صورتی در دوبی و مکزیکوسیتی و برخی شهرهای جهان به چشم میخورند؛ تاکسیهایی که مسافرانش زنان و کودکان هستند و بانوان رانندگان آن را تشکیل میدهند. البته اگر قصد سفر به بانکوک را دارید حتما توکتوک را تجربه کنید؛ وسیله نقلیه سنتیای که از یک موتور سهچرخه تشکیل شده و هزینه آن نیز بهطور توافقی بین راننده و مسافر تعیین میشود، اما ماجرای نیویورک متفاوت است،
چون برخی از مسافران میتوانند با تاکسی آبی در کمال آسایش و سرعت به مقصد خود برسند. اگرچه شهروندان ایالت کلرادو آمریکا میتوانند از تاکسیهای سرمکننده بهره ببرند؛ تاکسیهایی که طی ٤٠دقیقه سواری با آنها، مسافر را به فضایی دیوانهکننده از اشکال و نورهای لیزری سهبعدی رنگی، دود و موسیقی میبرند تا وقتی تاکسی را ترک کردند از خود بپرسند: «این واقعیت بود یا یک رویای شیرین؟» البته در ایالت فلوریدا هواپیما تاکسی وسیله جذابی برای رفتوآمدهاست، این درحالی است که سفر به روسیه این فرصت را به شما میدهد تا از ناوگان تاکسیهای لوکس مسکو بهره ببرید.
البته اگر گذرتان به بریتانیا بیفتد، از تاکسیهای لوکس خبری نیست، بلکه لوتوس هیدروژنیهایی را میبینید؛ تاکسیهای کلاسیک سیاهرنگ با ظاهری کلاسیک و باطنی مدرن و امروزی که دوستدار محیطزیست نیز هستند. اما در میان تمام تاکسی سرویسهایی که تمایل به تسریع خدمات دارند، تاکسیهایی در یوکوهاما تردد میکنند که به صورت لاکپشتی طراحی شدهاند؛ ٥٠٠ تاکسی که خدمات متفاوتی ارایه میدهند و به این منظور از بین رانندگان باتجربه تعدادی انتخاب شده و آموزشهای ویژهای را گذراندهاند.
تاکسیهایی که میان زنان باردار، کودکان، مادران جوان و گردشگران محبوبیت زیادی دارد، چون مسافر با فشردن یک دکمه از راننده میخواهد در حد امکان آهسته براند و همزمان موسیقی در تاکسی نواخته میشود. بازخوردهای خوب مشتریان تاکسیهای لاکپشتی تا جایی بود که مدیرعامل شرکت سانوا کاتسو دراینباره گفته: «با توجه به افزایش ١٥درصدی درخواست خدمات در هر سال، درحال گسترش سیستم ناوگان تاکسیهای لاکپشتی هستیم تا بتوانیم پاسخگوی مشتریان باشیم، همچنین بهزودی در شهرهای بزرگی چون توکیو، کاناگاوا و سایتاما این سیستم حملونقل را راهاندازی خواهیم کرد.» اما در کوبا شرایط متفاوت است، بهطوری که تصور میکنید
زمان در کوبا متوقف شده است! چون شاهد حدود٦٠هزار تاکسی عتیقه پونتیاک، بیوک و فورد هستیم که در خیابانها میچرخند تا مسافران را جابهجا کنند؛ تاکسیهایی که رنگآمیزی و نونوار شدهاند، اما همچنان بخشی از میراث کوبا به حساب میآیند. تاکسیهای بارسلونا اما افسانهای را پشتسر خود میبینند؛ افسانهای که داستان را اینگونه تعریف میکند که در دورانی که رنگ سیاه در بارسلونا نایاب شده بود، رانندهای درِ تاکسی خود را رنگ زرد زد و همین تفاوت باعث شد مردم بیشتر راغب باشند سوار آن تاکسی شوند، برای همین سایر رانندهها نیز در تاکسی خود را زرد رنگ کردند؛ افسانهای که پایه و اساس مستندی ندارد، اما از سال ١٩٢٩ بارسلونا تاکسیهای مشکی و زرد را به خود دیده است. اما آلمان که به تاکسیهای پروازی اندیشیده و قرار است در سال ٢٠١٨ خدماتی را به مسافران ارایه بدهد؛ تاکسی پروازی که ٤٠دقیقه زمان برای شارژشدن نیاز دارد.
لیلا مهداد
- 10
- 1










































