مهمترین عناوین خبری
دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۱۰:۱۴ - ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ کد خبر: ۱۴۰۴۱۱۱۰۵۵
جرم و جنایت

راز جنایت در حاشیه کویر ورامین؛ از گم‌شدن دختر ۲۲‌ ساله تا دستگیری و اعترافات تکان‌دهنده متهم | جزئیات هولناک تازه از قتل از زبان برادر «ملیکا»

ملیکا,قتل ملیکا 22 ساله در ورامین
متهم به قتل بعد از ارتکاب جرم، در شهر دیگری اقدام به خودکشی کرد و یک روز قبل از دستگیری به تهران بازگشت.

خبر پیدا‌شدن جسد دختری به نام «ملیکا» یکشنبه هفته گذشته رسانه‌ای شد؛ وقتی پلیس پرونده‌اش را برای خبرنگاران باز کرد. ماجرای ناپدیدی و شناسایی جسد این دختر ۲۲‌ساله را روزنامه شرق دو روز قبل از آن منتشر کرد، اما بنا بر خواسته خانواده مقتول، گزارش حذف شد. بااین‌حال، پس از اعلام پلیس، اکبر قدبک‌لوئی، برادر ملیکا، جزئیات جدیدی از آنچه برای خواهرش رخ داده است، گروه ۲۰۰‌نفره‌ای که برای پیداکردنش بسیج شده بودند، مواجهه‌اش با متهم و اعترافات او روایت می‌کند.

او می‌گوید پرونده در پلیس آگاهی تهران است و هنوز به دادگاه نرفته و آنها در انتظار ادامه تحقیقات هستند. او درخواست کرده چهره متهم رسانه‌ای شود تا در صورت وجود قربانیان احتمالی، برای شکایت اقدام کنند.

ماجرا چه بود؟

حدود ساعت پنج بعدازظهر سه‌شنبه هفتم بهمن دختری به نام «ملیکا» از محل کار خود در محدوده میدان آرژانتین به سمت خانه‌شان در قرچک ورامین حرکت کرد، اما هیچ وقت به خانه نرسید. جنازه او را روز پنجشنبه یعنی دو روز بعد، در آبراه یا کانال آبی در محدوده حسن‌آباد فشافویه پیدا کردند. مراسم خاکسپاری این دختر جوان که به گفته دوستانش متولد سال ۱۳۸۱، یعنی حدودا ۲۲‌ساله بود، در بهت و اندوه شدید خانواده در آرامستان امامزاده بی‌بی زبیده قرچک ورامین برگزار شد. آن‌طور که اعلام شد، خانواده در روز خاکسپاری به رسم خود، برای دختر جوان از‌دست‌رفته‌شان که رخت سفید به تن کرده بود، مراسمی ویژه برگزار کردند. پرونده «ملیکا» در دست پلیس آگاهی تهران است.

ملیکا فرزند آخر خانواده است؛ دو برادر و یک خواهر دیگر دارد که از روز پنجشنبه یعنی زمانی که پیکر خواهرشان شناسایی شد، تاکنون رخت عزا تن کرده‌اند. صدای «آوا»، خواهر «ملیکا» از پشت تلفن به سختی می‌آید. او نای حرف‌زدن ندارد. صدای خش‌دارش آن‌قدر اندوهگین و غصه‌دار است که نمی‌تواند مکالمه را ادامه دهد.

حنا و نُقل برای دختری که عروس نشد

روز خاکسپاری یعنی شنبه یازدهم بهمن‌ماه، تلخ‌ترین و غم‌انگیزترین روز زندگی این خانواده بود؛ روزی که به رسم خودشان برای دختران جوان مجرد از‌دست‌رفته، ماشین را با ربان‌های سیاه تزیین کردند، حنا و نقل و شکلات آوردند و هلهله سوگ سر دادند. صدای ضجه‌های آنها، اما بلندتر از نوای عروسی بود. آنها با دستان خود دختر جوان‌شان را به آرامستان امامزاده بی‌بی زبیده بردند. دختر ته‌تغاری‌شان را به خاک سپردند و همراه با صدای علی زندوکیلی که از بلندگو می‌خواند «لالاکن دختر زیبای شبنم‌...»، بر سرنوشت‌شان اشک ریختند. آنجا میان جمع تقریبا تمام هم‌کلاسی‌های «ملیکا» حضور داشتند. 

او دانشجوی ترم آخر رشته گرافیک دانشگاه هنر و معماری پارس بود. قرار بود اسفند از پایان‌نامه‌اش دفاع کند. دوستان و هم‌دانشکده‌ای‌هایش آخرین بار او را سر کلاس درس چیدمان لیات که روز دوشنبه برگزار شده بود، دیده و همکارانش در شرکت ساعت پنج بعد‌از‌ظهر روز سه‌شنبه با او خداحافظی کرده بودند. دختر جوان آن روز یک کت زمستانی کرم‌رنگ به تن داشت، با شلواری مشکی و شالی به رنگ کرم قهوه‌ای. ماسکی هم به صورت زده بود. بعدازظهر سه‌شنبه از شرکت به سمت نزدیک‌ترین ایستگاه مترو حرکت کرده و ساعت حدود ۶:۲۰ به ایستگاه متروی جوانمرد قصاب رسیده بود؛ دوربین‌های مترو، تصاویر خروجش از ایستگاه را ضبط کرده‌اند. حتی اینکه سوار خودرو شده نیز در این تصاویر تا حدودی مشخص است. برخلاف روز‌های دیگر که محل توقفش ایستگاه نیروی هوایی بود، آن روز در ایستگاه جوانمرد قصاب توقف کرد. 

پدر هر روز در ایستگاه نیروی هوایی منتظرش می‌ایستاد، اما آن روز «ملیکا» به دلیل خستگی و بی‌حوصلگی اعلام کرده بود پدر دنبالش نیاید و او از ایستگاه جوانمرد قصاب با یک خودرو به خانه می‌رود. پیاده‌روی ایستگاه نیروی هوایی برای او زیاد بود. آن‌طور که بررسی‌ها نشان می‌دهد، او حدود ساعت ۶:۲۰ از مترو خارج و ساعت ۶:۳۰ سوار یک ماشین شد. در میانه راه متوجه رفتار‌های عجیب و مشکوک راننده شد و در یک گروه چند‌نفره‌ای که با دوستانش داشت، اعلام خطر کرد و برایشان لایو‌لوکیشن فرستاد. بعد هم یک تماس تلفنی با هم‌کلاسی‌اش برقرار و با او شروع به صحبت کرد، به خیال اینکه راننده دچار هراس می‌شود.

اما در میان جیغ و فریاد‌های متوالی‌اش تلفن قطع شد و بار دیگر که هم‌کلاسی با او تماس برقرار کرد، فقط خط باز شد بدون اینکه بتواند با «ملیکا» صحبت کند. تنها صدا‌های التماس و جیغ‌های «ملیکا» می‌آمد. پس از این اتفاق، دوستان با خانواده و پلیس تماس می‌گیرند، اما دیگر نمی‌توانند با «ملیکا» ارتباطی برقرار کنند. در نهایت پس از دو روز جست‌و‌جو، پیکر بی‌جان او را روز پنجشنبه نهم بهمن پیدا کردند. نوزدهم بهمن، اما خبرش رسانه‌ای شد. سایت‌های خبری نوشتند که ماجرای الهه حسین‌نژاد برای ملیکا تکرار شده است؛ دختری که چند ماه پیش از سوی یک راننده تاکسی اینترنتی ربوده شد و به قتل رسید. خبر را معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران با تأیید روایت «شرق» اعلام کرد.

او گفت تحقیقات نشان داده دختر دانشجو با راننده در خودرو درگیر شده و از سوی او به قتل رسیده و در نهایت قاتل جسد را در اطراف کانال آب انداخته است. این در حالی بود که معلوم شد قاتل مسافربر، علاوه بر سرقت طلا‌های مقتول، کیف او را هم که حاوی وسایل شخصی، کارت‌های بانکی و گوشی تلفن همراهش بوده، به سرقت برده است. یک روز پس از انتشار این خبر، مرکز اطلاع‌رسانی پلیس تهران بزرگ اعلام کرد قاتل دستگیر شده است و این را هم اضافه کرد که این دختر توسط راننده یک خودروی عبوری ربوده شده و به قتل رسیده است.

روایت برادر از قتل «ملیکا»: ماشین از داخل دستگیره نداشت

اکبر، برادر ملیکا، جزئیات تازه‌ای از ماجرای ربوده‌شدن و کشته‌شدن خواهرش ارائه داد. او می‌گوید متهم به قتل خواهرش، روز شنبه اعتراف به قتل کرده است؛ او مردی ۳۹‌ساله اهل اردبیل است به نام «رامین. ت» و بنا بر اعترافاتی که داشته، آن روز مست بوده و ترامادول مصرف کرده بوده است. او هنوز به تعرض اعترافی نکرده است. 

برادر توضیح می‌دهد: «رامین راننده پراید سفید بود. او دستگیره‌های ماشین را هم برداشته بود؛ یعنی خواهرم نمی‌توانست از ماشین فرار کند یا به بیرون بپرد. من ماشین را دیدم، پرایدی که اصلا کسی شک نمی‌کند ممکن است مسافرکش نباشد؛ یعنی ممکن است خیلی‌ها با تصور اینکه این ماشین، مسافرکش است، سوار آن شوند». اینکه چرا ملیکا سوار تاکسی‌های خطی نشده، موضوعی است که اکبر درباره آن می‌گوید: «از ایستگاه متروی نیروی هوایی که خارج می‌شوید، تاکسی‌های خطی قرار دارند، اما معمولا آن ساعت از روز تعدادشان خیلی کم می‌شود. به همین دلیل خیلی‌ها کنار خیابان سوار ماشین می‌شوند. خواهرم هم آن روز به مقصد قرچک سوار ماشین شده و باید او را در مقابل مسجد جامع ورامین پیاده می‌کرد. فاصله زمانی تا خانه ما از آن مسیر، ۳۰ دقیقه است. 

بر‌اساس آنچه راننده اعتراف کرده، او تا میدان شهرداری شهرری مسیر را درست رفته بود، اما از آنجا به جای اینکه وارد اتوبان آوینی شود، به سمت غرب می‌پیچد و وارد اتوبان رجایی جنوب می‌شود. از آنجا هم به روستای قوچ‌حصار می‌رود. آنجا حدود ۱۰ دقیقه توقف داشته و بعد حرکت می‌کند. احتمالا در همان ۱۰ دقیقه کارش را انجام داده است». به گفته برادر ملیکا، بعد از قتل، جسد را به داخل رودخانه‌ای در روستای قنبرآباد می‌اندازد. اکبر قدبک‌لوئی می‌گوید کلانتری حسن آباد فشافویه بعد از کشف جسد تصور کرده بود جسد متعلق به دختری ۱۶، ۱۷‌ساله است؛ چرا‌که ملیکا ریزجثه بود. وقتی به آنها اطلاع دادند جسدی پیدا شده و برای شناسایی رفتند، متوجه شدند جسد متعلق به خواهرشان ملیکاست. او درباره اینکه گفته می‌شود به ملیکا تعرض شده است نیز توضیح می‌دهد:

 «هنوز پزشکی قانونی در این زمینه چیزی عنوان نکرده است. به ما گفتند، چون چند روز در آب بوده هنوز نمی‌توان تأیید کرد که چنین اتفاقی افتاده است یا خیر. خود متهم هم هنوز به تجاوز اعتراف نکرده است. البته به نظر می‌رسد قصد اصلی‌اش سرقت بوده است؛ به همین دلیل هم اپل‌واچ و موبایل و طلاهایش را دزدیده. بعد از قتل هم او را به داخل رودخانه یا کانال آبی در همان روستا می‌اندازد. آنجا یکی از کشاورزان جسد را می‌بیند و به کلانتری اطلاع می‌دهد».

ملیکا,قتل ملیکا 22 ساله در ورامین

چهره متهم رسانه‌ای شود

برادر ملیکا می‌گوید خانواده به دنبال رسانه‌ای‌کردن چهره متهم هستند تا اگر افراد دیگری هم قربانی شده‌اند، برای شکایت اقدام کنند: «ممکن است افراد دیگری هم باشند که از طرف این فرد مورد تعرض قرار گرفته باشند؛ چرا‌که ماشین او دستگیره از داخل نداشت و به نظر می‌رسد قبلا هم این کار را کرده است». به گفته برادر، آن روز جزء معدود دفعاتی بوده که ملیکا بدون پدر و به تنهایی قصد داشته به خانه باز‌گردد. اکبر درباره اینکه چطور از ماجرا باخبر شده‌اند، توضیح می‌دهد: «بعد از اینکه دوستانش که با او در ارتباط تلفنی بودند، صدای جیغ‌ها و التماس‌هایش را می‌شنوند، به خانواده اطلاع می‌دهند. البته قبلش هم پدر به دلیل تأخیر ملیکا در رسیدن به خانه با او تماس گرفته بود. در آخر هم موبایل خاموش شده بود.

بعد از تماس دوستانش، پدر به من زنگ زد و گفت چه اتفاقی افتاده است. همین هم شد که ما شروع به جست‌و‌جو کردیم. حدود ۲۰۰ نفر شده بودیم که بیابان‌های مسیر ایستگاه مترو به خانه را می‌گشتیم، اما پیدایش نمی‌کردیم. در نهایت روز پنجشنبه به ما اطلاع دادند جسدی در یک کانال آب پیدا شده است. خبر را کلانتری حسن‌آباد فشافویه به ما داد. بعد هم پلیس آگاهی شهرری وارد عمل شد». اکبر می‌گوید از دوشنبه که متهم دستگیر شده تا شنبه اعتراف نکرده بود، ولی در نهایت زبان باز کرد: «اول به ما گفت با ملیکا درگیر شده و پیاده‌اش کرده، اما بعد زبان باز کرد و گفت او را کشته و به کاشان فرار کرده است. آنجا با بریدن رگ دستش، اقدام به خودکشی می‌کند و به بیمارستان منتقل می‌شود. ظاهرا رگ دست را بریده تا توجیه کند خونی که در داخل ماشین است، متعلق به اوست. بعد از آن، یعنی یک روز قبل از دستگیری، به تهران می‌آید و در نهایت دستگیر می‌شود».

اکبر از تعداد ضربات وارد‌شده به خواهرش اطلاع دقیقی ندارد، اما می‌گوید قاتل با چاقو به سمت گردن و شریان‌های حیاتی‌اش ضربه زده است. او درباره اینکه گفته شده سگ‌ها بخشی از پای ملیکا را خورده‌اند، تأیید می‌کند که چنین اتفاقی افتاده است. در روز‌های گذشته پدر ملیکا با یکی از روزنامه‌ها گفت‌و‌گو کرده و گفته بود خواستار قصاص قاتل هستند و می‌خواهند حکمش در ملأعام اجرا شود. اما اکبر می‌گوید پرونده هنوز در پلیس آگاهی تهران است و به دادگاه نرفته تا درخواستی برای نحوه اجرای حکم داشته باشند. به گفته اکبر، وضعیت روحی و روانی خانواده به‌هم‌ریخته است و پدر و مادر حال بسیار بدی دارند.

  • 16
  • 6
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش