
تبرهای حرص و طمع قاچاقچیان چوب هر روز کمر درختانی را در نقاط مختلف جنگلهای شمال کشور میشکند که سرمایه ملی محسوب شده و متعلق به تمام مردم هستند. هر روز وقتی خورشید در پس کوههای سربه فلک کشیده البرز از دیدهها پنهان میشود، قاچاقچیان چون موریانههایی از لانههایشان بیرون خزیده و با هر وسیلهای که در دست دارند به جان درختان جنگل میافتند. هر روز وقتی بسته خبری پلیس در فضای مجازی انتشار پیدا میکند، درصدی از این خبرها در ارتباط با توقیف و دستگیری قاچاقچیان چوب است.
افرادی که علیرغم تمام سختگیریهای صورت گرفته بازهم از اقدامات سودجویانه خود دست برنمیدارند. بر اساس آماری که رئیس یک مجموعه تحقیقاتی در حوزه منابع طبیعی ارائه داده، روزانه صدها هکتار از جنگلهای شمال مورد تخریب کمی و کیفی قرار میگیرد. البته آمارها درباره تخریب جنگل بهمراتب حتی از این هم بدتر و سیاهتر است. در شمال کشور براساس یک آمار، در ۳ یا ۴ سال اخیر میلیونها اصله درخت ۳۰۰ ساله خشک شده و جنگل در حال فروپاشی است. قدمت جنگلهای شمال ایران بهبیش از یک میلیون سال قبل برمیگردد و دارای ۹۰گونه درختی و ۲۱۱ گونه درختچهای و هزار و ۵۵۸ گونه علفی و بوتهای است. مساحت جنگلهای شمال در حدود یک درصد جنگلهای اروپاست، اما تعداد گونههای آن ۱۶ درصد گونههای موجود در کل قاره اروپاست.
شیوه جدیدی برای ویرانی جنگل
این روزها شیوه جدیدی برای از پا انداختن و ویرانی جنگل بهکارگرفته میشود، یکی از تهیهکنندگان برنامههای صداوسیمای مرکز مازندران که مدتی را در این باره تحقیق کرده، میگفت: مدتی قبل برای تهیه مستندی بهجنگلهای منطقه سوادکوه رفته بودیم، کمی که در عمق جنگل راه رفتیم متوجه دودی شدیم که از داخل تنه درختی تنومند بیرون میآمد. جلوتر که رفتیم دیدیم که تنه درخت را تراشیده و در داخل آن آتش روشن کردهاند.
در این باره با بلد روستایی که راهنمای ما بود صحبت کردیم. او میگفت: عدهای سودجو از وقتی اعلام شده که کسی حق قطع کردن درختان را ندارد، با این روش زمینههای خشک شدن درخت را بهوجود میآورند تا درختان جنگل یکی پس از دیگری خشک و روی زمین بیفتند. آن وقت همین افراد بهبهانه اینکه درختان افتاده را برداشتهاند قانون را دور میزنند. البته این روش تنها برای رسیدن به چوب درختان استفاده نمیشود و بعد از برداشت چوب نوبت به خاک جنگل و تصرف آن هم میرسد و بتدریج بخصوص در حاشیههای جنگل نشانهها و مرزهای میان اراضی منابع طبیعی و مالکان فرصتطلب از بین رفته و برخی ازآنها حصارهای تعیینکننده زمین خود را به چند متر آن طرفتر میبرند.
عرصه جنگلی شمال هر روز لاغرتر میشود. لاغری که دودش به چشم ساکنان منطقه خواهد رفت و تبعات بر زمین افتادن درختان را همین افرادی میدهند که در اطراف جنگل یا بر سر راه رسیدن به آن اقامت دارند. در روزهایی که دل آسمان ناگهان گرفته و بارانش زمینهای تشنه را سیراب میکند در مناطق دامنه کوهها سیل به راه میافتد، سیلی که در گذشته مانع بزرگی به نام جنگل داشت و این روزها آزاد و رها بر ساکنان شمال میتازد.
هر سال از ۱۵ اسفند ماه تا یک هفته به نام منابع طبیعی نامیده میشود و این سنت از گذشته در میان ایرانیان مرسوم بود و آنان این نهالکاری را دوست داشتند و به پاداش معنوی این اقدام معتقد بودند.هر چند که تخریبهای ناشی از فعالیت انسانی و قاچاقچیان را نمیتوان در مدت کوتاهی جبران کرد، اما دولت در مقابل دستورات و لطاماتی که برای بهرهبرداری از جنگل دارد باید نسبت به احیای آن اقدام کند.
تخریب توسط حاشیه نشینان جنگل
«محمدی» از استادان دانشگاه و عضو گروه حامیان جنگل در این باره اعتقاد دارد که در گذشته بیشتر روند تخریب از سوی افرادی که در حاشیه جنگل زندگی میکردند و دامدارانی که با وارد کردن دام خود در مناطق درختکاری شده مانع رشد درختان میشدند، انجام میشد. اما این روزها با خلوت شدن جنگل و خروج دامداران شرایط برای تخریب مهیاتر از گذشته شده است. عبور تأسیسات ملی چون دکل برق و لوله گاز و راهسازی برای رسیدن بهعمق جنگل نیز از جمله اتفاقاتی است که باعث قطع درختان میشود. طی ۵۰ سال گذشته وضعیت جنگل هر روز سیر نزولی پیدا کرده است. هر بامداد که خورشید از پس کوههای مشرق نورافشانی خود را آغاز میکند، از جمعیت درختان کاسته شده است.
این نابسامانی برای نسل آینده غیرقابل جبران است و آنان نمیتوانند باور کنند که در گذشته جنگلی در ایران با گیاهان، درختان، درختچهها، حیوانات و پرندگان وجود داشته است. در شمال ایران نیز درختانی وجود دارند که در حدود ۳ هزار سال عمر میکنند و این یعنی قرنها قبل از زمانی که مادها نخستین حکومت را در ایران تشکیل دادند.
برخلاف رویه رایج در اغلب کشورها، بجز یک مورد، تاکنون تحقیقات مستقلی برای شناسایی و عمریابی دقیق درختان کهنسال جنگلهای شمال و حتی تعیین قطورترین و بلندترین درختان این جنگلها انجام نشده است.بههرحال، جنگلهای شمال ایران با پاک کن بیتوجهی مسئولان و طمعورزی برخی افراد سودجو هر روز در حال محو شدن از نقشه جغرافیایی این منطقه است. بهطوری که در ۴۰ سال گذشته نزدیک به ۲۲درصد مساحت آن از بین رفته است. همه اینها هم در شرایطی اتفاق میافتد که همگان بر حفظ این سرمایههای ملی تأکید دارند.شاید اگر این روند نامبارک ادامه داشته باشد، تا ۵۰ سال آینده تنها باید در عکسهای قدیمی به خاطره بازی با درختان جنگلی بپردازیم.
حسین خانی
- 11
- 3










































