
به گزارش رویداد۲۴، دیماه ۱۴۰۴، ماه تلخ بازنشستگان بود؛ حقوقی که خرج زندگی را با آن ناگهان یک تا یک میلیون و هفتصد هزار تومان کاهش یافت و بیمه تکمیلی که باید پشتوانه درمانی آنان باشد، به بحرانی عینی تبدیل شد
بازنشستگان تأمین اجتماعی در این ماه با تجربهای نادر و تلخ مواجه شدند؛ تجربهای که نشان میدهد نهادهایی که موظف بودند از رفاه و سلامت آنها مراقبت کنند، خود عامل فشار و اضطراب و کوچک کردن سفره بازنشستگان شدهاند. ماجرا از این قرار است که بسیاری از کارشناسان در یک ماه گذشته، از کاهش غیر منتظره حقوق خود خبر دادهاند، کانون عالی بازنشستگان نیز در واکنش به این قضیه اعلام کرده که این کسورات به خاطر مبلغ حق بیمه تکمیلی بوده است.
کاهش حقوق ناگهانی، ابهام در کسورات بیمه تکمیلی و ناکارآمدی در مدیریت منابع، تصویری نگرانکننده از وضعیت بازنشستگان ارائه میدهد.
سقوط آزاد قدرت خرید
افزایش محدود حقوق بازنشستگان در سال ۱۴۰۴، حتی با تورم رسمی همخوانی ندارد و در برابر نرخ واقعی تورم، عملاً قدرت خرید بازنشستگان را به شدت کاهش داده است. تورم مواد غذایی، مسکن و دارو، فشار مضاعفی بر سفره بازنشستگان وارد کرده است. حقوق ثابت یا افزایش اندک آن، دیگر نمیتواند حتی نیازهای اولیه زندگی را پاسخگو باشد و بسیاری از بازنشستگان برای تأمین دارو، درمان یا حتی خوراک روزانه، ناچار به هزینههای اضافی شده و رسما از پس هزینهها برنمیآیند.
به عبارت دیگر، حقوق بازنشستگان به جای پشتوانه آرامش، به منبعی از نگرانی و اضطراب تبدیل شده است. این واقعیت اقتصادی، نشاندهنده ناکارآمدی سیاستهای دولت و سازمان تأمین اجتماعی است و سوالات جدی درباره عدالت اجتماعی و مدیریت منابع بازنشستگان ایجاد کرده است.
بیمه تکمیلی یا زجر مضاعف
بحران بیمه تکمیلی بازنشستگان یکی از بزرگترین چالشهای دو ماه اخیر است. طبق گزارشها، سازمان تأمین اجتماعی ماهها حق بیمه تکمیلی را به شرکتهای بیمه پرداخت نکرده و همین باعث شده خدمات بیمهای به صورت واقعی ارائه نشود. در نتیجه بازنشستگان هم مجبور به پرداخت یکباره کسورات از حقوق خود شدند و هم از خدمات بیمهای محروم ماندند.
این بحران نشان میدهد بیمه تکمیلی، که قرار بود ابزار حمایت درمانی باشد، تبدیل به منبعی برای جبران کسریهای بودجه سازمان شده است. کسر یکباره مبالغ بالا از حقوق بازنشستگان بدون اطلاعرسانی شفاف و بدون خدمات متقابل، نشاندهنده ضعف ساختاری و مدیریتی در یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی کشور است.
بازنشستگان قربانی سیاستهای ناکارآمد
بحران بازنشستگان تنها یک مسئله مالی نیست. این وضعیت نتیجه سیاستهای ناکارآمد، بدهیهای انباشته و مدیریت بحرانزای سازمان تأمین اجتماعی است. بازنشستگان امروز با سه بحران همزمان روبهرو هستند: کاهش محسوس قدرت خرید حقوق در برابر تورم واقعی، کسری بیمه تکمیلی بدون ارائه خدمات واقعی و ابهام و عدم پاسخگویی نهادهای مسئول در خصوص حقوق و خدمات. این سه بحران همزمان، تصویری از رهاشدگی و بیعدالتی اجتماعی ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد بازنشستگان حتی با سالها کار و تلاش، اکنون در دوران بازنشستگی با فشار اقتصادی، مشکلات درمانی و ناتوانی نهادهای مسئول مواجه هستند.
این وضعیت در ماههای گذشته بارها بازنشستگان را در شهرهای مختلف به خیابان آورده و تجمعات اعتراضی صنفی را افزایش داده است. مسئولان امر به این اعتراضات توجه چندانی دارند، اما پیام آن روشن است، این وضعیت دیگر قابل تحمل نیست و بازنشستگان امروز در نقطهای بحرانی ایستادهاند. کمر جمعیتی که روزگاری ستون جامعه و موتور تولید بود، اکنون زیر فشار تورم، ناکارآمدی مدیریتی و کاهش پوشش بیمهای خم شده است. حقوقی که باید امنیت و آرامش بازنشستگی را تأمین کند، اکنون به منبع اضطراب بدل شده و نهادهایی که موظف به پاسخگوییاند، با ابهام و تأخیر مواجه هستند.
بدیهی است که اگر هرچه زودتر اصلاحات ساختاری در سیاستهای بیمه و حقوق بازنشستگان صورت نگیرد، این بحران نه تنها ادامه خواهد یافت بلکه پیامدهای اجتماعی و سیاسی گستردهتری نیز به همراه خواهد داشت. به خصوص که بازنشستگان تنها گروه ناراضی و معترض نیستند. لازم است که مسئولان برای کاهش میزان نارضایتی در جامعه گام به گام پیش روند و شروع کار از بازنشستگان قطعا اقدام مثبتی خواهد بود.
- 16
- 2









































