
یک روز دوباره بازمیگردند؛ به همان صحنه جرم؛ اینبار اما با دست و پایی بسته در مقابل چشمان مردم محله. مجازات شرورهای شهر که روزگاری خانه را لانه فساد و شرارت کرده و محلهای را به وحشت میانداختند، گرداندن در خیابان است. مجازاتی که در قانون تعریف نشده اما به حکم برخی از قضات باید پس از دستگیری با دست و پایی بسته در محلهشان گردانده شوند تا درس عبرتی شوند برای دیگران. گرداندن اراذل و اوباش در خیابانها تماشاچیان زیادی دارد؛ پیر و جوان، زن و مرد، کودک و نوجوان فرقی ندارد هر کس که یک روز نام اوباش محله را شنیده باشد، مشتاق است که آنها را در چنگال قانون ببیند. همین هم میشود که مثل خیلی از حوادث دیگر شرورگردانی در شهر زیر ذرهبین نگاه کارشناسان قرار گرفته است. حکایت گرداندن مجرمان در کوچه و خیابان حکایت دو پهلویی است.
به عقیده برخیها گرداندن افراد شرور در شهر حکمی بازدارنده است و میتواند علاوه بر درس عبرت برای سایر بزهکاران، اوباشگری را در سطح جامعه کمرنگ کند و عدهای دیگر معتقدند شرورگردانی علاوه بر شکستهشدن هنجارهای اجتماعی قبح شرارت را میشکند و حتی برخیها را جریتر میکند. کدامیک از این دو راه را باید انتخاب کرد؟ باید برای عبرتآموزی مجرمان را در شهر چرخاند یا برای کاهش این جرایم مجازاتهای دیگری را جایگزین کرد؟ این پرونده به دنبال این است تا با بررسی انواع مجازاتها برای افراد شرور این معضل را از نگاه کارشناسان تحلیل کند.
شرورها با هم میگردند؛ با دست و پایی بسته و گردنآویزهایی که روی آن نام و جرمشان حک شده است. گاهی هم آفتابهای دور گردن مجرم انداخته میشود تا بیشتر از پیش در مقابل هممحلیهایشان تحقیر شوند. مجرمان دست و پا بسته اگر چه فارغ از قدرتنماییها و عربدهکشیهای دیروز سرشان پایین است اما امروز دیگر روز آنها نیست. سالها است که محلههای مختلف شهرها بهخصوص محلههای فقیرنشین پایین شهر شاهد صحنه شرورگردانی اوباش هستند. همانهایی که امنیت و آسایش را از محلهشان گرفته بودند اما این اتفاق هر بار سر از محلهای دیگر در میآورد و نشان میدهد این مجازات چندان کارساز نیست.
اینها را میتوان از آمارهای دستگیری اراذل و اوباش فهمید. در فصول و ماههای مختلف سال طرحهای ضربتی پلیس باعث میشود اراذل و اوباش و نوچههای آنها در چنگال قانون بیفتند. این طرحها و پاتکهای پلیسی اگر چه باعث بازگرداندن آرامش به محلههای جرمخیز میشود اما به طور قطع نوع مجازات این مجرمان است که در آینده از تکثیر این نوع جرایم جلوگیری خواهد کرد.
برخوردهای دورهای پلیس با اراذل و اوباش محلههای مختلف شهر جای تحسین دارد اما سوال این است که چطور میتوان جرایمی مانند اوباشگری را در محلههای جرمخیز کم کرد؟ آیا به واقع گرداندن مجرمان دستگیرشده در مقابل چشمان مردم محله باعث کاهش این نوع جرایم میشود؟ آیا همان مردمی که نظارهگر اوباش محلهشان در وضعیتی تحقیرآمیز هستند، از اینکه آنها نشانشان کنند و پس از آزادی انتقام بگیرند، ترس در دلشان نمیافتد؟! چرا به واقع این ترس هم همواره با مردم همراه است و برخیها در حالی با چشمهایشان صحنه شرورگردانی را دنبال میکنند که در زیر عینک آفتابی یا کلاه و چادری خودشان را استتار کردهاند. اگر چه صحنه بازگشت مجرمان به صحنه جرم صحنه جذابی است آن هم زمانی که دیگر دست و پایشان برای قدرتنمایی وحشتآفرینی بسته است. زمانی که پشت سرشان سربازهای سیاهپوش ایستادهاند و آژیر ممتد پلیس خبر از برگرداندن آرامش به محله میدهد اما به واقع این نوع مجازات چقدر بازدارنده بوده است؟ با همه اینها جولان اراذل و اوباش در سطح جامعه آنقدر زیر ذرهبین پلیس قرار دارد که نمیتوان به راحتی از اشد مجازات برای این اشرار گذشت کرد اما آنچه امروز از نگاه موافقان و مخالفان شرورگردانی در شهر استدلال میشود، این است که آیا چنین مجازاتهایی باعث عبرتآموزی میشود یا بالعکس روحیه انتقامجویی را به جامعه تزریق میکند؟ امروز در صفحه «یک پرسش چند پاسخ» با کارشناسان درباره خوب و بد مجازات شرورگردانی در شهر گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید.
مجازات مجرمان در گذر زمان
طرحهای سراسری پلیس برای دستگیری اراذل و اوباش و کسانی که در محلههایشان مزاحم نوامیس مردم میشوند، سالهاست که به صورت ضربتی و اقتدارگرایانه انجام میشود؛ دستگیریهای سریالی مجرمانی که آسایش و آرامش را از برخی از محلهها گرفتهاند و آنقدر جرایمشان سنگین است که بعد از دستگیری مجازاتهای سنگینی در انتظارشان خواهد بود. برخی اوقات قضات علاوه بر صدور حکم مجازاتهایی مانند حبس، تبعید، جزای نقدی، شلاق و غیره حکم میدهند که مجرمان برای عبرتآموزی دیگران در خیابانها گردانده شوند. با همه اینها، اگر چه در قدیمالایام نیز مجرمان را پس از دستگیری سوار بر الاغ میکردند و در شهر میگرداندند، اما چنین مجازاتی در هیچ کجای قانون نوشته نشده است. همین هم شده که هرازگاهی این موضوع مورد بررسی و انتقاد قرار میگیرد. در زیر نگاهی به انواع مختلف شرورگردانی در سالهای گذشته میاندازیم.
قبل از دوران مشروطه: ساکنان قدیمی تهران آنها را با عنوان «میرغضب» میشناختند. همان ماموران اجرای حکم که در تهران قدیم مجرمان را به خیابانها و قبرستانها میبردند و آنها را وادار به گدایی میکردند. میرغضبهایی مجرمان دست و پا بسته را روی زمین میکشیدند و مردم با دیدن این صحنه دلشان به درد میآمد و به این خاطر که مجرم کمتر زجر بکشد به او پول میدادند، بنابراین در تهران قدیم اینگونه مجازات مجرمان جنبه درآمدزایی برای ماموران اجرای حکم داشت. در برخی موارد نیز مجرمان در ملأ عام چوب و فلک میشدند.
قبل از انقلاب اسلامی: اراذل و اوباش در قانون تعریف مشخصی ندارد. به همین دلیل قبل از انقلاب اسلامی برخی از جاهلها و گندهلاتهای محل با طرفداری از حکومت شاهنشاهی جزو گماشتههای نیروهای نظمیه بودند. با همه اینها، قبل از انقلاب نیز گاهی افرادی که به خاطر جرایمی مانند سرقت، جادوگری و فاحشگی دستگیر میشدند نیز توسط نیروهای شهربانی در شهر چرخانده میشدند. در برخی از نقاط ایران متهمان با دست و پای بسته به یک الاغ بسته و برای عبرتآموزی در محلهها گردانده میشدند.
بعد از انقلاب اسلامی: اگرچه بعد از انقلاب باشکوه اسلامی بساط جاهلها و گندهلاتهایی که باعث بر هم زدن آرامش مردم محلهشان میشدند، برچیده شد اما در سالهای اخیر به دلیل فقر و بیکاری باندهای مختلف از افراد خلافکار در برخی از محلهها تشکیل میشود. باندهایی که علاوه بر ایجاد رعب و وحشت در میان هممحلیهایشان به انواع و اقسام کارهای خلاف از قبیل فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی، سرقت، آدمربایی، قمار و مزاحمت برای نوامیس مبادرت میکنند. همین هم شده که نیروی انتظامی در سالهای اخیر طرحهای گستردهای را برای دستگیری اراذل و اوباش اجرا میکند. با همه اینها در سالهای اخیر نیز به دلیل استدلال مثبتی که از تأثیرگذاری شرورگردانی در جهت کاهش این نوع جرایم میشود، همچنان این نوع مجازات برای برخی از اعضای باندهای خلافکار اجرا میشود. در زیر به بررسی جرایم افراد شرور و باندهای اراذل و اوباش در سالهای اخیر میپردازیم.
باند قزلباش: تابستان سال ٩٠ دو نفر از اشرار باسابقه شهرستان قم با دستور دادستان عمومی و انقلاب در خیابانهای این شهر گردانده شدند. سیفالله و علیرضا که به قزلباش شهرت داشتند باعث ایجاد رعب و وحشت در یکی از محلههای قم شده بودند. اتهام آنها تهیه و توزیع موادمخدر، مشروبات الکلی، تجاوز به عنف، آدمربایی، اغفال جوانان، ایجاد رعب و وحشت، ضرب و جرح عمدی و قدرتنمایی با قداره و شمشیر بود.
شاه مازندران: زمستان سال ٩٤ تصاویری از قدرتنماییهای خشن مردی که خودش را شاه مازندران معرفی میکرد در شبکههای مجازی منتشر شد. در این ویدیو فردی که خودش را شاه مازندران نامیده بود، در مقابل دوربین مردی را با قمه مورد ضرب و شتم قرار میداد. رجزخوانی و شاخ و شانه کشیدن مردی که نقشآفرین اصلی این ویدیو بود، آنقدر اذهان عمومی را تشویش کرد که بلافاصله دادستان مازندران دستور دستگیری او را صادر کرد. درنهایت محمود طالبی معروف به شاه مازندران طی عملیات ضربتی پلیس به همراه نوچههایش دستگیر شد. این شرور بعد از دستگیری به صحنه جرم خود بازگشت تا این صحنه را بازسازی کند. اگرچه این اتفاق شرورگردانی در شهر نبود، اما مردم از ساعتها قبل برای دیدن او که حالا در دام پلیس گرفتار شده بود در محل بازسازی صحنه جرم جمع شده بودند.
اراذل دهلران: باند سهنفره اراذل و و اوباش شهرستان دهلران همین امسال در شهر گردانده شدند. سه پسر جوان که در پروندهشان شرارت، آدمربایی و چاقوکشی ثبت شده بود با حکم دادستان این شهرستان و با هدف هشدار به هنجارشکنان و متجاوزان به عنف و نوامیس بهار امسال در خیابانها گردانده شدند.
گرداندن اراذل و اوباش پیشگیری از وقوع جرم است
محمد کاظمی، عضو کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس| نیروی انتظامی نقش مهمی در بسترسازی و ایجاد امنیت در محلههای مختلف شهر دارند. همین هم شده که در سالهای اخیر طرحهای گسترده دستگیری افرادی که باعث ایجاد ناامنی در محلهها میشوند در دستور کار ماموران پلیس قرار گرفته است. طرحهایی که مردم هم از آنها استقبال میکنند و با آغاز طرح دستگیری اراذل و اوباش محلهها مردم نیز نفس راحتی میکشند. به همین خاطر است که موافقان گرداندن اراذل و اوباش در خیابان معتقدند این کار هزینهای است که اشرار باید در مقابل تعرضهایشان به دیگران بپردازند تا برای دیگران نیز درس عبرت شود. محمد کاظمی، عضو کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس نیز یکی از موافقان اجرای گرداندن اراذل و اوباش در خیابان است و در اینباره به «شهروند » میگوید: «ارزیابی من از این نوع مجازات مثبت است. اراذل و اوباش قبل از دستگیری دست به اعمال و رفتارهای خشونتآمیز زدهاند. آنها در محلههایشان ایجاد رعب و وحشت میکنند و ممکن است به انواع و اقسام کارهای خلاف نیز مبادرت کنند. بنابراین وقتی دستگیر میشوند، انتظار مردم و بهخصوص هممحلیهایشان این است که آنها به اشد مجازات برسند. نکته مهم در اینباره این است که این افراد که ممکن است مدتهای زیادی با ایجاد رعب و وحشت آرامش مردم را سلب کرده باشند، اما بعد از دستگیری خانوادهها در جریان مجازاتهای آنها قرار نمیگیرند. به همین خاطر گرداندن اراذل و اوباش دستگیرشده مثبت ارزیابی میشود؛ چون ضمن اینکه سرنوشتشان درس عبرت خواهد شد، خانوادهها نیز در جریان مجازات آنها قرار میگیرند.»
کاظمی معتقد است که اگر چه ماهیت کلی گرداندن اراذل و اوباش در سطح شهر مثبت ارزیابی میشوند اما نباید این روش عمومیت پیدا کند و در اینباره میافزاید: «این نوع مجازات باید به صورت محدود و در مواقع ضروری انجام شود؛ مثلا وقتی فرد شروری در یک محلهای آنقدر شرارت کرده است که نه آبرو و حیثیتی برای خودش باقی گذاشته و نه آرامشی برای دیگران، قطعا همه مردم خواستار مجازات او هستند. بنابراین در این مواقع اجرای چنین مجازاتی باعث ایجاد امنیت و آرامش خاطر مردم آن محله خواهد شد. با همه اینها نباید به این موضوع عمومیت داد چرا که اگر از این موارد زیاد استفاده کنیم و مردم به کرات شاهد مجازات این افراد در ملأعام باشند این کار ارزش اثرپذیری خودش را از دست خواهد داد.»
این نماینده مجلس با بیان اینکه در مواقع محدود و به تشخیص دادستان و تصویب شورای تأمین این نوع مجازات باید اعمال شود، اظهار میکند: «از باب وقوع پیشگیری از وقوع جرم و تمایل افراد به اعمال خلاف گرداندن اراذل و اوباش در شهر باعث کاهش ناهنجاریهای اجتماعی اینچنینی خواهد شد.»
شرور گردانی در اجتماع تأثیر مثبت میگذارد
سلمان خداداد- رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی| پدیده اراذل و اوباش زاییده فقره، بیکاری است. بساط این افراد معمولا در محلههای پایینشهر و فقیرنشین پهن میشود. جرایم آنها از فروش موادمخدر و مشروبات الکلی تا آدمربایی، مزاحمت برای نوامیس و حتی تجاوز یا قتل است. اگر عکسهای دستگیری اراذل و اوباش را دیده باشید، به خوبی تمایز ظاهری این افراد را با دیگران متوجه خواهید شد. این افراد برای ایجاد رعب و وحشت در محلهها معمولا روی بدن خود خالکوبی میکنند و مدل مو و لباسهایشان نیز جلب توجهکننده است. به همین خاطر مردمی که در محلهشان با این افراد روبهرو میشوند، معمولا از نزدیکشدن به آنها وحشت دارند.
ایجاد حس ناامنی در مناطق و محلهها یکی از پیامدهای هولناک به وجود آمدن پدیده اراذل و اوباش است که معمولا در قالب یک باند و گروه فعالیت میکنند. آنها تا قبل از دستگیرشدن مردم را به وحشت میاندازند و با ایجاد رعب و وحشت، عربدهکشی و قمهکشی قدرتنمایی میکنند. به همین خاطر است که بعد از دستگیرشدن برخی از قضات برای نمایشدادن قدرت پوشالی آنها به مردم دستور گرداندن آنها را در ملأعام میدهند. سلمان خدادادی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس دراینباره به «شهروند» میگوید: «اگرچه برای صدور احکام برخی از جرایم آن نوع جرم در قانون پیشبینی نشده است، اما میبایست برای برخی از جرایم، تنبیهی تأثیرگذار اعمال کرد. به همین خاطر در برخورد با پدیده اراذل و اوباش یکی از مجازاتهایی که برای این افراد در نظر گرفته میشود، گرداندن آنها در انظار عمومی است.»
خدادادی معتقد است؛ در صدور احکام قضات استدلالهای خوب و منطقی دارند و دراینباره میافزاید: «مجازاتها و احکامی که از طریق قضات محترم کشور صادر میشد، میتواند از منظر اجتماعی نیز تأثیرات مثبتی در سطح جامعه بگذارد. گرداندن اراذل و اوباش که تا پیش از دستگیری در انظار عمومی رفتارهای نابهنجار و ارعابآمیزی را از خود به نمایش گذاشتهاند، یکی از احکامی است که اگر چه در قانون وجود ندارد، اما بشدت در اجتماع تأثیر مثبت میگذارد و در واقع برای تکرار این جرم مانع ایجاد میکند. افرادی که در محلهها و خیابانها باعث ایجاد رعب و و حشت میشوند، زورگیری میکنند و مردم را میترسانند خودشان در واقع شرارتهای شان را به ملأعام کشاندهاند و مردم آنها را کاملا میشناسند. بنابراین بعد از دستگیری وقتی درهمان محله گردانده میشوند، غرورشان میشکند و مردم نیز متوجه قدرت پوشالی آنها خواهند شد.»
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه اراذل و اوباش محلهها برای خودشان حکومتهای محلی درست میکنند اظهار میکند: «وقتی قانون با این افراد برخورد میکند و بعد از دستگیری در بین انظار مردم هویت پوشالیشان نشان داده میشود، علاوه بر برقراری امنیت و اطمینان خاطر مردم از تلاشهای نیروی انتظامی این نوع جرایم در این محلهها کاهش پیدا خواهد کرد.»
مجازاتهای جایگزین برای افراد شرور
بهمن کشاورز، رئیس اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران (اسکودا)| ١. اصل سیوششم قانون اساسی مقرر داشته «حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.» اصل سیونهم همین قانون میگوید كه «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.» ماده چهار قانون آيین دادرسی کیفری مقرر داشته «اصل برائت است هر گونه اقدام محدود کنند، سالب آزادی و ورود به حریم خصوصی اشخاص جز به حکم قانون و با رعایت مقررات و تحت نظارت مقام قضائی مجاز نیست و در هر صورت این اقدامات نباید به گونهای اعمال شود که به کرامت و حیثیت اشخاص آسیب وارد کند.»
در عین حال به موجب ماده هفت قانون اخیر در تمام مراحل کیفری رعایت حقوق شهروندی مقرر در قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب ١٣٨٣ از سوی تمام مقامات قضائی، ضابطان دادگستری و سایر اشخاصی که در فرآیند دادرسی مداخله دارند، الزامی است متخلفان علاوه بر جبران خسارات وارده، به مجازات مقرر در ماده ٥٧٠ قانون مجازات اسلامی محکوم میشوند مگر آنکه در سایر قوانین مجازات شدیدتری مقرر شده باشد.»
بالاخره ماده ٥٧٠ مورد اشاره برای ماموران دولت که حقوق و آزادیهای اساسی مردم را محدود یا سلب کنند مجازات حبس، جزای نقدی و انفصال از خدمت مقرر کرده است.
٢. با این مقدمات باید دید آیا اقداماتی که در مورد اراذل و اوباش صورت میگیرد از قبیل پوشاندن لباس زنانه به مردان و آویختن آفتابه به گردن آنان مجازاتهای قانونی است و در جایی از قانون پیشبینی شده؟ تا آنجا که بنده میدانم چنین مجازاتهایی وجود ندارد و از آنجا که به موجب ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مجازات تعزیری نیز صرفا باید به وسیله قانون تعیین شود، مقام قضائی حق ندارد رأسا چنین اقداماتی را به عنوان مجازات تعیین کند و اگر کرد موضوع مشمول ماده ٥٧٠ پیشتر گفته شده خواهد بود و این مجازات به طریق اولی در مورد ضابط دادگستری که به طور خودسرانه چنین اقداماتی کند، قابل اعمال است و چنانچه ضابط این کار را به امر آمر قانونی اعم از اجرایی یا قضائی انجام دهد، آمر و مامور هر دو قابل مجازات خواهند بود.
هیچکس اقدامات کسانی را که اراذل و اوباش و اشرار نامیده میشوند، تأیید نمیکند و چه بسا مصادیقی از اعمال آنان مجازاتهایی بسیار شدیدتر از آنچه که معمولا تعیین میشود داشته باشد؛ اما نه مجازاتهای خارج از قانون و خودسرانه. گمان میرود اقداماتی از این قبیل صرفا باعث تشدید ناهنجاریهای اخلاقی و روانی این افراد و شاید تجری آنان شود.
حال آنکه هدف از مجازات در تحلیل نهایی اصلاح مرتکب است؛ تردیدی نیست اینگونه حرکات موجب اصلاح نخواهد شد. مضافا اینکه در اعمال مجازاتها باید از یک سو کرامت و آبروی افراد و از دیگر سو حیثیت خانواده و بستگان آنان در نظر گرفته شود. همچنین شأن و اعتبار کشوری که این مجازاتها را اجرا کرده ملحوض باشد؛ آیا اقداماتی از این قبیل با فرهنگ و اخلاق ایرانیان سازگار است؟
٣. نکته قابل ذکر دیگر اینکه در قوانین مدون ما افرادی با عنوان اراذل و اوباش تعریف نشدهاند. البته عناوین مجرمانهای چون اخلال در نظم، ممانعت از کسبوکار افراد، مزاحمت بانوان و اطفال، تجری در مقابل ماموران دولت و محاربه و مانند اینها داریم که نوعا با خشونت و تظاهرات غیر عادی توأم است و هر یک مجازات خاص خود را دارد. اما ارتکاب این اعمال به وسیله اشخاص مجوز اعمال مجازاتهایی در مورد آنان که اصولا در قانون پیشبینی نشده نیست. به نظر میرسد رواندرمانی و آموزشهای جدی اخلاقی و رفتاری به اینگونه افراد در طی مدتی که تحمل کیفر میکنند، ممکن است به تغییر شخصیت و منش آنان کمک کند. هر چند که با توجه به شلوغی زندانها و بودجه ناکافی سازمان زندانها این اقدامات تا حد زیادی آرمانی به نظر میرسد؛ البته اعمال مجازاتهای جایگزین حبس نیز در صورت اقتضا شاید به اصلاح این متهمان کمک کند.
مجازات جهانی
چرخاندن متهم درخیابان مختص به ایران نیست. این نوع رفتار در طول تاریخ بشریت همواره به اشکال مختلف وجود داشته است. مثلا در دورهای از تاریخ جهان جادوگران، فاحشهها و جاسوسان مورد نفرت مردم قرار داشتهاند و اگر دستگیر میشدند، برای تحقیرکردن و نشاندادن قدرت پوشالیشان در شهر گردانده میشدند. جالب است که بدانید در زمان ملکه الیزابت اول نیز چنین مجازاتی برای زنان غرغرو و سرکش نیز اجرایی میشد. بنابراین در آن زمان زنانی که پشت سر دیگران غیبت میکردند یا سرکش بودند، مجرم شناخته میشدند و به همین خاطر مردم زن سرکش را، به صورت برعکس روی اسب یا قاطر میبستند و در سطح شهر میگرداندند. درهمین حین نیز، زنان و مردان با ماهیتابه و قابلمه پشتسر او راه میرفتند و با کوبیدن به این وسایل سروصدا ایجاد میکردند تا توجه مردم را به مجازات زن سرکش جلب کنند. نمایشنامه شکسپیر با عنوان «رامکردن زن سرکش» نیز براساس همین مجازات نوشته شده است. این نوع رفتار در طول تاریخ در فیلمهای سینمایی نیز به تصویر کشیده شدهاند؛ مانند فیلم ایتالیایی «مالنا» که در آن زنی که در جریان جنگ جهانی زندگیاش فرو پاشیده، مجبور به تنفروشی به افسران آلمانی میشود. در آخر فیلم اما با شکست نازیها در جنگ این زن مانند برده به خیابانها برده میشود و مورد تحقیر مردم روستایش قرار میگیرد. در این صحنه زنان روستا مالنا را به پیاتزا میبرند، کتکش میزنند، موهایش را میتراشند و درنهایت تبعیدش میکنند.
در همه کشورهای جهان موضوع برخورد با متهمان و کسانی که باعث بینظمی و اختلال در نظم و آرامش و قوانین کشورها میشوند، یکی از وظایف اصلی پلیس است. با این حال در بیشتر کشورهای جهان نیز، نوع مجازات افراد شرور متفاوت است. با این حال شرورگردانی در برخی از کشورهای جهان نیز رواج دارد.
اندونزی: سال گذشته دو گردشگر دو تبعه استرالیا در اندونزی به اتهام دزدی توسط پلیس در خیابانهای جزیره «جیلی تراوانگان»گردانده شدند. این زن و مرد استرالیایی با پلاکاردی با عنوان «من دزد هستم» در این جزیره گردانده شدند. جرم آنها سرقت موتورسیکلت از یک هتل بود که تصاویرش نیز در دوربین مداربسته هتل ثبت شده بود. ساکنان محلی درباره این نوع مجازات به رسانهها گفته بودند که در این جزیره هرکس که به دزدی متهم شود، دور جزیره گردانده خواهد شد.
عراق: در جریان جنگگرداندن متهمها و مجرمان زیاد اتفاق میافتد. به همین خاطر نیروهای نظامی عراقی معمولا اسرای داعشی را در شهر میچرخانند تا اگر مردم از آنها اطلاعاتی دارند، اعلام کنند.
- 17
- 3
































