پنجشنبه ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
۱۶:۰۰ - ۲۲ دي ۱۳۹۹ کد خبر: ۹۹۱۰۰۱۲۷۳
جرم و جنایت

اعتراف سارقان به قتل مرد طلافروش

سه مرد که برای سرقت از طلافروشی مردی جوان، او را ربوده و به قتل رسانده بودند، پای میز محاکمه رفتند.

به گزارش شرق، یک سال قبل زن جوانی به مأموران خبر داد شوهرش گم شده است. او گفت: شوهرم طلافروش است. او هر روز سر ظهر به خانه می‌آمد، با هم غذا می‌خوردیم و دوباره بعد‌ازظهر سر کار می‌رفت. موقع آمدن شوهرم که شد، به او زنگ زدم، اما همسرم گوشی را جواب نداد. هرچه با شوهرم تماس گرفتم، خبری از او نشد و تلفنش خاموش شد. به مغازه‌اش رفتم دیدم کرکره پایین است و خبری هم از شوهرم نیست.

مأموران بعد از گفته‌های این زن به مغازه مرد گم‌شده به نام کاوه رفتند و متوجه شدند درِ مغازه قفل و کرکره پایین کشیده شده است. مأموران پلیس دوربین‌های مداربسته اطراف را بررسی کردند و متوجه شدند کاوه در حال قفل‌کردن مغازه بوده که دو مرد به سمتش رفتند و او را سوار یک ون که آرم اورژانس اجتماعی داشت، کردند. در تصاویر مشخص بود دو مرد بعد از چند دقیقه برگشتند، در مغازه را باز کردند، داخل رفتند و بعد با ساکی از مغازه خارج شدند.

وقتی مأموران شماره پلاک ون را بررسی کردند، متوجه شدند پلاک متعلق به یک پراید است که صاحبش سرقت آن را چندی پیش گزارش داده است. چند روز بعد از این حادثه گزارشی به پلیس رسید، مبنی‌بر اینکه یک جسد در اطراف کهریزک پیدا شده است. زمانی که مأموران به کهریزک رفتند، متوجه شدند مشخصات جسد با آنچه درباره مشخصات کاوه گفته شده، یکسان است. همسر کاوه برای شناسایی جنازه احضار شد و جسد شوهرش را شناسایی کرد. او به مأموران گفت: شوهرم مرد بسیار خوبی بود. من اصلا نمی‌دانم چه کسی این کار را کرده است.

وقتی مأموران تحقیق کردند، به یکی از اقوام کاوه رسیدند. آنها متوجه شدند تلفن همراه یکی از اقوام همسر کاوه به نام حامد در آن منطقه فعال بوده است. وقتی حامد بازداشت شد، به قتل اعتراف کرد و گفت به‌همراه دو نفر دیگر به نام‌های سعید و سینا مرتکب قتل شده است. او توضیح داد: ما قرار بود کاوه را بدزدیم و طلاهایش را برداریم. اصلا قصد قتل نداشتیم.

حامد در ادامه گفت: من می‌دانستم کاوه طلافروش است و وضع مالی خوبی دارد؛ به‌همین‌‌دلیل با سینا و سعید که دوستم است، صحبت کردم که با هم سرقت کنیم و آنها هم قبول کردند. سینا برادرزن سعید بود. قرار بود من جای طلافروشی را نشان بدهم و آنها سرقت کنند. روز حادثه با لباس‌های موجهی به طلافروشی رفتیم و خودمان را مأمور اورژانس اجتماعی معرفی کردیم و گفتیم درباره همسر سابق کاوه چند سؤال داریم. کاوه هم بدون اینکه مقاومت کند، با ما آمد، اما در ون که نشستیم، متوجه شد دروغ گفته‌ایم و قصد سرقت داریم؛ به‌همین‌دلیل داد‌و‌فریاد راه انداخت و مقاومت کرد. سعید آمپول بیهوشی به کاوه تزریق کرد، بعد سینا کلید را برداشت و وارد مغازه کاوه شد و طلاها را دزدید. ما از شهر خارج شدیم. می‌خواستیم کاوه را جایی رها کنیم و برویم که متوجه شدیم او مرده است. چون سینا به او آمپول بیهوشی زد، او مُرد. ما اصلا فکر نمی‌کردیم با آمپول بیهوشی کسی بمیرد.

بعد از اعترافات حامد دو متهم دیگر که به شهرستان دیگری فرار کرده بودند، شناسایی و بازداشت شدند. با صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه ۴ دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی به این پرونده ابتدا کیفرخواست علیه هر سه متهم خوانده شد. سپس اولیای‌دم در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شدند. در ادامه متهمان یک‌به‌یک در جایگاه قرار گرفتند و اعترافات اولیه خود را تکرار کردند. در ابتدا حامد در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من به خاطر نسبت فامیلی که با مقتول داشتم، از وضعیت مالی او باخبر بودم و به‌همین‌دلیل پیشنهاد سرقت دادم. سینا و سعید هم قبول کردند؛ اما قرار بر قتل نبود. ما آن روز یک ون را آماده کردیم و برچسب‌های اورژانس اجتماعی روی آن چسباندیم تا بتوانیم اعتماد حامد را به دست آوریم و او را سوار ماشین کنیم.

متهم گفت: قرار نبود او را بکشیم. وقتی داخل ون کاوه سر‌و‌صدا کرد، سعید به او آمپول بیهوشی تزریق کرد تا آرامش کند و ما اصلا قصد کشتن او را نداشتیم. البته من فقط راننده بودم و در قتل هیچ نقشی نداشتم.

بعد از گفته‌های متهم اول دومین متهم، یعنی سعید، در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من از کرده خودم بسیار پشیمان هستم. من به‌هیچ‌وجه فکر نمی‌کردم آمپولی که به کاوه تزریق می‌شود، کشنده باشد. ما فقط خواستیم او را آرام کنیم.

او درباره اینکه چطور کاوه را راضی کردند سوار ماشین شود، گفت: ما ظاهری موجه برای خودمان درست کردیم. لباس‌هایی پوشیدیم که باعث شد کاوه فکر کند ما واقعا از اورژانس اجتماعی هستیم و به خاطر مسائلی که با همسر سابقش داشت، به سؤالات ما شک نکرد؛ به‌همین‌دلیل هم سوار ون شد و در آنجا بود که از او کلید مغازه را خواستیم که در این موقع شک کرد و خواست پیاده شود که جلویش را گرفتیم و آمپول تزریق کردیم.

متهم گفت: من از کارم پشیمان هستم، اما از اولیای‌دم درخواست دارم حرفم را باور کنند. من قصد کشتن نداشتم و ما فقط به‌دلیل مشکل مالی که داشتیم، دست به این کار زدیم.

سپس سینا در جایگاه قرار گرفت. او گفت: وقتی فهمیدیم کاوه مرده است، خیلی ترسیدیم و دیگر نمی‌دانستیم باید چه کنیم. راهی نداشتیم به جز اینکه جسد را دفن کنیم. من خیلی پشیمان هستم. از وقتی این اتفاق افتاده، زندگی من به‌طور‌کامل نابود شده است. من خیلی عذاب می‌کشم و از اولیای‌دم درخواست دارم من را ببخشند. ما جسد را به سمت کهریزک بردیم و همان‌جا رها کردیم. ما فقط طلاها را می‌خواستیم، حالا هم از کرده خودمان پشیمان هستیم و درخواست بخشش داریم.

بعد از گفته‌های هر سه متهم و وکلای آنها هیئت قضات شعبه ۴ برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.

  • 20
  • 5
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
محمدرضا احمدی بیوگرافی محمدرضا احمدی؛ مجری و گزارشگری ورزشی تلویزیون

تاریخ تولد: ۵ دی ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

حرفه: مجری تلویزیون

شروع فعالیت: سال ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی حسابداری و تحصیل در رشته مدیریت ورزشی 

ادامه
رضا داوودنژاد بیوگرافی مرحوم رضا داوودنژاد

تاریخ تولد: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر

شروع فعالیت: ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۲

تحصیلات: دیپلم علوم انسانی

درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

ادامه
فرامرز اصلانی بیوگرافی فرامرز اصلانی از تحصیلات تا شروع کار هنری

تاریخ تولد: ۲۲ تیر ۱۳۳۳

تاریخ وفات : ۱ فروردین ۱۴۰۳ (۷۸ سال)

محل تولد: تهران 

حرفه: خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا، نوازندهٔ گیتار 

ژانر: موسیقی پاپ ایرانی

سازها: گیتار

ادامه
عقیل بن ابی طالب زندگینامه عقیل بن ابی طالب؛ از صحابه پیامبر و امام علی (ع)

تاریخ تولد: ده سال بعد از عام الفیل

محل تولد: مکه

محل زندگی: مکه، مدینه

دلیل شهرت: صحابه و پسرعموی محمد

درکذشت: دوران حکومت معاویه، مدینه

مدفن: بقیع

ادامه
علیرضا مهمدی بیوگرافی علیرضا مهمدی؛ پدیده کشتی فرنگی ایران

تاریخ تولد: سال ۱۳۸۱ 

محل تولد: ایذه، خوزستان، ایران

حرفه: کشتی گیر فرندگی کار

وزن: ۸۲ کیلوگرم

شروع فعالیت: ۱۳۹۲ تاکنون

ادامه
حسن معجونی بیوگرافی حسن معجونی بازیگر کمدی سینمای و تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی حسن معجونی

نام کامل: محمد حسن معجونی

تاریخ تولد: ۲۸ دی ۱۳۴۷

محل تولد: زنجان، ایران

حرفه: بازیگر، کارگردان، طراح، مدرس دانشگاه

تحصیلات: رشتهٔ ادبیات نمایشی از دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر

آغاز فعالیت: ۱۳۷۵ تاکنون

ادامه
ابراهیم بن جعفر ابی طالب زندگینامه ابراهیم بن جعفر ابی طالب

نام پدر: جعفر بن ابی طالب

سن تقریبی: بیشتر از ۵۰ سال

نسبت های مشهور: برادر محمد بن ابی طالب

ابراهیم بن جعفر ابی طالبزندگینامه ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب

زندگینامه ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب

ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب فرزند جعفر بن ابی طالب بوده است، برخی از افراد ایشان را همراه با محمد از نوه های جعفر می دانند که عمال بن زیاد وی را به شهادت رساند. برخی از منابع می گویند که ابراهیم و محمد هر دو از لشکر ابن زیاد فرار کرده بودند که بانویی در کوفه آنها را پناه می دهد، اما درنهایت سرشان توسط همسر این بانو که از یاران ابن زیاد بود از جدا شد و به شهادت رسیدند. 

ادامه
مریم طوسی بیوگرافی مریم طوسی؛ سریع ترین دختر ایران

تاریخ تولد: ۱۴ آذر ۱۳۶۷

محل تولد: تهران

حرفه: ورزشکار، دونده دوهای سرعت

تحصیلات: کارشناسی تربیت بدنی از دانشگاه تهران

قد: ۱ متر ۷۲ سانتی متر

ادامه
زهرا گونش بیوگرافی زهرا گونش؛ والیبالیست میلیونر ترکی

چکیده بیوگرافی زهرا گونش

نام کامل: زهرا گونش

تاریخ تولد: ۷ جولای ۱۹۹۹

محل تولد: استانبول، ترکیه

حرفه: والیبالیست

پست: پاسور و دفاع میانی

قد: ۱ متر و ۹۷ سانتی متر

ادامه
ویژه سرپوش