
به گزارش فوتبال ۳۶۰، جوانان خوش استعداد فوتبال ایران که میتوانستد تا همین چند هفته قبل در «الای» و «سیاتل» به میدان بروند و برای خودشان، تیمی، آیندهای در آن سوی مرزها پیدا کنند، بزرگترین «فریبخوردگان» این روزهای فوتبال هستند. البته که تنهاترین جوانان نخواهند بود؛ بیرون از فوتبال، بسیاری جوان دیگر هستند که روزانه شاهد پرپر شدن رویایشان هستند؛ سفرهشان کوچکتر و آیندهشان مبهم. سرنوشت آنها مثل همین جوانان فوتبالی است که چشمانتظارِ دَمی تازه هستند تا کالبد سالخورده تیم ملی را به تحرک وادارد، مگر اینکه فرصتی نصیبشان شود.
بیرون از فوتبال هم سرنوشت جوانان بیشماری دست مدیرانی افتاده که تعدادی از آنها به قدری تعداد بهارهای زندگیشان بالا رفته که به سختی یادی از نسل «Z» و سوختهنسلهای دیگر میکنند. جالب آنکه هر دو دسته جوانان هم به یک شیوه قافیه را به سختیهای زندگی باختهاند: وارونگی حقیقت.
تحریمها کاغذپاره نبود
بعید است بتوان پذیرفت فوتبال از سیاست جداست؛ فوتبال در ایران، مثل بسیاری دیگر از نقاط دنیا، عین سیاست، جامعه، اقتصاد و موارد مشابه است؛ بخش مهمی از زندگی فردی و اجتماعی هر جامعه ریزودرشتی. این رشته خواسته یا ناخواسته برگرفته از اتفاقاتی است که در طول تاریخ میتواند عدهای را محبوب کند یا از چشم بیندازد.
شاید با همین چند سطر، پذیرفتن این موضوع که جوانان فوتبالی و غیرفوتبالی چطور قربانی مدیریت غلط دولتمردان و فدراسیوننشینها شدهاند، سخت نباشد. سفرهها زمانی شروع به کوچک شدن کرد که «تحریمها کاغذپاره توصیف شدند»؛ همان زمانی که عدهای خطاب به آنطرفیها گفتند: «آن قدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامهدانتان پاره شود». دقیقا از همان زمان که به جای پذیرفتن مشکل و سعی در برطرف کردن آن، سفرهای برای چند درصد پهن شد تا از قِبل تحریمها، نان قریب به ۹۰ درصد دیگر را گران و گرانتر کرده و زندگیشان را دشوارتر کنند، جوانان این سرزمین، زودتر از آنچه که باید پیر شدند.
پس از آن، این گرفتاریها در دُوَلهای آتی، فارغ از اصولگرا و اصلاحطلب بودنشان، ریشه عمیقتری یافت و رویای داشتن یک زندگی معمولی، یک سقف بالای سر و یک سفره که بتوان شکم سر و همسری را سیر کرد، آرزو شد.
بلندپروازیهای ارز چنان گلوی جوانان را فشرد که اختلاف طبقاتی بیش از هر زمان دیگری ریشه دوانید و سپیدی تار موی جوانانمان را بیشتر کرد. از روزی که تحریمها «برکت» توصیف شد، میشد پی برد به جای مبارزه برای اصلاح امور، نقشهای برای فربه کردن حساب بانکی ۴ درصدیها کشیده شده و مقاومت و نان خالی خوردنش حواله «مردم» شد. آن روزها گفتند «تحریمها کاغذپاره است» تا جوانانی که راحت «گول میخورند»، از دولتمردی نپرسند چرا آن «کاغذپاره» جزئیترین مسائل زندگی را هم نشانه رفته. اثر آن کاغذپاره، حالا حتی پس از ۲ دهه هنوز هم وجود دارد و ضررش را جوانان دیروز و امروز میچشند.
باشد؛ تیم ملی قهرمان شد!
حافظه جمعی ایرانیان پر از رویدادهای تکراری است؛ از اتفاقاتی که «مردم» هشدار دادهاند ولی مسئول، نفعش در نشنیدن است. این موضوع عرصه و زمینه نمیشناسد؛ همین تیم ملی نمونه برجستهای است. «اقلیتی» کمر همت بسته تا به «اکثریت» بقبولانند، تیم ملی نمایش خوبی در جام جهانی داشته، همه چیز خوب پیش رفته، جوانگرایی حاصل شده، تغییر صورت پذیرفته، چشمانداز روشنی برای آینده دارد و قرار است در ۱۰ سال آتی یکی از قدرتهای برتر شود. رئیس فدراسیونش به قدری برنامهمحور است که همگان با آغوش باز از او استقبال میکنند و فوتبالش به قدری درخشان در آمریکا ظاهر شده که شایسته استقبال در تهران است. همانگونه که تحریمها کاغذپاره بود، تیم ملی هم نمایش درخشانی در جام جهانی داشت.
به راستی وقتی «گولخورمان خوب است» چرا تاج و مجموعه تیم ملی از آن بهرهای نبرند و خودشان را در حد قهرمان و پهلوان بالا نبرند؟ چرا منتقد را «وطنفروش» نخوانند؟ نفع آنها همسو با همان دولتمردان وقت است؛ در نشنیدن. در اصلاح نکردن امور، در نادیده گرفتن جوانان، در دمیدن بر همین وضع اسفناک که سرعت عقبگردش شتاب وحشتناکی گرفته. نفع آنها در نادیده گرفتن اکثریتی است که میدانند با این رویه، آینده این فوتبال، تاریک و ترسناکتر از روزهای کنونی است. کاش فقط ۲ دهه دیگر، کسی از این ننویسد که ۲۰ سال قبل، باید اصلاحاتی صورت میگرفت تا فوتبال در ایران نجات پیدا میکرد.
اسم، امیر قلعهنویی؛ پیشه، رویا فروشی!
به گزارش فوتبال ۳۶۰، تیم ملی فوتبال ایران یکی از ناکامهای خوشرنکینگ فیفا در جام جهانی بود؛ شاگردان امیر قلعهنویی که در گروه G با تیمهای نیوزیلند، بلژیک و مصر همگروه بودند با کسب ۳ امتیاز در رده سوم گروه ایستادند تا رویایشان برای صعود به مرحله بعدی ابتر بماند. این ناکامی در شرایطی رقم خورد که این بار تعداد تیمها به ۴۸ تا افزایش پیدا کرده و ۸ تیم برتر سوم هم شانس صعود را داشتند. با این وجود، تیم قلعهنویی در این بین هم قرار نگرفت تا نهایتا نتواند خودش را میان ۳۲ تیم برتر جام جهانی جا کند.
به این ترتیب، پرونده تیم ملی ایران در جام جهانی در سریعترین حالت ممکن بسته شد تا فدراسیون فوتبال ایران و اعضای کادر فنی، در زمره شکستخوردههای جام قرار بگیرند. البته که خودشان شکست را قبول ندارند و برخلاف مربیان و روسای ناکامی که استعفا را نوشته و صندلی را برای نیروهای باانگیزه خالی کردهاند، همچنان میخواهند به شغلی که برایشان فراهم شده، ادامه دهند. زنگ خطر زمانی به صدا درمیآید که ظاهرا قدرتی برای تغییر هم وجود ندارد. به این ترتیب، عجیب نیست اگر این مجموعه به زودی با فهرستی دیگر از «رویافروشیهای بیپایه و اساس» در رسانههای موردنظرشان پیدا شده و این بار برای جام ملتهای آسیا «وعدههای توخالی» دهند.
چه خبر از بازی هجومی؟
سیاهه رویافروشیهای امیر قلعهنویی برای تیم ملی ایران طولانی است. او از مدتها قبل علیه سرمربیان خارجی که در فوتبال ملی فعالیت میکردند، جبهه گرفته بود. گلسرسبد آنها کارلوس کیروش پرتغالی بود. قلعهنویی گاهوبیگاه کنایههای تندی به سبک بازی تیم ملی زیرنظر این مرد پرتغالی میزد و اعتقاد داشت ایران با داشتههایش باید فوتبالی هجومی و تماشاگرپسند به نمایش بگذارد. با این وجود، از زمانی که قلعهنویی هدایت تیم ملی را به عهده گرفت، کمتر نمایش هجومی از این تیم دیده شده. قلعهنویی ماههای نخست که هدایت تیم ملی ایران را به عهده گرفته با کنایههای زیرپوستی به سبک تدافعی کارلوس کیروش در تیم ملی، تغییر نگرش را زمانبر خوانده و گفته بود که «باید بگویم تیم ملی در ۱۰ سال گذشته یک مدل بازی میکرد و اگر بخواهید در زمان کوتاه نگرش را عوض کنید، هزینه خواهد داشت. اینکه بازیها را تبدیل به هجومی کنید، زمانبر است». حالا ۴ سال بعد از نشستن قلعهنویی روی نیمکت تیم ملی، تغییری در این زمینه صورت نگرفته. تیم ملی با نمایش سینوسی، روند باثباتی نداشته و در جام جهانی هم در دو بازی مقابل بلژیک و مصر تمرکزش را روی بازی تدافعی گذاشته بود تا قضا و قدر، فرصت صعود این تیم را رقم بزند.
پس، اولین رویایی که قلعهنویی برای نشستن روی نیمکت تیم ملی به مخاطبانش فروخت، پوچ از آب درآمد. تیم ملی نه نمایش باثباتی دارد و نه سبک و سیاقش، تماشاگران را به وجد میآورد.
از جوانگرایی چه خبر؟
شاید خیلیها از یاد برده باشند؛ اما کنفرانس خبری پس از بازی تیم ملی ایران با قطر را دوباره باید مرور کرد. ایران با قلعهنویی، فرصت بزرگ صعود به فینال در جام ملتهای آسیا را از دست داد و از چرخه رقابتها کنار رفت. قلعهنویی که حس میکرد فضا قرار است علیهاش شود، در همان کنفرانس خبری، رویافروشی را از سر گرفت. امیر از این گفت که میخواهد تغییر ۶۰ درصدی در ترکیب تیم ملی به وجود بیاورد و جوانها را به تیم اضافه کند. ادعای قشنگی بود؛ به ویژه اینکه فوتبال ایران از اسامی تکراری خسته به نظر میرسید. با این وجود، در جام جهانی ۲۰۲۶، سه سال پس از رویافروشی قلعهنویی درباره جوانگرایی، ایران دومین تیم پیر جام لقب گرفت. از همه بدتر اینکه ترکیب اصلیاش، رکورد پیرترین تیم تاریخ جام جهانی را شکست. او ۴ سال برای وارد کردن جوانان به ترکیب و فهرست نهایی تیم ملی فرصت داشت ولی ترجیح داد وعدهاش را بدهد و عملی کردنش را به زمانی نامعلوم موکول کند.
تغییر نسل را دیدید؟
قلعهنویی و مشاورانش با رصد اتفاقات رخ داده و انتقادات برآمده از کهنسالی تیم، واژه جدیدی خلق کردند: تغییر نسل. در واقع آنها پس از آنکه پی بردند شهامت جوانگرایی در این فوتبال را ندارند، روی واژه تغییر نسل تاکید کردند. به این منظور که عدهای ۳۰ ساله و بیشتر از ۳۰ ساله، جایگزین عدهای دیگر شوند. این مورد هم اما رسما در حد همان ادعا باقی ماند؛ پیش از این هم اشاره شد که ترکیب تیم ایران در جام جهانی همان ترکیب تیم در جام ملتهای آسیا است. با این تفاوت که یکی دو تغییر اجباری به دلیل مصدومیت رخ داد. به این ترتیب، عملا واژه خلقشده توسط امیر و مشاورانش، دوباره در حد همان ادعا باقی ماند و جلوتر نرفت.
دو مرحله صعود از جام جهانی؛ یادتان هست؟
این یکی هنوز هم فراگیر است و در شبکههای مجازی دستبهدست میشود. قلعهنویی که با ثبت نایبقهرمانی در تورنمنت ناچیز کافا، فضا را علیه خودش میدید به یکباره تصمیم مهمی گرفت. او وعده داد تیمش در جام جهانی آن قدر بدرخشد که مسئولان را وادار به تعطیل کردن کشور کند. سپس مهدی تاج هم به میان آمد و از این گفت که قلعهنویی به یک مرحله صعود از جام جهانی راضی نیست و وعده دو مرحله صعود در این جام را داده است. نتیجه؟ تیم ملی از صعود از مرحله گروهی جام جهانی ۴۸ تیمی هم بازماند!
اینجا برای چندمینبار مشخص شد که قلعهنویی در پیشه جدیدی که برای خودش درنظر گرفته، یعنی رویافروشی، مهارت دارد. او در همدستی با مهدی تاج، نسخههای عجیبی برای فوتبال ایران پیچیدهاند؛ یک نسخه پیر، بدون تماشاگر، بدون آینده و خالی از زیبایی.
- 9
- 5













































