
از آخرین طبقه ساختمانی در غرب رقه که موقعیت تکتیراندازهاست، اعضای یک گروه شبهنظامی مورد حمایت آمریکا، زمینهای اطراف را به دقت میپایند تا اثری از جنبندهای ببینند. «ما سوپ داغ و نان داریم. بیایید بیرون و تسلیم شوید!» یکی از اعضای گروه، پشت یک بلندگو این پیام را برای داعشیانی که خود را پنهان کردهاند، اعلام کرد. او ادامه داد: «اعضای داعش و خانوادههای آنها که خودشان را به ما تسلیم میکنند در امنیت خواهند بود.»
«آیوور پریکت» خبرنگار روزنامه نیویورکتایمز یکی از معدود روزنامهنگارانی است که از حدود ١٠روز پیش نیروهای شبهنظامی موسوم به نیروهای دموکراتیک سوریه را همراهی کرده است. او تاکنون دو بار به خط مقدم جنگ در شهر رفته که اکنون تقریبا پس از جنگی ٤ماهه آزاد شده است. آیوور با غیرنظامیانی صحبت کرده که در ٤ سال حکومت داعش، متحمل درد و رنج زیادی شده و حالا جان سالم به در بردهاند.
به گزارش نیویورکتایمز، تنها چند هفته گذشته جنگ در رقه، پایتخت خلافت خودخوانده داعش، به بنبست رسیده بود. صدها نفر از جنگجویان خشمگین داعشی از هزاران غیرنظامی این شهر بهعنوان سپرهای انسانی استفاده میکردند؛ اما از هفتههای اخیر مقاومت آنها شروع به کمشدن کرد. روز سهشنبه آزادی این شهر اعلام شد؛ گر چه هنوز تعداد معدودی از تروریستها باقی ماندهاند.
هفته گذشته وقتی «آیوور پریکت» خبرنگار روزنامه نیویورکتایمز از شرق رقه دیدن کرد، نوشت: «سخت است که حتی یک خیابان یا ساختمان را پیدا کنید که به خاطر جنگ آسیب ندیده باشد. سروصدای بیوقفه و غرش توپخانههای تحت حمایت آمریکا از پایگاهی در ٢٠کیلومتری بیرون شهر دود غلیظی را از منطقه نسبتا کوچکی که هنوز در کنترل داعش بود، به هوا بلند کرده بود.»
مبارزان عضو نیروهای دموکراتیک سوریه، از یک پست بازرسی در یک ساختمان بمبخورده، شرایط را نظاره میکردند.بعضی از رفقایشان محاصره شده بودند، یکی مرده بود و دو نفر هم زخمی شده بودند. به خاطر فقدان وسایل نقلیه زرهی آنها در ابتدا نتوانستند که عملیات نجاتی را برای نجات سربازان گیر افتاده صورت بدهند. در ساختمان نیمهخراب دیگری که در چند صدمتری اینجا قرار داشت، افرادی تحرکاتی را مشاهده کردند.
دو نفر از آنها، از طریق حفرهای که در دیوار ایجاد کرده بودند، به شکل کنترلشده شروع به شلیک گلوله کردند. آنها همه روزنامهنگاران ازجمله آیوور پریکت را به عقب برگرداندند تا خود را برای ضدحمله آماده کنند. روز بعد آیوور پریکت در بیمارستانی با «محمد شکو» ٢٥ساله صحبت کرد.
او زمانی که نیروهای سوری برای نجات سربازان محاصرهشده تلاش میکردند، از ناحیه شانه تیر خورده بود. در کنارش «صلاح الرقاوی» ١٨ساله دوست و همگردانی او حضور داشت که دو روز پیش توسط آرپیجی زخمی شده و هر دو دستانش کاملا باندپیچی شده بود. الرقاوی ناتوانتر از دوستش بود و نیاز داشت تا برای غذاخوردن کسی به او کمک کند. او سرش را روی میله فلزی بالای تخت گذاشت و محمد با قاشق برنج و مرغ به دهانش میگذاشت.
«محمد شکو» گفت که جنگجویان داعش در انتظار عملیات نجات در کمین نشسته بودند و به محض ورود نیروهای نجات از پایگاه خود در زیرزمین حمله را آغاز کردند. خبرنگار نیویورکتایمز از او پرسید که آیا ارزشش را داشت که اینگونه زخمی شوی؟ محمد پاسخ داد: «ارزشش خیلی بیشتر از این بود. حتی میارزد تا جانم را برای مردمم بدهم.»
مرد جوان دیگری به نام «عمر العابد» ٢٠ساله حدود سه ماه پیش به همین دلیل جانش را از دست داده بود؛ اما جسد او را بهتازگی پیدا کرده بودند. این را پسر عمو و همرزم او «عابد العیسی» گفت. عابد گفت که عمر برای محافظت از دوستانش از انفجار به یکی از نیروهای انتحاری داعش حمله کرد و مانع از انتشار تکههای بمب انتحاری شد. عابد، هفته گذشته در قبرستان شهدا در «حکومیا»، حدود ١٥کیلومتری شمال غرب رقه دفن شد.
زمانی که قرار شد روی او خاک بریزند، حدود ٢٠نفر از زنان و مردان جنگجو سلاحهای خود را زمین گذاشتند و شروع به بیل زدن کردند. خورشید غروب میکرد و گرد و غبار لباسها و اشکهایشان را استتار کرده بود. زمانی که تقریبا به پایان کار خود رسیدند، هیاهویی در اطراف قبر برپا شد. خواهر مرد جوان که روسری آبی به سر کرده بود، شروع به سردادن شیون کرد.
او برای ١٠دقیقه تا پایان مراسم خاکسپاری سکوت کرد و دوباره پس از پایان کار، جیغ و ناله را از سر گرفت. سازمان ناظر حقوق بشر سوریه که در لندن مستقر است، میگوید بیش از ٣هزار نفر در نبرد رقه جانشان را از دست دادند که در این میان، ١١٣٠ نفر غیرنظامی بودند. بسیاری هم مفقود شدهاند. هفته گذشته، آیوور پریکت، خبرنگار نیویورکتایمز، به بیمارستانی در شهر «تلابید» در ٩٠ کیلومتری شمال رقه در مرز ترکیه رفت که توسط خیریه پزشکان بدون مرز حمایت میشد.
در آنجا او با «عبدل حمیدی» ٥٢ساله آشنا شد که پس از زخمیشدن در یک حمله هوایی در ٦ اکتبر از رقه فرار کرده بود. حمیدی گفت که چگونه وقتی چشمانش را باز کرده، خود را در خانه همسایه و باندپیچیشده دیده است؛ یک روز پس از برخورد بمبی به خانهاش. پسر او، محمد که در جریان نبرد رقه در کنار خانوادهاش بود، هنوز هم مفقود است. حمیدی که بشدت سوخته و زخم سرش هنوز خونریزی میکند، توسط همسر و پسر جوانش، «بسام»، پس از ماهها جدایی مراقبت میشود.
«کوثر العبید» همسر ٤٧ساله حمیدی میگوید که امیدوار است محمد زنده پیدا شود: «من احساس میکنم که محمد هنوز زنده است. دایما گمان میکنم که هر دقیقه از در وارد میشود.» گرچه نبرد رقه شاید همچنان بهطور کامل به پایان نرسیده، اما «عمر علوش»، یکی از اعضای شورای مدنی شهر رقه میگوید که یک نقطه عطف در صبح روز یکشنبه به وقوع پیوست.
به دنبال قراردادی، حدود ٢٧٥جنگجوی داعش و خانوادههایشان، محصور و توسط اتوبوسهایی منتقل شدند. صبح دوشنبه، فرمانده یکی از گروههای دموکراتیک سوریه در مقر دفاعی خود در غرب رقه به خبرنگار نیویورکتایمز گفت که تنها ٥٠ تا ٧٠داعشی در شهر باقی ماندهاند.
جنگ ٤ماهه برای بازپسگیری رقه، پشت سر خود شهری چون شهر ارواح را به جا گذاشته است؛ با هزاران شهروند کشتهشده. بخش زیادی از رقه که ساکنان آن از زمان باستان در آن زندگی میکردند، حالا با خاک یکسان شده است. تخریب فیزیکی شهر بسیار چشمگیر است و مستندسازی برای محاسبه خسارات بهندرت آغاز شده است.
در ٤سالی که داعش بر این شهر حکومت میکرد، شهروندان این شهر خشونت و سرکوب وحشیانهای را متحمل شدند. این افراد با کمک سوریهای در تبعید با بهخطر انداختن جانشان، مستندات زندگی خود را برای پروژه «رقه در سکوت سلاخی میشود» جمعآوری میکردند.
عمر ٣٧ساله، پدر ٤ فرزند که همراه خانوادهاش از یکی از آخرین مناطق درگیری شهر فرار کرده، به آیوور پریکت میگوید: «ما از ماه رمضان تاکنون نان نخوردهایم. چون قدرت خرید آرد را نداریم.» این خانواده اکنون در حومه غرب رقه زندگی میکنند. وقتی عمر با خبرنگار نیویورکتایمز سخن میگوید، فرزندان رنگپریده او وعدهای مرغ و نان را که به آنها دادهاند، حریصانه میخورند.
مجتبی پارسا
- 17
- 5






























