شنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
۰۷:۳۶ - ۲۷ مهر ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۷۰۶۲۶۶
خاورمیانه

کار داعش در رقه تمام شد

روزهای پس از داعش

گروه تروریستی داعش,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,خاورمیانه

از آخرین طبقه ساختمانی در غرب رقه که موقعیت تک‌تیراندازهاست، اعضای یک گروه شبه‌نظامی مورد حمایت آمریکا، زمین‌های اطراف را به دقت می‌پایند تا اثری از جنبنده‌ای ببینند. «ما سوپ داغ و نان داریم. بیایید بیرون و تسلیم شوید!» یکی از اعضای گروه، پشت یک بلندگو این پیام را برای داعشیانی که خود را پنهان کرده‌اند، اعلام کرد. او ادامه داد: «اعضای داعش و خانواده‌های آنها که خودشان را به ما تسلیم می‌کنند در امنیت خواهند بود.»

 

«آیوور پریکت» خبرنگار روزنامه نیویورک‌تایمز یکی از معدود روزنامه‌نگارانی است که از حدود ١٠روز پیش نیروهای شبه‌نظامی موسوم به نیروهای دموکراتیک سوریه را همراهی کرده است. او تاکنون دو بار به خط مقدم جنگ در شهر رفته که اکنون تقریبا پس از جنگی ٤ماهه آزاد شده است. آیوور با غیرنظامیانی صحبت کرده که در ٤ ‌سال حکومت داعش، متحمل درد و رنج زیادی شده و حالا جان سالم به در برده‌اند.

 

به ‌گزارش نیویورک‌تایمز، تنها چند هفته گذشته جنگ در رقه، پایتخت خلافت خودخوانده داعش، به بن‌بست رسیده بود. صدها نفر از جنگجویان خشمگین داعشی از هزاران غیرنظامی این شهر به‌عنوان سپرهای انسانی استفاده می‌کردند؛ اما از هفته‌های اخیر مقاومت آنها شروع به کم‌شدن کرد. روز سه‌شنبه آزادی این شهر اعلام شد؛ گر چه هنوز تعداد معدودی از تروریست‌ها باقی مانده‌اند.

 

هفته گذشته وقتی «آیوور پریکت» خبرنگار روزنامه نیویورک‌تایمز از شرق رقه دیدن کرد، نوشت: «سخت است که حتی یک خیابان یا ساختمان را پیدا کنید که به خاطر جنگ آسیب ندیده باشد. سروصدای بی‌وقفه و غرش توپخانه‌های تحت‌ حمایت آمریکا از پایگاهی در ٢٠کیلومتری بیرون شهر دود غلیظی را از منطقه نسبتا کوچکی که هنوز در کنترل داعش بود، به هوا بلند کرده بود.»

 

مبارزان عضو نیروهای دموکراتیک سوریه، از یک پست بازرسی در یک ساختمان بمب‌خورده، شرایط را نظاره می‌کردند.بعضی از رفقایشان محاصره شده بودند، یکی مرده بود و دو نفر هم زخمی شده بودند. به خاطر فقدان وسایل نقلیه زرهی آنها در ابتدا نتوانستند که عملیات نجاتی را برای نجات سربازان گیر افتاده صورت بدهند. در ساختمان نیمه‌خراب دیگری که در چند صدمتری این‌جا قرار داشت، افرادی تحرکاتی را مشاهده کردند.

 

دو نفر از آنها، از طریق حفره‌ای که در دیوار ایجاد کرده بودند، به شکل کنترل‌شده شروع به شلیک گلوله کردند. آنها همه روزنامه‌نگاران ازجمله آیوور پریکت را به عقب برگرداندند تا خود را برای ضدحمله آماده کنند. روز بعد آیوور پریکت در بیمارستانی با «محمد شکو» ٢٥ساله صحبت کرد.

 

او زمانی که نیروهای سوری برای نجات سربازان محاصره‌شده تلاش می‌کردند، از ناحیه شانه تیر خورده بود. در کنارش «صلاح الرقاوی» ١٨ساله دوست و همگردانی او حضور داشت که دو روز پیش توسط آرپی‌جی زخمی شده و هر دو دستانش کاملا باندپیچی شده بود.  الرقاوی ناتوان‌تر از دوستش بود و نیاز داشت تا برای غذا‌خوردن کسی به او کمک کند. او سرش را روی میله فلزی بالای تخت گذاشت و محمد با قاشق برنج و مرغ به دهانش می‌گذاشت.

 

«محمد شکو» گفت که جنگجویان داعش در انتظار عملیات نجات در کمین نشسته بودند و به محض ورود نیروهای نجات از پایگاه خود در زیرزمین حمله را آغاز کردند. خبرنگار نیویورک‌تایمز از او پرسید که آیا ارزشش را داشت که این‌گونه زخمی شوی؟ محمد پاسخ داد: «ارزشش خیلی بیشتر از این بود. حتی می‌ارزد تا جانم را برای مردمم بدهم.»

 

مرد جوان دیگری به نام «عمر العابد» ٢٠ساله حدود سه ماه پیش به همین دلیل جانش را از دست داده بود؛ اما جسد او را به‌تازگی پیدا کرده بودند. این را پسر عمو و همرزم او «عابد العیسی» گفت. عابد گفت که عمر برای محافظت از دوستانش از انفجار به یکی از نیروهای انتحاری داعش حمله کرد و مانع از انتشار تکه‌های بمب انتحاری شد. عابد، هفته گذشته در قبرستان شهدا در «حکومیا»، حدود ١٥کیلومتری شمال غرب رقه دفن شد.

 

زمانی که قرار شد روی او خاک بریزند، حدود ٢٠نفر از زنان و مردان جنگجو سلاح‌های خود را زمین گذاشتند و شروع به بیل زدن کردند. خورشید غروب می‌کرد و گرد و غبار لباس‌ها و اشک‌هایشان را استتار کرده بود. زمانی که تقریبا به پایان کار خود رسیدند، هیاهویی در اطراف قبر برپا شد. خواهر مرد جوان که روسری آبی به سر کرده بود، شروع به سردادن شیون کرد.

 

او برای ١٠دقیقه تا پایان مراسم خاکسپاری سکوت کرد و دوباره پس از پایان کار، جیغ و ناله را از سر گرفت. سازمان ناظر حقوق بشر سوریه که در لندن مستقر است، می‌گوید بیش از ٣‌هزار نفر در نبرد رقه جانشان را از دست دادند که در این میان، ١١٣٠ نفر غیرنظامی بودند. بسیاری هم مفقود شده‌اند. هفته گذشته، آیوور پریکت، خبرنگار نیویورک‌تایمز، به بیمارستانی در شهر «تل‌ابید» در ٩٠ کیلومتری شمال رقه در مرز ترکیه رفت که توسط خیریه پزشکان بدون مرز حمایت می‌شد.

 

در آن‌جا او با «عبدل حمیدی» ٥٢ساله آشنا شد که پس از زخمی‌شدن در یک حمله هوایی در ٦ اکتبر از رقه فرار کرده بود. حمیدی گفت که چگونه وقتی چشمانش را باز کرده، خود را در خانه همسایه و باندپیچی‌شده دیده است؛ یک روز پس از برخورد بمبی به خانه‌اش. پسر او، محمد که در جریان نبرد رقه در کنار خانواده‌اش بود، هنوز هم مفقود است. حمیدی که بشدت سوخته و زخم سرش هنوز خونریزی می‌کند، توسط همسر و پسر جوانش، «بسام»، پس از ماه‌ها جدایی مراقبت می‌شود.

 

«کوثر العبید» همسر ٤٧ساله حمیدی می‌گوید که امیدوار است محمد زنده پیدا شود: «من احساس می‌کنم که محمد هنوز زنده است. دایما گمان می‌کنم که هر دقیقه از در وارد می‌شود.» گرچه نبرد رقه شاید همچنان به‌طور کامل به پایان نرسیده، اما «عمر علوش»، یکی از اعضای شورای مدنی شهر رقه می‌گوید که یک نقطه عطف در صبح روز یکشنبه به وقوع پیوست.

 

به دنبال قراردادی، حدود ٢٧٥جنگجوی داعش و خانواده‌هایشان، محصور و توسط اتوبوس‌هایی منتقل شدند. صبح دوشنبه، فرمانده یکی از گروه‌های دموکراتیک سوریه در مقر دفاعی خود در غرب رقه به خبرنگار نیویورک‌تایمز گفت که تنها ٥٠ تا ٧٠داعشی در شهر باقی مانده‌اند.

 

جنگ ٤ماهه برای بازپس‌گیری رقه، پشت ‌سر خود شهری چون شهر ارواح را به جا گذاشته است؛ با هزاران شهروند کشته‌‌شده. بخش زیادی از رقه که ساکنان آن از زمان باستان در آن زندگی می‌کردند، حالا با خاک یکسان شده است. تخریب فیزیکی شهر بسیار چشمگیر است و مستندسازی برای محاسبه خسارات به‌ندرت آغاز شده است.

 

در ٤سالی که داعش بر این شهر حکومت می‌کرد، شهروندان این شهر خشونت و سرکوب وحشیانه‌ای را متحمل شدند. این افراد با کمک سوری‌های در تبعید با به‌خطر انداختن جانشان، مستندات زندگی خود را برای پروژه «رقه در سکوت سلاخی می‌شود» جمع‌آوری می‌کردند.

 

عمر ٣٧ساله، پدر ٤ فرزند که همراه خانواده‌اش از یکی از آخرین مناطق درگیری شهر فرار کرده، به آیوور پریکت می‌گوید: «ما از ماه رمضان تاکنون نان نخورده‌ایم. چون قدرت خرید آرد را نداریم.» این خانواده اکنون در حومه غرب رقه زندگی می‌کنند. وقتی عمر با خبرنگار نیویورک‌تایمز سخن می‌گوید، فرزندان رنگ‌پریده او وعده‌ای مرغ و نان را که به آنها داده‌اند، حریصانه می‌خورند.

 

مجتبی پارسا

 

 

shahrvand-newspaper.ir
  • 17
  • 5
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش