
روزنامه خراسان نوشت: در سالهای اخیر، اصطلاح «دختر مستقل» به یکی از موضوعات داغ این روزها در بحث ازدواج تبدیل شده است.
در نگاه رایج جامعه، دختر مستقل معمولاً فردی شاغل، دارای درآمد و کمتر وابسته به خانواده تلقی میشود. اگرچه این تعریف بخشی از واقعیت را نشان میدهد، اما از منظر روانشناسی، استقلال مفهومی عمیقتر از وضعیت شغلی یا مالی است و نمیتوان آن را صرفاً به این شاخصها محدود کرد.
استقلال روانی، مفهومی فراتر از اقتصاد
در روانشناسی، استقلال یک ویژگی چندبعدی است. استقلال واقعی شامل توان تصمیمگیری بر اساس ارزشهای شخصی، توان تنظیم هیجانات و توانایی اداره امور زندگی است. به بیان ساده، فرد مستقل کسی است که مسئولیت زندگی خود را میپذیرد و برای انتخابهایش پاسخگوست، چه شاغل باشد و چه نباشد. بنابراین، شاغل بودن الزاماً به معنای استقلال روانی نیست و نداشتن شغل نیز نشانه وابستگی محسوب نمیشود.
پرسش مهم این است که آیا دختر مستقل گزینه مناسبی برای ازدواج محسوب میشود یا خیر؟ یافتههای علمی نشان میدهد استقلال بهخودیخود نه تهدیدی برای ازدواج و نه تضمینکننده موفقیت آن است.استقلال زمانی به عامل مثبت تبدیل میشودکه با مهارتهای ارتباطی، انعطافپذیری و بلوغ عاطفی همراه باشد.افراد مستقل معمولاًمسئولیتپذیرترند و کمتر وارد وابستگیهای ناسالم میشوند.
سبکهای ارتباط عاطفی
در این میان، لازم است بهطور خلاصه به مفهوم «سبک ارتباط عاطفی» یا آنچه در روانشناسی به آن «دلبستگی» گفته میشود، اشاره کنیم. به زبان ساده، دلبستگی یعنی شیوهای که افراد در روابط نزدیک خود، چطور برخورد میکنند. برخی افراد در رابطه احساس امنیت دارند، برخی از صمیمیت فاصله میگیرند و برخی دیگر دایم نگران از دست دادن رابطهاند. این الگوها ریشه در تجربههای اولیه زندگی دارند و بر روابط بزرگ سالی اثر میگذارند. چالشها زمانی ایجاد میشود که به اشتباه، فاصلهگیری افراطی یا ترس از صمیمیت به عنوان استقلال در نظر گرفته شود. در این حالت، فرد ممکن است رابطه عاطفی را محدودکننده تلقی کند یا از تعهد گریزان باشد. از سوی دیگر، اگر طرف مقابل نیاز بالایی به کنترل یا وابستگی داشته باشد، استقلال همسر بهعنوان بیعلاقگی یا تهدید تفسیر میشود. بنابراین بسیاری از تعارضها نه بهدلیل استقلال، بلکه بهدلیل تفاوت در شیوه رابطهسازی دو نفر شکل میگیرد.
نکته مهم دیگر، توجه به ریشه استقلال است. همه افراد مستقل به یک دلیل مستقل نشدهاند. بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلسر، برخی افراد بهطور بنیادین «نیاز به آزادی» بالاتری دارند و استقلال برای آنها یک نیاز روانشناختی اساسی است. در مقابل، برخی دیگر استقلال را در مسیر زندگی، از طریق تحصیل، کار، پذیرش مسئولیت و رشد شخصیتی به دست آوردهاند. در این گروه، استقلال یک مهارت آموختهشده است، نه واکنشی به محدودیت.
وقتی فاصله عاطفی با استقلال اشتباه گرفته میشود
در پایان، باید به یک نکته اساسی اشاره کرد: ریشه استقلال هرچه که باشد، انسان همچنان موجودی اجتماعی است. نیاز به صمیمیت عاطفی، رابطه زناشویی سالم، فرزندآوری، حمایت در دوران سالمندی و امنیت روانی، همگی نیازهایی هستند که معمولاً در چارچوب ازدواج پاسخ داده میشوند. بنابراین، مستقل بودن به معنای بینیازی از ازدواج نیست. آنچه اهمیت دارد، تناسب زوجین است. دختر مستقل زمانی در ازدواج رضایت بیشتری تجربه میکند که با فردی ازدواج کند که استقلال او را به رسمیت بشناسد، مرزهای فردی را محترم بداند و رابطه را بهجای کنترل، بر پایه همکاری و اعتماد بنا کند. استقلال سالم و ازدواج نهتنها در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه در صورت انتخاب آگاهانه بر پایه شناخت کافی و بررسی تخصصی توسط مشاور ازدواج، میتوانند مکمل یک رابطه بالغ و پایدار باشند.
- 16
- 6













































