چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
۲۲:۵۸ - ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ کد خبر: ۱۴۰۵۰۵۰۳۱۰
جرم و جنایت

‌متهم به قتل: آن‌قدر مست بودم که نفهمیدم چه کردم

ساعت ۶ صبح روز چهارشنبه بیست‌وهفتم خردادماه، مرد رهگذری با اداره پلیس تهران تماس گرفت و از کشف جسد خونین مرد جوانی در بوستان ارغوان، نزدیکی میدان موج در شمال‌غرب تهران، خبر داد.

به گزارش روزنامه جوان، با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری ۱۴۱ شهرک گلستان به سرعت راهی محل شدند. مأموران پس از حضور در محل و تأیید کشف جسد مرد جوان، موضوع را به بازپرس کشیک قتل اطلاع دادند. دقایقی بعد قاضی سالار صنعتگر، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شد و تحقیقات جنایی را آغاز کرد.

شناسایی مقتول

مأموران در نخستین گام، با بررسی اوراق و مدارک همراه جسد، هویت مقتول را «ارژنگ»، مردی ۳۷ ساله، شناسایی کردند. بررسی‌های اولیه نشان داد ارژنگ در جریان یک درگیری و بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسیده است.

در ادامه، جسد مقتول برای انجام معاینات تخصصی و تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد و کارآگاهان تحقیقات خود را برای شناسایی عامل جنایت ادامه دادند.

قرار ملاقات با دوست قدیمی

اعضای خانواده ارژنگ در جریان تحقیقات به مأموران گفتند که مقتول شب حادثه با یکی از دوستان قدیمی‌اش به نام «سیروس» قرار ملاقات داشته است. به گفته خانواده، ارژنگ و سیروس مدتی بود با یکدیگر اختلاف پیدا کرده بودند.

تحقیقات کارآگاهان نشان داد سیروس از افراد خلافکار بوده و معمولاً همراه دوستانش به پاتوقی در همان حوالی رفت‌وآمد داشته است. شواهد به دست آمده حکایت از آن داشت که وی شب حادثه پس از درگیری با ارژنگ و زخمی کردن او، از محل گریخته است.

با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران راهی خانه سیروس شدند، اما دریافتند که وی پس از حادثه به مکان نامعلومی گریخته است. اعضای خانواده او نیز مدعی شدند چند روزی است از سیروس خبری ندارند.

رد متهم در خانه‌باغ پدر

بدین ترتیب، همزمان با ادامه تحقیقات، سیروس به دستور بازپرس سالار صنعتگر تحت تعقیب قرار گرفت. مأموران در بررسی‌های تخصصی و فنی، ردی از متهم فراری به دست نیاوردند، اما در ادامه دریافتند که وی قصد دارد به صورت غیرقانونی از مرزهای غربی کشور خارج شود. جست‌وجو برای دستگیری قاتل فراری ادامه داشت تا اینکه دو روز قبل، تیم جنایی با انجام بررسی‌های فنی موفق شد رد متهم را در یکی از روستاهای شهرستان تبریز به دست آورد.

کارآگاهان در تحقیقات بیشتر متوجه شدند پدر متهم در آن روستا یک خانه‌باغ قدیمی دارد و سیروس پس از فرار از تهران در آنجا مخفی شده است. همچنین مشخص شد متهم قصد دارد از طریق قاچاق‌بر انسان از کشور خارج شود.

بازداشت در عملیات غافلگیرانه

مأموران دو روز قبل با اخذ حکم قضایی راهی تبریز شدند و پس از شناسایی مخفیگاه متهم، او را در خانه‌باغ پدرش بازداشت کردند. سیروس پس از دستگیری به اداره پلیس تهران منتقل شد تا تحقیقات درباره قتل ارژنگ ادامه پیدا کند.

اعتراف به قتل

قاتل صبح دیروز برای انجام بازجویی به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در مقابل بازپرس شعبه سوم، با اظهار پشیمانی به قتل ارژنگ اعتراف کرد. متهم در ادامه برای انجام تحقیقات بیشتر و روشن شدن زوایای پنهان این جنایت، در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.

گفت‌وگو با متهم | قتل در بزم شبانه

قاتل، مردی ۳۱ ساله است که دو ماه پس از فرار، در باغ پدری‌اش در غرب کشور شناسایی و دستگیر شد و نتوانست به فرار خود ادامه دهد. او در بازجویی‌ها مدعی شد که با مقتول هیچ‌گونه اختلافی نداشته و درگیری مرگبار را در حالت مستی رقم زده است.

سیروس، با مقتول چه اختلافی داشتی؟

مقتول بچه‌محل من بود و اصلاً با او اختلافی نداشتم. حتی با هم دوست بودیم. با پدرش هم دوست هستم و هر دو در پیک موتوری کار می‌کردیم.

اگر اختلافی نداشتی، چرا او را به قتل رساندی؟

من قصد قتل نداشتم. آن شب همه مست بودیم که این اتفاق افتاد. باور کنید آن‌قدر مست بودم که هنوز هم نمی‌دانم چه شد که با هم درگیر شدیم.

شب حادثه با او قرار داشتی؟

پاتوق من و دوستانم در همان نزدیکی بود و همیشه شب‌ها آنجا دور هم جمع می‌شدیم. از دکه‌ای در آنجا بال مرغ کبابی و جگر سفارش می‌دادیم و دورهمی دوستانه داشتیم. آن شب من و تعدادی از دوستانم آنجا بودیم و جگر و بال مرغ سفارش داده بودیم که ارژنگ هم به جمع ما اضافه شد. یکی از دوستانم چند بطری مشروب آورده بود و شروع به خوردن کردیم. دوستانم کم خوردند، اما من جوگیر شدم و خیلی مشروب خوردم. آن‌قدر مست شده بودم که اصلاً حال خودم را نمی‌فهمیدم و نمی‌دانستم چه کار می‌کنم. فقط یادم است که با هم درگیر شدیم و من دست به چاقو شدم و او را زدم.

بعد چه شد؟

وقتی دیدم ارژنگ خونین روی زمین افتاده و خون زیادی از او می‌رود، تازه فهمیدم چه اشتباهی کرده‌ام. از ترس فرار کردم. دوستانم هم همراه من فرار کردند. فکر نمی‌کردم او فوت کند، اما روز بعد از طریق دوستانم باخبر شدم که جسد ارژنگ پیدا شده و او فوت کرده است.

چرا فرار کردی؟

وقتی فهمیدم او به قتل رسیده، از ترس فرار کردم. از قصاص می‌ترسیدم و به همین دلیل فرار کردم.

خانواده‌ات خبر داشتند؟

نه، اصلاً به آنها نگفتم که با کسی درگیر شده‌ام. فقط کلید یدک باغ پدری‌ام را که قبلاً تهیه کرده بودم، همراه ساکم و مقداری پول برداشتم و به روستای پدری‌ام رفتم و آنجا مخفی شدم.

فکر نمی‌کردی دستگیر شوی؟

نه. در این مدت با هیچ‌کس تماس نگرفتم تا ردی از خودم به جا نگذارم. شب و روز در باغ بودم و فقط هر چند روز یک‌بار برای خرید مواد غذایی از باغ بیرون می‌آمدم.

چه شد که شناسایی شدی؟

دو، سه روز قبل برای خرید مواد غذایی از باغ پدری‌ام بیرون آمدم. از آنجایی که احساس ترس داشتم رفتارم مشکوک بود که داخل روستا پسر جوان بسیجی به من گیر داد و گفت: «تو غریبه هستی، اینجا چه کار می‌کنی؟» او به من مشکوک شده بود که مجبور شدم برای فرار با او درگیر شدم و کتک‌کاری کردیم. بعد از این درگیری ترسیدم و با خاله‌ام تماس گرفتم و به او گفتم که در باغ پدری‌ام مخفی شده‌ام و حالا با پسری درگیر شده‌ام و ممکن است او شکایت کند و مأموران مخفیگاهم را پیدا کنند. می‌خواستم با او مشورت کنم که به کجا فرار کنم، اما خبر نداشتم که مأموران تلفنم را رصد کرده‌اند و از این طریق مخفیگاهم را شناسایی کرده‌اند.

چطور دستگیر شدی؟

خواب بودم که مأموران سر رسیدند و مرا بازداشت کردند.

سابقه هم داری، درست است؟

بله، سابقه درگیری و دعوا دارم و مدتی هم زندان بودم، اما وقتی آزاد شدم، توبه کردم و دنبال کار رفتم و به‌عنوان پیک موتوری مشغول به کار شدم. متأسفانه مشروب خوردن زندگی‌ام را سیاه کرد و باعث شد قاتل شوم.

معتاد هم هستی؟

بله، تریاک مصرف می‌کنم.

می‌خواستی از کشور خارج شوی؟

نه.

حرف آخرت چیست؟

پشیمانم وای کاش آن شب مشروب نخورده بودم.

  • 11
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش