
انگار وسط زمین، روی چمن ایستاده. سرگردان و ترسخورده. توپ هر طرف میرود، زندگی است که میچرخد، لعنتی گرد و مرگبار است، بازی میکند، میچرخد و به ستوه میآورد، حیران میکند، گاه فریاد شادی، گاه آه است که به آسمان میرود. فوتبال انگار زهرمار شده، به اوج میرساند و بعد تلخ میشود.
از این هیجان فاصله بگیریم و ببینیم در ادبیات رسمی ایران درباره شرطبندی با چه کلماتی حرف میزنند. حتما تا امروز با چنین متنهایی در خبرگزاریهای رسمی ایران مواجه شدهاید که میخواهند هشدار بدهند: «سودجویان فضای مجازی در کمین هستند تا با سوءاستفاده از مناسبتهای مختلف و با استفاده از شور و هیجان ایجاد شده در میان مردم نسبت به کلاهبرداری و سوءاستفاده از آنان اقدام کنند و در این بین مسابقات فوتبال نیز یکی از مواردی است که با توجه به علاقهمندان فراوانی که دارد از چشم سودجویان نیز در امان نمانده است.»
واقعیت این است که اگر ذهن کسی درگیر شرطبندی در فوتبال باشد، با این متنهای اداری از خواب غفلت به تعبیر مقامات رسمی، بیدار نمیشود. شرطبندی چیزی نیست که با چند بیانیه از سوی پلیس یا مقامات رسمی فوتبال در ایران فراموش شود. اسم این جریان بزرگ جهانی سودجویی در فضای مجازی هم نیست. با واقعیت باید مواجههای واقعیتر داشت.
شرطبندی فوتبال در ایران ریشههای قدیمی دارد. زیر ساعت امجدیه از دیرباز پاتوق شرطبندها بود. بازیکنان و مربیان فوتبال آنها را میشناختند. عدهای از شرطبندها طرفداران قدیمی فوتبال بودند که ارتباطات سنتی با چهرههای فوتبال داشتند. پرشمار هم نبودند. جمعی کوچک که حشمت مهاجرانی، یک بار برای تعریف وضعیتشان از واژه پاکباخته استفاده کرده بود. دو اظهارنظر بخشی از ماجرای شرطبندهای زیر ساعت امجدیه را روشن میکند.
حشمت مهاجرانی نگاهی به آنها میاندازد که پیش از انقلاب زیر ساعت امجدیه مینشستند: «عادت کرده بودیم که باشند. همیشه همان حوالی بودند. آدمهای عجیبی بودند. صدایشان میکردیم زیر ساعتیها. سرشان به کار خودشان بود. یک مشت قمار باز بودند که پولشان به پوکر بازی نمیرسید. مینشستند آنجا و روی بازی تیغی میبستند. شبها هم پاتوقشان کافههای دور سینما مولن روژ بود اما بعید میدانم از آن نسل کسی زنده مانده باشد. آنها پاکباخته بودند. قمارباز که باشی همیشه میبازی.»
زندهیاد منصور پورحیدری روایتی از دهه ۶۰ ارائه کرده: «آن سالها لیگ تهران برگزار میشد، قبل از بازی یکی آمد و گفت منصورخان خواب دیدم اگر ما زودتر از حریف به زمین برویم، حتما برنده میشویم. این یک مدتی فیلم شده بود. مثلا میآمدند میگفتند خواب دیدند اگر کرنر اول را بگیریم برندهایم. بعد از مدتی فهمیدیم اینها شرطبندی میکنند و برای اینکه زندگیشان را نبازند میآیند با التماس این حرفها را میزنند. بعد از این دیگر کنار تیم هم راهشان ندادیم. نکته مهم درباره این آدمها این بود که آنها اصلا به خودشان جرات نمیدادند به بازیکن و مربی نزدیک بشوند تا درباره نتیجه بازیها حرفی بزنند. زیر ساعتیها شرط میبستند اما نه روی نتیجه. البته بعدها هم که بازیها رفت ورزشگاه آزادی دیگر خبری از آنها نشد.»
اما اگر از سه دهه پیش بحث شرطبندی فوتبال را شروع کنیم، با تکه کاغذهایی به نام توتو مواجه میشویم. تا سالهای اخیر که آن تکه کاغذها به سایتهای شرطبندی برای مخاطبان این بازی تبدیل شده است. مثل تبدیل رسانههای کاغذی به رسانههای مجازی. بازی همان است، شکل اجرایش از روی کاغذ به سایتها و اپلیکیشنها آمده.
در شهرهای شمالی ایران که تب فوتبال همیشه داغ بوده، توتو بازاری وسیع و محلی داشت. دکههای روزنامهفروشی و پاتوقهای مردانه محلی از حدود ۳ دهه پیش محل فروش آن برگههای کاغذی بودند. هیچکس نمیتواند انکار کند که جمع گستردهای از مردم تفریحی به نام توتو داشتند، یک تفریح هفتگی به امید پیشبینی دقیق بازیها و پولی که یکباره شاید زندگی را نجات دهد، آن هم در شهرهای کوچک که بیکاری و درآمد اندک از بحرانهای مهم زندگی مردم است.
توتو البته یک بازی قشری نبود. طبقه مشخصی را در بر نمیگرفت و از یک کارگر ساده تا صاحبان مشاغل جدی در طبقات مختلف اجتماعی عددهایی را هر هفته در جدولی سیاه و سفید مینوشتند و به دکههایی که پاتوقهای فوتبالی بودند یا ویزیتورها و فروشندگان دورهگرد توتو تحویل میدادند. ساز و کار سادهای داشت و هرگز کوششهای جدی برای جمع شدن این بساط دیده نمیشد. شرطبندی فوتبال در ایران ممنوع بود اما توتو به یک بازی محلی در شهرهای کوچک تبدیل شده بود. با پدیدهای که شبکه گسترده محلی پیدا کرده بود، به آسانی نمیشد مقابله کرد.
در شکل سنتی شرطبندی فوتبال، از آنها که زیر ساعت امجدیه مینشستند تا توتو، بیشک ردپای فساد در فوتبال هم وجود داشت. آنها چه بسا بارها توانسته بودند در اتفاقات بازی نقش داشته باشند و بازیکن یا حتی مربی را همراه خود کنند. گرایش به شرطبندی در سالهای دور هم در برخی چهرههای تاثیرگذار فوتبال وجود داشت و روایتهای سینه به سینه و دقیقی از شرطبندی چهرههای بزرگ وجود دارد.
ما گسترش شرطبندی در سالهای اخیر با سایتهای شرطبندی رخ داده، سایتهایی که قمار فوتبال در ایران را به دوران تازهای کشانده است. قشر جوان و حتی نوجوان دسترسی و تبحر بیشتری در این کار پیدا کردهاند و شرطبندی به یک تفریح دائمی و اعتیاد تبدیل شده. انکار اینکه این پدیده گسترش یافته چیزی را عوض نمیکند و به رغم ممنوعیت قانونی شرطبندی فوتبال در ایران جلوگیری از گسترش سایتهای شرطبندی آسان نیست.
واقعیت این است که بخشی از چرخ اقتصاد فوتبال جهان با شرطبندی میچرخد. مثالش اینکه حدود نیمی از تیمهای لیگ برتر انگلیس با اسپانسرهای بنگاههای شرطبندی قرارداد دارند. فقط کافی است چند خبر درباره رابطه بنگاههای شرطبندی و فوتبال بخوانید تا از اهمیت پولسازی این بنگاهها برای فوتبال اروپا مطلع شوید.
در اسپانیا شرکت شرطبندی آنلاین بت ۳۶۵ با باشگاههای بیلبائو، ایبار، اسپانیول، ختافه، اوئسکا، وایکانو، سلتا ویگو، بتیس، وایادولید و ویارئال که همگی در لالیگا حضور دارند به توافقی رسیده که طی آن به مدت ۲ سال اسپانسر آنها است. این شرکت در این ۲ فصل حق تبلیغات محیطی در استادیومهای باشگاههای مذکور را خواهد داشت. ضمنا لوگوی بت ۳۶۵ در وبسایت و شبکههای اجتماعی این باشگاهها نیز قرار خواهد گرفت.
شرکت شرطبندی اینترنتی «تیپیکو» قراردادش را با بوندسلیگای اتریش به مدت دو سال دیگر به عنوان اسپانسر نام این لیگ تمدید کرد. نام لیگ اتریش تا سال ۲۰۲۰ «تیپیکو بوندسلیگا» خواهد ماند. تیپیکو که از سال ۲۰۱۴ با بوندسلیگای اتریش همکاری میکند، سالی دو میلیون یورو بابت خرید حقوق نامگذاری لیگ اتریش پرداخت میکند. تیپیکو در بازار کشورهای آلمانی زبان بسیار فعال است و قراردادهای اسپانسرینگ متعددی دارد. این شرکت آلمانی در فوتبال آلمان نیز اسپانسر باشگاههای بایرن مونیخ، هامبورگ و لایپزیگ است و علاوه بر آن با بوندسلیگای آلمان نیز از ابتدای سال ۲۰۱۸ قرارداد همکاری امضا کرده است.
اما به طور مثال با توجه به ممنوعیت اسپانسرینگ بنگاههای شرطبندی در ایتالیا از ژانویه، فدراسیون فوتبال این کشور به منظور ایجاد منابع جدید درآمدزایی برای باشگاهها سرانجام اسپانسرینگ روی آستین را برای اولین بار مجاز اعلام کرد. باشگاههای ایتالیایی از مدتها پیش از فدراسیون فوتبال این کشور درخواست کرده بودند تا این محدودیت را لغو کند. باشگاههای لیگ برتر انگلستان و بوندسلیگای آلمان برای دومین سال است که در این فصل از این منبع درآمدی جدید بهره میبرند. فدراسیون فوتبال ایتالیا برای شلوغ نشدن روی پیراهن ضوابطی را تعیین کرده و در مقررات جدید اعلام کرده که مجموع مساحت سه تبلیغ جلو و پشت پیراهن و روی آستین چپ، نباید بیشتر از ۶۵ سانتیمتر مربع باشد.
بنگاه دولتی شرطبندی «اسپور توتو» در ترکیه، با سوپر لیگ فوتبال این کشور به عنوان اسپانسر عنوان این لیگ تا پایان فصل ۱۹-۲۰۱۸ قرارداد داشت. این قرارداد اسپانسرینگ شامل لیگ یک نیز میشد.
یک نمونه از آثار شرطبندی را در این خبر بخوانیم: پرونده «سرگی و» کسی که پیش از بازی لیگ قهرمانان مقابل موناکو، سه بمب در اطراف اتوبوس و هتل تیم بوروسیا دورتموند منفجر کرده بود، با رای دادگاه بسته شد. بر اساس این حکم این آلمانی روستبار به دلیل تلاش برای قتل در ۲۸ مورد مقصر شناخته و به ۱۴ سال حبس محکوم شد. دادستانی خواستار حبس مادامالعمر او شده بود. «سرگی و» در دفاعیات خود گفته بود هدفش قتل نبوده بلکه فقط میخواسته ترس و وحشت ایجاد کند تا سهام دورتموند سقوط کند تا او در یک شرطبندی چند ده هزار یورو سود کند.
این خبرها همیشه به چشم ما میخورند ولی فوتبال ایران از حجم وسیع معاملات در سایتهای شرطبندی بیبهره است. باشگاهها نمایشی را میسازند که سایتهای شرطبندی به واسطه همان، هیجان برای قمار تولید میکنند اما سهم فوتبال ایران از این گردش مالی صفر است. قمار فوتبال در ایران منع قانونی دارد و بعید است فوتبال ایران بتواند مثل ورزش اسبدوانی وارد این بازار مالی شود.
اما فوتبال ایران از فساد در شرطبندی بیبهره نیست. بارها و بارها اخباری درباره تاثیر شرطبندی در فوتبال ایران مثل بمب منفجر شده اما هرگز درباره این موضوع احکامی روشن صادر نشدهاند. حتی در آخرین نمونه هنوز تکلیف پرونده محسن فروزان، دروازهبان تیم تراکتورسازی که در بازی با سپیدرود آن شائبهها را ساخت، روشن نشده و هیچکس نفهمید که آیا شرطبندی در جریان بازی موثر بوده یا نه. بحثها درباره اثرگذاری شرطبندها در فوتبال و رابطه احتمالی آنها با بازیکنان و مربیان هرگز به پروندهای جدی و شفاف تبدیل نشده و همیشه در حد حرف باقی مانده است.
حتما تصاویری را به یاد میآورید که بارها در شبکههای اجتماعی پربازدید شده، تصاویری از گل خوردنهای تعمدی در لیگهای سطح پایین ایران و حتی لیگهای پایه که میتوان شرطبندی را درباره آنها حدس زد اما اگر منتظر هستید که درباره این اتفاقات جدی و مصمم تحقیق کنند، انتطار بیهودهای دارید. در مورد محسن فروزان هم وقتی بحث داغ شد که نماینده مجلس نامه نوشت و باشگاه تراکتورسازی بحثهایی را درباره بازیکن خودش مطرح کرد که درباره فروزان نیز مستندات هرگز دقیق اعلام نشدند.
شرطبندی فوتبال، درآمدهای نجومی که میتواند برای فوتبال بسازد و فساد بیشترش در حالتی که بساطش مخفیانه پهن است، معمای فوتبال ایران است. این معما با اعلام پی در پی ممنوعیت و هشدارهای پلیسی حل نمیشود و گرایش به آن قابل انکار نیست. شاید روزی روزگاری مثل ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاهها درباره این موضوع هم در فوتبال ایران بحثهایی مطرح شود اما فعلا باید دربارهاش نوشت و البته مواظب زندگیهای کوچک اطرافیان بود، شاید به فکر یک دوست که هر کدام از ما میتوانیم داشته باشیم و با اعتیاد به قمار فوتبال هر بار تکهای از زندگیاش را گم میکند.
فرشاد کاسنژاد
- 17
- 1










































