دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
۱۱:۴۳ - ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ کد خبر: ۱۴۰۴۱۱۰۵۸۴
سیاست داخلی

ما فقط می‌خواستیم زندگی کنیم

اعتراضات در ایران 1404, اعتراض در ایران (ناآرامی های ایران)
ما نمی‌خواستیم به این نقطه برسیم که پدری نام پسرش را ضجه بزند و او پرکشیده باشد به آسمان‌ها و صدایش تا وقتی هستیم، قلبمان را تکه‌تکه کند. ما نمی‌خواستیم مادران رخت عزا بپوشند و برقصند. ما نمی‌خواستیم حافظه‌جمعی‌مان پر شود از سنگ‌های بی‌ نام و نشان. ما نمی‌خواستیم سایه جنگ بالای سرمان باشد.

روزنامه پیام ما: یک ماه از داغی که بر ما رفت، گذشت. سناریوها مدام روبه‌روی هم صف‌آرایی می‌کنند. چشم‌ها به ایران است. تحلیل‌ها تمامی ندارد. تحلیل‌هایی که بیشترشان در چارچوب‌های گرایشات سیاسی افراد تعریف می‌شوند، بی‌اینکه میدان واقعی که حالا ایران است و مردمان واقعی که ماییم، در نظرگاه‌ها به‌ شمار آیند. شناورهای آمریکایی در نزدیکی آب‌های ایران‌اند. ترکیه حائل می‌کشد. کشورهای عربی دعوت به خودداری می‌کنند. مذاکرات به جریان افتاده. بحث موازنه سیاسی آینده خاورمیانه مطرح است. همه بی‌خبرند از تصمیمی که قرار است برای ما گرفته شود.

 این روزها، توپی که ما باشیم، در زمین یکی می‌افتد. ما کجای این قصه‌ایم؟ مایی که پشت سرمان عزاست و پیش‌ رویمان تاریکی. یکی حمله در طالعمان می‌بیند، دیگری فروپاشی. یکی از جنگ خارجی می‌گوید، دیگری از جنگ داخلی. همه مستاصل. همه در تعلیق. کسی دست و دلش به کاری نمی‌رود. همه منتظرند، اما نمی‌دانند باید دقیقاً منتظر چه باشند؟ ماهیگیران اما با قدرت در حال گرفتن ماهی‌اند.

یکی می‌گوید ساکنان مجتمعشان در قیطریه یکی‌یکی دارند می‌روند، آنها ثروتمندند. خبر آمده طرح آمدن فرزندان مسئولانی که خارج از ایران زندگی می‌کردند، به میان است؛ آنها که سال‌ها از رنج‌های ما بی‌خبرند. دیروز یکی می‌گفت برای اولین بار خانم‌جلسه‌ای در روضه‌ هر ماهه‌اش دعای متفاوتی کرد: «همه اینها جوانان ما بودند. همه آنها از ما هستند. بیاییم برای همه آنها دعا کنیم.» دعایی که شاید باید زودتر در حق جوانان می‌کرد. همان‌ روزهایی که دعا می‌کرد همه باید به یک راه مستقیم بروند. این‌بار نوبت او هم رسیده بود و می‌گفتند فرزند برادرش جزو بازداشتی‌هاست. مردم زیادی اسیر تخت بیمارستان‌ها شده‌اند، رنج از روان به بدن‌ها رسیده است.

خنده از روی لب‌ها رفته است. ما نمی‌خواستیم به این نقطه برسیم که پدری نام پسرش را ضجه بزند و او پرکشیده باشد به آسمان‌ها و صدایش تا وقتی هستیم، قلبمان را تکه‌تکه کند. ما نمی‌خواستیم مادران رخت عزا بپوشند و برقصند. ما نمی‌خواستیم حافظه‌جمعی‌مان پر شود از سنگ‌های بی‌ نام و نشان. ما نمی‌خواستیم سایه جنگ بالای سرمان باشد. این روزها از بسیاری از آدم‌‌ها می‌پرسم که ما چه می‌خواستیم؟ واقعیت این است که پاسخ یکی بیش نبود: «زندگی». زندگی بدون مقاومت.

زندگی بدون نگرانی برای معیشت. زندگی که بتوان برای آینده‌اش برنامه‌ریزی کرد. یک زندگی بدون نگرانی برای اینترنت. زندگی بدون نگرانی برای پوشش. زندگی بدون نگرانی برای یک لحظه بعد… واقعیت این است که ما «زندگی‌خواه» بودیم و برای این زندگی معمولی نیاز به آب، هوا، غذا، طبیعت و هویت داشتیم.

ما می‌خواستیم مدام در بحران آب و غذا نباشیم، مدام نگران آتش‌سوزی جنگل‌ها نباشیم. ما می‌خواستیم ققنوس‌ وطن مدام از خاکسترش بلند نشود. خیلی نیازهای طبیعی که همواره دولت‌ها در دستورکارشان است و نیاز به این‌همه تلاش برای رسیدن به آن نیست. مثلاً چرا باید این‌همه اضطراب آثار تاریخی‌مان را داشته باشیم؟ چرا باید نگران منابع‌طبیعی‌مان و حیات‌وحش‌مان باشیم؟ یکی از مهندسان معدن می‌گفت: «من اگر بخواهم درباره آسیب‌هایی که در صنایع به محیط‌زیست می‌زنند، فکر کنم دیوانه می‌شم.» ما عدالت و آزادی می‌خواستیم. توسعه پایدار می‌خواستیم.

می‌خواستیم پزشکی‌مان که سرآمد بود، همین‌طور بماند. اما دچار سرطان شدیم. دیگر کودکان به دنیا نمی‌آیند. چرا باید برای یک خواسته ساده مثل موتورسواری بها بدهیم؟ چرا باید برای خواسته‌های کوچک و ساده رنج بکشیم؟ ما فقط می‌خواستیم درهای ایران به روی جهان باز باشد. گردشگران از سراسر دنیا به سرزمین ما سفر کنند و ببینند چقدر ما مهربان‌ایم؛ ببینند چه تاریخ کهن و فرهنگ غنی‌ای داریم. ما می‌خواستیم در صلح زندگی کنیم. ما آرزوهای بزرگ نداشتیم و نداریم؛ ما یک زندگی معمولی می‌خواستیم. 

  • 12
  • 1
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش