
پس از زلزله کرمانشاه مجددا صحبتهایی در باره زلزله احتمالی تهران و ابعاد تخریبهایی که این حادثه می تواند داشته باشد، مطرح شد. البته این موضوع نخستین بار نیست که مطرح می شود و در دورههای مختلف پس از زلزلههایی که در شهرهای مختلف ایران رخ می دهد، پایتخت نشینان و مسئولان به یاد این مسئله می افتند و بحثهایی را در این زمینه مطرح می کنند. اما آنچه که ممکن است در تهران رخ دهد صرفا تلفات جانی و مالی در بر ندارد و با توجه به تمرکز تمامی نهادهای سیاسی و اقتصادی می تواند آسیبهای بسیار زیادی به کشور و نظام سیاسی وارد کند.
نخستین بار در دهه ۶۰ بود که طرح انتقال پایتخت را مطرح کردند اما به دلیل همزمانی با جنگ میان ایران و عراق بینتیجه ماند. در دولت دهم نیز بار دیگر این بحث مطرح شد، حتی شهر پرند را به عنوان گزینه مطلوب مطرح کردند اما چنین اتفاقی نیفتاد در نهایت به سال ۹۲ رسیدیم و شورای نگهبان به رغم ایراداتی که بر آن وارد
می دانست این طرح را تصویب کرد.
به رغم تمام مراحلی که طی شد،همچنان فعالیت قابل توجهی در عملیاتی شدن این طرح مشاهده نمی شود. البته لازم به یادآوری است که این طرح موافقان و مخالفان زیادی دارد و با هر زلزله مهیبی که در کشور رخ می دهد، مسئولان صحبت های بسیاری در رابطه با آن می کنند. با این حال نکته قابل توجه در خصوص این ماجرا وقوع زلزله در پایتخت است. شرایطی که به واسطه حضور تمامی نهادهای دولتی و اقتصادی میتواند کشور را با مشکلات جدی مواجه کند.
بهترین راهکار؛ تفکیک پایتخت
کارشناسان موافق این طرح عواملی مانند زلزله، آلودگی هوا، بافت فرسوده شهری وآسیب های اجتماعی شهر تهران را به عنوان دلایلی برای انتقال پایتخت از شهر تهران به شهری دیگر مطرح می کنند.
مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه و نظریه پرداز سیاسی به عنوان یکی از موافقان اجرایی شدن این طرح در گفت و گو با روزنامه «ابتکار» گفت: « در ابتدای امر باید این نکته را در نظر داشت که درنقاط مختلف دنیا مواردی وجود دارد که پایتختهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از هم مجزا باشد، به عنوان مثال؛ کشوری مانند ایالت متحده آمریکا، نیویورک پایتخت اقتصادی است و در مقابل واشنگتن به عنوان پایتخت سیاسی و تا حدودی کالیفرنیا را می توان پایتخت حوزه فرهنگی این کشور دانست.»
وی در ادامه افزود:«باید بر این نکته تاکید کرد که اساسا جدا کردن این نهادها در کشورهای گوناگون به واسطه نوعی آیندهنگری امنیتی صورت میگیرد و در زمانی که مکانیابی ساحتهای گوناگون فعالیتهای ملت و دولت مورد شناسایی و برای آن برنامه ریزیهایی با تکیه بر جامعه شناسی صورت گرفته است. بنابراین پایتختهای این کشورها در موضوع های گوناگون و لایههای مختلف از یکدیگر مجزا شدهاند اما در ایران تمام سازمانها در قالب قوای سه گانه حکومتی در تهران مستقر شده است و به وجود آمدن بحران در تهران می تواند در تمام کشور به واسطه فقدان مرکزیت اداره کننده تزلزل ایجاد کند.»
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اینکه سالها است که این طرح ذکر می شود، بیان کرد:«راهکارهای متفاوتی در این زمینه وجود دارد اما درسالهای گذشته در مجلس شورای اسلامی صحبت از انتخاب پایتختهای گوناگون و مکان یابی به صورت جدی مطرح شد و در دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی تلاشهایی در این زمینه صورت گرفت و هماهنگیهایی با مجلس انجام شده بود اما فضای مثبتی برای اجرای این طرح وجود نداشت و موانع متفاوت اقتصادی، سیاسی و اعمال نفوذهای گوناگون ازسوی گروههای خاص منجر به ناکامی این طرح شد.
در نهایت، موانع ساختاری موجود و مقاومتهایی از سوی زیرسیستمهای هر کدام از این نهادها منجر شد تا در این حوزه پیشرفتی نداشته باشیم. با این همچنان شاهد این موضوع هستیم که پس از وقوع زلزله در شهرهای مختلف ایران در خصوص سرنوشت شهر تهران گمانهزنی هایی صورت می گیرد اما اتفاق شایان ذکری در این زمینه رخ نمی دهد.»
طرحی در خدمت بورژوازی مستغلات
از سوی دیگر، مخالفان طرح انتقال پایتخت به شهر دیگر بار مالی آن را عامل اصلی مخالفت با این طرح اعلام کردهاند. این گروه معتقدند که به جای رها کردن تهران و شروع دوباره در شهری دیگر، باید به بازسازی و نوسازی پایتخت کنونی پرداخت.
در همین راستا، کمال اطهاری، نظریهپرداز و پژوهشگر مسائل اقتصادی یکی از مخالفان این طرح در گفتوگو با «ابتکار» عنوان کرد:« مدتها پیش این موضوع از سوی جریان بورژوازی مستغلات برای انتقال پایتخت مطرح شد و به جای نهادسازی لازم ساز انتقال پایتخت را کوک کردند.
در آن زمان هم کارشناسان متعددی در این زمینه صحبت کردند و توضیح دادند که در بهترین شرایط حداقل ۳۰۰میلیارد دلار ، حدود ۵ برابر در آمد نفتی ایران برای به سرانجام رساندن چنین امری مورد نیاز است. مدت زمانی هم که طول می کشد کم تر ۲۵سال نخواهد بود اما در مقابل با یک چهارم این مبلغ با همکاری مردم می توان شرایط را برای ادامه حیات جمعی در شهر تهران مهیا کرد. چراکه این اتفاق هزینه را برای دولت نیز کاهش میدهد، اگر طرح انتقال پایتخت عملیاتی می شد تمام هزینه های آن را دولت باید تامین می کرد اما بازسازی بافت قدیمی نیازمند مشارکت مردم می شود.»
این کارشناس اقتصادی با اشاره به جمعیت بالای پایتخت ایران بیان کرد:« شاید تمام کارکنان دولت مرکزی ۵۰ هزار نفر باشد و به انضمام خانواده این افراد جمعیتی حدود ۵۰ ۱هزار نفر تشکیل شود. این طرح چنین نتیجههایی دارد که از ما بهتران را میبرند و سایر ساکنان تهران را به حال خود رها کنند.
در چنین شرایطی، اگر زلزله ای رخ دهد، سرنوشت باقی مانده ها چه می شود؟ اگر نخبگان ما از میان روند آن ۱۵۰ هزار نفر چه فایده ای برای کشور دارند؟ شهر تهران تنها پایتخت سیاسی این کشور نیست بلکه تمام سرمایه های اجتماعی، فرهنگی و نخبگان در تهران حضور دارند. اگر به این بهانه انتقال پایتخت صورت گیرد تنها این بورژوازی مستغلات هستند که مجددا سر بلند می کنند. »
اطهاری در بخشی دیگر از صحبتهای خود در رابطه با کشورهایی که در گذشته چنین اقدامی صورت داده اند، مطرح کرد: « شاید در گذشته برخی کشورها این تغییر را ایجاد کرده باشد اما موردی وجود ندارد که به سود آنها تمام شده باشد و مسائل مربوط به آن را حل نکرده اند و این مانند یک افسانه است که برخی این راهکار را مثبت تلقی می کنند. این کشورها هنوز مشکلات و درگیری های خود را دارند.»
این کارشناس مسائل اقتصادی در رابطه با اهمیت رسیدگی به این امر اظهار کرد: « هر چه زودتر باید طرح بازنگری مسکن صورت گیرد و دیگر جایز نیست که در این امر تاخیر داشته باشیم. یکی از موانع برای مشارکت مردم و ساماندهی نهادسازی همان بورژوازی مستغلات است. در حال حاضر، منطقه یک منطقه ای فرسوده محسوب می شود و جمعیتی که دارد بیش از ظرفیت آن است.
نظارت مشخصی نداشته است و بر روی گسل قرار دارد. در حقیقت، این قشر بدون توجه به این مسئله به ساختوساز پرداخته اند.» وی در ادامه افزود:« ما به یک برنامه هم افزایی میان عملیات بازسازی و نو سازی در کالبد شهر نیاز داریم اما گروهی از ایجاد تغییر در فضای شهری جلوگیری می کنند. فرسودگی کالبد شهری را می توان عامل فرسودگی روابط اجتماعی، فرهنگی و ... دانست. بنابراین باید به صورت همافزا نوآوری و نوسازی و توسعه در دستور کار قرار گیرد. در غیر این صورت، در بهترین حالت فاجعه ای مانند مسکن مهر مجددا در تهران به وجود می آید.»
به هرحال با تمام این تفاسیر در تاریخ طولانی ایران بارها شاهد جابهجایی پایتخت بودیم اما نزدیک به دو قرن از آخرین باری که چنین اتفاقی رخ داده است، می گذرد. بنابراین بسیاری از نهادها و سازمان های مهم در این شهر حضور دارد و چنین تغییری نیازمند بودجه زیادی است اما بهتر است که در یک بازه زمانی مشخص چشم انداز آینده پایتخت ایران را مشخص کنیم و در ارتباط با این موضوع برنامه ریزی و آینده نگری داشته باشیم تا از رخ دادن فجایع احتمالی جلوگیری کنیم.
- 13
- 2









































