
روزنامه جهان صنعت، نادر کریمی جونی: ایرانیان واقعا نمیدانند که وقتی دونالد ترامپ تهدیدی را بیان میکند، آیا واقعا به اجرا کردن آن تهدید فکر میکند یا در لحظه آخر از اجرای آن تهدید- به هر بهانه یا دلیل- منصرف میشود. با این حال هنوز هم از بلندی یا کوتاهی صفهای پمپبنزین میتوان فهمید که آیا ترامپ مجددا تهدیدی را بیان کرده است یا اوضاع در آرامش بهسر میبرد.
در عین حال ایرانیان دیگر مانند گذشته به این تهدیدها اهمیت نمیدهند و به همین دلیل حتی پس از بیان تهدیدهای بسیار بزرگ و جدی از جانب ترامپ، تعداد کسانی که این لفاظیها را بااهمیت ارزیابی کرده و به آن واکنش نشان دادهاند، چندان زیاد نیست. این ادعا را میتوان با مقایسه طول صف پمپبنزینهای ایران در ماههای اردیبهشت و خرداد با ماه جاری(مرداد) اثبات کرد.
در عین حال فقط ایرانیان نیستند که از رفتارهای متناقض، ادعاهای توخالی و تهدیدهای بیسرانجام ترامپ بهستوه آمده و به آن اعتراض میکنند. در روزهای گذشته اتفاقا اسرائیلیها نیز از این تهدیدهای پسگرفته شده و رفتار مغایر با گفتار ترامپ گلایه کرده و رییسجمهور ایالاتمتحده را سرزنش کردهاند.
هنگامی که هفته گذشته بنیامین نتانیاهو پس از شرکت در مراسم خاکسپاری سناتور ضدایرانی- لیندزی گراهام- از پلکان هواپیما بالا میرفت تا ایالاتمتحده را بهسوی کشورش ترک کند، تصور میکرد با اطلاعات و مدارک که درخصوص کوه کلنگ به ترامپ داده است، رییسجمهور ایالاتمتحده قانع شده که به ایران حمله و از حمله تاسیسات تازه تکمیلشده، منطقه یادشده را بمباران کند.
در همان روزها ترامپ آخرین تهدید خود درباره انجام یک حمله نهایی و نابودکننده علیه ایران و زیرساختهای کشورمان را بیان کرده بود و بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران حتی بسیاری از نظامیان و فرماندهان عالیرتبه در سنتکام و IDF، تصور میکردند لحظه موعود فرا رسیده و اینبار هم مانند شروع جنگ ۴۰روزه، مشورتهای نتانیاهو موثر خواهد بود و برای شروع مجدد جنگ، آمریکاییها مصمم شدهاند.
از این بابت وقتی در روزهای گذشته ترامپ باز هم تهدید به نابود کردن زیرساختهای ایران کرد، در اسرائیل این تهدید جدی گرفته شد، نیروهای ذخیره بهخدمت فرا خوانده شدند، هواپیماهای سوخترسان و جنگندهها برای مشارکت در اجرای یک حمله فراگیر و سنگین تجهیز شدند، تدابیر لازم برای مقابله با پاسخهای احتمالی ایران اندیشیده و عملیاتی شد و حتی شهروندان اسرائیلی نیز از انجام سفرهای تابستانه خود منصرف شدند چراکه واقعا نمیدانستند آیا این حمله فراگیر و نهایی انجام خواهد شد یا نه؟ و اگر انجام میشود چه تبعاتی برای کشورشان خواهد داشت. از این بابت اسرائیلیها تصمیم گرفتند در این اوضاع غیرقابل پیشبینی و مبهم، در خانههای خود بمانند و از سفر کردن منصرف شوند.
احتمالا نتانیاهو هم برای شروع این حمله لحظهشماری میکرد و به سخنانی که ترامپ در گذشته علیه نخستوزیر صهیونیستها بر زبان آورده بود، توجه چندانی نمیکرد. گفتنی است که رهبر کاخ سفید پیش از ورود نخستوزیر اسرائیل به خاک آمریکا، در مصاحبه با فاکسنیوز گفته بود اطلاعاتی که نخستوزیر نتانیاهو درباره شروع فعالیتهای هستهای ایران میآورد و قرار است در گفتوگوهای خصوصی به او ارائه کند، برایش (برای ترامپ) بیاهمیت است چراکه ایالاتمتحده از همه این اطلاعات آگاهی دارد.
ترامپ حتی به تمسخر اضافه کرده بود که ایالاتمتحده تجهیزات پیشرفتهتری در اختیار دارد و فعالیتهای جاسوسی گستردهتری انجام میدهد و نیازی به اطلاعاتی که اسرائیلیها به دست آوردهاند ندارد. البته و باوجود این سابقه باز هم صهیونیستها- چنانکه سخنگوی دفتر نخستوزیر اسرائیل گفته بود- امیدوار بودند که مشورتهای نتانیاهو کارساز واقع شود و پای آمریکا را به شروع مجدد جنگ علیه ایران باز کند.
مقامات تلآویو حتی به این واقعیت مسلم که واشنگتن اهداف دیگری در سر دارد و آمریکاییها برخلاف اسرائیلیها به سرنگونی جمهوری اسلامی در ایران اهمیت نمیدهند، توجه نمیکردند. روشن است در حالی که اسرائیل هدف محوری و اصلی خود را نابودی و براندازی جمهوری اسلامی در ایران، تعیین و اعلام کرده و گفته است که نابودسازی تمام فعالیتهای هستهای در ایران، نابودسازی توان موشکی و از میان بردن بازوهای ایران در خاورمیانه هدفهای پایینتر محسوب میشود، در کاخ سفید به هیچیک از این اهداف توجه چندانی نمیشود چراکه آمریکاییها اکنون میخواهند که تنگه هرمز باز شود، جریان تجارت جهانی کالا و انرژی به روال پیش از شروع جنگ ۴۰روزه بازگردد، قیمت نفت کاهش یابد و بهتبع آن قیمت سوخت بهویژه در آمریکا سقوط کند.
تنگههرمز اما آنقدرها برای اسرائیل مهم نیست و مقامات تلآویو دلشان میخواهد در خاورمیانهای که تهدید شیعیان ایران در آن وجود ندارد زندگی کنند. این اختلاف اگرچه مهم و ملموس است اما صهیونیستها به خود دلداری میدادند که چه اشکالی دارد ما در همان تلاشی که آمریکاییها برای باز کردن تنگه هرمز انجام میدهند وارد شویم و خط براندازی جمهوری اسلامی در ایران را دنبال کنیم. در این صورت آمریکاییها به هدف خودشان دست پیدا میکنند و ما هم به هدف خودمان.
با اینهمه وقتی در شامگاه شنبه به وقت تهران، ترامپ با ارسال یادداشتی در تروثسوشیال- فضای مجازی اختصاصی خودش- انصرافش را از حمله به ایران اعلام و تصریح کرد که با میانجیگری برخی مقامات منطقه امیدواری او(ترامپ) به یافتن یک راهحل دیپلماتیک افزایش یافته و به همین خاطر از اجرای حمله منصرف شده است، شاخص ناراحتی و عصبانیت در اسرائیل بهطور جهشی افزایش یافت و حتی یدیعوت آحارانوت، روزنامه راستگرای اسرائیلی در تیتر نخست نوشت: «دیوانه کردی ما را!» اشاره این روزنامه دقیقا و صریحا به رفتارهای متناقض و غیرقابل اعتماد و پیشبینی ترامپ بود که در لحظه آخر تهدیدهایش را پس میگیرد و دوباره همهچیز به روز اول بازمیگردد.
رسانههای اسرائیلی و مقامات آن، به تندی از بنیامین نتانیاهو انتقاد میکنند که راهبردهای کشورش را به تصمیمهای ناپایدار و غیرقابل پیشبینی ترامپ گره زده و اضافه میکنند که ترامپ بهگونهای با اسرائیل برخورد و رفتار میکند که گویی اسرائیل مستعمره آمریکاست و باید هر گونهای که واشنگتن تمایل داشت، تلآویو به میل ترامپ رفتار کند.
مقامات اسرائیلی پس از آنکه ترامپ تصمیم گرفت برنامه حمله به ایران را اجرا نکند و این تصمیم را فقط از طریق شبکه اجتماعی خودش به اطلاع همگان رساند، از این رفتار انتقاد میکنند و توضیح میدهند که فراخواندن هزاران نیروی ذخیره ارتش، آمادهسازی جنگندهها و هواپیماهای نظامی برای مشارکت در حمله، پذیرفتن دهها هواپیمای سوخترسان و نگهداری از ایشان، بلاتکلیفی شهروندان اسرائیلی و لغو هزار مسافرت تابستانی آنان و… دهها میلیوندلار خسارت روی دست دولت اسرائیل باقی گذاشته که عدم آغاز حمله، صرف همه این هزینهها و پرداخت خسارتهای ذکرشده را بیفایده و بیحاصل میکند. مقامات اسرائیلی میپرسند که چه کسی این خسارتها را تامین میکند و در قبال آن پاسخگو است.
واقعیت میدان آن است که در مقابل این خسارت، ترامپ و همکارانش احساس مسوولیت نمیکنند و درباره آن و رفتارهای غیرقابل پیشبینی و تصمیمهای ناگهانی توضیح نمیدهند. در عمل هیچیک از مقامات آمریکایی بهجز ترامپ نقشی در اتخاذ این تصمیمها و اعلام آن ندارند و به همین دلیل هیچ موضعی در برابر آن نمیگیرند.
ترامپ هم که تنها بازیگر، تصمیمگیر و تصمیمساز این میدان است، آنقدر ضدونقیض رفتار و عمل میکند که هیچکس نمیتواند در مورد رفتار بعدیاش پیشبینی کند اما این رفتار ضدونقیض در ماهیت خود اصولی دارد که برخی مولفههای آن را قابل پیشبینی میکند. روزنامه نیویورکتایمز هفته گذشته در گزارشی بر این واقعیت تاکید کرد که ایران دست ترامپ را خوانده و میداند که در پشت تهدیدهای بزرگ و خطرناک، اقدام موثری وجود ندارد. نمایندگان کنگره و سنا نیز همین دیدگاه را درمورد رفتارهای متناقض ترامپ بیان کردهاند. آنان میگویند ترامپ در حالی لفاظی میکند و وعدههای هیجانانگیز میدهد که در پشت این لفاظیها و وعدهها هیچ عملی وجود ندارد.
در مجموع ترامپ گرفتار گرداب بزرگ جنگ با ایران شده است، او نمیداند چگونه و با چه مکانیسمی این گرفتاری را پایان دهد و خود را از شری که به آن دچار شده، خلاص کند. این است که هر تصمیمی که اتخاذ کند یا از آن منصرف شود، برای خود و دیگران هزینه ایجاد میکند.
- 11
- 4












































