
رویداد۲۴ نوشت: نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک در حالی به پایان رسید که یکی از تصاویر مورد توجه برای ایران، نه یک دیدار رسمی و دوجانبه، بلکه گفتوگوی کوتاه و ایستاده و سرپایی مسعود پزشکیان و شی جینپینگ در حاشیه اجلاس بود. برخلاف دیدارهای رسمی رئیسجمهور چین با برخی رهبران حاضر در بیشکک، ملاقات جداگانه و از پیش برنامهریزیشدهای میان رؤسای جمهور ایران و چین برگزار نشد و رسانهها از گفتوگویی کوتاه میان دو طرف در حاشیه نشست خبر دادند. نیویورکتایمز در گزارشی تاکید کرد که در حالی که رسانههای ایرانی از دیدار پزشکیان و شی در حاشیه اجلاس خبر دادهاند، ظاهراً مذاکرات رسمی برنامهریزیشدهای میان آنها وجود نداشته است.
این اتفاق از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که تهران در سالهای اخیر روابط خود با پکن را در قالب سیاست «نگاه به شرق» و «مشارکت جامع راهبردی» تعریف کرده و چین را یکی از مهمترین شرکای سیاسی و اقتصادی خود دانسته است. اکنون، در شرایطی که ایران با فشارهای اقتصادی، تحریمهای گسترده آمریکا و پیامدهای جنگ مواجه است، نوع مواجهه پکن با تهران بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چین تا چه اندازه حاضر است هزینه تعمیق روابط با ایران را در مناسبات گستردهتر خود با آمریکا و دیگر قدرتهای منطقهای و جهانی بپردازد.
این پرسش زمانی جدیتر شد که حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، در گفتوگو با اکوایران مدعی شد پکن برای گسترش روابط با تهران و سفر محمدباقر قالیباف به چین شروطی را مطرح کرده است. مرعشی گفته است: «خیلی روشن به ما گفتهاند که تنگه هرمز را باز میکنید، عوارض نمیگیرید، با عربستان سعودی و آمریکا مسئلهتان را حل میکنید، بعد قالیباف به چین بیاید.»
این ادعا البته از سوی دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین تکذیب شد. در اطلاعیه این دفتر، انتساب چنین شروطی به طرف چینی و مشروط شدن سفر و توسعه روابط دو کشور به آنها «فاقد صحت» اعلام و تأکید شد که روابط تهران و پکن بر پایه «مشارکت جامع راهبردی» قرار دارد و همکاریهای سیاسی، اقتصادی، تجاری و سرمایهگذاری دو کشور در حال پیگیری است.
با این حال، بحث درباره جایگاه واقعی ایران در راهبرد کلان چین محدود به این ادعا و تکذیب نیست. در واقع، سیاست چین تنها به رابطه با ایران و روسیه محدود نمیشود. شی جینپینگ همزمان با تقویت همکاری با کشورهای مخالف غرب، در سال جاری میزبان شماری از رهبران غربی از جمله رهبران آلمان، بریتانیا و کانادا نیز بوده است. نیویورکتایمز این رفتار را بخشی از کارزار دیپلماتیک پکن برای کار با «هر دو سوی شکاف در حال ظهور سیاست جهانی» توصیف کرده است؛ سیاستی که بیش از همراهی بیقیدوشرط با یک بلوک، بر افزایش گزینهها و اهرمهای چین در مناسبات جهانی استوار است.
از همین منظر، دیدار کوتاه پزشکیان و شی جینپینگ را میتوان در کنار مجموعهای بزرگتر از تحولات بررسی کرد: چین همچنان بزرگترین خریدار نفت ایران و یکی از مهمترین شرکای اقتصادی تهران است، اما همزمان روابط اقتصادی گستردهای با آمریکا، کشورهای عربی و دیگر بازیگران منطقه دارد و حفظ جریان آزاد انرژی و تجارت نیز برای پکن اهمیتی اساسی دارد. بنابراین، پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست که روابط ایران و چین نزدیک است یا نه؛ مسئله این است که این رابطه در سلسلهمراتب منافع پکن دقیقاً در چه جایگاهی قرار دارد و آیا تعریف تهران از «رابطه راهبردی» با تعریف چین از این مناسبات یکسان است؟
حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در گفتوگو با رویداد۲۴ معتقد است اتفاقات اخیر را باید دقیقاً از همین زاویه دید. او میگوید ایران طی سالهای گذشته رابطه با چین و روسیه را «راهبردی» تعریف کرده، در حالی که به اعتقاد او، پکن و مسکو هیچگاه چنین تعریفی از مناسبات خود با تهران نداشتهاند.
چین و روسیه، شریک راهبردی ایران نیستند
حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در گفتوگو با رویداد۲۴ درباره دیدار سرپایی رهبر چین با پزشکیان در بیشکک اظهار کرد: «اگر درک درستی از بهاصطلاح راهبرد چین در دنیای امروز وجود داشت، این رفتار قابل پیشبینی بود.»
وی افزود: «شاید حدود ۱۰ سال است که دارم این جمله را تکرار میکنم، که هیچوقت چین و روسیه رابطه با ایران را رابطه راهبردی تعریف نکردند، ولی مقامات ایرانی همواره از این رابطه تحت عنوان رابطه راهبردی نام بردند.»
رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ادامه داد: «حتی در دو سال اخیر که ایران دچار جنگ و بحرانهای مختلف و تحریمهای حداکثری شد، بارها به مقامات ایرانی ثابت شد که نگاه چین به رابطه با ایران، نگاه راهبردی نیست.»
فلاحتپیشه در ادامه، با اشاره به شرایط کنونی سیاست خارجی ایران و قرار گرفتن کشور در یک بزنگاه مهم، گفت: «زمانی که آمریکا طرح طرد اقتصادی خود را اعلام کرد، همان موقع عرض کردم که این طرح یک هدف دارد و آن این است که آمریکا از کشورهای دیگر میخواهد موضع خود را مشخص کنند که در سمت ایران هستند یا در سمت آمریکا.»
نگاه چین به ایران، مثل ملاقاتشان با پزشکیان سرپایی و خاکریزی است
وی افزود: «همانجا عرض کردم که آمریکاییها خیلی روی موضع چین حساب کردهاند، چون بخش اعظم مناسبات ایران با چین است. به نظر من، آقای شی در نشست شانگهای در قرقیزستان، همین که یک ملاقات حضوری را با طرف ایرانی هماهنگ می کرد، پیام مهمی بود اما ملاقاتش سرپایی صورت گرفت، و نشان داد که نگاه چین به رابطه با ایران، یک نگاه سرپایی و بهاصطلاح خاکریزی است.»
رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تأکید کرد که این اتفاق بار دیگر واقعیتی را در سیاست خارجی ایران نشان داد که برخی در داخل کشور در سالهای گذشته حاضر به پذیرش آن نبودند.
عدم دیدار با پزشکیان، پیامی از جانب شی به آمریکا قبل از سفر به واشنگتن بود
فلاحتپیشه ادامه داد: «آقای شی میداند که قرار است ماه آینده به آمریکا سفر کند و به هر حال این یک پیامی بود که ایشان به آمریکا داد.»
فلاحت پیشه با یادآوری این موضوع که چین در حال محاصره دریایی تایوان است اظهار کرد: ترامپ و دولتش به این اتفاق تاریخی که هر روز در حال گسترش است، هیچ اعتراضی نکرند، خود همین موضوع یک هشدار پنهان را برای عقلا روشن میکند که این دو قدرت در حال تبانی در پشت پرده هستند و این تبانی میتواند علیه ایران و تایوان تمام شود.
وی درباره دلایل رویکرد چین نیز اظهار کرد: «دلیل اصلی این موضوع به اعداد و ارقامی برمیگردد که در مناسبات خارجی برای تمام کشورها اهمیت دارد. مجموع مناسبات آمریکا با چین بیش از ۶۰ برابر مناسبات ایران با چین است.»
وی افزود: «از سوی دیگر، در همین منطقه، مناسبات عربستان با چین نیز بین ۹ تا ۱۰ برابر مناسبات اقتصادی ایران با چین است.»
فلاحتپیشه با اشاره به این ارقام تأکید کرد که در تحلیل روابط میان کشورها نمیتوان صرفاً بر مواضع سیاسی و شعارهای دیپلماتیک تکیه کرد و باید وزن واقعی مناسبات اقتصادی و منافع کشورها را نیز در نظر گرفت.
وی افزود: «ضمن اینکه در تمام کریدورهایی که چینیها در نقشه، در طرح کمربند-جاده تعریف کردند، نیازمند حل چالشهای منطقه ای هستند. اگر چین خودش را گرفتار چالش ایران با آمریکا کند، حتماً نقشه کمربند-جاده او دچار چالش میشود.»
رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در پایان تأکید کرد: «اینها واقعیاتی است که در سیاست خارجی وجود دارد و به نظر من این برخورد (دیدار سرپایی با رئیس جمهور ایران)، یک برخورد طبیعی بود. فقط کسانی غافلگیر شدند که سیاست خارجی را با نوعی خیالبافی اشتباه گرفته بودند.»
- 9
- 5









































