مهمترین عناوین خبری
یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴
۱۸:۱۷ - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۲۰۲۸۰۸
سیاست خارجی

شرایط آمریکا سبب از میان رفتن تحریم‌ها علیه ایران می‌شود

اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,سیاست خارجی,سبحانی

 در حال حاضر تضاد و تقابل منافع در جهان نسبت به گذشته بسیار نگران‌کننده شده است. پیش از فروریختن دیوار برلین، توافق‌های تجاری ابزاری برای تحکیم روابط سیاسی بین کشورها بوده است و طرح مارشال هم در این راستا قرار می‌گیرد، اما پس از فروریختن دیوار برلین شاهد چرخشی در این زمینه در واشنگتن هستیم. بدین معنی که سیاست خارجی مبدل به ابزاری برای اهداف اقتصادی شد. در این راستا، بیل کلینتون رئیس‌جمهوری اسبق آمریکا، شورای ملی اقتصادی ایالات متحده را به وجود آورد و در عمل، اقتصاد مبدل به یک هدف استراتژیک برای آمریکا شد. در شرایط کنونی عرصه بین‌الملل در آستانه مرحله تازه‌ای قرار گرفته، مرحله‌ای که در آن تجارت و اقتصاد بهانه نیرومندی برای تنش‌های سیاسی شده است. در نتیجه جهان با رویکرد تازه‌ای روبه‌روست و در این شرایط باید کشورها یاد بگیرند که چگونه آن را مدیریت کنند؟

 

درباره بروز جنگ اقتصادی، نمی‌توان با قاطعیت اعلام کرد که بروز چنین جنگی حتمی است، اما نگرانی‌ها و تردیدهای بسیار زیادی در این باره وجود دارد. در نتیجه می‌توان گفت که رویکرد دونالد ترامپ اقتصاد جهانی را با چالش‌های جدیدی روبه‌رو خواهد ساخت. پیامدهای این چالش‌ها غیر قابل پیش‌بینی هستند. در صورت بروز جنگ اقتصادی میان قدرت‌های برتر اقتصادی جهان، تنش می‌تواند به زمینه‌های سیاسی و نظامی نیز گسترش یابد. آنچه مسلم است، سال‌های در پیش رو، سال‌های بسیار پرتنشی از نقطه نظر اقتصادی و سیاسی در جهان خواهد بود اما تحلیل آینده روابط واشنگتن با پکن، برلین، اتحادیه اروپا و... موضوع گفت‌وگویی است با آقای احمد سبحانی سفیر سابق ایران در ونزوئلا، مکزیک، ارمنستان، آفریقای مرکزی و همچنین مدیر کل اسبق آمریکای لاتین و مدیر کل سابق آسیای غربی وزارت امور خارجه که در ادامه می‌خوانید.

 

شخصی مانند ترامپ که کارش برجسازی است و بیشتر یک تاجر و ملاک است و از روابط بین‌الملل، حقوق بین‌الملل و روابط بین‌الملل چندان شناختی ندارد، چگونه جهان سیاست را می‌خواهد ببیند؟ اساسا ترامپ چگونه جهان سیاست را می‌بیند که بخواهد در راستای آن به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا به اداره شرایط و مدیریت روابط بین‌الملل بپردازد؟

 

من قبل از هر چیزی می‌خواهم توجه شما را به یک شعار مهم تبلیغاتی انتخاباتی خود ترامپ جلب کنم که گفت: «می‌خواهم دوباره عظمت و شکوه را به آمریکا باز گردانم»، این نشان از این دارد که آمریکا دیگر در اوج نیست و این کشور از نظر شرایط اقتصادی و وضعیت داخلی در بحران به‌سر می‌برد و آقای ترامپ هم محصول چنین وضعیتی است. فردی که با شعارهای پوپولیستی در پایگاه بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اقتصاد جهانی رای لازم را برای خود جمع می‌کند و برخلاف بسیاری از صاحبنظران سیاسی و رسانه‌ای که پیش‌بینی می‌کردند ترامپ قطعا در انتخابات شکست خواهد خورد، به یکباره بر کرسی ریاست‌جمهوری آمریکایی که از آشفتگی سیاسی داخلی رنج می‌برد تکیه می‌زند. خود ترامپ هم قبل از پیروزی در انتخابات و هم در این چند ماه زمامداری‌اش، شعارها و اقدامات عجیب و غریبی انجام داد. اگرچه همه این رفتارها و ‌حرف‌ها در مورد وضعیت نابسامان آمریکا از زبان او درست است، اما نکته اینجاست که یک فرد نمی‌تواند تاثیر زیادی بر شرایط کشور داشته باشد.

 

اگرچه آن شخص رئیس‌جمهور باشد. اگر شما دقت کنید امروز او از بسیاری از شعارهای تبلیغاتی‌اش عدول کرده و کم کم به سیاست‌های کلی اعمالی آمریکا باز می‌گردد. ببینید ترامپی که مخالف جنگ سوریه بوده امروز دستور حمله موشکی به این کشور می‌دهد که این نشان از یک تشتت و چندرایی دارد، یعنی در ظاهر آقای ترامپ در جایگاه ریاست‌جمهوری کشور را اداره می‌کند اما در پشت صحنه او را با جهتدهی‌های لازم، مدیریت می‌کنند. هرچند ممکن است بسیاری از شعارهای ترامپ مورد توجه و قبول همین عوامل پشت صحنه و هیات حاکمه آمریکا باشد. آمریکایی که از نظر اقتصادی وضعیت مناسبی ندارد و به این واسطه با حضور در سایر نقاط دنیا به‌دنبال کسب درآمد و توسعه اقتصادی است. امروز آمریکای ترامپ می‌خواهد هزینه حضور خود در سایر نقاط جهان را بر دوش دیگران بیندازد، پس با نگاه کلی و با توجه به این نکات ترامپ محصول این شرایط است و این‌گونه به شرایط جهانی در حوزه بین‌الملل نگاه می‌کند.

 

آیا رفتار امروز ترامپ با آن ترامپی که همواره در شعارهایش از تغییر وضعیت امنیتی و نه تغییر وضعیت نظامی می‌گفت، تناسب دارد؟

جامعه آمریکا یک جامعه بسیار پیچیده‌ای است، در عین حالی که یک شخصیت غیر قابل پیش‌بینی رئیس‌جمهور این کشور شده اما از آن طرف تینگ‌تنگ‌هایی هستند که در جایگاه مدیریت کلان آمریکا، نه ترامپ بلکه هر کسی دیگری را در راستای اهداف و منافع آمریکا جهتدهی می‌کنند تا در این چارچوب قرار گیرد. باز هم تاکید دارم بر مشکلات داخلی آمریکا که امروز بسیار جدی است. در آمریکا ۵۰‌میلیون نفر با مشکلات و فقر جدی دست به گریبانند، مدت‌هاست که در این کشور فرصت جدید شغلی به‌دست نیامده جز شرکت‌های نظامی و سایر ابعاد صنعتی آمریکا امروز زمینگیر شده‌اند. امروز مهم‌ترین چالش آمریکا، چالش اقتصادی است، اما اگر در چنین شرایطی آمریکا دست به ماشه می‌برد به‌دلیل قدرت گروه‌های فشار است و با توجه به این نکته، من تصور نمی‌کنم خود آقای ترامپ چنان که در شعارهای تبلیغاتی‌اش هم گفت، چندان میل و رغبتی در خصوص حضور نظامی بسان سابق و به‌طور گسترده داشته باشد. اگرچه در قالب یک اقدامات کوچکی مانند همین حمله موشکی به سوریه اعلام حضور خود را خواهد داشت ولی من با توجه به گفته‌های قبلی خودم معتقدم هزینه آن را از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خواهد گرفت. به این معنا، فاکتور تمام موشک‌ها را از ریاض گرفته بود.

 

انتقال سامانه موشک‌های تاد به کره‌جنوبی، تجهیز ژاپن و اقداماتی که پکن را عصبانی کرده به کجا خواهد انجامید؟ کافی است چین در پی این اقدامات و در راستای اقدام متقابل، ثروت نزدیک به ۳تریلیون دلاری خود را از آمریکا خارج کند تا ضربه بسیار مهلکی بر اقتصاد آمریکا وارد شود. ارزیابی شما چیست؟

آنچه مسلم است اینکه اوضاع سیاسی قرن ۲۱ و هزاره سوم با گذشته بسیار متفاوت است. کشورها امروز خویشتنداری بیشتری از خود نشان می‌دهند و هر کشوری که در روابط بین‌المللی و عرصه جهانی بیشتر خویشتنداری کند قطعا در کنترل اوضاع نقش موثرتری دارد. ببینید وقتی که ترکیه هواپیمای جنگی روسیه را ساقط کرد پیش‌بینی می‌شد که مسکو یک رفتار قهری شدیدی با آنکارا داشته باشد، اما با خویشتنداری توانستند در نهایت ترکیه را به مواضع خود بسیار نزدیک کنند و کار را به جایی رساندند که ترکیه در برخی موارد در زمین روسیه بازی می‌کرد. پس در خصوص نکته شما هم باید گفت امروز چین رفتار خویشتندارانه‌ای را در پیش گرفته و اوضاع را به‌گونه‌ای اداره می‌کنند که در مواردی آمریکا باید از مواضع خود عدول کند.

 

شاید آمریکا در کوتاه‌مدت موفق به کسب امتیازاتی شود اما در بلندمدت شرایط به‌گونه‌ای پیش می‌رود که آمریکا در مقابل قدرت اقتصادی چین به ناتوانی برسد. البته یک نکته را نباید فراموش کنیم؛ شاید برخی بر این باور باشند که چین با چنین قدرتی در پی نابودی آمریکا است، اما هیچ‌گاه پکن به‌دنبال چنین وضعیتی نبوده و نیست. آنها حتی با اقتصاد آمریکای ضعیف هم موافق نیستند، چرا که چین در معامله با آمریکای قدرتمند، اقتصادش رونق بیشتری می‌گیرد، پس چین هرگز به‌دنبال نابودی آمریکا نیست بلکه هدف آنها ایجاد یک بازار تجاری پررونق‌تر در آمریکا است. همچنانی که امروز بازار آمریکا در قبضه اقتصاد چین است و به این واسطه شاید برای حفظ بازار خود در راستای سیاست‌های خویشتندارانه‌اش در کوتاه‌مدت امتیازاتی را هم به واشنگتن بدهد، اما این امتیازات، نه دائمی است و نه راهبردی و استراتژیک و قطعا این آمریکا است که در زمین چین بازی می‌کند. پکن از بعد از جنگ جهانی دوم با در پیش گرفتن سیاست کاهش تنش و احترام متقابل همواره در پی افزایش قدرت خود بوده که به موازاتش به خوبی هم از این سیاست استفاده کرده‌ است. لذا این اقدامات تحریک آمیز ترامپ که شما هم اشاره کردید نمی‌تواند قاعده کلی بازی را عوض کند و از آن طرف هم چین قطعا دست به خروج ثروتش برای اقدامات تلافی جویانه از آمریکا نمی‌زند. هر چند در راستای سخن شما می‌تواند به عنوان یک اهرم فشار از آن استفاده نماید.

 

اگر این اژدهای زرد با اقدامات تحریک آمیز آمریکا فعال شود، می‌تواند تنش را به سطح نظامی بکشاند؟ حمله موشکی آمریکا به سوریه، دقیقا زمانی صورت گرفت که هیاتی چینی در آمریکا حضور داشت و برخی تحلیل‌ها ناظر بر آن است که در حین جلسه برخی از چینی‌ها با شنیدن این خبر، به نشانه اعتراض به این اقدام آمریکا جلسه را ترک کردند. اساسا آستانه تحمل پکن در مقابل این چنگ و دندان نشان دادن واشنگتن تا چه میزان است؟

ببینید! کاری که آمریکایی‌ها با موشک پرانی به پایگاه الشعیرات سوریه نشان دادند ارزش نظامی چندانی نداشت. آنها به حمله موشکی به پایگاهی دست زدند که چندی پیش خود اسرائیل به آن حمله کرده بود و این اقدامات در واقع به زوزه یک گرگ گرسنه شباهت دارد که در پی نشان دادن حضور خود است. اما از آن سو بله، چین هم این اقدام آمریکا را تایید نکرد، هر چند در راستای سیاست‌های چند دهه گذشته خود تنشی هم ایجاد نکرد و اینجاست که با این سیاست، همواره آمریکا را در یک منگنه سیاسی قرار داده‌اند و چین با پیش گرفتن سیاست‌های خویشتندارانه، مواضع استراتژیک خود را پیش می‌برد.

 

البته آستانه تحمل چین هم اندازه‌ای دارد و از درون بخشی از هیات حاکمه چین هم نداهایی در خصوص رهبری جهان و اشغال کردن جایگاه آمریکا شنیده می‌شود. بخش دیگری از هیات حاکمه پکن، این مساله را کمی زود می‌دانند و بر این باورند که برای رسیدن به چنین جایگاهی باید زمان بیشتری صرف شود. بله پکن هم به ‌دنبال رهبری جهان است اما هیچ‌گاه نمی‌خواهد آن را اعلام کند. اگر ترامپ به قول شما به خط قرمز‌های چین بیش از اندازه دست اندازی کند شاید پکن بخواهد این سیاست ابر قدرتی خود را زودتر از موعد مقرر در قبال آمریکا و جهان اعمال کند.

 

برخی فرماندهان ارتش و نظامیان بلندپایه چین تقاضای افزایش ۱۲‌درصدی بودجه نظامی را نسبت به بودجه نظامی سال قبل داشتند. آیا رفتار چین و آمریکا نسبت به هم در نهایت تکرار سناریوی جنگ سرد و رقابت تسلیحاتی با محوریت پکن در مقابل واشنگتن است؟

در پاسخ به این سوال توجه شما را به یک نکته بسیار مهم جلب می‌کنم، صنایع کوچک و متوسط آمریکایی‌ها تقریبا به‌واسطه اوضاع نامناسب اقتصادی از بین رفته است و آن چیزی که امروز برای آمریکا باقی مانده فقط صنایع بزرگ و نظامی است و به این واسطه سعی دارند توسعه خود را با محوریت این حوزه در داخل آمریکا پیش ببرند و قدرت خود را در سایه این صنایع بزرگ و صنایع نظامی حفظ کنند، شما اگر به مساله روابط ایران و آمریکا هم نگاه کنید واشنگتن بر کوچک‌ترین اقلام و کالاهای وارداتی به کشور ما تحریم‌های خود را می‌گذارد، اما به سادگی بعد از برجام، شرکت بوئینگ هواپیماهای خود را به ایران می‌فروشد، چرا؟ دلیلش این است که شرکت بوئینگ از شرکت‌های بزرگ و نمادهای قدرت اقتصادی آمریکا است و امروز همین شرکت به‌واسطه اوضاع نابسامان برخی کشورها که توان خرید هواپیما از این شرکت را ندارند دست به چنین اقدامی می‌زند و به همین واسطه هم با ایران به راحتی معامله می‌کند، چرا که نمی‌خواهند این صنعت بزرگ را از دست بدهند، پس این بودجه نظامی در جهت حفظ شرکت‌های نظامی است، نه تقابل با پکن.

 

از همان روز انتخاب ترامپ تا به امروز، از آلمان ساز چندان موافقی با دولت جدید واشنگتن شنیده نشده است، اما اختلاف امروز پر رنگ‌تر شده است. به نظر شما مواجهه با اتحادیه اروپا با محوریت آلمان چگونه تحلیل می‌شود؟

همان‌طور که در قرن حاضر علم و تکنولوژی با سرعت زیادی در حال پیشرفت است، به موازاتش هم تحولات سیاسی به‌سرعت در حال تغییر و دگرگونی است و هر لحظه ممکن است ما با یک خبر ناگهانی و شوک‌آور روبه‌رو شویم، پس در چنین شرایطی آمریکا سعی دارد برای حفظ هژمونی خود و انتقال فشارهای درونی آمریکا با همه کشورها با لحنی تقابل جویانه صحبت کند از چین و مکزیک گرفته تا اتحادیه اروپا، تا از این گذر بتواند به ترمیم وضعیت نابسامان اقتصادی داخلی خود بپردازد و این می‌تواند تا حدی هر چند کم، موثر واقع شود، اما اگر اتحادیه اروپا هم در مقابل به سیاست‌های تقابل جویانه دست بزند در این شرایط واشنگتن بیشتر متضرر می‌شود، چرا که وضعیت آمریکا شکننده‌تر بوده و ثبات و قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا بیشتر است. پس با در نظر گرفتن این شرایط آمریکا تا جایی که می‌تواند باید در قبال رابطه با اتحادیه اروپا محتاطانه عمل نماید، اما سیاست‌های گمرکی ترامپ هم درراستای افزایش تولید داخلی است تا بتواند هم از طرق حق گمرکی بالاتر سرمایه داخلی را بالا ببرد و هم به کاهش واردات و افزایش تولید و اشتغال بیشتر دست بزند.

 

نشست امنیتی مونیخ را چگونه تحلیل می‌کنید؟ هر چند در آن نشست مقامات آمریکایی از پایبندی خود به ناتو گفتند اما بسیاری معتقد بودند هیات جدید حاکمه واشنگتن و خود ترامپ با انتقاد از ناتو به‌دنبال افزایش سهم بودجه‌ای کشورهای عضوی مانند آلمان هستند. ترامپ در راستای سیاست‌های پوپولیستی خود که اعتقادی به نهادها و سازمان‌های بین‌المللی ندارد، چگونه عمل خواهد کرد؟

برای پاسخگویی دو نکته را باید مطرح نمود، اول اینکه در خصوص سهم بودجه‌ای ناتو؛ بیشترین سهم را خود آمریکایی‌ها در ناتو پرداخت می‌کنند اما از آن طرف شرایط نابسامان اقتصادی آمریکا اجازه صرف چنین هزینه‌ای را نمی‌دهد. آمریکا امروز یکی از مقروض‌ترین کشورهای جهان است، اما مساله دوم که بسیار مهم است این است که تمام حرکت‌های ترامپ نه از سر قدرت بلکه این از نقاط ضعف آمریکای سرخورده است که نهایتا دست به چنین اقداماتی می‌زند. پس با توجه به سرعت تحولات سیاسی جهان ممکن است که این کاهش فشار به‌واسطه سیاست‌های تقابل جویانه با سایر کشورها به خود آنها بازگردد و در این صورت فشارها نه تنها کم نخواهد شد بلکه دو یا چند برابر هم می‌گردد و در این بستر ما شاهد آمریکایی حتی تقسیم شده خواهیم بود. من باور دارم هر لحظه امکان فروپاشی آمریکا وجود دارد. مگر کسی باور می‌کرد روزی اتحاد جماهیر شوروی از هم بپاشد؟ پس می‌بینید با در نظر گرفتن این شرایط امروز می‌توانیم شاهد فروپاشی آمریکا باشیم که می‌تواند پیش‌بینی نشده و دور از ذهن باشد.

 

آیا با در نظر گرفتن اوجگیری و جولان پوپولیست‌ها، اتحادیه اروپا در وضعیت شکننده‌ای قرار ندارد؟ آیا اساسا اگر پوپولیست‌ها و راست‌های افراطی در اروپا به موفقیت دست یابند، باید اتحادیه اروپا را از هم پاشیده دانست، یا اینکه اتحادیه اروپا را ریشه دارتر و محکم‌تر از آن باید دانست که با حضور پوپولیست‌ها از میان برود؟

ما در مدت اخیر شاهد مساله برگزیت و جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا بودیم، حرکتی که توسط ترامپ بسیار تحسین شد و به این واسطه احتمال اینکه ترامپ دست به تحریک سایر کشورها از رهگذر حمایت از احزاب پوپولیست برای جدایی از اتحادیه اروپا بزند وجود دارد، اما با تمام این تفاسیر قطعا اوضاع اتحادیه اروپا به سمت از هم پاشیدگی پیش نخواهد رفت، چراکه ارتباط و تعاملات کشورهای این اتحادیه به‌گونه‌ای است که پیوستگی بسیار محکمی در بین آنها وجود دارد، هر چند در راستای گفته‌های قبلی‌ام باز تکرار می‌کنم، سرعت تحولات سیاسی هم بسیار بالاست و هم غیر قابل پیش‌بینی و چنان که بسیاری روی کار آمدن ترامپ را پیش‌بینی نمی‌کردند و همچنین با نگاهی به گذشته تاریخ اتحادیه اروپا برخی شخصیت‌ها و جریان‌های پوپولیست قدرت را به‌دست گرفته‌اند، اما شرایط کلی اتحادیه اروپا به‌گونه‌ای رقم خواهد خورد که به حیات خود ادامه دهد، هرچند ممکن است شخصیت‌ها و حرکت‌های نوظهور پوپولیستی در انتخابات‌های امسال برسر کار بیایند.

 

با در نظر گرفتن این دو حوزه کلی (چین و اتحادیه اروپا) در قبال سیاست‌های آمریکا، وضعیت کلی جهان و دولت ترامپ چگونه خواهد بود؟ بسیاری از تحلیل‌ها ناظر بر آن بود که ترامپ اهل جنگ و تنش است اما یک گلوله هم شلیک نمی‌کند ولی اقدام نظامی ۷ آوریل این تحلیل‌ها را به زد، نهایتا شما این وضعیت را چگونه تحلیل می‌کنید؟

آنچه مسلم است اینکه چین به یک غول بزرگ اقتصادی تبدیل شده و در آینده مطمئنا بر قدرت آن افزوده می‌شود، هرچند در این میان برخی پیش‌بینی‌ها از حضور قدرت‌های دیگر در عرصه جهانی سخن گفته‌اند، از قدرت‌هایی مانند هند تا برزیل و آفریقای جنوبی. این کشورها اقتصادهایی نوظهور و در عین حال رو به رشد هستند، پس در عمل جنگ اقتصادی و منازعه‌ای که به آن اشاره کردید شروع شده، اما این جنگ یک جنگ نرم است که رهبری و مدیریت آن را چین بر عهده دارد. این کشور بعد از جنگ جهانی دوم و در چند دهه از یک کشور فقیر به یک کشور ثروتمند و ابرقدرت اقتصادی تبدیل شده و این حرکت آنها چنان که گفتم ادامه خواهد داشت و به موازات آن، همین کشورهایی که نام بردم (هند، برزیل و آفریقای جنوبی) به افزایش قدرت خود دست می‌زنند و در آینده آنها هم به قدرت‌های اقتصادی بدل می‌شوند هر چند که امروز هم قدرت‌هایی نیم بند هستند. علاوه بر این کشورهایی مانند مالزی، اندونزی و... وجود دارند. البته در این میان نباید بالقوگی‌های ایران و موقعیت ژئوپلیتیکش را در این راستا نادیده گرفت. پس کشور ما هم می‌تواند به این جرگه وارد شود و من تصور می‌کنم که این تحریم‌ها به این شکلی که امروز وجود دارد دیگر وجود نخواهد داشت. البته نه به این معنا که تحریم‌کنندگان به‌طور داوطلبانه تحریم‌ها را کنار بگذارند، بلکه شرایط اقتصادی جهانی به سمتی پیش می‌رود که از وضعیت کنونی فاصله می‌گیریم و با یک جهش اقتصادی به جمع مدعیان این حوزه وارد می‌شویم. من باز تکرار می‌کنم سرعت تحولات امروز بسیار سریع است.

 

با در نظر گرفتن این شرایط، شعارهای بازگرداندن آمریکا به جایگاه ابرقدرتی سابق چه خواهد شد؟ ترامپی که همواره در تبلیغات به‌دنبال آمریکای بزرگ و قدرتمند بود، در تقابل با این قدرت‌های اقتصادی چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟

من پیشگو نیستم، اما ببینید آقای ترامپ شعارهایی را که داده تا چه میزان توانسته عملیاتی کند؟ هر چند مدت کمی از زمامداری او گذشته اما اساسا از زمان روی کارآمدن ترامپ وجهه جهانی آمریکا چه شکلی پیدا کرده؟ با نگاهی به کارنامه او در این مدت کوتاه هم تقریبا هیچ‌حرکت مثبتی از او ندیده‌ایم، هرچند ممکن است این شعارهای ترامپ در داخل آمریکا طرفدارانی داشته باشد و هر چند در کوتاه‌مدت امتیازاتی را برای آمریکا کسب نماید. عملکرد او قطعا به نفع آمریکا نخواهد بود. البته شاید امروز با در نظر گرفتن شرایط چاره‌ای جز این نباشد، من در اول گفت‌وگویم با شما مطرح کردم که ترامپ محصول و فرزند زمانه خود است. شرایط و اوضاع داخلی آمریکا و شرایط اقتصادی و سیاسی جهان نیز در روابط و جایگاه آمریکا تعیین‌کننده خواهد بود.

 

 

 

 

armandaily.ir
  • 13
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش