
براي پي بردن به اينکه بحران کرهشمالي چقدر سطح مخاطرهآميز داشته و آيا پيامدهاي آن ميتواند ديگر بحرانهاي حاد جهاني همچون بحران سوريه، اوکراين و يمن را تحت تأثير بگذارد، ابتدا بايد پاسخ عالمانهاي به اين سؤال داد که سقف نهايي بحران کرهشمالي در چارچوب کداميک از اهداف زير يا ترکيبي از آنها دنبال ميشود:
۱- آيا اهداف متصور صرفا در مدار منافع کرهشمالي است که همان پذيرش رسمي سلاح اتميدارشدن اين کشور توسط بازيگران اصلي بينالمللي است؟
۲- بازيافتن اهداف و منافع مختلف سياسي و اقتصادي چين از طريق مديريت اين بحران در برابر نقض بنيادين معاهدات ترامپ با پکن در چارچوب تعاملات دوجانبه و بينالمللي و اينکه چينيها با بهرهگيري از اين ظرفيت متصل به جغرافياي سياسي و اقتصادي خود، بيشترين بهرهبرداري را در راستاي تنظيم و تلطيف ترامپ آنهم با سياستي لاکپشتي مخصوص به خود دنبال ميکنند.
جالب است جين پينگ با مهارت خارقالعادهاي (با رويکرد مديريت بهرهگيري از ابزارهاي مختلف بحران و با اتخاذ سياست يکي به نعل و يکي به ميخ)، عملا تنها راه تأثيرگذاري بر پيونگ يانگ را تا تسليمسازي آمريکاييها در اختيار خود دارد و آن را مديريت ميکند. نکته شگفتانگيز ديگر اينکه کيم با دستيابي به دو ظرفيت موازنهساز (شامل يکي موتور موشکهاي باليستيکي از نوع پ.دي ۲۵۰ اوکرايني و ديگري آزمايش بمبهاي هيدروژني)، بازي جدي خود را از مدار جغرافيايي شبهجزيره کره به دو منطقه لسآنجلس و نيويورک منتقل کرده است و عملا احساس رعب واقعي را از نقطه مخاصمات دو کره به دايره کرهجنوبي و واشنگتن منتقل کرده و درواقع کارد را بر شقيقه امنيت ميهني آمريکا گذاشته است.
بهعبارتي کيم موازنه قوا را به نحو مؤثري به نفع خود ثبت کرده است. اينک در تماسهاي يکطرفه و ملتمسانه ترامپ با شي جين پينگ، رئيسجمهوري چين، آمريکاييها اميدوارند که در قالب قطعنامه جديد شوراي امنيت در روز دوشنبه آتي (ممنوعيت صادرت نفت به کره شمالي، منع واردات منسوجات از پيونگ يانگ، مصادره اموال کيم و اخراج کارمندان کرهشمالي از تمامي کشورهاي جهان) پکن را براي مهار کرهشمالي متقاعد کنند. ترامپ باخوشبيني زائدالوصفي، خبر از همکاري پکن و مسکو را روايت ميکند.
اين درحالي است که پکن و مسکو فقط در حد منع واردات منسوجات کرهشمالي انعطاف به خرج دادهاند و بعيد است آمريکاييها، حرفشان را به کرسي بنشانند. بهاينترتيب عملا ادامه رويه برتري مواضع چين و مسکو در پرونده کرهشمالي ادامه خواهد يافت. بحران کرهشمالي عملا ماهيت چالشسازي و مشکلآفريني خود را براي آمريکا در درجه اول و همزمان در سطح بينالمللي به همراه خواهد داشت. اين روحيه کيم دربرابر ديگر بازيگران بينالمللي، فرصت مناسبي را براي جمهورياسلامي ايران فراهم کرده تا به منظور بهرهگيري از وضعيت پيشآمده دربرابر سياست احتمالي ترامپ، در اکتبر در زمينه برجام بهرهبرداري کند.
به احتمال قوي دولت آمريکا در يک معادله نه لغو و نه تأييد برجام با سياست مرور زمان و احالهسازي غيررسمي به کنگره، زمينه تضعيف برجام را موجب خواهد شد؛ بنابراين در يک جمعبندي مختصر، بحران کره در دو حالت مزبور يا حالت سوم که ترکيبي از نتايج هر دو سناريوی مزبور بوده، به نفع کشورهاي مستقل ازجمله جمهورياسلامي ايران است؛ البته ديلي تلگراف لندن عمدتا متأثر از منابع صهيونيستي گزارشهاي خود را تهيه ميکند و با ارتباط دادن تصنعي ظرفيتهاي کرهشمالي به جمهورياسلامي ايران، درصدد سياهنمايي عليه ايران است که هوشياري تهران در قبال اينگونه رويکردها را ميطلبد.
اکبر قاسمي
- 18
- 2





























